تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران
آرشیو وبلاگ
      خدمات مهندسی کشاورزی دامون(آلوئک) (ارائه نهاده های کشاورزی:کودهای مایع خارجی،کریستالون،کودآهن،سموم دفع آفات نباتی،سمپاش،لوازم آبیاری قطره ای،ابزارآلات کشاورزی و...)
آفت کش ها نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٢٦

آفت کش ها ترکیبات سنتزی یا طبیعی اند که برای کنترل ویا از بین بردن آفات مورد استفاده قرار می گیرند .

آفت کش عبارت است از ترکیب یا مخلوطی از چند ترکیب شیمیایی که برای جلوگیری ، از بین بردن ، دور کردن ویا کاهش دادن جمعیت حشرات ، جوندگان

نمادتها ، قارچ ها ، علف های هرزویا هر نوع از گیاهان آبی ، جانوران و نیز ویروس ها ،باکتری ها و میکروارگانیسم هایی که آفت شناخته می شوند مصرف شود.

آفت کش های بیولوژیک (Bio pesticides) شامل موجوداتی است که برای کنترل آفات به کار می روند .

آفت کش ها همیشه مستقیما باعث مرگ آفت نمی شوند ، بلکه ممکن است وسیله ای برای کشتن آفات باشند (هورمون ها ) ، یا آفات را پراکنده کنند و باعث کاهش جمعیت آنها در محل مورد نظر گردند ( دور کننده ها ) ، یا حتی آفات تیمار شده را نکشند ، بلکه روی نتایج آن اثر بگذارد ( ترکیبات موثر در رشد ) .

آفت کش یا سم ؟

  توجه به این نکته ضروری است که بین آفت کش و سم (Poison ; Toxicant )

تفاوت وجود دارد.

پاراسلسوس (1541-1493) (Paracelsus ) گفته است : همه مواد سم هستند ، هیچ چیزی نیست که سمی نباشد ، تنها دز مصرفی باعث سم بودن یک ترکیب

می شود .

ماده ای که روی موجودات زنده اثر بگذارد لزوما آفت کش نیست . مثلا بسیاری از ترکیبات آلی و معدنی سم هستند ، ولی آفت کش نیستند . اغلب موارد به ویژه در سال های اخیر ، آفت کش ها به گونه ای بر گزیده می شوند که در دزی که برای آفت (هدف) سمی هستند برای انسان ، جانوران اهلی و بند پایان مفید (موجودات غیر هدف) سمی نباشند . بنابراین موادی که در گیاهپزشکی برای کنترل آفات به کار میروند ، آفت کش نامیده می شوند .

حشره کش (Insecticide) - لاروکش (Larvicide) - تخم کش (Ovicide) - کنه کش (Acaricide) - حلزون کش (Mulluscicide) - نماتد کش (Nematicide) - موریانه کش (Termiticide) - جونده کش (Rodenticide) - قارچ کش (Fungicide) - علف کش ((Herbicide - پرنده کش یا دورکننده پرنده (Avicide) و گره های مختلف دیگر.

خواص آفت کش ها

1-    برای آفت مورد نظر بسیار سمی باشد ،‌به نحوی که میزان مصرف آن در سطح کم باشد .

2-    اثرقاطع و سریع روی آفت داشته باشد .

3-    روی انسان و دام و گیاهان و نیز محیط و خاک وآب اثر ناگوار نداشته باشد.

4- برای حشرات مفید مثل زنبورعسل وپارازیتوئیدها و شکارگرها کم خطر باشد . این ویژگی در سال های اخیر بیشتر مورد نوجه قرار گرفته است .

5-    روی مواد خوراکی بو و طعم نا خوشایند نداشته و باقیمانده خطرناک باقی نگذارد .

6- دوام آن برای اثر روی آفت مناسب باشد . یعنی درحدی پایدار باشد که ضمن کنترل آفت ، در محط زیست باقی نماند .

7- کاربرد انتخابی داشته باشد . این موضوع بحث برانگیز است چون اگر یک آفت کش گسترده طیف مصرف شود اکثر جانوران اعم از هدف و غیر هدف از بین میروند .

8-    تحرک آن در محیط زیست کم بوده و دچار آبشویی نشود .

9-    مصرف آن از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد .

مراحل تهیه یک آفت کش

1-    سنتز و تهیه ترکیب درآزمایشگاه .

2-    انتخاب در گلخانه وتعیین فعالیت بیولوژیکی .

3-    انتخاب ترکیب و آزمایش در سطح محدود از مزرعه (Fieldscreening) .

4-    آزمایش دراز مدت در مزرعه به مدت 3 تا 4 سال

5-    ارائه به بازار بر اساس اجازه یا حق استفاده محفوظ (( Patent .

        امروزه ترکیبات جدید ، بر اساس قوانین سخت تری معرفی می شوند به طوری که در سال 1956 ازهر1800 ترکیب جدیدی که سنتز می شد یکی شانس ورود به بازار را داشت ، ولی در سال های اخیرازهر20000 هزار ترکیب یکی پذیرفته شده است . زمان لازم برای طی این مراحل در حدود 10 سال است و در سال های اخیرتا حد اکثر 160 میلیون دلارهزینه تحقیق و تولید یکی ازاین فراورده ها است . آفت کش های جدید کم خطرتر، گران قیمت ترومیزان مصرف آنها در هکتار کمتر از گذشته است .

درایران گرچه صنعت ساخت آفت کش ها از سال  1309درکارخانه شیمیای کرج با تولید ترکیبات معدنی شروع شده ولی پیشرفت چندانی نداشته است . تا سالهای اخیر ماده مؤثری به جز گوگرد داخل ساخته یا تولید نمی شد. اخیراً‌کارخانجاتی اقدام به سنتز حشره کش ها ،‌قارچ کش ها و بعضی از علف کش ها کرده اند . ساخت حشره کش هایی مانند مالاتیون ،‌آمیتراز و پایری پروکسی فن و نیز ترکیبات دیگری مانند مانکوزب و گلایفوزیت شروع شده است . چند سالی تولید انبوه علف کش های بوتاکلر و آلاکلر در مجتمع پتروشیمی اراک صورت می گرفت. کارخانجاتی نیز اقدام به فرمولاسیون سموم با استفاده از ماده مؤثروارداتی  می کنند . مقداری از آفت کش های مصرفی هم به صورت فرموله شده وارد می شوند .

هرکشوری قوانین خاص برای ثبت و مصرف سموم مختلف ، درداخل کشور تدوین کرده است .درایران سازمان حفظ نباتات بنا بر آئین نامه مخصوص خود زیر نظرهیات نظارت بر سموم ، به ترکیبات مختلف اجازه ورود و مصرف درداخل کشور را می دهد . قبل از ورود آفت کش به داخل کشور باید اثر آفت کشی آن به وسیله مرکز تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی و یا سازمان های مسئول دیگر مورد تایید قرا گیرد .

آفت کش هایی که اجازه مصرف در داخل کشور را دارند ، به نام سموم مجاز خوانده می شوند . در سال 1384 حدود 230 آفت کش مجاز و180 تا 190 آفت کش توصیه شده در کشور وجود داشته است . تعداد آفت کش های مجاز کشور از این مقداربیشتربوده و در سال های مختلف متفاوت است . در طی این سال ها حدود 40 تا 70 آفت کش به علل مختلف از جمله مسایل زیست محیطی از لیست آفت کش های مجاز حذف شده اند . فهرست سموم توصیه شده چند سال یکبار توسط سازمان حفظ نباتات منتشر می شود .

نام گذاری آفت کش ها

هر آفت کش معمولا سه نام گوناگون دارد :

یکی از این نام ها نام عمومی (Common name) است . نام عمومی ، نام رسمی است که برای یک ترکیب پیشنهاد و به وسیله ISO (International organization for Standardization) مورد موافقت قرار می گیرد . معمولا در منابع علمی آفت کش به این نام نامیده می شود .

نام تجاری (Trade name) ، نامی است که از طرف سازنده ویا فرمولاتور به آفت کش داده می شود .نام تجارتی معمولا دارای یک علامت   به عنوان علامت ثبت شده است واول آن با حرف بزرگ نوشته می شود .

نام دیگر ، نام شیمیایی است که ساختمان شیمیایی ترکیب را توصیف می کند . این نام بر طبق قوانین خاصی که توسط IUPAC(International Union of Pure and Applied Chemistry) تدوین شده ، نوشته می شود .

نام عمومی : فنیتروتیون Fenitrothion

تاریخچه

مصری ها در1200 سال قبل ازمیلاد شوکران و آقونیطون را می شناختند . هومر سوزاندن گوگرد برای ضد عفونی منازل در1000 سال قبل ازمیلاد سخن گفته است . مارکوپولو در سفرش به سال 1300 میلادی مشاهده کرد که بیماری گری شتر را با روغن ، معالجه می کنند . پاراسلسوس پدر سم شناسی جدید ، جمله معروف خود «دزصحیح یک سم را از یک معالجه کننده (دارو) مشخص می کند» بیان کرد .

تا قبل از سال 1800 میلادی بیشترموادی که در کنترل آفات مورد مصرف قرار می گرفت ترکیبات معدنی ناخالص موادی مثل خاکستر ، دوده و حتی خاک نرم،

قطران ، نفت ، اسانس تربانتین ، کافور ، فلفل و برگ گردو استفاده شدند .

اولین ترکیب گوارشی که علیه حشرات مورد استفاده قرار گرفته احتمالاً ترکیبات آرسنیک است ، در دهه 1860 سبز پاریس که آرسنیت مس بود برای مبارزه با سوسک کلرادو و کرم سیب و سای برگ خواران استفاده می شد . در اوایل سال 1900 فلوئورور سدیم و کریولیت جانشین بعضی از مشتقات آرسنیک شدند .

نخستین حشره کش آلی شناخته شده نیکوتین بوده که در سال 1763 به صوت برگ پودر شده گیاه توتون علیه شته مصرف شد . روتنون (Rotenone) یکی دیگر از ترکیبات طبیعی است که دراواسط سالهای 1800 در اورپا مرسوم بود .

تحول عمده در صنعت شیمیایی کنترل حشرات در سال 1939 با کشف اثر حشره کشی  د.د.ت و چندین ترکیب کلره دیگر آغاز شد . در سال 1946 ترکیبات فسفره در آمریکا معرفی شدند 1951 اولین ترکیب کاربامات وارد بازار شد .

در سال 1962 راشل کارسون کتاب ، بهار خاموش را درباره اثرات زیست محیطی آفت کش ها منتشر کرد درهمین سال کمیسیون کودکس (Codex) توسط سازمان ملل تاسیس شد تا به کشورهای عضو برای مصرف آفت کش ها ووجودباقیمانده ، رهنمود بدهد .

اولین ترکیب پایریتروئیدی سنتزی که در مقابل نور پایدار بود ،‌در سال 1973 معرفی شد . سال 1975 اولین داروی موثر در رشد حشرات ،‌نخستین محار کننده سنتز کیتین در سال 1977 و اولین فرمون برای کنترل کرم سرخ پنبه در سال 1978 به ثبت رسیدند . اولین حشره کش از گروه ایمید ها در سال 1990 معرفی گردید و بالاخره معرفی نخستین محصول فناوری زیستی با اهمیت یعنی گیاه تراریخته ای که خاصیت حشره کشی داشت ،‌در دهه 40 و 50 قرن بیستم ،‌آفت کش های آلی طیف وسیعی معرفی شدند . دهه 60 فن آوری کاربرد آفت کش ها کسترش یافت دهه 80 توسعه پایدار مطرح شد بالاخره دهه 90 ، دهه فراگیر شدن توسعه پایدار بود .

خاطرات و امتیازات مصف سموم در کشاورزی

چرا آفت کش های شیمیایی هنوز مصرف می شوند ؟

مصرف آفت کش ها به عنوان تنها وسیله کنترل ، منجر به پیدایش پدیده هایی مانند مقاومت بعضی از آفات مهم و عوامل بیماری زا در برابر این مواد و عوارض ناخواسته زیست محیطی شده است . عکس العمل دانشمندان و دست اندکاران در برابر این پدیده ها ،‌ طرح برنامه ای بود که درآن تلفیقی از روشهای مختلف کنترل را توصیه می کرد . در این راستا کنترل مطلوب و اقتصادی آفات همراه با عوارض کمتر از طریق مدیریت تلفیقی آفات (IPM) میسر می شود .

استفاده از مواد شیمیایی موث در اکولوژی ( فرمون ها )‌است . تا کنون متجاوز از 1000 فمون جنسی تشخیص داده شده و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه حاصل شده است .

رها سازی نر عقیم

استفاده از گیاهان ترا ریخته مقاوم

نورمن بورلاگ « برای داشتن امنیت غذایی و بهداشت انسانی باید آفت کش ها را در اختیار داشته باشیم ،‌ بدون آنها جمعیت جهان دچار کرسنگی می شود».

اهمیت خسارت آفات

گیاهان در مقابل 80 تا 100 هزار بیماری که بوسیله ویروس ها ، باکتری ها ،‌میکوپلاسماها ، قارچ ها و جلبکها ایجاد می شود ،‌ حساسند . 30000 گونه علف هرز 1800 گونه باعث کاهش شدید میزام محصول می شوند . 3000 گونه نماتد به گیاهان حمله می کنند ،‌که هزار گونه آنها خسارت اقتصادی وارد می کنند . 80000 گونه حشره در حدود 1000 گونه باعث کاهش میزان محصول می شوند .

تقریباً‌یک سوم مواد غذایی جهان در حین داشت ،‌ برداشت و انبار کردن توسط آفات از بین می رود . خسارت ناشی از آفات و بیماری ها و علف های هرز روی هشت نوع محصول کشاورزی ( گندم ، برنج ،‌جو ، ذرت ، سیب زمینی ،‌سویا ،‌پنبه و قهوه ) در جهان 1/42% برآورد شده است ،‌سهم آفات 6/15% ، بیماری ها 3/13% و علفهای هرز 1/13% است .

اثرات آفت کش ها روی موجودات زنده

کلمه سمی (Toxic) از کلمه یونانی Toxikon آمده است و به معنای توانایی برای وارد آوردن آسیب یا مرگ موجود زنده است و سمیت (Toxicity) ، میزان سمی بودن جسم است .

مسمومیت حاد ،‌معمولاً‌وقتی حادث می شود که شخص در معرض یک دز بالا قرار گیرد .

مسمومیت مزمن (Acute Toxicity) در نتیجه تماس طولانی شخص با دز پائین ماده سمی رخ می دهد .

سنجش توانایی هرماده شیمیایی در مسمومیت حاد دز کشنده 50 درصد را معیار قرار داده و با LD50 میزان یا دزی از سم است که اگر یک جمعیت حشره در معرض آن قرار گیرد 50 درصد جمعیت ،‌تلف می شوند و اگر به یک موجود زنده منفرد ( مثلاً یک پستاندار) خورانه شود احتمال مرگ آن موجود 50 درثد خواهد بود LD50را بر حسب mg/kg و یا qg/g ویا ppm بیان می کنند ،‌که مقدار سم را نسبت به وزن موجود زنده نشان می دهد . LD50 از راه خوراندن آفت کش(oral ) ، جذب پوستی (Dermal ) و یا لز راه تنفس (Inhalation ) اندازه گیری شود .

فاکتور دیگری به نام LC50 وجود داردکه غلظت سم را در هوا و یا آبی که جانور درآن وجود دارد وباعث 50 درصد تلفات می شود مشخص می کند .

معمولاً LD50گوارشی هرآفت کش ، برای موش صحرایی ماده به عنوان نشانه سمیت حاد آن ترکیب برای پستانداران شناخته می شود . LD50هر ترکیب بیانگر توانایی آن ترکیب در سمومیت حاد است . آفت کش ها را بر حسب سمیت حاد و بر اساس LD50 آنها دسته بندی می کنند .

جدول 1- دسته بندی آفت کش ها

میزان سمیت

گروه سمیت

LD50 گوارشی برای موش mg/kg

 

 

جامد

مایع

فوق العاده سمی

Ia

≤5

≤20

خیلی سمی

 

50-5

200-20

نسبتاً سمی

Ib

500-50

2000-200

تقریباً سمی

II

≥ 2000

≥ 2001

عملاً غیر سمی

‌III

≥ 2000

≥ 3000

 

فرمولاسیون آفت کش ها

آفت کشبه صورت ماده شیمیایی نسبتاً خالصی که د کارخانه ساخته می شود ، ماده تکنیکال (TC) (Technical material) نام دارد . ماده تکنیکال نسبتاً خالص بوده و حاوی 95 تا 100 درصد ماده موثر (َAI) (Formuiation) است .

فرمولاسیون به مجموعه عملیاتی گفته می شود که روی ماده موثر انجام می دهند تا خواص آفت کش را از نظر انبار کردن ، حمل و نقل کردن ، کاربرد ، موثر بودن ، نفوذ ، پایداری و نیز بهداشت بهبود بخشند . دلیل دیگر فرموله کردن آفت کش ها اینست که در عمل مقدار کمی ماده موثر باید در سطح زیادی پراکنده شود . کلمه فرمولاسیون از نظر تجاری به آخرین مرحله آماده سازی آفت کش در کارخانه اطلاق می شود و شامل مراحل مصرف ، مانند رقیق کردن آفت کش به وسیله آب نمی شود . میزان ماده موثر و نوع فرمولاسیون در روی بر چسب هر بسته نوشته می شود ، درمورد فرمولاسیون های جامد درصد به صورت وزن بر وزن بیان می شود ، در حالی که در فرمولاسیون مایع درصد ، وزن به حجم است . مثلاً فرمولاسیون ٍ‍ٍ‍EC50 دارای 50 گرم ماده موثر در 100 میلی لیتر مایع غلیظ امولسیون شونده است.

1- مایع غلیظ امولسیون شونده(EC) (Emulsifiable Concentrate)

فرمولاسیون در حقیقت یک محلول غلیظ روغنی ، حاوی ماده موثر آفت کش است که به سهولت با آب مخلوط می شود و به صورت ذرات روغن حاوی ماده موثر و معلق در آب در می آید . علت شیری شدن زایلین یک حلال آلی حلقوی است که فرار بوده و در فرمولاسیون EC به کار گرفته می شود . امولسیون اگر خوب تهیه شده باشد باید به مدت چند روز در آب معلق بماند . اگر مایع به دو فاز تبدیل شود ، در اصطلاح می گویند امولسیون شکسته شده است .

بررسی ها نشان داده که نوع و نسبت ماده موثر ، حلال ، امولسیفایر و نحوه فرمولاسیون درپایداری امولسیون در محلول آبی موثرند .

ماده ای که به قطرات روغن کمک می کند تا در آب معلق بماند امولسیون کننده نام دارد .

2- محلول قابل اختلاط با آب یا مایع (Liquid)

این گونه محلول ها با آب مخلوط می شوند . ماده فعال در آب ویا الکل حل می شود . فرمولاسیون مایع شبیه امولسیون است ، ولی در اثر اختلاط با آب مانند امولسیون شیری رنگ نمی شود . این گونه فرمولاسیون را با علامت L و یا SL(Soluble Concentrate) نیز S(Solution) نشان می دهند .

3- محلول روغنی ((oil Solution

این نوع فرمولاسیون بیشتر برای مصارف خانگی تهیه می شود و شامل محلولی از ماده موثر در یک حلال روغنی مثل نفت بی بو است . امشی که سال ها قبل به وسیله شرکت نفت تولید می شد دارای اینچنین فرمولاسیونی بود .

4- گرد(Dust)

گرد یا پودر ، قدیمی ترین نوع فرمولاسیون است که روش مصرف ساده ای دارد گل گوگرد مثال خوبی برای این فرمولاسیون است . معمولاً فرمولاسیون گرد نسبت به فرمولاسیون های دیگر اثر کمتری دارد ، ذرات آفت کش  روی اندام های هوایی گیاه نمی چسبند و بنا براین چندان پایدار نیستند . بعلاوه آن را باید در هوای آرام به کار برد .

5- پودروتابل یا گرد خیسا (WP)

پودر وتابل در اصل گردی است حاوی ماده موثرکه با ماده خیس کننده همراه است . اگر این پودر را به آب اضافه کنند به صورت معلق در آب در می آید. معمولاً ماده موثر را به موادی بی اثر مانند پودر تالک یا خاک رس اضافه کرده و بعد از افزودن ماده خیس کننده ، آن را آسیاب می کنند . حالت تعلیق پودر در آب چندان پایدار نیست .

5- پودر قابل حل درآب (SP)

در پودر قابل حل در آب ، ماده موثر به صورت پودر بسیار نرم با مقدار کمی ماده خیس کننده همراه است . این پودر به آسانی در آب حل شده و یک محلول حقیقی زلال به وجود می آورد . بر خلاف پودر وتابل این محلول احتیاج به هم زدن مداوم ندارد ، چون رسوب نمی کند .

6- سوسپانسیون وارونه

نوعی فرمولاسیون برای کاهش باد بردگی که در آن ماده موثر در کپسول های هم اندازه که پوسته آن بار مثبت دارد محصور شده است . این فرمولاسیون ضمن جلوگیری از تبخیر ماده موثر ، باعث می شود که قطرات بیشتری روی هدف قرار گرفته و پوشش بهتری ایجاد شود .

7- مایع غلیظ روان ریز (FL) (SC)

این نوع فرمولاسیون غلیظ بوده و کرم مانند است . برای این منظور ماده موثر را در یک مایع به صوت معلق در آورده و در موقع مصرف با آب مخلوط می کنند . کار کردن با این نوع فرمولاسیون آسان بوده ودر نازل ها گرفتگی ایجاد نمی کند .

8-فرمولاسیون (ULV)

برای مصارف کشاورزی ، بهداشتی و سم پاشی جنگل ها از این گونه فرمولاسیون استفاده می شود . فرمولاسیون یا ماده موثر مایع است که بعد از سنتز شدن مصرف می شود و یا اگر جامد بود در کمترین حجم از حلال حل شده وبدون رقیق کردن استفاده خواهد شد . این فرمولاسیون را باید به وسیله سم پاش های مخصوص هوایی و یا زمینی که بتواند میزان محلول پاشی را بین 6/0 تا 7/4 لیتر در هکتار تنظیم کند ، به کار برد .

9- گرانول ((G

گرانول ها دانه های ریز با اندازه 1/0 تا 5/2 میلیمتر هستند که حاوی ماده سمی اند . مرکزی گرانول در حقیقت خاک رس ، ماسه ، پوست گردوی نرم شده یا چوب بلال آسیاب شده است ، که ماده موثر روی آن پاشیده و جذب شده است . پلت ( Pellet)نیز مانند گرانول از دانه های ریز تشکیل شده ولی اندازه دانه های آن از گرانول درشت تر است .  

10-فرمولاسیون روان ریز خشک DF  (DryFlowable)

فرمولاسیون روان ریز به نام WDR (Water- Dipersible Granules) هم مرسوم است . این فرمولاسیون شبیه پودر وتابل است. با این اختلاف که ماده مؤثر جذب دانه های گرانول شده که به آسانی با آب مخلوط می شود.

10-            فشنگ تدخینی (Fumigants)

در این فرمولاسیون ماده مؤثر فرار بوده و محیط را پر می کند . یکی از محاسن این نوع فرمولاسیون این است که مولکول های گاز در همه جای محیط پراکنده شده و آفت را از بین می برد و نیز بعد از تهویه ، باقیمانده چندانی در محیط باقی نمی گذارد . این فرمولاسیون باید در جای بسته به کار برود .

11-            افشانه ها (Aerosols)

12-   قوطی های بسته و تحت فشارند که با فشار دادن دکمه ای ذرات سم از آنها وارد فضا می شود. برای ساختن افشانه ها ، ماده مؤثر را در یک حلال فرار مثل اثر نفت حل می کنند و همراه با یک گاز تحت فشار مثل فلوئوروکربن و یا دی اکسید کربن بسته بندی می کنند.

13-            خمیر(Paste)

برای مبارزه با آفاتی که داخل دالان درون شاخه ها و تنه گیاهان زندگی می کنند. مصرف می شود. خمیر دارای یک ماده مؤثر فرار است که معمولاً از طریق فاز بخار آفت را از پای در می آورد.

14-            طعمه مسموم (Baits)

از اختلاط مواد آفت کش با یک ماده جلب کننده آفت ، که ممکن است غذای او هم باشد ، تهیه می شود

15-            فرمولاسیون های آهسته رها  (Slow-Release F ormulations)

این نوع فرمولاسیون تقریباً جدید است . اولین نمونه آن در سال 1963 وارد بازار شد و آن نواری از رزین پلی کلرونیل آغشته به حشره کش دیکلرووس بود ، که ماده سمی را به آهستگی آزاد می کرد و حشرات مجاور را از پای در می آورد.

نوع دیگری از این فرمولاسیون میکروکپسول (Microcapsle) است . سوسپانسیون میکروکپسول شامل دانه های کرئی به ابعاد 20-10 میکرون است. میکروکپسول ذرات آفت کش جامد و یا مایع است ،‌که به وسیله یک لایه نیمه تراوا پوشش داده شده است این فرمولاسیون می تواند اثر خود را در دراز مدت اعمال کند ، به طوری که برای یک آفت کش به خصوص ، عمر این فرمولاسیون دو یا چهار برابر عمر امولسیون آن آفت کش است. سرعت آزاد شدن ماده مؤثر به کلفتی لایه پوشاننده و تراوایی آن بستگی دارد.

16-            بسته های قابل حل در آب WSP(water- Soluble Packet) RTU (Ready To Use)

استفاده از این نوع فرمولاسیون باعث کاهش خطرات حاصل از مخلوط کردن و آماده کردن بعضی از آفت کش های بسیار سمی در موقع سمپاشی است . وزن های معینی از پودر وتابل یا پودر محلول را ، در کیسه های پلاستیکی قابل حل در آب بسته بندی می کنند.وقتی این بسته ها در مخزن سمپاش انداخته شود ، در آب حل شده و محتویات آن  وارد آب می شود .

مواد کمکی آفت کش ها (Adjuvants)

1- پخش کننده ها یا موادی که از نظر کشش سطحی فعالند: این دسته از مواد با کاهش دادن کشش  سطحی موجب می شوند که محلول سم به خوبی با آب مخلوط شده و همچنین پوشش بهتری از قطرات ریز سم روی سطح سمپاشی شده تشکیل شود.

مهمترین گروه های این مواد در زیر شرح داده شده اند :

1-1-  امولسیون کننده ها : موادی هستند که باعث معلق شدن ذرات ریز روغن درآب می شوند . ساده ترین مواد این گروه صابون ها و دتراژن ها می باشند.

1-2-       تثبیت کننده ها : کم کردن اتصال بین ذرات مشابه باعث ثبات بیشتر محلول می شوند .

1-3-       عوامل خیس کننده - پهن کننده ها (Wetting Agents;Spreaders): به موادی گفته می شود که سطح تماس بین قطرات سم و سطح برگ را زیاد می کنند .

این موارد بر اساس بار الکتریکی بخش آبدوست به سه دسته تقسیم می شوند.

ترکیبات آنیونی (Anionic)

این ترکیبات در آب تشکیل یون های منفی می دهند. ترکیبات از نوع سولفات ، فسفات و کاربوکسیلات اند . صابون معمولی از جمله این مواد است . یک نمونه دیگر این ترکیبات الکلی سولفاته با نام تجارتی Dreft است.

این گونه مواد اگرچه به آسانی قابل تهیه اند ولی با یون های مثبت محلول در آب سخت ، داخل واکنش شده و نمک نامحلول می دهند . همچنین در روغن به خوبی حل نمی شوند.

ترکیبات کاتیونی (Cationic)

در آب تشکیل یون های مثبت می دهند . بخش کاتیونی این مواد از نیتروژن چهار ظرفیتی تشکیل شده است . از جمله این ترکیبات ستیل تریمتیل آمونیوم برومارید است.

این ترکیبات گرچه گران است ولی این امتیاز را دارند که به علت دارا بودن بار مثبت در آب سخت تولید نمک نامحلول نمی کنند. این نکته را باید در نظر نداشت که ترکیبات کاتیونی و آنیونی را نمی توان به همراه یکدیگر در یک محلول استفاده کرد. چون باهم داخل واکنش شده و توازن فرمولاسیون را از بین می برند .

ترکیبات غیر یونی (Nonionic)

این ترکیبات فاقد بار الکتریکی بوده و بر خلاف  ترکیبات یونی در روغن به خوبی محلولند . بیشتر این ترکیبات از مشتقات پلی اتیلن اکسید اند .

مواد ممکن است دارای بنیان های آمیدی و استری نیز باشند.

پولی اکسی اتیلن سوربیتول مونر پالیمات از جمله ترکیبات غیر یونی است که به نام Tween  موسوم است.

توازن هیدروفیلیکی لیپوفیلیکی HLB (Hydrophilhc Lipophilhc Balances)   HLB اثر نسبی دو قسمت چربی دوست و آبدوست روی خواص کلی فیزیکی مولکول است.

جدول 2- حدود توازن آبدوستی - چربی دوستی و خواص سورفکتانت های غیر یونی

خواص و مورد مصرف

اندازه HLB

امولسیون وارونه

6-3

عامل خیس کننده

9-7

امولسیون معمولی (روغن در آب )

15-8

دتراژن ها

15-13

حل کننده ها Solublizer

18-15

 

سایر مواد کمکی به شرح زیرند :

2-1-عوامل چسباننده (Sticking Agents) : کازیین - آرد- ژلاتین ،‌ رزین و لاتکس از این گونه موادند.

2-2- مواد ضد کف (Defoaming Agents) : ترکیبات دی متیل پولی سیلوکسان از جمله مواد ضد کف اند.

2-3- مواد اسیدی کننده (Acidifiers) : ترکیبات آلی فسفاتیک اسید از این گروه ترکیبات اند .

2-4- مواد جلب کننده(Attractants (: شکر و ملاس

2-5- مواد غلیظ کننده(Thickeners) : این مواد به منظور پرهیز از باد بردگی قطرات آفت کش است . پولی آکریل آمید ، نمونه ای از این مواد می باشد .

2-6- مرطوب کننده ها (Humectants) : این مواد باعث افزایش زمان بین سمپاشی و تبخیر آب قطرات سم از سطح برگ می شود و در مواردی که نفوذ آفت کش در برگ به زمان بیشتری احتیاج دارد ، به کار گرفته می شود .

2-7- رقیق کننده ها (Diluents) : شامل آب و بعضی از روغن های تصفیه شده اند . رقیق کننده های معمولی شامل آرد سویا ، خاک رس ، بنتونیت و پودر تالکند .

فرمولاسیون آفت کش های بیولژیکی

1-          تثبیت و پایدار کردن عامل بیماری زا یا موجود زنده در پی تولید ، پخش و نگهداری در انبار .

2-          کاربرد به نحوی که در بهترین حالت و وضعیت به هدف (آفت) مورد نظر برسد .

3-    حفاظت در برابر عامل تجزیه کننده و از بین برنده طبیعی و افزایش پایداری آنها بر روی هدف .

4-    تشدید و تقویت فعالیت محصول بیولوژیک روی هدف مورد نظر بهروشهای مختلف از جمله برخورد بین حشره کش بیولوژیکی و آفت به روش گواشی و تماسی

طبقه بندی حشره کش ها

نسل اول حشره کش ها شامل روغن ها ، ترکیباتن گیاهی و مشتقات آرسنیک اند

نسل دوم مانند د.د.ت کاربامات ها ، فسفر ها و پایریتروئیدها تشکیل شده ، که از راه سنتز گسترده و غربال کردن پیدا شده اند .

نسل سوم حشره کش ها شامل ترکیباتی است که سنتز آنها بر اساس ملکولهای موثر در فیزیولوژی ، بیوشیمی و اکولوژی حشرات و تفاوت هایی که بین آفت و حشرات مفید وجود دارد . ترکیبات شبه هورمون جوانی نمونه ای از حشره کش های نسل سوم است . سال های اخیر که فن آوری انتقال ژن توسعه یافته است ، ژن های عامل توکسین به موجودات مورد نظر منتقل می شود . در این روش ترکیبی از بیوتکنولوژی و نوروفیزیولوژی و بیوشیمی حشره مورد استفاده قرار می گیرد ، این محصولات به حشره کش های نسل چهارم موسوم شده اند .

روش دیگر دسته بندی بر اساس چگونگی ورود این ترکیبات به بدن موجودات زنده است ، که به صورت زیر دسته بندی می شوند :

1-    حشره کش های داخلی یا گوارشی ((Stomach Insecticides : باید از راه دستگاه گوارش وارد بدن آفت یا حشره شود،           

2-    حشره کش های تماسی (Contact Insecticides) : این ترکیبات بعد از تماس با آفت از راه پوست به داخل بدن راه می یابند ،

3-    گازهای سمی (Fumigants) : که از راه دستگاه تنفس وارد بدن آفت شده و اثر می کنند.

آفت کش ها را  می توان از نقط نظر چگونگی تأثیر روی حشرات و کنه ها به طریق زیر دسته بندی کرد :

1-    آفت کش های فیزیکی

ترکیباتی هستند که از راه های فیزیکی باعث اختلال در اعمال حیاتی بدن حشرات می شوند. مثلاً روغن های نسبتاً سنگین که برای سمپاشی درختان میوه مورد استفاده قرار می گیرند ، گردهای بی اثر ،‌مثل اسید بریک و سیکاژل ،‌موم پوست حشرات را جذب کرده و باعث می شوند که آب بدن از دست رفته و حشره خشک شود.

2-    آفت کش های پروتوپلاسمسی

موادی هستند که به کلیه آنزیم های  بدن حشره حمله می کنند و باعث رسوب آنها می شوند .ترکیبات جیوه  ،‌اسیدهای قوی و فلزات سنگین مثل کادمیوم و سرب از این دسته اند .

3-    آفت کش های عصبی

این ترکیبات در سیستم عصبی حشره اختلال ایجاد می کنند . حشره کش فسفره ،‌ کلره و کاربامات و غیره از این دسته اند .

4-    مهار کننده های متابولیکی

مهار کننده های متابولیکی موادی هستند که با جذب الکترون تولید انرژی حاصل از اکسیداسیون کاربوهیدرات ها ، لیپیدها و پروتئین ها را مختل می نماید . روتنون ، دی نیتروفنل ها ، کنه کش ها و قارچ کش هایی که مشتقات آلی قلع اند و نیز یون سیانور از این گروه سموم اند .

5-    عوامل آلکیله کننده

 این ترکیبات یک اتم هیدوژن را در یک ترکیب حیاتی با عامل آلکیل جایگزین می کنند. مهم ترین این ترکیبات مشتقات هالوژنه هیدروکربورها مثل متیل بروماید است .

وضعیت مصرف آفت کش ها

حشره کش های گیاهی

(Botanical insecticides )

گیاهان یک دوران تکاملی 400 میلیون ساله را پشت سر گذاشته اند و در این مدت سازوکارهایی همانند تولید مواد دورکننده و حشره کش در آنان تکامل یافته ، تا بتوانند خود را در برابر حشراتی که به آنها حمله می کنند ف حفظ نمایند .

نیکوتین (Nicotine) و ترکیبات مشابه

در حدود سال 1960 میلادی در اروپا از شیره تنباکو برای مبارزه با حشرات مکنده در باغچه ها استفاده می شد . بعدها معلوم شد که ماده فعال شیره تنباکو آلکالوئیدی به نام نیکوتین است . نیکوتین به صورت نمک به میزان 1 تا 8 درصد در گیاه توتون وجود دارد ، تجارت نیکوتین را به نام Black leaf 40 عرضه می کردند ، آنابازین و نورنیکوتین دو ترکیب مشابه این آلکالوئیدند .

نیکوتین بر اساس کربن شماره 2 دارای دو فرم راست گردان و چپ گردان است ، که فرم راست گردان خاصیت حشره کشی کمتری از چپ گردان دارد . نیکوتین روی مهره داران موثر است ، زیرا حالت مولکولی استیل کولین را تقلید می کند و گیرنده های این رابط عصبی را در سیناپس ها اشغال کرده و باعث انقباض ، تشنج و بالاخره مرگ می شود . نیکوتین از راه زبان ف داخل معده و پوست جذب می شود . شستن سطح آلوده بدن به وسیله آب از خطر این ترکیب می کاهد .

نیکوتین به عنوان یک حشره کش تماسی کم دوام در مبارزه شته ، تریپس  ، کرم سیب و مینوز مورد استفاده قرار می گرفته است . دوره کارنس این ترکیب 7 روز است . آزمایش هایی برای استخراج نیکوتین از ضایعات تنباکو انجام شده است و تنباکو خوانسار بیشترین درصد نیکوتین را در میان 8 نمونه از نقاط مختلف ایران داشته است . در همین آزمایش مشخص شد که نیکوتین استخراج شده به عنوان یک ماده ضد عفونی کننده ، برای کاهش جمعیت نماتد در خاک موثر است .

نیکوتینوئیدها (Nicotinoids )

این گروها از حشره کش های سنتزی به نام نیکوتینوئید و ترکیبات کلرونیکوتینیل (Chloronicotinyles) موسومند که مشابه نیکوتین هستند .

ایمیداکلوپرید(Imidacloprid) (Confidor)

درسال 1985 کشف و در 1990 معرفی گردید . حشره کش به صورت تماسی وگوارشی به ویژه برای حشرات مکنده موثر بوده و از راه ریشه و شاخ و برگ و نیز تزریق به ساقه جذب گیاه می شود . ایمیداکلوپرید جذب گیاهچه شده و در گیاه پخش می شود . مصرف این فرمولاسیون برای ضد عفونی بذر چغندر قند باعث کنترل بیش از 90% جمعیت شته سبز هلو روی گیاهچه می شود .

آزمایش هایی که روی گیاه پنبه انجام شده ،‌نشان داده است که این ترکیب روی شته سبز هلو، خرطوم خود را وارد محیط سلول و حتی غده های داخلی گیاهی که محتوی این ترکیب است می نماید ، در حالی که شته جالیز در جستجوی آوند آبکش از تماس خرطوم خود با عدد داخلی گیاه خودداری می کند .

نحوة تأثیر آن ویژه بوده و با اشغال گیرنده های پروتئینی استیل کولین در غشای فیبری سلول عصبی مانع کار عادی آنها شده و حشره را از پا در می آورد .

از ترکیبات مشابه این گروه می توان به استامیپرید ( Acetamiprid) اشاره کرد که به نام تجارتی موسپیلان (Mospilan) موسوم بوده و در حال حاضر برای کنترل مینوز لکه گرد ، پسیل بسته و بعضی آفات دیگر در حال آزمایش است . آزمایش نشان داده که مصرف ایمیداکلوپرید در خاک برای کنترل سفید بالک مؤثرتر از استامیپرید است.در حالی که سمپاشی شاخ و برگ یا استامیپرید اثر بهتری را نشان می دهد .

تیاکلوپراید (Thiacloprid) با نام تجارتی کالیپسو (Calypso) حشره کش دیگری است که برای کنترل سفید بالک مزارع پنبه توصیه شده است . این ترکیب روی سوسک کلرادو هم مؤثر است.

یکی دیگر از ترکیبات این گروه تیامتوکسام (Thiamethoxam) است که با نام تجارتی کروزر ‌(Cruiser) عرضه می شود . فرمولاسیون روان ریز غلیظ آن برای ضد عفونی بذر سیب زمینی علیه ناقلان  بیماری های ویروسی به کار می رود .

پیرترین ها (Pyrethrins)

پیرترین ها به ترکیباتی گفته می شود که در عصارة استخراج شده از گل های گیاهی به نام Pyrethrum cinerariaefolium   وجود دارند .

گل پیرتروم خشک حاوی 1% پیرترین است که به وسیله حلال هایی مثل نفت بی بو و اتیلین دیکلراید استخراج می شود . این گل دارای چهار ترکیب اصلی است ،‌ که همگی خاصیت حشره کشی داشته و به آنها ترکیبات پیرترین گفته می شود . اینها استرهای مربوط به دو الکل Cyclopentenolone  ودو اسید Cyclopropane Carboxylic می باشند . بنابراین ساختمان شیمیایی این ترکیبات به صورت زیر است .

فعال ترین ترکیب ،پیرترین I است که LD50  آن معادل 32/0 میلی گرم بر حشره است ( منظور از حشره در اینجا مگس خانگی است ) LD50  آن برای پستانداران mg/kg 900-584  است.

اهمیت پیرترین به این دلیل است که حشراتی مثل مگس و پشه بر اثر تماس بااین ترکیب طی چند ثانیه به زمین می افتند. (Knock-downeffect ) دیگر اینکه برای پستانداران سمیت بسیار کمی دارد . ولی مشکل اصلی این ترکیب طبیعی برای مبارزه با آفات در مزرعه این است که در مجاورت هوا و نور بسیار ناپایدار است. همچنین در اغلب مواقع حشراتی که در معرض دزهای پایین این ترکیب قرار می گیرند‌، بعد فرو افتادن مجدداً به حال عادی بر می گردند . این است که این ترکیب را با مقدار کمی از یک حشره کش دیگر مخلوط می کنند تا اثر قطعی حاصل شود .

یکی از مشخصات مهم ترکیبات پیرترین رابطه تأثیر آنها با درجه حرارت است ، به این ترتیب که بر خلاف بسیاری از حشره کش ها سمیت پیرترین با کاهش درجه حرارت زیاد می شود . یعنی همبستگی حرارتی منفی (Negative temperature correlation ) دارد .

پایریتروئیدهای مصنوعی (Synthetic pyrethroids)

این ترکیبات ضمن دارا بودن خاصیت حشره کشی یکسان یا برتر نسبت به پیرترین های طبیعی ، این امتیاز را هم داشتند که در مقابل عواملی مثل هوا و نور از پایداری مطلوبی برخوردار بودند .

ترکیب آلترین (Allethrin) سینرژیست ها جمله رزمترین ها (Resmethrin) (پرمترین) به بازار آمد که قابل مصرف درمزارع بود (دلتامترین) که مصرف چند گرم آن در هکتار برای مبارزه با آفات کفایت می کند .

همه ترکیبات جدید در مقابل نور پایدار بوده و شکسته نمی شوند اثر حشره کشی آنها تا حداکثر 10 روز دوام خواهد داشت .

پرمترین (Permethrin)

پرمترین در سال 1973 به وسیله الیوت (M.Elliott) وهمکاران معرفی گردید با نام تجارتی آمپوش (Ambush)

پرمترین یک حشره کش تماسی طیف وسیع است که دوام متوسطی دارد .

علیه برگخوار چغندرقند و مینوز لکه گرد و سایر موارد توصیه می شود.به طورکلی این ماده روی آفات پنبه و درختان میوه و سبزیجات و توتون و غیره مؤثر است.

فنولرات (Fenvalcerate ) نام دارد که از چهار ایزومر تشکیل شده است و به میزان 150-20 گرم ماده خالص در هکتار مؤثر است.

فنولرات یک حشره کش تماسی است که برای انسان و دام تا اندازه ای خطرناک است . (LD50=451 mg/kg ) و به صورت امولسیون 10%‌ موجود است که برای مصرف علیه کنه قرمز اروپایی بر روی درختان میوه توصیه می شود.

بعضی از ترکیبات این گروه عبارتند از : سایپرمترین (Cypermethrin) با نام تجارتی ریپکورد (Ripcord‌‌) و لمبداسای هالوترین (Lambda-Cyhalothion ) با نام تجارتی آیکون (Icon ) . لمبداسای هالوترین یک ترکیب طیف وسیع بوده و آفات زراعی ،‌حشرات خانگی (سوسری ) و حتی پارازیت های خارجی حیوانات اهلی را نیز کنترل می کند .

این آفت کش ها می توانند در سمپاشی های نزدیک به زمان برداشت محصول و نیز کنترل آفات ضمن حمل و انبار کردن محصولات مورد استفاده قرار گیرند. موارد مصرف این ترکیبات عبارتند از مصرف خانگی ، مصرف در باغچه های منازل ، مصارف بهداشتی و نیز بعضی اوقات برای کنترل آفات جنگل نیز استفاده می شوند . ولی عواملی که مصرف آنها را محدود می کنند ،‌ عبارتند از

1-    قیمت آنها در مقایسه با انواع آفت کش ها با اثر مشابه بیشتر است .

2-    چندان فرقی در تأثیر آنها روی حشرات مفید و آفات وجود ندارد ، به علاوه برای ماهی ها بسیار خطرناکند . بعضی از انواع ترکیبات برای زنبور عسل سمیت کمتری دارند .

3-    با مشاهده مقاومت آفات در برابر این دسته از ترکیبات (Group resistance) اهمیت آنها کمتر شده است .

عوامل رجحان پایریتروئیدهای مصنوعی از این قرارند:

1-    اثر ضربه ای سریع که در بعضی از اوقات برای کنترل حشرات ناقل بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد .

2-    خطر کم برای انسان و جانوران خونگرم .

3-    مصرف در هکتار آنها در مقایسه با آفت کش های دیگر بسیار کمتر است.

فراورده های گیاهی چریش

ترکیبات درخت چریش ( Group resistance )

درخت چریش . Azadirachta indica Juss  نوعی زیتون تلخ است که در جنوب ایران هم می روید . از بخش های مختلف درخت چریش حدود 57 ترکیب شیمیایی جدا و شناسایی شده است . ولی مهمترین ماده مؤثر آزادیراکتین است که 90% فعالیت مواد استخراج شده مربوط به آنست و از مغز دانه چریش استخراج می شود . آزادیراختین خالص آلکالوئیدی است ، به صورت پودری که به رنگ زرد متمایل به سبز با بویی همانند گوگرد قابل تشخیص است و فرمول شیمیایی آن C35H44O16 می باشد .

آزادیراختین از نظر ساختمان شبیه هورمون پوست اندازی است و فعالیت هورمون پوست اندازی را در بدن حشره مهار می کند . این ترکیب دارای اثر اشتهابری است و با کاهش زادآوری و تغییر در دگردیسی ، روی حشرات اثر می کند . تغذیه حشره بعد از خوردن چند نانوگرم از این ترکیب متوقف می شود .

آزادیراختین

تأثیر آزادیراختین اغلب گوارشی است و به علت اثرتماسی نسبتاً ضعیف ، روی عنکبوت ها ، کفشدوزک ها و پارازیتوییدها اثر چندانی ندارد و می تواند در کنترل تلفیقی آفات استفاده شود .

پودر مغز دانه مخلوط با دانه های گندم و نخود در کنترل سوسک چهار نقطه ای حبوبات تا حدودی موثر است . فراورده های تجارتی درکنترل کرم برگخوار چغندر exigua Spodoptera توصیه می شود . کنجاله مغز میوه چریش در کنترل پاتوژن های خاکزی ، نظیر نماتدها و قارچ ها موثر است . می توان از ترکیبات چریش در کنار سایر روش های کنترل آفات سود جست .

سایر حشره کش هایی که منشأ گیاهی دارند : روتنون (Rotenone) که از ریشه دو نوع گیاه دریس (Derris) از خانواده بقولات به دست می آید . ریانیا (Ryania)سابادیلا (Sabadilla) که از بذر گیاهی متعلق به خانواده سوسن به دست می آید ، یاد می کرد .

یکی از سموم گیاهی که برای جانوران خونگرم است ، آلکالوییدی به نام استریکنین (LD50=30mg/kg) است که از دانه گیاه Strychnos nox-vomica   استخراج می شود و به صورت سولفات مصرف می شود . این ترکیب علیه خرگوش و سایر جوندگان به کار می رود . استیریکنین عامل فلج ماهیچه ای بوده و باعث توقف تنفس و ضربان قلب خواهد شد .

آفت کش های بیولوژیک

Biological pesticides

موفق ترین آفت کش های بیولوژیکی که به صورت تجاری عرضه شده اند عبارتند از :باسیلوس تورینژینسیس پرمصرف ترین حشره کش بیولوژیکی است ، Bt یک باکتری هوازی گرام مثبت است ، که به طور معمول در طبیعت یافت می شود .

این باکتری در طی اسپردهی کریستال پروتیینی سمی تولید می کند . توکسین های متفاوتی به وسیله نژادهای مختلف باسیلوس تولید می شود . مهم ترین توکسین که دلتا- اندوتوکسین نام دارد .

فرمولاسیون های تجاری که عرضه می شوند حاوی اسپروکریستال است ، که باید به وسیله حشره خورده شود . دستگاه گوارش حشره بعد از خوردن Bt فلج می شود ولی مرگ حشره بعد از چند روز اتفاق می افتد .

سویه کورستاکی (Kurstaki) بیشترین مصرف را دارد و روی بال پولکداران در زراعت های مختلف موثر است . فراورده های دیگری هم برای کنترل دو بالان و سخت بالپوشان عرضه شده است . در ایران پودر وتابل 90% آن (باکتوسپئین- دایپل) علیه برگخوار نارون و ابریشم باف ناجور توصیه شده است ، مصرف در هکتار Bt از حشره کش های شیمیایی کمتر است .

آزمایش نشان داده که برنج واریته طارم مولایی ، حاوی ژن Bt در برابر ساقه خوارهای برنج در مراحل رویشی و زایشی مقاوم بوده و خسارت در گیاهان تراریخته کمتر از شاهد بوده است .

آورمکتین ها ، آنتی بیوتیک های جدید هستند که روی کنه ها ، حشرات و نماتدها موثرند .

این آفت کش ها از ترکیبات پیچیده حلقوی که دارای حلقه های لاکتونی است تشکیل شده اند و حاصل تخمیری است که به وسیله باکتری Streptomyces avermitilis انجام می شود . آورمکتین حدود 8 همولوگ دارد که فعال ترین آن آورمکتین Bla است .

مخلوطی از آورمکتین Bla و Blb در برابر کنه تار عنکبوتی ، مینوز و پسیل گلابی بسیار موثر است وبه نام آبامکتین (Abamectin) خوانده می شود . آبامکتین 8/1% به نسبت 5/0 در هزار برای کنترل کنه نقره ای مرکبات توصیه می شود .

در عمل این حشره کش روی موجودات غیر هدف اثر کمتری دارد چون در طبیعت چندان پایدار نیست و همچنین در برگ های جوان نفوذ دارد و به وسیله این اندام ها جذب می شود . بنابراین حشرات مفید تا حدی حفظ می شوند .

قارچ لکانیسیلیوم لکانی یکی از قارچ های هیفومیست است که دارای جدایه های مختلف است . فراورده تجارتی این قارچ خاصیت انتخابی دارد . ورتالک(Vertalec) روی شته ها و میکوتال (Mycotal) روی سفید بالک ها و تریپس ها مؤثر خواهد بود . برای دستیابی به کنترل مؤثر مصرف چند باره این قارچ توصیه می شود . جدایه ) روی سفید بالک ها و تریپس ها مؤثر خواهد بود . برای دستیابی به کنترل مؤثر مصرف چند باره این قارچ توصیه می شود . جدایه DAOM 198499 که در سال های اخیر شناسایی شده است ، می تواند همزمان رشته ها و سفیدک های سطحی را کنترل کند.

حشره کش های اسپینوسیون (Spinosyns)

خصوصیات باکتری اکتینومایست Saccharopolyspora spinosa  در نمونه های خاک ، در سال 1982 کشف و شناخته شد . مهمترین ترکیب این گروه اسپینوساد است . اسپینوساد متشکل از 2 ترکیب فعال به نام های اسپینوسین A و اسپنوسین D  است که توسط این اکتینومایسیت خاکزی به هنگام تخمیر تولید می شود.

اولین بار در سال 1997 با نام تجارتی Tracer به بازار عرضه شد. اسپینوساد به دو صورت سوسپانسیون غلیظ (SC) و گرانول قابل حل در آب  (WG) فرموله شده است .

اسپینوساد باعث فعال شدن گیرنده استیل کولین می شود ولی محل تأثیر آن با نیکوتین فرق دارد . اثر اسپینوساد در روی گیاه به صورت متوقف شدن تغذیه و در نهایت فلج شدن حشره است ولی حشره مسموم بیش از دو روز روی گیاه باقی می ماند . بنابراین تا حدودی کند اثر می کند .

این حشره کش روی آفات مهمی از جمله کرم غوزه ( Helicoverpa spp) ، انواع کرم برگخوار (Spodoptera spp) ساقه خوار ذرت ، مگس مدیترانه ، انواع تریپس و گونه های مختلف مینوز موثر است . می توان گفت اسپینوساد علیه گونه هایی از راسته های بال پولکداران ، دو بالان ، تریپس ها و همچنین روی برخی گونه های سخت بالپوشان اثر دارد ، ولی روی کنه ها و حشرات مکنده زیاد موثر نیست .

سمیت حشره کش اسپینوساد برای پارازیتوئیدها ، پرداتورها و نیز زنبور عسل در مقایسه با سایپرمترین 10 تا 1000 برابر کمتر است . از این رو می توان از اسپینوساد به عنوان دوست طبیعت نام برد . از دیگر امتیازات حشره کش اسپینوساد ، پایداری کم آن در طبیعت ، آبشویی کم و در نتیجه راهیابی کمتر به   آب های زیرزمینی ، غیر رسمی بودن نسبی آن برای پستانداران ، پرندگان و سمیت کم برای ماهی ها است .

روغن ها و حشره کش های معدنی

Inorganic insecticides

روغن ها به عنوان حشره کش ، تخم کش ، علف کش و یا ماده حامل امولسیفیان و همچنین حلال آفت کش ها در کنترل آفات به کار گرفته شده اند . مصرف روغن ها از زمان های قدیم معمول بوده است . بعضی از روغن ها مانند مشتقات ذغال سنگ ، به علت دارا بودن هیدروکربورهای آروماتیکی خاصیت گیاه سوزی دارند . روغن های غیر اشباع نفتی هم این خاصیت را دارند.

اگر هیدروکربورهای غیر اشباع را از روغن های نفتی جدا کرده و فراورده هایی به دست آورند که درجه تقطیر و ویسکوزیته معینی داشته باشد ،در این صورت می توان این روغن ها را روی گیاهان به کار برد . بیشتر روغن هایی که در کنترل آفات به کار می روند از مشتقات نفتی هستند . گاهی خصوصیات روغن ها را بر حسب جرم مولکولی آنها نیز بیان می کنند . روغن های بسیار سبک ، خاصیت حشره کشی چندانی نخواهد داشت . به عکس در صورتی که از ملکول های روغنی سنگین استفاده شود علاوه بر آفت ، گیاه میزان هم صدمه خواهد دید . این است که دسته ای از هیدروکربورها برای مبارزه با آفات روی گیاهان به کار گرفته می شوند که نقطه جوش آنها دقیقاً کنترل شده و اغلب از هیدروکربورهای پارافینی (اشباع) تشکیل شده باشند . روغن هایی که متوسط جرم آنها 290 تا 330 باشد ، مناسبند .

خلوص روغن از نظر وجود هیدروکربورهای غیراشباع را ، با درجه سولفوناسیون نشان می دهند . اگر درجه سولفوناسیون روغن 100 باشد ، یعنی صد در صد از هیدروکربورهای اشباع (UR) (Unsulfonated residue) تشکیل شده است . بنابراین هر چقدر درجه سولفوناسیون از 100 کمتر باشد ، میزان هیدروکربنهای غیر اشباع بیشتر است . روغن هایی با درجه سولفوناسیون 100-85برای سمپاشی تابستانه و روغن هایی با درجه سولفوناسیون 75-65 برای سمپاشی زمستانه مناسبنند .روغن هایی که در تابستان به کار می روند (Summer oils )تصفیه شده بوده و روی شاخ و برگ مصرف می شوند . سمیت این روغن ها کمتر از روغن های زمستانی است ، ولی برای کنترل کنه و شپشک روی درختان مرکبات مفید است . روغن های زمستانی (Dormant oils) کمتر تصفیه شده اند ولی در اواخر زمستان که گیاه فاقد برگ است مصرف می شوند . این روغن ها شپشک ها و تخم شته و کنه را روی شاخه و تنه درختان از بین می برند . روغن ها از جمله سموم فیزیکی اند(Physical toxicants) . روغن ها از طریق به هم زدن ساختمان می شوند . روغن ها بعد از پاشیده شدن به صورت یک لایه نازک تمام بدن حشره را احاطه کرده و از ورود هوا به داخل بدن حشره جلوگیری می کنند. همچنین با انحلال قشر مومی جلد باعث می شود که حشره به وسیله نیروی کشش سطحی آب گرفتار شود . این گونه خواص روغن ها در روش مبارزه با لاروپشه ، با پهن کردن یک لایه نازک روغن روی سطح آب استفاده می شود.

در موارد زیر از روغن برای کنترل آفات استفاده  می شود .                         

1-    برای سمپاشی تابستانی بر ضد شپشک آرد آلود ، سپردارها و شته ها .

2-    برای سمپاشی زمستانی بر ضد شپشک های گیاهی ، کنه های گیاهی ، تخم تعدادی از حشرات و بعضی لاروهای زمستانی .

3-    بر ضد انگل های خارجی مانند کک ، شپش و کنه ها .

4-    به عنوان حامل و حلال حشره کش ها .

5-     برای مخلوط کر دن با امولسیون بعضی از حشره کش ها مانند ترکیبات فسفره ( امولسیون روغنی ) به منظور بالا بردن اثر حشره کشی آنها .

فرمولاسیون ولک و سیترول انواع تجارتی روغنند. برای سمپاشی زمستانی

یکی از فرمول های توصیه شده این گونه است .

روغن امولسیون شونده                     1 لیتر

امولسیون دیازینون 60%                   100 میلی لیتر

آب                                                 100 لیتر

می توان به جای دیازینون از اتیون 47% به نسبت 5/1 در هزار نیز استفاده کرد. باید توجه داشت که میوه های هسته دار و نیز مرکبات تا اندازه ای نسبت به روغن حساسند .

روغن ها نسبت به حشره کش های دیگر مزایای متعددی دارند ،‌کم خطر بودن آنها به طوری که روی محصولات سمپاشی شده ، باقیمانده خطرناک بر جای نمی گذارند . عدم بروز مقاومت در حشرات و کنه های گیاهی در مقابل روغن است وبه اقتصادی بودن مبارزه به وسیله روغن ها اشاره کرد با یک سمپاشی با محلول یک درصد روغن در محله شکوفه دهی ، کنه سرخ اروپایی کنترل می شود .

به طور کلی در مورد کاربرد روغن ها باید احتیاطاتی را رعایت کرد که مهم ترین آن عبارتند از:

1-    در بهار و تابستان باید قبل از سمپاشی با روغن ، درختان را آبیاری کرد ،

2-    سه هفته قبل و بعد از سمپاشی با روغن از کاربرد گوگرد روی گیاه باید خودداری نمود ،

3-    اگر روغن با سم همراه است باید مسایل احتیاط های مربوط به سم رعایت شود .

حشره کش های معدنی (Inorganic insecticides )

حشره کش های معدنی ترکیباتی هستند که اتم کربن در مولکول آنها وجود ندارد . گرچه این حشره کش ها اکثراً  منسوخ شده اند ولی به لحاظ اهمیت تاریخی قابل ذکر اند.

از مهم ترین ترکیبات معدنی که خاصیت آفت کشی دارندمی توان به مشتقات آرسینک جیوه تالیوم ، بر ، اتیموآن ،‌سلینوم و فلوئور اشاره کرد.

املاح آرسینکی نظیر آرسینت مس ( سبز پاریس ) و آرسنات سرب (AsO4 Hpb ) و آرسنات کلسیم .

از ترکیبات تالیوم می توان به سولفات تالیوم اشاره کرد که برای مبارزه با مورچه

مهم ترین مشتق فلوئور کریولیت (Cyrolite )  Na3 Alf 6 ،‌ سیلیکاژل و اکسید آلومینیوم اند

پودر سیلیس ،‌اسید بوریک (H3Bo4 ) از جمله ترکیبات معدنی است که علیه سوسری مصرف می شود .

طعمه مسموم حاوی براکس یکی از قدیمی ترین حشره کش های گوگرد است . پولی سولفور کلسیم یکی از مشتقات مهم این عنصر است که محلول کالیفرنی هم خوانده می شود . اگر آهک زنده را به نسبت یک کیلو گرم همراه با دو کیلو گرم گوگرد و هفده لیتر آب به آرامی بجوشانند ، محلولی به رنگ قرمز گیلاسی به دست می آید ، که بعد از صاف کردن در ظرف سربسته نگهداری می کنند . ماده مؤثر این محلول پلی سولفور کلسیم (CaSn ‌) است که در مجاورت اکسیژن و انیدریک کربنیک ، ذرات ریز گوگرد را آزاد می کند . این محلول در قدیم علیه کنه و شپشک های مرکبات ( به نسبت 4%‌ در تابستان و 6% در زمستان ) و همچنین شپشک زیتون به کار برده می شد .

آلومینیوم فسفاید و منیزیم فسفاید از دیگر ترکیبات معدنی هستند .

آلومینیوم فسفاید (AIP‌) در مجاورت بخار آب گاز فسفین (PH3 ) آزاد می کند.  این ترکیب برای کنترل آفات انباری در بسته ها و توده های غلات به ویژه برنج به کار می رود . آلومینیم فسفاید به صورت قرص فوستوکسین (Phostoxin) و دانه عرضه می شود . هر قرص آن حدود 3 گرم وزن دارد و یک گرم گاز فسفین آزاد می کند . در مواردی روی قرص یک لایه پرافین کشیده شده است تا آزاد سازی فسفین به کندی صورت گیرد . اگر دما کمتر از 10درجه سانتیگراد و رطوبت کمتر از 25درصد باشد ، کاربرد آن توصیه نمی شود . معمولاً برای گازدهی یک تن گندم ، در یک انبار فلزی در 20درجه حرارت به 6-4 عدد قرص احتیاج است ، که به مدت 7 روز در انبار در بسته باقی بماند .

یکی دیگر از ترکیبات معدنی فسفر دو زنگ (P2Zn3) نام دارد ، که برای پستانداران سمیت زیادی دارد . فسفر دو زنگ بیشتر به عنوان جونده کش مصرف دارد ، ولی در گذشته همراه با خرده برنج به عنوان طعمه مسموم برای آبدزدک توصیه می شده است . شرح بیشتر این ترکیبات دربخش جونده کش ها خواهد آمد .

ترکیبات فسفره

Organophosphorus compounds

این دسته از ترکیبات بالاترین مصرف را در بین گروه های مختلف حشره کش دارند . سال 1937 ترکیبات اولیه ای که به وسیله شرادر (Schrader) دانشمند آلمانی تهیه شد گازهای سمی نظیر تابون (Tabun) و سارین (Sarin) بودند که به علت سمیت زیاد برای انسان هرگز به عنوان حشره کش مرف نشدند . ترکیب شرادان از نظر تاریخی اولینترکیب فسفره ای است که به عنوان یک حشره کش سیستمیک شناخته شده .

حشره کش های فسفره دو خاصیت عمده دارند : اول اینکه برای پستانداران از بعضی از حشره کش های دیگر نظیر ترکیبات کلره سمی ترند و دوم اینکه از نظر شیمیایی چندان پایدار نبوده و برای مدت زیادی در طبیعت باقی نمی مانند و حشره کش های کلره که طی چند ماه یاچند سال تجزیه می شوند ، این ترکیبات برای شکسته شدن به چند ساعت یا چند روز نیاز دارند و این خود برای این دسته از حشره کش ها یک برتری محسوب می شود .

حشره کش های فسفره را می توان با فرمول کلی زیر نشان داد :

X گروه ترک کننده (Leaving group) نام دارد که ممکن است از دسته آلیفاتیک ، هوموسیکلیک و یا هتروسیکلیک باشد . به علاوه فسفر همیشه مستقیم به کربن وصل نمی شود . بلکه ممکن است از طریق اکسیژن و یا گوگرد متصل گردد . بنابراین در این قسمت ملکول اتصالات از نوع P-Cو یا P-OX ویا P-SXخواهد بود .

ملکول های ترکیبات فسفره پیوند های مختلف را در ساختمان شیمیایی ، برای حمله آنزیم های حشرات در اختیار می گذارند ، بنابراین خطر از دست دادن حساسیت یا تحمل یک آفت نسبت به کلیه سموم فسفره را که منجر به مقاومت گروهی می شود و حاصل مکانیسم مشابه آنهاست ، کاهش می دهد . در مثال زیر نقاط مختلف ساختمان شیمیا یی یک ترکیب که مورد حمله قرار می گیرد ، مشخص شده است .

چگونگی ایجاد مسمومیت به وسیله سموم فسفره

حشره کش های فسفره شباهت ساختمانی با سوبسترای طبیعی کولین استراز یعنی استیل کولین دارند و این آنزیم را مهار کرده و باعث می شوند که نتواند شیار عصبی را از وجود استیل کولین پاک کند و بنابراین عمل مخابره پیام مختل می گردد . در نتیجه ماهیچه های مربوط که منقبض شده که در نهایت این حالت به فلج و مرگ منتهی می گردد .

یکی از مهم ترین روش های تشخیص مسمومیت با سموم فسفره در انسان، به خصوص در مسمومیت های مزمن اندازه گیری مقدار کولین استراز خون است . هر چه مقدار آن از سطح نرمال کمتر باشد دلیل بر نبود ویا کمبود کولین استراز است .

ذکر این نکته ضروری است که کولین استراز خون معرفی از کولین استراز مغز و اعصاب است که در زمان زنده بودن جانور قابل اندازه گیری نیست . پس با اندازه گیری کولین استراز گلبول های قرمز خون به تغییرات آن پی می برند .

اگر مسمومیت با سموم فسفره منجر به مرگ نشود مقدار کولین استراز خون و بدن در فاصله کمی از محل اصلی پخش شوند ،‌ تا جایی از سطح بالایی برگ به سطح پائینی آن برسند (Trensleminar‌).

این ترکیبات شامل خانواده های زیرند :

1-    خانواده پاراتیون

      پاراتیون ، متیل پاراتیون ، فنیتروتیون و پروفنوس ، دارای اهمیتند .

   پاراتیون (parathion )

   حشره کشی آن بسیار شدید است و شدت تأثیر آن به سه عامل مهم زمان ،‌دز مصرفی و درجه حرارت محیط بستگی دارد .

پاراتیون با نام فولیدول (Folidol ) در ایران مصرف می شده ، ولی چندین سال است که مصرف آن به علت سمیت زیاد برای انسان و حیوانات اهلی متوقف گردیده است . این حشره کش برای مبارزه با شته ها به خصوص آنهایی که پیچیدگی در برگ ها ایجاد می کنند ، بسیار مناسب بود . پاراتیون به جمعیت حشرات مفید به خصوص زنبور عسل تلفات شدیدی وارد می آورد .

متیل پاراتیون (Methy parathion )

این ترکیب به علت سمیت کمتر برای انسان و دام و نیز طیف اثر وسیع تر مفیدتر از پاراتیون می باشد . متیل پاراتیون در گذشته به صورت امولسیون بر ضد آفات پنبه در ایران مصرف می شده است .

فنیتروتیون (Fenitrothion ) (Sumithion )

فنیتروتیون  برای آفات مکنده مثل شته ، سن ، کنه و پسیل به سمیت زیاد دارد .

وقتی روی گیاه پاشیده می شود به سرعت به داخل گیاه نفوذ می کند (بیش از 50 درصد در مدت 24 ساعت ) ولی در طول آندوها انتقال نمی یابد . دوره پیش برداشت این حشره کش 20روز توصیه شده است . دوره پیش برداشت  یا دوره کارنس زمان بین آخرین سمپاشی و برداشت محصول است ، که با گذشت آن مقدار آفت کش موجود در محصول به پایین تر از حداکثر باقیمانده مجاز (MRL ) خواهد رسید .

علت سمیت کم این ترکیب برای انسان شکسته شدن پیوند 3P-OCH است ، که در پستانداران پنج برابر سریع تر از حشرات صورت می گیرد .

تحقیقات نشان داده است که بعضی از حشرات مثل سن گندم نسبت به این ترکیب بسیار حساسند (LD50=0.5mg/kg ) ، بنابراین به عنوان ترکیب انتخابی شناخته شده است .

مصرف عمده این ترکیب در ایران برای مبارزه با سن گندم در سطح تقریبی یک میلیون هکتار است .

پروفنوفوس (Profenofos ) (Curacron )

این ترکیب در سال 1975 به وسیله شرکت سیبا- گایگی به عنوان یک حشره کش طیف وسیع برای مبارزه با آفات جونده و مکنده موثر است . نسبت 5/2 لیتر در هکتار ، علیه کرم غوزه مصرف می شود و محلول یک در هزار آن برای کنترل تریپس پیاز توصیه می شود .

فنتیون (Fenthion ) (Lebaycid )

حشره کشی تماسی گوارشی با اثرات نفوذی پایدار است و برای دفع اغلب مگس های زیان آور مانند مگس چغندر ، مگس میوه ، مگس زیتون و مگس خانگی به کار می رود .

2- خانواده دیازینون

ترکیبات این خانواده دارای اثر تماسی بوده و نسبتاً پایدارند . ترک کننده این آفت کش ها از نوع هتروسیکل است .

دیازینون (Diazinon )(Basudin )

دیازینون یک ترکیب فسفره تماسی است که هم در خاک و هم روی اندام هوایی گیاهان مصرف می شود .

دیازینون یک حشره کش طیف وسیع بوده وعلیه حشرات خانگی و آفات باغ ، گیاهان زینتی ، حیوانات دست اموز و حتی پشه ومگس در اصطبل ها مورد استفادهاست . برای مبارزه با آفات درختان میوه مانند کنه ها ، شته ها ، کرم گوجه ، کرم سیب ، کرم گلابی ، مگس گیلاس و پسیل گلابی 1 تا 5/1 کیلو پودر قابل تعلیق دیازینون 40% در هزار لیتر آب مصرف می شود . همین محلول برای سمپاشی عمومی پارک ها مورد استفاده قرار می گیرد .

گرانول دیازینون از سال 1355 در مبارزه با کرم ساقه خوار برنج در شمال ایران مصرف می شود . میزان مصرف آن علیه کرم ساقه خوار نسل اول 15 کیلو گرانول 10% و یا 30کیلو 5% بعد از نیمه خرداد است . برای نسل دوم گرانول 5% را به میزان 40-30 کیلو در اواخر تیر یا اوایل مرداد مصرف می کنند . گرانول بعد از پاشیده شدن در آب شکفته شده و دیازینون وارد آب می شود .

آزمایش نشان داده که گرانول دیازینون 10% به نسبت 20 کیلو در هکتار ، کرم سفید ریشه را بهتر از کاربوفوران ، لیندین و کلرپایریفوس کنترل می کند .

آزینفوس متیل (Azinphos-methyl ) (Gusathion )

حشره کش طیف وسیع با اثرات تماسی و گوارشی است . این ترکیب برای انسان و دام بسیار خطرناک وسمی است این حشره کش روی کنه های نباتی بسیار موثر است و بنابراین می توان در بسیاری از موارد آن بدون تشویش از افزایش جمعیت کنه ها به کار برد . مصرف ان در کشور ما علیه آفات درختان میوه است . برای مبارزه با کرم سیب و کنه های درختان میوه از پودر قابل تعلیق 20% به نسبت 2 در هزار مصرف می شود . یکی از آفاتی که نسبت به این سم حساسیت دارد و به خوبی دفع می شود کرم خاردار پنبه Earias insulama است . آزینفوس متیل را همراه با روغن ، برای دفع شپشک های مرکبات مقاوم به سایر سموم فسفره به کار می برند . آزینفوس همچنین به نسبت 5/1 در هزار همراه با روغن 1% برای کنترل پسیل زیتون زمستان گذران در نیمه دوم اسفند توصیه می شود . چون دوام این حشره کش به نسبتزیاد است از به کار بردن آن روی سبزیجات و میوه های زودرس باید خودداری کرد .

کلرپایریفوس (Chlorpyrifos ) (Dursban )

کلرپایریفوس یک حشره کش طیف وسیع است که اثر تماسی- گوارشی و تدخینی دارد. این ترکیب در خاک و همچنین روی اندام های هوایی کیاه به کار می رود . فعالیت آن در خاک حدود 2 تا 4 ماه دوام دارد . اثر تدخینی آن خوب است ، به طوری که از طریق فاز بخار از محل مصرف شده در خاک به نقاط همجوار منتقل می شود .

کلرپایریفوس نسبتاً برای انسان و حیوانات کم خطر بوده و در بعضی کشورها مصرف زیادی علیه حشرات خانگی مثل سوسری داشته است . درعین حال مصرف این حشره کش در نواحی مسکونی و روی بعضی از گیاهان از جمله گوجه فرنگی ممنوع شده است .

اتریمفوس (Etrimfos ) (Ekamet )

یک ترکیب طیف وسیع غیرسیستمیک با اثرات تماسی و گوارشی است .

به مقدار یک لیتر در هکتار ، علیه آفات راسته بال پولکداران ، سخت بالپوشان و دوبالان توصیه می شود .

50% این حشره کش به میزان یک لیتر در هکتار علیه کرم آلو و به میزان 2 لیتر در هکتار ، علیه برگخوارها مصرف می شود .

پیریمیفوس متیل (Pirimiphos-methyl ) (Actellic )

حشره کشی است که از راه های تماسی ،‌گوارشی و تنفسی بر روی عده زیادی از حشرات و کنه ها ی مضر برای گیاهان ، اثر می کند .

تعداد زیادی از حشرات مکنده ، از جمله شته ها ،‌سفید بالک ها ،‌شپشک ها ، زنجرک ها و سن ها ،‌از سخت بالپوشان : سوسک ها و سرخرطومی ها ،‌از پروانه ها:لاروهای شب پره ها و روزپرک ها همچنین لاروهای پروانه هایی که به داخل چوب حمله می کنند ( کرم خراط ) انواع تریپس ها ،‌راست بالان ( ملخ های مهاجر و بومی ) ، نسبت به این  ترکیب حساسیت نشان می دهند .

در صورتی که روی درختان میوه و نیز سبزیجات مصرف می شود دوره پیش برداشت آن دو هفته خواهد بود .

این ترکیب فشار بخاری معادل  mmHg4- 10 در حرارت 20 درجه سانتی گراد دارد ، بنابراین به عنوان یک حشره کش تدخینی در انبارها مصرف می شود . عده زیادی از آفات انباری از جمله حشرات مقاوم به حشره کش های دیگر، نسبت به این ترکیب حساسیت دارند . در سیلوها و انبارها علاوه بر این که آفات را کنترل می کند تا چند ماه هم از آلوده شدن مجدد محصولات و مواد انبار شده به آفات جلوگیری می کند .

فوزالون (Phosalone) (Zolone )

فوزالون ترکیبی است که خاصیت حشره کشی و کنه کشی دارد و از راه تماس و گوارش روی آفات اثر می گذارد . این حشره کش سیستمیک نیست ، ولی درون لایه کوتیکولی گیاهان نفوذ کرده ودر کوتیکول برگ و پوست میوه جمع می شود. اما به هر حال داخل گیاه انتقال نمی یابد .

فوزالون به صورت امولسیون 35% عرضه می شود . این آفت کش روی شته ها ، شپشک ها ، پسیل ها ، لارو پروانه ها و سخت بالپوشان مؤثر است  .

فاصله بین آخرین سمپاشی  و برداشت محصول باید حداقل 15 تا 20 روز باشد . فوزالون به نسبت 2 لیتر در هکتار برای کنترل سرخرطومی یونجه به کار می رود . محلول فوزالون با گوگرد و تابل سازگاری ندارد .

متیداتیون (Methidathion ) (Supracide )

این ترکیب حشره کشی است که خاصیت کنه کشی هم دارد . اثر آن از راه گوارش و تماس نیز از راه تنفس دارای نفوذ عمقی در بافت های گیاهی است . در مورد حشراتی برگ های گیاه را به دور خود پیچیده و در حفاظ زندگی می کنند ،‌ بسیار مؤثر است . چند سالی است که نام آن در فهرست سموم توصیه شده نمی باشد .

2-    خانواده مالاتیون

مالاتیون ( Malathion )

مالاتیون یکی از قدیمی ترین و پرمصرف ترین حشره کش های فسفره می باشد این ترکیب اکثر سبزیجات و نیز درختان میوه مصرف می شود .

گیاهان خانواده کدوییان بدان حساسند. باقیمانده این حشره کش بعد از سمپاشی در سطح گیاه به سرعت از طریق واکنش های شیمیایی و آنزیمی و نیز تبخیر کاهش می یابد. اولین حشره کش تماسی طیف وسیع است که سمیت کمی برای پستانداران دارد و بنابراین دارای اثر انتخابی (Selective Action‌) است. اثر انتخابی این ترکیب به علت فعال شدن متابولیکی آن در بدن حشرات است.

مالاتیون به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 57% عرضه می شود و علیه شته ، تریپس و کنه مصرف دارد. برای مبارزه با آفت سبزی و جالیز به نسبت 2 لیتر در هکتار  سمپاشی می شود. مصرف دیگر مالاتیون در بهداشت ،‌برای مبارزه با پشه و مگس می باشد .

فنتوآت (Phenthoate ) (Elasan‌)‌(Cidial )

فنتوآت یک ترکیب تماسی گوارشی است که دوام کافی روی گیاهان دارد . روی عده ای از حشرات به خصوص لارو پروانه ها اثر خوبی دارد و ترکیبی  است که برای دفع حشرات مکنده مانند شته ها و سپردارها (شپشک ها ) و پسیل ها نیز مؤثر است . چون ترکیبی پایدار است ، فاصله بین آخرین سمپاشی و برداشت محصول باید حداقل 20 روز باشد .

اتیون (Ethion )

اتیون ترکیبی است که هم خاصیت حشره کشی و هم کنه کشی دارد و خاصیت آفت کشی آن مخصوصاً وقتی با روغن مخلوط گردد تقویت خواهد شد و قادر است شپشک ها و نیز تخم حشرات را از بین ببرد.

این حشره کش به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 47% موجود است و به نسبت 5/1 تا 2 در هزار برای مبارزه با شپشک ها و سپردارهای درختان میوه و مرکبات مصرف می شود. این ترکیب روی بعضی از ارقام سیب ایجاد گیاهسوزی می کند .

ترکیبات تماسی با پایداری کم

حلالیت این دسته از حشره کش ها و نیز عدم پایداری آنها در محیط آبی باعث می شود که این ترکیبات در محیط های بیولولوژیکی دوام چندانی نداشته باشند. اثر حشره کشی آنها فوری و تنها از راه تماس با حشره است . این دسته از آفت کش ها احتیاج به فعال شدن ندارند و مستقیماً می توانند به محل تأثیر حمله کنند . بنابراین اثر انتخابی نداشته و روی انواع مختلف حشرات یکسان اثر می کنند . این گروه شامل ترکگیبات زیرند:

تترااتیل پیروفسفات (Tepp‌) (Tetraethylpyrophosphate )

این حشره کش در آب به سرعت هیدرولیز و تجزیه می شود. بنابراین پس از آنکه در آب رقیق شد باید بلافاصله پاشیده شود و اگر محلول رقیق شده را مدتی نگهدارند خواص حشره کشی خود را از دست می دهد . این ترکیب در گذشته علیه شته و کنه استفاده می شد ولی مصرف آن در ایران ، اکنون منسوخ شده است .

یکی دیگر از سموم این گروه موینفوس (Mevinphos (Phosdrin) ) از لیست آفت کش های مصرفی در ایران حذف شده است .

ترکیبات فسفره سیستمیک

حشره کش های این گروه چربی دوست هستند ولی در عین حال در آب هم حل می شوند  و به طور کلی از ترکیبات فسفره گروه های قبل حلالیت بیشتری در آب دارند . خاصیت لیپوفیل بودن به آنها اجازة گذشتن از قشر مومی برگ را می دهد و خاصیت حل شدن در آب سبب می شود که این گونه ترکیبات در شیرة خام یا پرورده گیاه سمپاشی شده ،‌ به جریان بیفتند .

وقتی درباره آفت کش های سیستمیک صحبت می شود باید اندکی دقت کرد ./ کلمه سیستمیک این معنی را نمی دهد که آفت کش تنها از راه برگ به خوبی جذب شده و انتقال می یابد . بلکه آفت کش علاوه بر برگ می تواند از راه  ریشه و میوه و گاهی ساقه هم جذب شود.

دیگر کاربرد کلمه سیستمیک برای آفت کش های مختلف است ، در مورد حشره کش هاانتظار بر این است که یک ترکیب سیستمیک بتواند در شیره پرورده جریان پیدا کند و مثلاً وارد بدن حشره مکنده ای مانند شته شود . در مورد علف کش ها هم ترکیب بتید بتواند از راه برگ جذب شده و به ریشه برود و علف هرز چند ساله را کنترل کند . در حالی که بیشتر قارچ کش های ی که به عنوان سیستمیک شناخته می شوند قادر نیستند در شیره پرورده حرکت کنند و تنها معدودی از آنها وارد آوند آبکش می شوند .

شرط اصلی سیستمیک بودن ترکیبات از راه برگ ، دارا بودن توازن مناسبی بین چربی دوستی و آبدوستی است .

لاروها و سایر حشرات برگخوار به وسیله این حشره کش ها کنترل نمی شوند . چون مقدار کافی از شیره گیاهی که حاوی دز کشنده باشد ، وارد بدن آنها نمی گردد .

ترکیبات سیستمیک دارای چندین امتیازند :

-                                            اثر حشره کشی این ترکیبات با شسته شدن برگ به وسیله باران از بین نمی رود .

-                                            تحرک این مواد از طریق شیره گیاهی باعث می شود که نقاط سمپاشی نشده گیاه هم از تعرض آفت مصون بماند .

-                                            این ترکیبات اغلب به نقاط در حال رشد گیاه و مریستم انتهایی که برای رشد گیاه حیاتی است منتقل شده و آنها را در برابر آفات حفظ می کند و حتی اندام های گیاهی و سرشاخه هایی که در زمان سمپاشی شکل نگرفته اند نیز مصون می دارد .

-        پایداری آنها در حدود چند روز تا چند هفته است بنابراین به فواصل زمانی بعد از سمپاشی نیز قادر به کنترل آفاتند .

-        چون این ترکیبات دارای خاصیت تماسی ضعیفی هستند ، بنابراین حشرات مفید حتی اگر مورد اصابت قطرات آفت کش قرار گیرند از پا در نمی آیند . این موضوع از خطر طغیان آفات که در بیشتر مواقع به علت از پا در آوردن همزمان آفت و حشرات مفید است ، می کاهد ف ضعیف بودن خاصیت تماسی این حشره کش ها از این اصل سرچشمه می گیرد که بیشتر این ترکیبات بعد از ورود به درون گیاه تحت تأثیر متابولیسم داخلی ، فعال شده و توانایی اصلی حشره کشی و تحرک خود را پیدا می کنند .

-        حشره کش های سیستمیک علیه آفات مکنده مثل شته ها و کنه ها موثرند . همچنین علیه ناقلان عوامل بیماریزا نیز مصرف می شوند .

نفوذ به درون گیاه

1- مسیر آپوپلاست (Apoplastic ) : مسیر آپوپلاست شامل شبکه ارتباطی مرکب از فضاهای خالی بین سلولی و دیواره سلولی و سلول های آوند چوبی است .

الف) مسیر یوآپوپلاست (Euapoplastic ) حرکت در مسیر آپوپلاست بدون گذشتن از درون پروتوپلاسم .

ب) مسیر زودوآپوپلاست (Pseudoapoplitic ) : حرکت آپوپلاستی که گاهی با گذشتن از درون پروتوپلاسم همراه است .

2- مسیر سیمپلاست (Symplastic) : مسیر سیمپلاست شامل شبکه ارتباطی از پروتوپلاسم هاست که به وسیله پلاسمودسماتا به هم مربوط اند .

انتقال راه دور در داخل گیاه

1-    متحرک دراوند چوبی (Xylem-systemic )

2-    متحرک در آوند آبکشی (Phloem-systemic )

3-    متحرک در هر دو آوند (Ambi-systemic)

حشره کش های سیستمیک به چند گروه تقسیم می شوند :

1-    مشتقات تیواتو

این گروه دارای عامل تیواتری (CH2-S-CH2) بوده و در داخل گیاه ، گوگرد اکسیده شده و به مشتق سولفوکسید و سولفون تبدیل می شود .

اکسیداسیون معمولاً همراه با سمی تر شدن این ترکیبات است .

اکسی دیمتون متیل (Oxydemtonmethyl ) (Metisystox-R )

این ترکیب یک حشره کش سیستمیک و پایدار است که خاصیت کنه کشی هم دارد .

دیمتون ترکیبی است که روی گیاه به زودی تجزیه می شود ، ولی در درون گیاه به فرم های اکسیده یعنی سولفوکسید و سولفون تبدیل می شود که هر دو متابولیت خاصیت حشره کشی دارند . این ترکیب قابل اختلاط با اب است و به وسیله ریشه و برگ جذب شده و در شیره خام و پرورده جریان می یابد و گاهی در سلول ها جمع می شود .

در بازار به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 25% وجود دارد و برای مبارزه با آفاتی مثل شته و تریپس و زنجرک به نسبت 1- 5/0 لیتر در هکتار به کار می رود . در کشاورزی برای دفع شته سیب و شته پنبه به کار می رود .

تیومتون (Thiometon ) (Ekatin )

یک حشره کش سیستمیک است که خاصیت کنه کشی هم دارد و بیشتر برای کنترل شته وکنه به کار می رود . علیه تریپس و زنجره هم توصیه می شود .

ترکیبی است با بوی تند که به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 25% عرضه می شود و برای آفات مکنده حالت انتخابی دارد . میزان مصرف آنها در زراعت ها یک لیتر در هکتار و در حالتی که سمپاشی روی درختان میوه سردسیری ؛ مرکبات ومو صورت گیرد ،غلظت محلول مورد مصرف یک در هزار می باشد .

دوره پیش برداشت برای این ترکیب دو هفته است که باید حتماً رعایت شود .

از دیگر ترکیبات این گروه فوریت (Phorate(Timet) ) و دی سولفوتون (Disulfoton(Disyston)) هستند ، که در ایران مصرف نمی شوند .

مشتقات کاربوکسی آمید

مهم ترین ترکیب این گروه دی متوات

دی متوآت (Dimethoite ) (Rogor Roxion Perfecthion )

دی متوآت یک حشره کش سیستمیک و تماسی است که علیه کنه ها هم موثر است و در محیط قلیایی به زودی تجزیه می شود . با بیشتر حشره کش ها و قارچ ها نیز قابل اختلاط است .

این حشره کش دارای دامنه تاًثیر نسبتاً زیاد است و بر ضد آفات مختلفی مانند شته ، کنه قرمز سیب ، سپردارهای مرکبات (شپشک قهوه ای و شپشک واوی و غیره) و سفیده کلم مصرف می شود . دی متوآت برای مدت دو هفته خواص حشره کشی خود را روی گیاهان حفظ می کند . دی متوآت ها روی درختان میوه هسته دار مانند هلو ، گوجه ، زردآلو و غیره سوختگی ایجاد می کنند ، که این سوختگی با افزایش غلظت بیشتر می شود . بنابراین از به کار بردن آن روی این گیاهان باید خودداری کرد .

فورموتیون (Formothion ) (Anthio )

فورموتیون یک حشره کش ، کنه کش با خاصیت سیستمیک و تماسی است . امولسیون غلیظ 33% آن به نسبت 2 لیتر در هکتار ، علیه حشرات مکنده روی چغندرقند توصیه می شود .

فسفامیدون (Phosphamidon ) (Dimecron )

فسفامیدون حشره کشی است که دارای خواص سیستمیک بسیار زیاد است و فرم تجارتی آن به رنگ بنفش مایل به آبی است . این ترکیب را می توان با کلیه حشره کش ها و قارچ کش هایی که خنثی باشند مخلوط کرد . این حشره کش سمیت بسیار شدیدی برای زنبور عسل دارد . خاصیت سیستمیک این ترکیب بسیار شدید است و می تواند هم از راه ریشه و هم از راه قسمت های هوایی گیاه به خصوص برگ نفوذ کند و در تمام قسمت های هوایی گیاه منتشر شود . دوام این حشره کش در گیاه در حدود 2 هفته و دوره پیش برداشت آن حدود 20 روز است .

مونوکروتوفوس (Monocrotophos ) (Azodrin , Nuvacron )

مونوکروتوفوس ترکیب حشره کش فسفره ایست که دارای دامنه تاًثیر زیادی روی آفات بوده و یکی از پرفروش ترین حشره کش هاست . این ترکیب دارای خاصیت حشره کشی و کنه کشی و یک ترکیب قوی تماسی سیستمیک است که دارای قدرت پایداری روی گیاه می باشد . همچنین برای مبارزه با آفات گیاهانی مانند برنج ، ذرت ، سوژا ، چغندرقند ، درختان میوه ، سیب زمینی و سبزیجات و توتون نیز به کار می رود .

حشره کش مورد بحث به صورت مایع قابل حل درآب 40% وجود دارد و مصرف عمده ان بر ضد آفات پنبه است و به نسبت 2 لیتر در هکتار مصرف می شود .

همچنین روی ظروف آهنی و برنجی ایجاد خوردگی می کند .

3- سایر ترکیبات سیستمیک

تری کلروفن (Trichlorofon ) (Diptrex ; Neguvon )

پودر قابل حل 80% موجود است و برای مبارزه با لارو پروانه ها ، آفات برنج ، مو ، سوسک های پوست خوار درختان و همچنین علیه مگس ها نیز مصرف می شود. برای مبارزه با کنه های حیوانی و طیور نیز مصرف دارد . این حشره کش دوام چندانی نداشته و به DDVP تبدیل می شود .

اسفات (Acephate ) و متامیدوفوس (Methamidophos )

اسفات طیف وسیعی از حشرات جونده و مکنده را کنترل می کند ، شته ، تریپس ، زنجره ولاروبال پولکداران نسبت به آن حساس هستند و در مدیریت کنترل آفات سبزیجات مفید است .

اسفات در داخل گیاهان هیدرولیز شده و به متامیدوفوس تبدیل می شود . متامیدوفوس (LD50=15.6mg/kg ) سمی تر و دارای خواص سیستمیک بیشتریاز اسفات (LD 50=1450mg/kg ) است وعلاوه بر مؤثر بودن روی حشرات جونده و مکنده ، خاصیت کنه کشی هم دارد .

هپتنفوس (Heptenthos ) (Hostaquick )

هپتنفوس یک حشره سیستمیک است که علیه حشرات مکنده و اکتوپارازیت ها مصرف می شود. این ترکیب با اثر اولیه سریع ، مدت کوتاهی روی سطح سمپاشی شده گیاه باقی می ماند ودر داخل بافت های گیاهی نفوذ کرده و به سرعت انتقال می یابد . این حشره کش به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 50% موجود است و اغلب علیه آفات جالیز مثل شته و تریپس به نسبت یک در هزار مصرف می شود . دوره پیش برداشت حشره کش هپتنفوس در شرایط آب و هوایی کرج روی خیار رقم دامینوس 5 روز است .

ترکیبات فسفره که خاصیت تدخینی دارند

دیکلرووس (Dichlorvos ) (DDVP,Nogos)

مقاومت حشرات در برابر حشره کش ها

عواملی که باعث بروز و گسترش مقاومت می شوند

عوامل ژنتیکی

فراوانی و غالب بودن آلل های مقاوم. سرعت بروز مقاومت در یک جمعیت حشره تا اندازه زیادی به وجود ژن های مقاوم در جمعیت بستگی دارد .

سابقه مصرف حشره کش . در بعضی موارد مصرف یک حشره کش روی یک جمعیت باعث می شود که حشره علاوه بر مقاوم شدن در برابر آن حشره کش به یک حشره کش دیگر هم مقاومت نشان دهد . این حالت را مقاومت تقاطعی (Cross resistance ) می گویند ، اصطلاحاً شرطی شدن (Conditioning ) بدین معنی که اگر جمعیتی از یک حشره ، به یک گروه حشره کش مثل الف مقاوم شود ، در برابر گروه دیگری مانند ب ، سریعتر از نژادی که سابقه مقاومت ( در برابر الف ) را ندارد ، مقاومت نشان می دهد . برای مثال حشره مقاوم به دیلدرین به سرعت در برابر کارباریل مقاوم می شود.

سازگاری . مربوط به مستعد بودن حشره برای نشان دادن مقاومت تحت فشار حشره کش است ، به طوری که ، اگر فشار حشره کش را از میان برداریم عامل انتخاب برای جمعیت مقاوم هم از بین می رود . وجود و اندازه هزینه سازگاری (Fitness cost ) نرخ گسترش مقاومت را کاهش خواهد داد.

عوامل زنده

عوامل زیست شناختی عبارتند از :

1-    تعداد نسل

2-    زاد آوری

عوامل رفتاری مؤثر در گسترش مقاومت به شرح زیرند :

1-    تحرک و مهاجرت و درجه جدا افتادن

2-    پلی فاژ بودن

3-    پناهگاه (Refugia )

ج) عوامل کاربردی (Operational )

عوامل کاربردی مؤثر در تکامل مقاومت ، شامل عوامل وابسته به آفت کش و کاربرد آن است .

1-    دز مصرفی .

2-    پایداری حشره کش مصرفی .

3-    سمپاشی های پی در پی .

4-    سابقه مصرف حشره کش ها

سرنوشت آفت کش ها در محیط زیست

آفت کش ها در طبیعت جابه جا می شوند و علاوه بر انتشار در داخل یک محیط ، از محیطی به محیط دیگر می روند .

تحرک آفت کش ها در آب  

دیکلروس یک ترکیب فرا ر تماسی گوارشی است که پایداری چندانی ندارد . فشاربخار این حشره کش mmgh10  * 2/1در 20 درجه سانتیگراد است که در حدود 1000 برابر بیشتر از سایر ترکیبات فسفره است . به همین دلیل آن را در افشانه های حشره کش به کار می برند . می توان آن را برای تدخین گلخانه ها و ضد شته و کنه به کار برد در این صورت 20 میلی گرم از این ترکیب برای هر متر مکعب فضای گلخانه کفایت می کند .

در ایران به صورت امولسیون 50 % موجود است و مصرف عمده آن روی آفات جالیز نظیر شته ، تریپس و عسلک است که در این صورت به نسبت 5/1 تا 2 در هزار مصرف می شود همچنین برای مبارزه با لارو پروانه فری از محلول 2 درهزار آن می توان استفاده کرد از ترکیبات دیگری که خاصیت تدخینی دارند TEPP است .

ترکیبات فسفره که به صورت گرانول مصرف می شود

این ترکیبات اغلب در خاک مصرف می شود از جمله این ترکیبات یکی دیازینون است فوریت (Phorate )و دیسولفوتون (Disulfoton )از ترکیبات دیگر این گروهند .

ترکیبات فسفره که علیه پارازیت های حیوانات اهلی به کار می روند

کومافوس(Coumaphos )

این ترکیب برای مبارزه با کنه ها و شپش ها و کک های حیوانی به کار می رود. محلول هایی که با ان تهیه می شود برای حمام دادن دام ها مورد استفاده قرار می گیرد و در حدود ده ماه خاصیت کنه کشی خود را حفظ می کند . این محلول روی تمام مراحل زندگی کنه ها مؤثر است . همچنین در بازار به صورت پودر قابل تعلیق 30% موجود است که یک کیلو از ان را با 600 لیتر آب مخلوط کرده و برای سمپاشی یا حمام دادن دام استفاده می کنند . برای اینکه آب حمامی که با این ترکیب تهیه می شود به جلبک آلوده نشود 50 گرم کات کبود به هر متر مکعب مایع اضافه می کنند . کومافوس با نام تجاری پیریزین (Perizin )در کندو های زنبور عسل برای کنترل کنه واروآ استفاده می شود .

ترکیبات کاربامات

Carbamate compounds

فیزوستیگمین(Physostigmine) یک ترکیب کاربامات طبیعی است که خواص ضد کولین استرازی دارد و سابقاً در غرب آفریقا در محاکمه متهمان به وسیله جادوگران مورد استفاده قرار می گرفته است . ترکیبات کاربامات اولیه بر اساس این ماده آلکالوئیدی که در گیاه Calabar bean وجود دارد .                     o                         

 

کاربامات ها مشتقات اسیدکاربامیک Hoc      Nh2 هستند که دو صفت عمده دارند؛ نخست این که تأثیر آنها سریع است و دوم این که به وسیله موجودات زنده با سرعت مناسبی تجزیه می شوند . متابولیسم این ترکیبات در داخل بدن آفت ، پایه تأثیرات انتخابی بعضی از ترکیبات این گروه است . بعلاوه در داخل گیاهان تجزیه می شوند که این موضوع از تجمع خطرناک باقیمانده این ترکیبات می کاهد .

ترکیبات کاربامات روی شته ها و مگس ها و بعضی از حشرات کوچک دیگر اثرات نیکویی دارند ولی در مبارزه با کنه های نباتی همیشه نتیجه رضایت بخش نمی دهند .

کاربامات ها ضد کولین استراز هستند و چگونگی تأثیر آنها تقریباً شبیه حشره کش های فسفره است و برای معالجه کسانی که این ماده مسموم شده اند از سولفات دوآتروپین استفاده می کنند .

ترکیبات تماسی کاربامات

کارباریل(Carbaryl )

کارباریل هم از راه تماسی و هم از راه دستگاه گوارش مؤثر است ، همچنین اندکی خاصیت سیستمیک دارد . امتیاز این ترکیب مربوط به کم بودن سمیت پوستی و گوارشی آن برای پستانداران و نیز وسعت دامنه تأثیر آن روی حشرات مختلف است .

کارباریل به صورت پودر قابل تعلیق در آب 85% موجود است ودر کنترل حشراتی مانند برگخوار پنبه و چغندر و سویا ونیز کرم غوزه پنبه و کرم سرخ پنبه وهمچنین سر خرطومی ها به مقدار یک و نیم تا دو کیلو کارباریل خالص در هر هکتار مصرف می شود . این حشره کش با اغلب حشره کش ها و قارچ کش ها به جز محلول بر دو و جوشیده آهک و گوگرد قابل اختلاط است ولی در نواحی مرطوب درختان سیب را تا دو هفته پس از ریختن گلبرگ ها نباید با این ترکیب سمپاشی کرد یکی از مصارف عمده آن در تولید میوه برای کشتن آفات و تنک کردن میوه روی درختان است . کارباریل برای این منظور در سطح قسمت در میلیون مصرف دارد . همچنین روی کنه های حیوانی مؤثر است ، ولی روی کنه های نباتی اثری ندارد .

پروپوکسور ( Propoxur)

پروپوکسور حشره کشی است که بیشتر برای مبارزه با آفات خانگی مورد استفاده بوده است .

حشره کشی این ترکیب بعد از سمپاشی حدود 6 هفته ادامه دارد ، بعلاوه حشرات را به سرعت از پا می اندازد .

این حشره کش در مبارزه با حشراتی مثل مگس و پشه کارایی بسیار خوبی دارد . پروپوکسور تقریباً تمام ماده های پشه آنوفل ( Anopheles Albimanus ) را در مرحله تخم از بین می برد .

پروپوکسور برای زنبور عسل ترکیبی بسیار خطرناکی است و در موقع گل دهی ، درختان را نباید سمپاشی کرد . فرمولاسیون ULV شامل پروپوکسور و فوکسیم ( Phoxim ) به نسبت 4/.  لیتر در هکتار برای کنترل ملخ مراکشی توصیه شده است .

متایوکارب (  Methiocarb ) (Mesurol)

متایوکارب یک حشره کش است که به مقدار 100 گرم ماده خالص در هکتار خاصیت آفت کشی دارد . این ترکیب روی حلزون و لیسک اثر خوبی داشته و نیز به عنوان دور کنندهرندگان روی گیلاس مصرف دارد ، همچنین در ضد عفونی بزر هم به کار می رود .

در ایران به صورت پودر قابل تعلیق 50 % موجود است که برای دفع نرم تنان باغ مرکبات و گیاهان زینتی به میزان 20 -25 کیلو در هکتار به صورت طعمه مصرف می شود .

پریمیکال (Pirimor ) (Pirimicarb ) این ترکیب ناپایدارترین حشره کش کاربامات بوده و در سال 1969 به عنوان یک شته کش سریع و اختصاصی وارد بازار شده است این حشره کش هم به صورت تماسی و هم به صورت تدخینی مؤثر است وقتی روی گیاه مصرف می شود ، به سرعت نفوذ می کند ولی اثر سیستمیکی آن وقتی بروز می کند که در خاک مصرف شود ، در این صورت جذب ریشه شده و در آوند چوبی حرکت می کند .

پیریمیکال یک حشره کش مطلوب در مدیریت تلفیقی آفات است .

بندیوکارب (  Bendiocarb )

یک حشره کش تماسی گوارشی است ، که روی گیاهان زراعی تا اندازه ای اثر سیستمیک دارد . همچنین روی انواع حشرات خانگی و آفات انباری مؤثر است . این ترکیب برای مصرف داخل ساختمان ها مؤثر است. چون بوی آن کم بوده و اثرات جنبی مثل خوردگی و نیز رنگی شدن در و دیوار به علت سمپاشی بر جای می گذارد . این ترکیب در ایران به صورت پودر 80% موجود است  برای مبارزه با سوسری می توان 100 گرم آن را در 20 لیتر آب حل کرد و سمپاشی نمود .

تیودیکارب (Thiodicard )

تیودیکارب یک حشره کش از نوع اگزایم کاربامات است که دارای اثر گوارشی و تماسی بوده و علیه آفات راسته بال پولکداران ، دوبالان و سخت بال پوشان مصرف می شود . این ترکیب روی حشران مفید تأثیر کمی دارند و برای مبارزه تلفیقی توصیه می شود . در ایران به صورت فرمولاسیون روان ریز خشک 80% موجود است و علیه کرم غوزه به نسبت 75 % -1 کیلو در هکتار توصیه می شود . این حشره کش دارای خاصیت تخم کشی در برابر گونه های مختلف هلیوتیس و چندین گونه از راسته بال پولکداران است ، که این خاصیت دو دلیل عمده دارد : اول سمیت گوارشی زیاد این ترکیب برای لارو حشره است وقتی در طی تفریخ شدن شروع به هضم لایه های پوسته تخم می کنند و سم وارد بدن او می شود و دوم در بعضی حالات نتیجه اثر تماسی مستقیم با این حشره کش است . دوام اثر حشره کشی این ترکیب بعد از سمپاشی حدودا 14 روز است . تیودیکارب با بعضی از قارچ کش های دیتیوکاربامات ، ترکیبات اسیدی و بازی و نیز روغن های گیاهی قابل اختلاط نیست . مصرف لاروین به میزان بیشتر از حد توصیه شده ( 5 در هزار ) برای ضد عفونی بذر پنبه باعث اثرات منفی در سبز شدن وسرعت جوانه زنی بذر شده و آن را برای حمله پاتوژن ها حساس تر می کند . لاروین 2در هزار ، در مقایسه با فوزالون و انلوسولفان نتایج بهتری برای کنترل سوسک برگ خوار نارون داشته است .

ترکیبات سیستمیک کاربامات

آلدیکارب ، کاربوفوران ، اگزاماین اشاره کرد ، که به عنوان نمانتد کش هم کاربرد دارند .

آلدیکارب ( Aldicarb )

آلدیکارب از جمله اگزایم کاربامات هاست ، که حلالیت زیادی در آب دارد و سمی ترین آفت کش ثبت شده است . این ترکیب به صورت گرانول برای مصرف در خاک علیه آفات فرموله شده و به نسبت 5/0 - 11 کیلو در هکتار مصرف می شود . مصرف گرانول 10% آفت کش به میزان 50 کیلو در هکتار ، نماتد چغندر قند را کنترل کرده و محصول را 5/1 برابر افزایش می دهد .

کاربوفوران (Carbofuran )

کاربوفوران یک ترکیب سیستمیک طیف وسیعی با خاصیت حشره کشی ، کنه کشی و نماتد کشی است ، که به مقدار 10- 6 کیلو در هکتار برای مبارزه با آفات ریشه مخصوصا نماتد ها مصرف می شود .

اگزامایل ( Oxamyl )

اگرامایل در سال 1969 معرفی شد . این ترکیب آفت کشی است سیستمیک که علیه حشرات نماتد ها و کنه ها مصرف دارد . اکسامایل هم در خاک و هم روی گیاه مصرف می شود . گاهی هم آن را در آب سیستم قطره ای برای اثر سیستمیکی از راه ریشه حل می کنند . خاصیت سیستمیکی این ترکیب به نحوی است که در بعضی از گیاهان وقتی روی اندام های هوایی سمپاشی شود به ریشه منتقل می شود .

حشره کش های کلره

Organochlorine insecticides

خاصیت حشره کشی بعضی از ترکیبات کلره در طی جنگ دوم جهانی ، یعنی سال های 1945- 1939 کشف شد . این ترکیبات در ابتدا به عنوان حشره کش های موثر مورد استقبال قرار گرفت . هزینه تولید نسبتا کم ، اثر قاطع حشره کشی در برابر طیف وسیعی از حشرات و کم خطر بودن ظاهری این ترکیبات برای انسان و حیوانات اهلی ، همهگی از دلایل موفقیت اولیه آنها به شمار می روند .

حشره کش های کلره برای دودهه به طور وسیعی در مبارزه با آفات مورد استفاده قرار می گرفت ، ولی به علت پایداری فوق العاده و خطراتی که از جانب آنها متوجه محیط زیست وحیات وحش و انسان می شود ، مصرف اکثر آنها ممنوع شده است .

لازم به ذکر است که هر حشره کش که دارای اتم کلر باشد از جمله حشره کش های کلره نیست بسیاری از حشره کش های گروه های دیگر آفت کش هم ، دارای اتم کلر هستند .با وجود این که کمتر حشره کش کلره جدیدی در سال های اخیر عرضه شده ، اما حدود 45% آفت کش هایی که از سال 1989 تا سال 2000 وارد بازار شده اند ، دارای پیوند کلر - کربن هستند . این ترکیبات نسبت به ترکیبات مشابه بدون کلر ، کارایی بهتری دارند و نسبت سود به هزینه تولید آنها بسیار بالاتر است .

د. د . ت (DDT )

مهمترین ترکیب کلره د.د.ت است که برای اولین بار در سال 1874 به وسیله زیدلر (Zeidler ) تهیه شده ، ولی خاصیت حشره کشی آن را مولر (Muller ) هنگام جستجو برای یک حشره کش پایدار در مبارزه با بید لباس ، در سال 1939 کشف کرد . علل موفقیت اولیه د.د.ت را می توان در پایداری و دوام اثر حشره کشی آن ، تولید ارزان ، کم خطر بودن آن برای پستانداران (LD50=118-114mg/kg ) و بلاخره مؤثر بودن علیه انواع مختلف حشرات دانست . یکی از موارد مهم مصرف د.د.ت دربهداشت علیه ناقلان بیماری های انسانی نظیر مالاریا و تب زرد بود ، به طوری که برای یک دوره به خصوص تاریخی د.د.ت کاملا در مهار کردن ناقلین این بیماریها موفق بوده و شاید بتوان گفت که هیچ ماده شیمیایی سنتزی بیشتر از د.د.ت جان انسان ها را از خطر مرگ نرهانید .

د.د.ت یک حشره کش تماسی - گوارشی است ، که به آسانی از جلد حشرات عبور می کند محل تأثیر این حشره کش سیستم عصبی بوده و با نفوذ در غلاف سلولهای عصبی موازنه حساس یون سدیم و پتاسیم را به هم می زند وسرانجام انتقال پیام عصبی را مختل می کند این عمل باعث انقباض ماهیچه ای و تشنج و مرگ می شود . د.د.ت نیز مانند بعضی از حشره کش های دیگر همبستگی حرارتی منفی دارد . به آسانی در بافت چربی حل و ذخیره می شود (Cumulative effect ) . حلالیت در بافت چربی باعث می شود که مثلا اگر به گاو علوفه آلوده به د.د.ت خورانده شود ، مقدارزیادی از آن چربی شیر گاو منتقل می شود . به این دلیل که د.د.ت به وسیله آب به خوبی دفع نمی شود در چربی بدن موجودات زنده انباشته شده ودر زنجیره غذایی از موجودی به موجود دیگر منتقل می شود . بنابراین د.د.ت از نظر زیست محیطی یک ترکیب نامناسب بوده و به علت نشان دادن اثرات سرطان زایی در آزمایشگاه به عنوان یک حشره کش خطرناک تشخیص داده شده است و مصرف آن از سال های قبل در کشورهای مختلف از جمله ایران ممنوع شد .

بنزن هگزاکلراید (HCH )

این ترکیب با فرمول بسته C6H6CL6 برای اولین بار در سال 1825 ساخته و خواص حشره کشی آن در سال 1940 به طور همزمان در فرانسه و انگلستان کشف شد . حلقه تشکیل دهنده مولکول این ترکیب مسطح نبوده و به فرم صندلی است .

لیندین یک حشره کش تماسی است و اثر حشره کشی آن از راه جلد قابل توجه می باشد . این حشره کش همچنین فشار بخار بالایی داشته وبه آسانی تصعید می شود . بنابراین به صورت فشنگ های دودزا نیز برای ضدعفونی انبار و گلخانه مصرف می شود .

در ایران ایزومر گاما تحت نام آلن (Alon ) (WP 25% ) مصرف می شد . مصرف عمده آن بر علیه ملخ ، کرم طوقه بر ، آبدوزک ، به صورت طعمه مسموم بوده است . طعمه مسموم برای ملخ شامل سبوس گندم با برنج (100 کیلو گرم ) لیندین (100 تا 500 گرم ) همراه با آب کافی برای مخلوط کردن است .

ترکیبات سیکلودی (Cyclobidnes )

آلدرین ، دیلدرین ، ایزودرین ، هپتاکلر و آندوسولفون

آلدرین (Aldlin )

آلدرین در بدن موجودات زنده و نیز در مجاورت هوا و نور وخاک ، اکسیده شده و تبدیل به دیلدرین می شود . هر دو ترکیب آلدرین ودیلدرین در طبیعت پایدار هستند . آلدرین ترکیب تماسی گوارشی است ، که از راه تنفس هم باعث مسمومیت حشرات می شود . این ترکیب برای پستانداران سمیت فوق العاده دارد .

آلدرین همراه با سبوس گندم به صورت طعمه مسموم و نیز به صورت محلول برای مبارزه با ملخ دریایی و ملخ مهاجر مصرف می شده است . درمبارزه با آفات ریشه نظیر کرم سفید ریشه و آبدزدک هم تأثیر خوبی داشت . طرز تأثیر ترکیبات سیکلودین تقریباً شبیه د.د.ت و گامکسان است .

دیلدرین (Dieldrin )

دیلدرین از اکسیده شدن آلدرین به دست می آید . این ترکیب از آلدرین سمی تر بوده (LD50 = 35mg/kg ) و پایداری بیشتری  دارد .

اندرین (Enderin )

اندرین ترکیب دیگری است که ایزومر دیلدرین می باشد . اندرین ترکیبی است که برای پستانداران سمیت زیادی دارد ( LD50  = 4mg/kg ) و در ایران علیه آفات پنبه مانند کرم غوزه و کرم برگ خوار و نیز کرم خاردار مصرف می شده است . امروزه مصرف کلیه این ترکیبات در ایران ممنوع شده .

اندوسولفان (Endosulfan )

اندوسولفان که در سال 1956 معرفی شد ، یک سولفید حلقوی است و سیکلودین حقیقی نیست . این ترکیب در آب غیر محلول بوده ولی در حلال های عالی حل می شود .

اندوسولفان یک حشره کش تماسی گوارشی با خاصیت کنه کشی است . این حشره کش برای انسان نسبتاً خطرناک است (LD50 = 70-110 mg/kg ) ولی برعکس بسیاری از ترکیبات کلره در بدن موجودات زنده جمع نمی شود . همچنین در بدن انسان و نیز روی اندام های هوایی گیاه به اندوسولفان سولفات تبدیل می شود که سمیتی معادل خود اندوسولفان دارد . این حشره کش در شرایط مزرعه حدود 15 روز دوام دارد و به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 35% عرضه شده ودر ایران مصرف می شود .

برای ماهی بسیار خطرناک است ، ولی برای حشرات مفید نظیر زنبور عسل چندان خطری ندارد .

یکی دیگر از ترکیبات کلره که سابقاً در ایران مصرف می شده توکسافن (Toxaphen ) نام دارد که از دسته پولی کلروترپنها است . مصرف عمده توکسافن به صورت مخلوط با د.د.ت علیه کرم غوزه بوده است .

سایر ترکیبات حشره کش

1- دی نیتروفنل ها ( Dinitrophenols   )

 دی نیتروفنل ها آفت کش های طیف وسیع هستند . این ترکیبات به عنوان حشره کش ، علف کش و قارچ کش مصرف می شوند و اثر آنها روی سیستم تنفسی موجودات زنده است .

نخستین ترکیب این گروه دی نیتروکروزول (DNOC ) (Dinitro-o-cresol ) است که به عنوان تخم کش ، علف کش ، قارچ کش و تنک کننده شکوفه مصرف می شد و برای پستانداران سمی .

دینوزب ( Dinoseb ) ، بینا پاکریل (Binapacryl ) ، و قارچ کش دینوکاپ (Dinocap ) از جمله این ترکیبات هستند دینوزوب سالها همراه با روغن های معدنی به نام گبوتکس روغنی (Gebutox oil ) در بازار ایران عرضه می شد و در زمستان برای از بین بردن تخم کنه و شته مورد استفاده قرار می گرفت مصرف آن در سال 1370 ممنوع شد .

2- حشره کش های گازی  (Fumigamtx )

حشره کش های گازی ترکیباتی هستند که با فرمولاسیون های مایع ، جامد و گاز مصرف می شوند و در بالای 5 در جه سانتی گراد به حالت گاز هستند . بیشتر این ترکیبات مشتق هالوژنه هیدروکربور ها سبک می باشند .

متیل بروماید (CH3Br ) یکی از ترکیبات گازی پر مصرف است ، که نقطه جوش آن 6/3 درجه سلسیوس است این گاز دارای بو نیست . میتل بروماید سال ها برای کنترل آفات در انبارها و مکان های در بسته و نیز در خاک مورد استفاده قرار می گرفت . این ترکیب برای پستانداران سمی است و به علت اثرات مخربی که روی لایه ازون دارد ، از فهرست آفت کش های جهانی حذف خواهد شد . اتیلن دی کلراید CLCH2CH2CL ( Ethylen dichloride ) ترکیبی دیگر ی است که در خمیر آنتی تارلو مورد استفاده قرار می گرفت

از دیگر ترکیبات گازی می توان به نفتالین ، گاز سیانول و دیکلروپروپن و متام سدیم اشاره کرد .

متیل یداید و پروپارگیل بروماید (3-Bromo-1-Propyne ) (Propargy Bromide )به عنوان جانشین پیشنهاد شده اند . گاز فسفین (PH3 ) در مواردی مانند کنترل حشرات در انبار ها ، جایگزین متیل بروماید شده است ولی به علت وارد آوردن خسارت به محصولات تازه و نیز جذب شدن در روغن ، مصرف آن محدود است .

گاز دهی

گازها در همه فضا پخش شده و روی تخم ، حشره کامل و سایر مراحل زندگی اثر می گذارد سمیت یک گاز به غلظت (C ) و زمان در معرض بودن (t ) موجود زنده بستگی دارد و به صورت معادله زیر نشان داده می شود :                    C.t = K

Kعدد ثابتی است برای اندازه گیری فعالیت یک گاز مقدار k مساوی 5 میلی گرم در لیتر بر ساعت یا بیشتر است .

آفت کش های گازی معمولاً باید نقطه جوش پائینی داشته باشند . لازم به ذکر است که گاز های خاک مصرف به طور نسبی نقطه جوش بالاتری دارند تا در خاک برای مدت بیشتری بمانند .

برای یک عمل گاز دهی نکات زیر باید در نظرگرفته شود .

1- کارگران باید نکات ایمنی مانند لباس مخصوص و ماسک و غیره را رعایت کنند

2- دز و زمان گاز دهی باید به دقت محاسبه شود .

3- عمل گاز دهی به گیاهان زنده باید در تاریکی انجام شود جون ممکن است نور خورشید به گیاه آسیب برساند .

4- گاز دهی در باد و هوای سرد نباید انجام شود .

5- در مورد گاز دهی بزر ها ، رطوبت نباید از 14 % تجاوز کند چون ممکن است قوۀ نامیه بزر از دست برود .

جذب گاز بوسیلۀ اجسامی که باید گاز دهی شوند به مواد تشکیل دهنده و رطوبت بستگی دارد .

3- فرمامیدین ها ( Formamidines )

دارای عامل فرمامیدی (RN=CH-RHR ) هستند این ترکیبات روی تخم و لارو های جوان بعضی از حشرات و نیز بیشتر مراحل رشدی تنها مؤثرند اولین ترکیب این گروه به نام کلر دایمفرم این ترکیب روی تخم ، پوره و کنه بالغ مؤثر بود . کرم غوزه پنبه و دیگرحشرات راسته بال پولکداران هم مصرف می شد ، ولی در سال 1988 مصرف آن متوقف گردید . از ترکیبات دیگر این گروه آمیتراز است که آفت کشی تماسی و تنفسی بوده و برای کنترل انواع شپشک ها ، کرم غوزه ، سفید بالک ، کرم سیب و نیزتار عنکبوتی توصیه شده است . فرمولاسیون امولسیون شونده 20% آن نسبت 5/1 - 1در هزار برای کنترل پسیل پسته قبل از نیمه مرداد توصیه می شود .

این ترکیب روی آفاتی که نسبت به سموم فسفره و کاربامات مقاوم شده اند ، از جمله کنه ها مؤثر است . اصولاً فرمامیدین ها به وسیله تغییر رفتاری که در حشرات و کنه ها ایجاد می کنند مشخص می شوند . علائم مسمویت این مواد در مجموع با بقیه حشره کش ها فرق دارد و مثلا     ً مصرف مقدار کمی از آنها روی کرم شاخدار توتون Manduca sexta باعث تحریک اعصاب حرکتی شده و حشره از روی گیاه میزبان سقوط می کند . بنابراین این گروه از حشره کش ها نحوه تأثیر متفاوت و جدیدی دارند .

4- مشتقات نرایستوکسین (Nereistoxins )

ترکیبات هستند که ساختمان آنها شبیه نرایستوکسین است که از یک کرم دریایی با نام علمی Lumbrineris heteropoda در اطراف جزایر ژاپن جدا شده است .

مهمترین ترکیب این گروه کارتاپ نام دارد که روی آفات راسته بال پولکداران و سخت بال پوشان مؤثر است . کارتاپ در محیط اسیدی پایدار ولی در محیط خنثی و قلیایی تجزیه می شود . بنابراین به صورت نمک اسید کلریدریک تهیه می گردد و حشره کشی تماسی با تأثیر کند است . مصرف عمده آن علیه کرم ساق خوار برنج ، سوسک کلرادو و سرخرطومی هاست .

این حشره کش در ایران به صورت گرانول 4% موجود است و به نسبت 40-30 کیلو در هکتار علیه کرم ساقه خوار برنج مصرف می شود . کارتاپ در آب محلول بوده و بعد از جذب انتقال پیدا می کند . همچنین در گیاه پایدار است و در صورتی که حداقل به نسبت 2 کیلوگرم ماده مؤثر در هکتار مصرف شود ، تا 40 روز خاصیت حشره کشی خواهد داشت .

پی متروزین (Pymetrozine )

پی متروزین حشره کشی از مشتقات پیریدین آزومتین است و روی آفات مکنده مؤثر می باشد . این ترکیب از نظر ساختمان شیمیایی و نیز نحوه تأثیر حشره کش جدیدی است .

مصرف آن بیشتر علیه شته و سفید بالک در مزارع سبزیجات ، گیاهان زینتی و درختان میوه سرد سیری و مرکبات می باشد .

پی متروزین برای کنترل مگس سفید در گلخانه مؤثر است و بیماری های ویروسی را کنترل می کند .

پی متروزین اثر نفوذی و سیستمیک داشته و قابل استفاده در خاک و روی اندام هوایی گیاه می باشد . این ترکیب دارای حرکت بن سو ( Basipetal ) و تارک سو ( Acropetal ) است و در هر دو آوند چوبی و ابکش حرکت می کند .

پی متروزین به صورت پودر و تابل 25% و گرانول قابل پخش در آب 50% عرضه می شود . در ایران به نسبت 250 گرم در هکتار علیه شته مومی کلم ، شته سبز هلو و شته پنبه توصیه می شود .

6- ایندوکساکارب (Avaunt )

ایندوکساکارب حشره کشی است تماسی-گوارشی ، که با بستن کانال سدیم باعث قطع تغذیه ، عدم هماهنگی در حرکات ، فلج و مرگ در حشرات می شود .

سوسپانسیون غلیظ 15 % ( SC15 ) آن نسبت به 250-200 میلی لیتر در هکتار علیه کرم غوزه پنبه مصرف می شود

7- فیپرونیل ( Regent )

گروه فنیل پیرازول ها در سال 1987 کشف شدند. حشره کش فیپرونیل از جمله این ترکیبات است فیپرونیل یک حشره کش تماسی ، گوارشی طیف وسیع و روی انواع حشرات خاکزی و برگخوار و مکنده مؤثر است بنابراین علاوه بر مصرف روی اندام هوایی ، در خاک ، برای ضد عفونی بزر نیز به کار برده می شود .

یک نوع فرمولاسیون ژل حاوی این ترکیب برای کنترل سوسری به کار می رود . در ایران گرانول 2/. % آن نسبت به 20 کیلو در تناوب با سموم دیگر برای کنترل نسل اول یا دوم کرم ساقه خوار برنج توصیه می شود .

8- ترکیبات مؤثر بر رشد و رفتار در حشرات

بیشتر حشره کش های متداول روی سیستم عصبی حشرات مؤثرند و با توجه به شباهت سیستم عصبی حشرات و انسان مصرف آنها با خطر همراه است . این آفت کش ها تحت عنوان حشره کش های نسل سوم ( نسل اول حشره کش های گوارشی و نسل دوم حشره کش های تماسی ) و یا گاهی از گروه Biorationals معرفی می شود . از مشخصات این گونه آفت کش ها این است که یا از ترکیبات طبیعی هستند و یا  سنتز آنها بر اساس فیزیولوژی ، بیولوژی و بکولوژی حشرات صورت گرفته است این ترکیبات روی آفت هدف ویژه ای مؤثر بوده و خطرات کمتری را متوجه محیط می کند . این حشره کش ها به گروه های زیر تقسیم می شود :

8-1 جلب کننده ها ( Attractants )

متیل اوژنول ( Methyl eugeol ) یکی از ترکیبات و جلب کننده مگس میوه است

فرمون های جنسی ( Pheromones ) فرمون ها می توانند در غلظت بسیار کم ( حدود 50 ملکول ) عکس العمل مناسب را در حشره دیگر و در فواصل دور ایجاد کند . بیشتر فرمون هایی توسط بال پولکداران ترشح می شود . هیدروکربور های زنجیری با تعداد کربن زوج (C10 - c18  ) هستند ، که اغلب دارای عامل استات و گاهی آلدهید و یا ستون می باشند . بعضی از فرمون های دو بالان عوامل حلقوی نیز دارند .

فرمون ها در دفع آفات به روش های مختلفی مصرف می شوند .

روش اول ، جمع آوری حشره نر ( Male trapping ) به کمک تله های فرمونی است . روش دوم ، مطالعه روی چگونگی تحرک و مهاجرت ( Movement studies ) حشرات در محیط است . روش سوم ، کاهش جمعیت ( Population monitoring ) حشره و زمان اوج پرواز .

اختلال در جفت گیری حشرات ( Mating disruption )

پی بردن به وجود یک آ فت خاص ( Detection trograms )

فرمون ها برای جلب کردن حشرات به طرف محل سمپاشی شده و کشتن ( Lure and kill )

فرمون کرم سیب Codlelure و فرمون ابریشم بافت ناجور Bisparlure نام دارد . در ایران پوشش هایی برای جدا کردن و شناسایی فرمون مگس خربزه انجام گرفته است . تعدادی از فرمون ها مانند فرمون کرم سیب و کرم ساقه خواربرنج نیز در ایران سنتز شده و مورد آزمایش قرار گرفته است .

8-2 دور کننده ها ( Repellents )

دور کننده ها یا به صورت تماسی و یا از طریق فاز بخار اثر کرده و باعث دور کردن حشرات می شوند .

یکی از قدیمی ترین دور کننده ها نفتالین است که در مبارزه با بید لباس به کار می رود . این ترکیبات در مواقعی مثل جنگ جهانی دوم توسط سربازان متفقین در مواجه با ناقلان بیماری ها ، در مناطق گرم سیری مورد استفاده قرار گرفته است . و بسیار مفید واقع شدند . از دور کننده های پر مصرف می توان به ان ، ان  - دی اتیل - ام - تولوآمید ( Deet ) اشاره کرد که روی حشراتی مانند پشه و مگس و تعداد زیادی از حشرات گزنده مؤثر است .

کروزوت و پنتاکلروفنل دور کننده های دیگر ی هستند  که الوار را به آنها آغشته می کنند تا از حمله موریانه در امان باشد . ان - متیل نئود کانامید ، دور کننده جدیدی است که در کف ساختمان ها و اتاق ها به کار می رود تا سوسری ها و مورچه ها را دور کند . دور کننده ها را به صورت افشانه ، کرم و روغن فرموله می کنند

8-3 مواد اشتها بر ، ضد تغذیه ای ( Antifeedants )

این ترکیبات موادی هستند که باعث می شوند حشرات از میزبان خود تغذیه نکنند . یکی از قدیمی ترین ترکیبات اشتهابر روغن بالنگ است که به علت دارا بودن ترپن ها ( Terpens ) باعث جلوگیری از تغذیه حشره می شود . آزاد یراختین اشتها بر دیگری است که از درخت چریش به دست می آید .

8-4 تنظیم کننده رشد حشرات ( IGR ) ( Insect growth regulators )

در بین حشره کش های نسل جدید ، ترکیباتی که در رشد و نمو حشرات  تغییر ایجاد می کنند ، از اهمیت بیشتری برخوردارند . ترکیبات تنظیم کننده رشد حشرات با بر هم زدن فعالیت های عادی سیستم های ترشحی داخلی ، باعث اختلال در روند رشد و نمو آنها می شوند . اثر این ترکیبات اغلب در مراحل جنینی ، لاروی ، پورگی و تولید مثلی و همچنین رفتار و دیاپوز حشرات است . مهار کننده های سنتز کتین ، و ترکیبات مؤثر روی هورمون جوانی و هورمون پوست اندازی از گروه های مهم تنظیم کننده رشدحشراتند .

هورمون جوانی چگونگی کوتیکول تشکیل شده در حشرات را کنترل می کند . این هورمون در مرحله لاروی نقش حفظ خصوصیات جوانی دارد . در این مرحله وقتی مقدار هورمون جوانی به اندازه کافی باشد ، کوتیکول جدید بیشتری تشکیل می گردد . ولی اگر هورمون کافی وجود نداشته باشد ، لارو زودتر از موعد کامل می شود . همچنین در حالت طبیعی وقتی لارو به سن آخر می رسد ، تغذیه توقف شده و به شفیره تیدبل خواهد شد . در این مرحله هورمون جوانی در جریان خون نباید وجود داشته باشد . هورمون جوانی در حشره کامل ، تکامل تخمدان را نیز کنترل می کند . اگر حشره در مرحله لاروی در معرض هورمون جوانی زیادتر از حد معمول قرار گیرد ، فرایند رشدی آن مختل شده و در همان مرحله می ماند و نمی تواند به شفیره تبدیل شود . برخی از حشره کش های جدید فعالیتی مشابه هورمون جوانی دارند که از مهمترین آنها ترکیبی به نام متوپرن است . این حشره کش روی دوبالان مؤثر است و وقتی علیه لارو مصرف می شود ، از تشکیل حشره کامل جلوگیری می کند .

8-4-1- فنوکسی کارب Fenoxycarb

از ترکیبات شبیه هورمون جوانی است که سمیت شدیدی برای آفات دارد و از طریق تماس و گوارش مؤثر است . این ترکیب برای گونه های مختلف حشرات خاصیت تخم کشی و لارو کشی دارد و ضمن دارا بودن خاصیت تخم کشی از دگردیسی جلوگیری کرده و باعث مرگ لارو و شفیره در آخرین مرحله می شود .

8-4-2- پایریپرکسی فن (Admiral )

پایریپروکسی فن یک شبه هورمون جوانی است و از مشتقات فنوکسی کارب است که از تکوین جنین و پیدایش حشره کامل جلوگیری می کند . این حشره کش روی شپشک ها و بالشک های مرکبات و سفید بالک پنبه و نیز ، روی پشه و مگس ها که جزء آفات بهداشتی هستند موثر است . اگر ترکیبی از سنتز هورمون جوانی جلوگیری کند ، ممکن است اختلالات بیشتری از ترکیبات یاد شده ایجاد کند . اینگونه مواد که با نام عمومی پیش رساننده (Precocenes ) مشهورند ، باعث دگردیسی زود رس و بی هنگام می شوند. مصرف این مواد روی حشرات باعث می شود که در حشره بالغ مقدار هورمون جوانی زیر حد نرمال نگه داشته شود .

8-5- بازدارنده های سنتز کیتین (Chitin synthesis inhibitors )

متابولیسم کیتین یکب از اهداف مناسب برای حمله حشره کش ها در برابر حشرات است . کیتین ماده ای است که در بدن پستانداران وجود ندارد ، ولی در حشرات از اهمیت خاصی برخوردار است بنابراین ترکیباتی که روی متابولیسم کیتین موثرند ، دارای اثر انتخابی بوده و برای حشرات سمی هستند در حالیکه برای موجوداتی مانند پستانداران سمی نیستند .

8-5-1- دیفلوبنزورون (Dimilin ) (Diflubenzuron )

از مهمترین ترکیبات این گروه دیفلوبنزورون است ، که در سال 1937 معرفی شد . دیفلوبنزورون از مشتقات بنزویل اوره (Benzoylurea ) بوده و یک ترکیب گوارشی با اثرات نفوذی روی تخم حشرات است ، که روی لارو بعضی از حشرات در سنین پایین موثر است ، مصرف عمده آن برای مبارزه با ابریشم بافت ناجور در جنگل هاست .

دیفلوبنزورون در سنتز و یا تثبیت کیتین اختلال ایجاد می کند . اثر آن روی حشره به صورت بدشکلی و شکسته شدن کوتیکول و مرگ در اثر گرسنگی ظاهر می شود . در لاروهای تیمار شده ، تشکیل پوسته جدید به صورت عادی انجام می گیرد ، ولی پوست اندازی مختل نمی شود . حشره تیمار شده یا درون کوتیکول خود می میرد یا به طور ناقص از کوتیکول قدیمی خود خارج می شود .

8-5-2 - تفلوبنزورون (Nomolt , dartone )

تفلوبنزورون ترکیبی است غیر سیستمیک که از راه گوارش باعث مسمومیت می شود و یک ترکیب موثر روی سنتز کیتین و پوست اندازی حشرات است ، که روی لارو و بالپولکداران و سخت بالپوشان موثر است . امولسیون تفلوبنزورون - فوزالون (EC21.7 ) نسبت به 5/2 در هزار برای کنترل پسیل پسته ، به کار می رود .

 فلوفنوکسورون (Flufenoxuron )

یک حشره کش - کنه کش و مهار کننده سنتز کیتین است . این ترکیب آفت کشی ، تماسی - گوارشی است و لارو تیمار شده با آن در زمان پوست اندازی می میرد . این ترکیب مراحل غیر بالغ کنه ها را نیز کنترل می کند . نسبت 5/1 در هزار برای کنترل کنه قرمز اروپایی روی درختان میوه سرد سیری و به نسبت 5/0 در هزار برای کنترل پسیل پسته ، بکار می رود

8-5-4 هگزافلومورون (Colsult )

از ترکیبات بنزویل اوره است که خاصیت سیستمیک دارد و روی لارو بعضی از بال پولکداران ، سخت بال پوشان و جور بالان مؤثر است . هگزافلومورون روی درختان میوه ، پنبه و سیب زمینی مصرف می شود . فرمولاسیون 10 % آن ( SC10 ) به نسبت 5/0 تا 7/0 در هزار برای کنترل پسیل پسته توصیه می شود . هگزافلومورون برای کنترل موریانه در اطراف منازل و ساختمان ها نیز به کار می رود برای این منظور طعمه حاوی هگزافلومورون را در مسیر موریانه قرار می دهند .

لوفنورون و نوالرون از ترکیبات دیگر این گروه اند . لوفنورون روی بال پولکداران و سخت بال پوشان مؤثر است . نوالرون روی کرم غوزه پنبه از طریق گوارش بر روی لارو سفید بالک ازراه تماس مؤثر است .

تبوفنوزاید ( Tebufenozibe )

تبوفنوزاید ترکیب دیگری است که دارای خاصیت انتخابی بوده و عمل پوست اندازی را تسریع می کند . تبوفنوزاید روی بال پولکداران درختان میوه ، گیاهان زراعی و درختان جنگلی استفاده می شود .

8-5-5  بوپروفزین( Applaud ) ( Buprofezin )

یکی دیگر از ترکیبات بوپروفزین نام دارد که در سال هزار و نهصد و هشتاد سه تولید شده است . بوپروفزین خالص از بلور های سفید تشکیل شده که کمی در آب حل می شود . این ترکیب یک حشره کش - کنه کش است که به طور اختصاصی روی آفات راسته جور بالان مانند سفید بالک گلخانه اثر دارد .

بوپروفزین روی مرحله تفریخ تخم و لاروی مؤثر است و لارو و پوره را در آخرین سنین از بین می برد . این ترکیب باعث عقیم شدن تخم ها نیز می شود و به نسبت 25/1 لیتر در هکتار علیه عسلک پنبه توصیه شده است بوپروفیزین برای شکارگرها و پارازیتوییت ها کم خطر است .

گیاهان حشره کش

گیاه حشره کش به گیاهان ترا ریخته ای گفته می شود که از نظر ژنتیکی دست کاری شده و حاوی ژنهای تکسین می باشند . گیاهانی که محصول این گونه فن آوری هستند با ترشح مولکول هایی که خاصیت حشره کشی دارند در برابر حشرات مقاومت می کنند . در حال حاضر چندین نوع بزر ترا ریخته شامل ذرت ، پنبه و کلزا به بازار معرفی شده اند ، ضمن اینکه احتمال دارد سیب زمینی ، برنج و آفتاب گردان هم در آینده عرضه شوند . این گیاهان حامل ژن های بیان کننده دلتا اندوتکسین هستند که از منشاء باسیلوس تورینژینسیس منتقل شده اند . نقش مهمی از تحقیقات مربوط به حشره کش ها روی این گیاهان متمرکز شده است . تخمین زده می شود که فروش محصولات ترا ریخته شامل گیاهان مقاوم به حشرات و تحمل در برابر علف کش ، در سال 2006 از مرز 6 میلیارد دلار فراتر رود .

کنه کش ها ( Acaricides )

کنه کش های کلره

این کنه کش ها عبارت اند از :

دیکوفول (Kelthane )

دیکوفول یک کنه کش غیر سیستمی با اثرات حشره کشی خفیف است این کنه کش دارای خاصیت نفوذی خوبی بوده و گرچه روی تمام حالات مختلف تکاملی کنه ها مؤثر است ، ولی خاصیت تخم کشی چندانی ندارد و به همین دلیل سمپاشی را به فاصله ده تا 15 روز تکرار می کنند . دیکوفول به نسبت 5/2 لیتر در هکتار برای مبارزه با کنه تار عنکبوتی روی پنبه ، بعد از تیر ماه مصرف می گردید . کلتان روی بعضی از حشرات مفید مثل زنبور عسل تأثیری ندارد ولی روی کنه های شکاری مؤثراست .

کلروبنزیلات ( Chlorobenzilate )

ترکیب دیگر کلروبنزیلات نام دارد که با نام تجاری آکار در ایران مصرف می شده است ، ترکیبی است به رنگ زرد کم رنگ که در آب غیر محلول بوده و در حلال های نفتی و عالی مثل زایلین حل می شود . همچنین در محیط های قلیایی صابونی شده و تشکیل نمک می دهد .

کلروبنزیلات یک کنه کش تماسی است بنابراین در موقع سمپاشی باید اندامهای مختلف گیاه به محلول آغشته شود این کنه کش برای کنترل کنه روی مرکبات ، پنبه و سویا توصیه می شده ولی گاهی روی درخت سیب و گلابی و آلو لکه هایی ایجاد می کند .

یکی ازمشخصات این کنه کش سمیت کم آن برای حشرات از جمله زنبور عسل است بطوری که در مبارزه با کنه های آفت این حشره ،استفاده می شود . برای این منظور نوارهای دودزا برای دود کردن در کندو و با نام تجاری Folbex عرضه شده است .

بروموپروپیلات ( Neoron )

بروموپروپیلات یک کنه کش تماسی نسبتاً با دوام است و علیه کنه های خانواده Tetranychidae روی پنبه ، درختان میوه ، انگور و گیاهان زینتی مصرف می شود در ایران این کنه کش به نسبت 2/1 لیتر در هکتار علیه کنه تارعنکبوتی روی چغندر و نیز به نسبت 1 در هزار علیه کنه قرمز مرکبات و کنه زرد شرقی و کنه تار عنکبوتی روی درختان میوه مصرف می شود .

ترکیبات آلی گوگرد

گوگرد و بعضی از ترکیبات آن دارای اثر  کنه کشی هستند . گوگرد به عنوان یک کنه کش در کنترل کنه پنبه توصیه می شود . همچنین پودر وتابل 90% گوگرد برای کنترل کنه های تار تن روی چغندر توصیه شده است .

تترادیفون (Tedion V18 )

تترا دیفون از کنه کش های آلی گوگرد دار قدیمی است که مصرف زیادی دارد . این ترکیب پایدار است و در روغن بخوبی حل می شود . تترادیفون روی تخم و مراحل نمو کنه ها مؤثر بوده و نیز کنه ماده را نازا می کند ، سیستمیک نیست ولی خاصیت نفوذی خوب دارد به طوری که می تواندکنه های هر دو سطح برگ را از بین ببرد . این کنه کش روی جمعیت حشرات اثری ندارد بنابراین در مدیریت تلفیقی آفات بکار گرفته می شود همچنین روی کنه های تارعنکبوتی خاصیت تخم کشی و لارو کشی دارد . یکی از معایب این کنه کش مسئله مقاومت است که مصرف آن را محدود می کند . ولی روی خانواده کدوییان ایجاد گیاه سوزی می کند . مصرف عمده آن علیه کنه های خانواده Tetranychidae است . این کنه کش روی زنبور عسل بی اثر بوده و سمیت کمی برای پرندگان دارد .

پروپاراژیت (Omite)

این ترکیب با نام تجاری اوماست علیه کنه عمومی نباتات و درختان میوه به کار می رود . پروپارژیت کنه کش تماسی با اثر درزا مدت است پروپارژیت به صورت مایع غلیظ امولسیون شونده 57% وجود دارد و به نسبت 5/1-1 لیتر در هکتار علیه کنه تار عنکبوتی روی پنبه ، چغندر قند ، سویا و حبوبات مصرف می شود .

بعضی از قارچها نیز خاصیت کنه کشی دارند . از مهمترین ترکیبات این گروه می توان به بیناپاکریل ( مروسید ) اشاره کرد که مصرف آن اکنون منسوخ شده است .

ترکیبات آلی قلع

کنه کش های این گروه عبارتند از

آزوسیکلوتین (Propql)

آزوسیکلوتین روی کنه بالغ و حالت لاروی کنه موثر بوده و روی مرکبات ، درختان میوه و پنبه مصرف می شد .

فن بوتاتین اکساید (Fenbutatin-oxide)

فن بوتاتین اکسایدکنه کش دیگری از این گروه است که دارای طیف وسیعی بوده و برای شکارگرها خطر کمی دارد . این کنه کش علیه کنه قرمز اروپایی روی درختان میوه سردسیری مصرف می شد .

بنزوکسی میت ( Citrizon) ( Benzoxymate)

سیترازون یک کنه کش غیر سیستمیک و تماسی است که روی کنه نابالغ و تخم کنه موثر است و به میزان 13-10 گرم ماده خالص در 100 لیتر آب علیه کنه ها مصرف می شود و به نسبت 1 در 1000 علیه کنه دو نقطه ای درختان میوه در اوایل تابستان و نیز علیه کنه قرمز مرکبات در اواخر زمستان و بهار مصرف می شود .

کلوفنتیزین (Appolo) (Clofentzin)

خاصیت تخم کشی آن در آزمایشگاه به ثبوت رسیده است این کنه کش اثر انتخابی روی تحم زمستان گزاران کنه قرمز اورپایی دارد . اثر تخم کشی این ترکیب در نتیجه جلوگیری از تکامل جنین است و به نسبت 25% تا 5/0 در 1000 علیه کنه قرمز اورپایی در زمستان قبل از متورم شدن جوانه ها و نیز کنه شرقی مرکبات توصیه می گردد .

 ترکیبات پایریتروئیدی

فلووالینات (Fluvalinaate ) یک حشره کش - کنه کش طیف وسیعی است و علیه کنه واروآ استفاده می شود . نوع به خصوصی از فرمولاسیون این ترکیب به صورت نوار اشباع از سم با نام آپیستان (Apistan ) است که حاوی g/kg 10 ماده فعال بوده و بعد ازقرار گرفتن در کندو بخار سم را وارد محیط می کند .

فرمامیدین ها

ترکیبات فرمامیدین مانند کلرادیفرم و آمیتراز خاصیت کنه کشی  دارند .

پیرایدابن (Sanmite ) (Pyridaben )

ترکیبی است غیر سیستمیک که خاصیت کنه کشی دارد . پیرابدن آفت کشی است که با تأثیر ماندگار و روی مراحل مختلف به ویژه مراحل لاروی و پورگی کنه ها ، سفید بالک ها و شته ها مؤثر است .

هگزی تیازوکس (Nissorun )(Hexythiazox )

هگزی تیازوکس یک کنه کش نفوذی با اثرات گوارشی است . این کنه کش روی تخم ، لارو و پوره موثر است ، ولی روی کنه بالغ اثری ندارد . این کنه کش روی کنه نقره ای ، کنه قرمز وکنه شرقی مرکبات موثر است . هگزی تیازوکس روی تخم کنه خانواده Tetranychidae اثر انتخابی دارد و بنابراین در مدیریت تلفیقی آفات توصیه می شود .

فن پروکسی میت (Ortus ) (Fenpyroximate )

این ترکیب با نام تجاری اورتوس از کنه کش های تماسی - گوارشی است که روی لارو ،  پوره و کنه بالغ موثر است همچنین مهار کننده انتقال کننده الکترون در میتوکندری است  فرمولاسیون سوسپانسیون غلیظ 5/0 آن علیه تارعنکبوتی درختان میوه و کنه قرمز مرکبات مصرف می شود . کاربرد این کنه کش به تنهایی و همراه با روغن ، در باغ های مرکبات مازندران ، پوره و کنه قرمز بالغ را کنترل می کند .

فنازاکویین (Matador ) (Fenazaquin )

از متابولیسم جلوگیری کرده ، روی تخم کنه نیز موثر بوده و از تفریخ تخم کنه جلوگیری می کند . سوسپانسیون غلیظ 20%  آن نسبت به 4% در هکتار علیه کنه قرمز اروپایی روی درختان میوه سرد سیری توصیه می شود .

اتوکسازول (Baroque) (Etoxazole)

اتوکسازول با نام تجاری باروک است که روی مراحل نابالغ کنه قرمز اروپایی موثر است و به صورت سوسپانسیون غلیظ 10%  عرضه می شود .

اسپیرودایکلوفن (Envidor )(Spirodiclofen )

اسپیرودایکلوفن کنه کشی از گروه تترونیک اسیدهاست که دامنه تاثیر زیادی دارد . این کش کهبا نام تجاری انویدور عرضه می شود به نسبت 5/0 در هزار برای کنترل کنه قرمز اروپایی و کنه تارتن و به نسبت 2/0 در هزار برای کنترل کنه زنگار مرکبات توصیه می شود . بهتر است مصرف این کنه کش در اوایل فصل صورت گیرد . نحوه تاثیر آن ویژه بوده و مهارکننده بیوسنتز چربی است ، بنابراین آن را برای کنترل کنه های مقاوم به سایر کنه کش ها توصیه می کنند .

جونده کش ها (موش کش ها ) (Rodentiocides )

مصرف موش کش ها سابقه زیادی دارد وانسان از زمان های قدیم با این جانور مزاحم مبارزه می کرده است . موش مقدار زیادی از مواد غذایی انسان را مصرف کرده و به مزارع ، محصولات کشاورزی ، تاسیسات صنعتی محیط زندگی انسان خسارت وارد می کند . طعمه های مرطوب با چغندر قند ، سیب زمینی و هویچ رنده شده و نیز علوفه سبز و همچنین خمیر آرد گندم و برنج پخته شده ساخته می شود . معمولا از طعمه های خشک در زمستان و از طعمه های مرطوب در تابستان استفاده می شود .

موش کش ها را از نظر سرعت تاثیر به دودسته تقسیم می کنند . دسته اول موش کش های تک دزی هستند که بایک بار مصرف یه سرعت باعث مرگ موش می شوند ، دسته دوم موش کش های چند دزی هستند که چندین بارباید خورده شوند و معمولا کند اثرند .

1- ترکیبات تند اثر یا حاد

مهمترین ترکیب این گروه فسفر دو زنگ است .

فسفر دوزنگ (Zinc phosphide )

فسفر دوزنگ (P2Zn3 ) گردی با رنگ خاکستری متمایل به سیاه است ، که بوی سیر می دهد و به صورت پودر 80% عرضه می شود . رنگ و بوی فسفر دوزنگ برای بیشتر جانوران دور کننده است ، ولی به نظر می رسد موش صحرایی و خانگی از آن دوری نمی کنند . فسفر دوزنگ ، در معده جانوران گاز فسفین (PH3 ) تولید می کند که این گاز روی سیستم عصبی و و اندام های داخلی موش اثر می گذارد . دانه های غلات که محتوی 2% فسفر دورنگ باشد ، قادرند یک موش صحرایی را ظرف مدت 17 دقیقه از پای دراورند . بنابراین این ترکیب سمی است (LD50 = 45 ) و در هنگام مصرف احتیاطات لازم باید انجام گیرد .

سیانور سدیم یا سدیم سیاناید (Sodium cyanide ) (Cymag )

ترکیب دیگر سیانورسدیم (NaCN ) است که با نام تجارتی سیماگ خوانده می شود . سیمیاگ به صورت پودر 40% است که آن را در لانه موش یا خرگوش می ریزند . سیماگ تحت تأثیر رطوبت هوا تدریجاً گاز کشنده اسید سیانیدریک (HCN ) آزاد می کند . در صورتی که بخواهند از آن برای گازدهی استفاده کنند ، باید آن را با اسید تماس دهند . در این صورت گاز اسیدسیانیدریک به سرعت آزاد می شود .

2- موش کش های کند اثر یا مزمن

مهم ترین گروه موش کش های کند اثر ترکیبات ضد انعقادی هستند . این ترکیبات علیه موش خانگی و صحرایی به کار می روند .

در حقیقت تمام ترکیبات ضد انعقادی با مهار کردن آنزیم های رداکتاز از به وجود آمدن فرم فعال ویتامین K1 جلوگیری می کنند . ویتامین K1 در تشکیل پروترومبین که عامل لخته شدن خون است نقش دارد . همراه با این تحولات جدار مویرگ ها نیز در اندام های حساس مانند مغز ، ریه و کبد نازک می شود . مجموعه این اختلالات منجر به خونریزی در این اندام ها و مرگ موش می گردد . در موارد مسمومیت با ترکیبات ضد انعقادی ، از ویتامین K1 به عنوان پادزهر استفاده می شود . ترکیبات ضد انعقادی مهم در زیر شرح داده خواهد شد .

وارفارین(Warfari)

وارفارین اولین ترکیب موفق ضد انعقادی و از مشتقات کومارین بود ، وارفارین به صورت گرد 5/0% عرضه می شد که با آن طعمه مسموم را تهیه می کردند .

کومالور (Coumachlor) از ترکیبات مشابه وارفارین است ، که در ساختمان آن کلر وجود دارد و از آن به عنوان یک سم ردیاب (Tracing poison) استفاده می شد . برای این منظور فرمولاسیون گرد را در محل رفت و آمد موش ها قرار می دادند ، که موش ها بدان آلوده شوند و بعد با لیسیدن دست و پا و نقاط آلوده ، سم وارد بدن آنها شود . این روش باعث مرگ موش می شود . ترکیب مشابه دیگر کوماتترالیل (Coumatetralyl) بود که در ایران با نام تجارتی راکومین عرضه می گردید .

کلروفاسینون(Chlorofacinone)

از ترکیبات ضد انعقادی است . کلروفاسینون علاوه بر جلوگیری از تشکیل پروترومبین ، ناجور کننده اکسیداتیوفسفوریلاسیون وعامل تشدید تنفس نیز هست . موش کش چند دزی است و چندبار تغذیه باعث خوردن دز کشنده شده و موش تقریباً پنج روز بعد می میرد . برای کنترل موش ورامین ، استفاده از دو موش کش برومودیالون و اکتوسیندر اواخر زمستان برای مناطق سردسیر کشور که با مصرف فسفردوزنگ نتیجه قطعی حاصل نشده ، توصیه می شود .

یکی از مشکلات ترکیبات ضد انعقادی نسل اول ، بروز مقاومت در موش ها در برابر مواد بود .

برادیفاکوم (Brodifacoum ) (Kelerat)

برادیفاکوم به نام تجاری کلرت موسوم است و به صورت طعمه 005/0% عرضه می شود . یک نوع فرمولاسیون آن به صورت مکعب ساخته شده که روی آن با یک لایه پارافین پوشانده شده است تا مانع از جذب رطوبت گردد . فاصله بین محل طعمه گذاری بستگی به جمعیت موش دارد ولی به طور کلی فاصله 5 مترو مقدار 1تا3 کیلوگرم در هکتار کافی خواهد بود.

برومادیالون (Bromadialone )

برومادیالون موش کشی است با نام تجاری لانیرت که به صورت طعمه 005/0 % عرضه می شود و معمولاً در مزارع کاربرد دارد . برومادلیون در ایران برای کنترل موش ورامین و مغان توصیه شده . گفته می شود یک بار تغذیه از طعمه مسموم برومادلیون برای از بین بردن موش کافی است . استفاده از دو موش کش برومادلیون و فسفر دو زنگ به طور پی در پی نتایج بهتری را نسبت به استفاده جداگانه هر یک از دو موش کش برای موش کلاهو در کبودرآهنگ همدان در برداشته است .

دیفتیالون ( Difethialone )

دیفتیالون ترکیبی مشابه برادیفاکوم است که در ساختمان آن گوگرد وجود دارد . دیفتیالون به صورت طعمه مسموم 0025/0 % با نام تجاری باراکی عرضه شده و برای مبارزه با موش ورامین و موش مغان توصیه می شود . دیفتیالون روی موش مقاوم به وارفارین نیز مؤثر است .

سایر ترکیبات موش کش

کولی کالسیفرول (Quintox ) ( Cholecalciferol )

کولی کالسیفرول یک فرم پایدار ویتامین D (ویتامین D3 ) است .کولی  کالسیفرول در موش رفتار گریز از طعمه ایجاد نمی کند ، همچنین کولی کالسیفرول در  آب محلول نیست ولی در چربیحل می شود . این ترکیب باعث می شود که مقدار زیادی کلسیم از استخوانها به داخل خون برود . افزایش کلسیم خون باعث اختلال در کار کلیه و قلب شده و باعث مرگ موش می شود این ترکیب برای انسان و جانوران سمیت کمتری دارد .

آنتو ( Antu )

نحوه تأثیر آن شبیه ترکیبات کومارینی است ، ولی تنها جدار مویرگ ها را نازک کرده و باعث خونریزی می شود .

تأثیر اختلاط در سمیت حشره کش ها

مصرف همزمان آفت کش ها

سینرژیسم در حالتی اتفاق می افتد که سمیت دو ترکیب وقتی به صورت همراه و یا پی در پی مصرف شوند نسبت به زمانی که به تنهایی مصرف شوند تشدید گردد .

پدیده آنتاگونیسم ( Antagonism ) به عکس پدیده تشدید اثر است و وقتی روی می دهد که اختلاط دو ترکیب باعث کاهش اثر حشره کشی آن شود .

اولین مورد تشدید اثر مربوط به روغن کنجد بود . امروزه تشدید کننده ها ( سینرژیست ها ) کاربرد نسبتاً زیادی را در فرمولاسیون پایریتروئید ها و نیز بعضی از ترکیبات کاربامات و فسفره دارند و غالباً در بعضی از انواع فرمولاسیون مانند ایروسل یافت می شود . مهمترین گروه سینرژسیت ها ترکیبات متیلن دی اکسی فنیل هستند که با مهار کردن آنزیم های اکسید کننده باعث تشدید سمیت حشره کش ها می شوند از ترکیبات این گروه می توان به سزامکس (Sesamex ) و پایپرونیل بوتوکساید (Piperonyl Butoxide ) اشاره کرد . یکی دیگر از سینرژسیت ها ترکیبی است که با کد SKF- 525A معرفی شده است . سینرژسیت ها را به نسبت 1 : 8 و یا 1 : 10 با حشره کش های معینی مخلوط می کنند . تأثیر سنرژسیت ها را معمولاً با نسبت سینرژیستی (Synergistic ratio : SR ) نشان می دهد .                                                  

                                                                                                                              SR=

 

 اگر SR< 0/7 باشد حالت آنتاگولیسم و اگر SR=0/7-1/8 باشد حالت افزاینده و در صورتی که SR> 1/8 باشد تشدید اثر اتفاق می افتد .

سازگاری فیزیکی ، حالتی است که در مخلوط هیچ گونه ژل ، دلمه و فاز جداشده تشکیل نشود . تشکیل این گونه فازها ممکن است باعث گرفتگی نازل شود و یا گیاه سوزی ایجاد کند .

سازگاری شیمیایی ، حالتی است که اجزای مخروط با هم واکنش ندهند مثلاً حشره کش های فسفره و کاربامات در آب هایی که PH قلیایی دارند یا در اختلاط با ترکیبات قلیایی در مخزن سمپاش تجزیه می شوند و اثر آنها کاهش می یابد .

اختلال در مورد فرمولاسیون ها هم مهم است . به طور کلی باید گفت فرمولاسیون هایی که از نظر حالت فیزیکی متفاوت اند ، غالباً غیر قابل اختلاط می باشند . ترتیب اختلاط باید رعایت شود البته همیشه بهترین راهنما ، دستور العمل روی بسته آفت کش است ولی به طور کلی ترتیب زیر در نظر گرفته می شود .:

1- فرمولاسیون های خشک قبل از فرمولاسیون های مایع در محلول ریخته شوند

2- فرمولاسیون روان ریز خشک در مرحله دوم اضافه شود .

3- امولسیون ها باید در آخر اضافه شوند .

مثلاً می توان گفت که در اختلاف چند فرمولاسیون ، ابتدا بسته های قابل حل در آب سپس پودر وتابل و بعد از آن فرمولاسیون روان ریز اولویت دارند ، مایعات غلیظ امولسیون شونده بعد از آن و در آخر روغن اضافه می شود . ترتیب اختلاط در مورد مواد کمکی هم صادق است برای مثال یک پهن کننده - چسباننده غیر یونی آخرین جزیی است که به محلول اضافه شده و به هم زده می شود .

چگونگی نفوذ و پخش حشره کش ها در بدن حشرات

جلد حشرات که سطح خارجی بدن آنها را می پوشاند شامل کوتیکول و اپیدرم است کوتیکول در سطح خارجی جلد قرار داشته و همچنین سطح داخلی روده و منافذ تنفسی را هم می پوشاند ضخامت آن در حشرات مختلف و حتی نقاط مختلف بدن حشره متفاوت است میزان نفوذ ترکیبات حشره کش به داخل بدن حشره به چند عامل بستگی دارد ، شیب غلظت در عرض پوست بدن حشره ، سطح تماس ، ضخامت پوست و ضریب پخش ماده سمی .

*

در اینجا C غلظت ترکیب سمی ، t زمان و K ثابت انتشار است

*

 و یا C0 غظت حشره کش است که در ابتدا روی بدن حشره گذاشته شده و Ci غلظت نهایی است . K ثابت انتشار است و به صورت زیر نشان داده می شود .

*

که در آن A سطح تماس حشره کش با بدن و d ضخامت مانعی است که ترکیب باید در آن نفوذ کند . اگر غلظت ترکیب باقیمانده در سطح بدن را نسبت به زمان رسم کنیم ، یک خط به دست می آید که نشان دهنده سینتیک درجه اول است .

نفوذ حشره کش ها از نقاط مختلف بدن حشرات

تاثیر مواد همراه در نفوذ حشره کش ها

روغن ها با چسباندن ذرات حشره کش به سطح بدن حشرات ، حل کردن و مخدوش نمودن لایه مومی اپیکوتیکول و نیز به هم زدن پیوستگی ساختمان پروتئین ها در داخل کوتیکول ، باعث نفوذ بهتر و در نتیجه تشدید اثر حشره کش ها می شود .

گرده هایی مانند خاک نرم و سیلیکاژن باعث ایجاد شکاف و جذب موم سطح کوتیکول شده و میزان نفوذ حشره کش هایی تماسی را به داخل کوتیکول افزایش می دهد .

نفوذ حشره کش ها در پوست بدن انسان

چگونگی تاثیر آفت کش ها

دستگاه عصبی و پیام عصبی

ویژگی های دستگاه عصبی حشرات

1- بر خلاف مهره داران ، پیام رسان سیناپس های عصب - ماهیچه در حشرات استیل کولین نیست . در حشرات پیام رسان اعصاب حرکتی برای تحریک ، اسید گلوتامیک (Glutaminergic ) و برای مهار کردن و پایداری ، گاما آمینو بوتیریک اسید (GABAergic ) می باشد . ولی لین پیام رسان ها در همره داران تنها در سیستم عصبی مرکزی وجود دارد .

2- در نخاع مهره داران ، سیناپس های بیشتر آکسون ها - جسم سلولی و یا آکسون - دندریت بوده و در ناحیه پیرامونی قرار دارد ، ولی در گره های عصبی حشرات سیناپس ها غالبا آکسون - آکسون بوده و در مرکز گره عصبی یا نروپیل قرار دارد .

3- در حشرات استیل کولین تنهادر دستگاه عصبی مرکزی وجود دارد . علاوه براستیل کولین ، پیام رسان های آمینی هم در دستگاه عصبی مرکزی حشرات وجود دارد . لازم به یادآوری است که میزان استیل کولین موجود در دستگاه عصبی مرکزی حشرات ، به طور نسبی از پستانداران بیشتر است . برای مثال در مگس خانگی و ملخ میزان استیل کولین به ترتیب 900 و 760 نانومول بر هر گرم وزن دستگاه عصبی مرکزی است در حالی که این میزان در خوکچه هندی و موش خانگی به ترتیب 30 و25 می باشد .

4- زنجیره عصبی شکمی حشرات که به منزله دستگاه عصبی مرکزی است در اعمال اعصاب پیرامونی دخالت دارد .

5- در حشرات اعصاب پیرامونی دارای میلین نیستند . ممکن است این ویژگی در اثر انتخابی حشره کش ها موثر باشد .

6- زنجیره عصبی حشرات از یک غلاف فیبری پوشیده شده ، که ورود ترکیبات را به آن محدود می کند .

7- محل اتصال عصب ماهیچه در حشرات بر خلاف پستانداران دارای صفحه انتهایی نیست ، بلکه شاخه های آکسون هر کدام به یک تار ماهیچه ای ختم می شوند .

8- دستگاه عصبی حشرات اکسیژن را مستقیما از راه دستگاه تنفس دریافت می کند .

نحوه تاثیر د.د.ت

چگونگی اثر حشره کش های پایریتروئیدی

پیام رسان عصبی (Neurotransmitters )

پیام رسان های عصبی در کیسه هایی در پایانه عصبی ذخیره شده . و از آمینواسیدها (گلوتامات و گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA ) ، آمین های بیوژن (نوراپی نفرین ، دوپامین ، سروتونین و اکتوپامین ) و پلی پپتید (انکه فالین و پروکتولین ) تشکیل شده اند . استیل کولین اولین پیام رسانی بود که تشخیص داده شد . این پیام رسان از پیش سیناپس آزاد می شود و بعد از طی کردن شیار عصبی در یک گیرنده پروتئینی موجود در پس سیناپس جای می گیرد . این جای گیری منجربه باز شدن کانال های یونی و غیر قطبی شدن غشای پیش سیناپس می شود . هنگامی که استیل کولین از گیرنده جدا می شد به وسیله استیل کولین استراز هیدرولیز شده و به کولین و استات تبدیل می شود . استیل کولین استرازی دارای دو جایگاه استراتیک و آنیونیک است ، که استیل کولین به ایندو جایگاه پیوند شده و یک کمپلکس آنزیم - سوبسترا تشکیل می دهد .

نحوه تاثیر حشره کش های فسفره وکاربامات

چگونگی مهار شدن استیل کولین استراز به وسیله ترکیبات فسفره و کاربامات را می توان به صورت زیر نشان داد . در این واکنش E آنزیم و LX مهارکننده است و I بخشی از آن است که درنهایت آنزیم را مهار می کند . میزان مهار آنزیم بوسیله دو عامل تعیین می گردد که عبارتند از غلظت E.IX و K3 بنابراین سرعت واکنش مساوی با

*

از طرف دیگر یک ثابت تفکیک (Kd ) مربوط به تشکیل آنزیم و مهارکننده از کمپلکس آنزیم - سوبسترا وجود دارد که مساوی :

*

ثابت مهارکنندگی یعنی Ki نیز از رابطه زیر محاسبه می شود :

*

هرچقدر اندازه Ki بزرگتر باشد مقدار بیشتری آنزیم مهار شده است . میزان آنزیم آزاد شده را می توان با استفاده از ثابت هیدرولیز (K4 ) کولین استراز فسفوریله یا کاربامیله شده به دست آورد . در عمل هیدرولیز 50%  از آنزیم کاربامیله شده ، در مدت 30 دقیقه کامل می شود ، در صورتی که 50% از آنزیم فسفوریله شده در مدت 480- 80 دقیقه هیدرولیز می گردد .   

 

  نظرات ()
تیوفانات متیل :(thiophanate – methyl) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/۱۱

تیوفانات متیل :(thiophanate – methyl) 

 

قارچ‌کش سیستمیک با اثر حفاظتی و معالج از گروه تیوفانات Thiophanate

فرمولاسیون:

توپسین ام  Topsin M        %70      WP                 
تاریخ ثبت: 23/3/50

نحوه اثر: جلوگیری از سنتز بتا توبولین

موارد مصرف در ایران:
پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه، پوسیدگی سفید ریشه و شانکر سیتوسپورایی

موارد مصرف در سایر کشورها:
تیوفانات متیل جهت کنترل طیف وسیعی از عوامل بیماری‌زای قارچی شامل لکه‌چشمی و سایر بیماری‌های غلات، لکه سیاه سیب و گلابی، پوسیدگی‌های میوه سیب در اثر Monilia و Gloeosporium، مومیایی درختان میوه هسته‌دار Monilia spp.، شانکرهای قارچی درختان میوه، سفیدک‌های پودری در درختان میوه دانه‌دار، هسته‌دار، سبزیجات، جالیز، توت‌فرنگی، انگور، رز و غیره. Botrytis و Sclerotinia spp. در محصولات مختلف، لکه‌برگی‌های قارچی در چغندر، کلزا، کرفس و غیره، ریشه‌ گرزی کلم، بیماری‌های ریشه چمن، بلاست برنج، پوسیدگی خاکستری در انگور و بسیاری دیگر از بیماری‌های قارچی در گل‌ها و گیاهان زینتی کاربرد دارد.

این ترکیب همچنین برای کنترل بیماری مختلفی در بادام، فندق، چای، قهوه، بادام زمینی، سویا، توتون، شاه‌بلوط، نیشکر، مرکبات انجیر و غیره استفاده می‌شود. تیوفانات متیل، علاوه بر این برای حفاظت محل هرس در درختان به کار می‌رود.     

راهنمای مصرف:
پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه و پوسیدگی سفید ریشه: برای پیشگیری از وقوع بیماری، ریشه نهال‌ها را باید قبل از کاشت تا محل طوقه در ترکیبی که شامل 300 گرم بنومیل یا تیوفانات متیل، 10 کیلوگرم خاک رس، 5 کیلوگرم پهن الک شده و 100 لیتر آب می‌باشد فرو برده و سپس اقدام به کاشت نهال نمود.

اما در مواردی که بیماری در باغ ظاهر گردد، در مراحل اولیه به محض مشاهده علائم بیماری می‌توان با استفاده از تیوفانات متیل به نسبت صد گرم به ازای هر درخت، بخش سایه انداز درخت را محلول‌پاشی کرد.

شانکر سیتوسپورایی: محلول‌پاشی به نسبت 6/0-5/0 در هزار، یک نوبت سم‌پاشی در پاییز پس از  ریزش برگ‌ها و یک نوبت در اواخر بهار.

ملاحظات زیست محیطی:
میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50):  7500 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، < 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان، 8/7 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها، 2/20 میلی‌گرم بر لیتر برای دافنیا و 100 میکروگرم بر وزن زنبور برای زنبور عسل

  نظرات ()
علائم کمبودعناصردرگیاهان نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/۱۱

علائم کمبود ازت:

چون ازت جزء مهمی از ملکول کلروفیل را تشکیل می دهد و بدون وجود ازت حلقه های پرفینی چهار طرف ملکول کلروفیل تشکیل نخواهد شد، بنابراین اولین تظاهرات کمبود ازت ، رنگ پریدگی برگها است. برگها معمولا" رنگ روشن ، سبز مایل به زرد و زرد روشن پیدا می کنند و این به علت عدم تشکیل کلروفیل است. در اواخر رشد رنگ زرد ، قرمز و بنفش مایل به قرمز مشاهده می شود که در نتیجه تشکیل رنگ آنتوسیانین است. در کمبود ازت همچنین برگها کوچک، ساقه و شاخه ها لاغر هستند و معمولا" با زاویه کوچکی نسبت به ساقه اصلی می ایستند. شاخه های جانبی معمولا" کم تشکیل می شود. زردی رنگ برگ زیرین زودتر ظاهر می شود.

 

علائم کمبود فسفر:

  

در بعضی جهات کمبود ازت و فسفر با هم شباهت دارند. رشد قسمت هوائی و ریشه در هر دو کند یا متوقف می شود. برگها کوتاه ، باریک و نازک می شوند و رشد طولی گیاه عمودی بوده و ساقه های جانبی به ندرت ظاهر می شود. تعداد برگ و شاخه ها محدود شده و جوانه های کناری ممکن است به خواب بروند یا بمیرند. ظهور شکوفه وجوانه های برگی کم شده و بنابراین محصول دانه و میوه کم می شود.

ولی در فسفر رنگ برگها سبز تیره ، کدر مایل به آبی با ته رنگ برنزی یا بنفش است.

د رموقع کمبود فسفر رنگ میوه ها سبز و ممکن است به شدت رنگی شده باشند ، گوشت میوه نرم و شیره میوه خیلی ترش و خاصیت انباری آن ضعیف است.

 

علائم کمبود پتاسیم:

گیاهان مبتلا به کمبود پتاسیم معمولا" ضعیف ، کوتاه و کوچک هستند . رشد ساقه اصلی و شاخه ها متوقف گشته و فاصله میان گره ها کوتاه می شود، در صورت شدت کمبود، شاخه ها از انتها شروع به خشک شدن می کنند.

برگها در گیاه مبتلا به کمبود پتاسیم به رنگ سبز تیره مایل به خاکستری در می آیند و شفافیت خود را از دست می دهند و ممکن است رنگ پریدگی و زردی بخصوصی در بین رگبرگها مشاهده شود.

لب سوختگی برگها در گیاهان پهن برگ غالبا" به علت کمبود پتاسیم است.

 

علائم کمبود گوگرد:

مهمترین علامت ، رنگ پریدگی و کوتاهی و کوچکی بوته است . ساقه های گیاهان مبتلا کوتاهتر و نازکتر از معمول است و بیشتر چوبی هستند ، سطح برگ کوچک و تعداد برگها کم می شود . تعداد و وزن میوه ها کاهش پیدا می کند.

زردی برگها ابتدا دربرگهای جوان مشاهده می شود. رنگ برگها یکنواخت و متمایل به زرد است و در موقع شدت بیماری کاملا" زرد می شود.

در هلو برگهای جوان ، زرد یا مایل به سبز هستند.برگهای پیر بدشکل و کج و معوج هستند. جوانه های انتهائی رشد نکرده و شاخه های جانبی رشد نمی کنند و برگهای روی آنها در شدت کمبود ، کمی قرمز هستند و پس از این مرحله خزان می کنند.

 

علائم کمبود کلسیم:

   

برگهای جوان نزدیک شاخه بدشکل ، چروکیده شده و نوک برگ ها به طرف بالا و حاشیه آنها به طرف بالا یا پایین لوله می شود. حاشیه برگ نامنظم و پاره پاره می شود.رشد ریشه کم و انشعابات آن محدود است.روی ریشه لکه های قهوهای یا مرده نیز مشاهده می شود.

 

علائم کمبود منیزیم:

 

 

Apple Tree - Magnesium deficiency

در ایران علائم کمبود منیزیم را در مرکبات شمال بخصوص درخاک های شنی و در گیاهان زینتی مشاهده کرده اند.

این علائم معمولا" در اواخر فصل ظاهر می شود.ابتدا از برگهای پیر شروع شده و به تدریج به برگهای جوان تر پیشروی می کند.

یکی از علائم کلروز برگهاست.

در درختان میوه با ایجاد زردی بین رگبرگها خودش را نشان می دهد که ممکن است از حاشیه و احیاناگ از کنار رگبرگ اصلی شروع شود و به تدریج سایر نقاط برگ را نیز بپوشاند. این کلروز بعدا تبدیل به رنگ ارغوانی یا بنفش می شود.

برگ ریزان یکی دیگر از علائم کمبود است که بیشتر در درختان میوه مشاهده می شود.

 

علائم کمبود آهن:

 

این علائم بیشتر در درختان میوه  دیده می شود که بصورت زردی یا کلروز است ، این زردی معمولا" در برگهای جوان دبده می شود. رنگ پریدگی معمولا" بین رگبرگها بوده و خود رگبرگها سبز باقی می مانند. در بعضی انواع مانند گلابی ، برگها اصولا" سفید رنگ می شوند.

 

علائم کمبود روی:

در درختان میوه ابتدا رنگ برگها کمی زرد می شود و رنگ برگهای انتهایی شاخه کمی روشن تر است.فاصله میان گره ها در انتهای شاخه های جوان کم شده و برگهایی که از این جوانه ها بیرون می آیند باریک ، نازک و روشن تا سفید هستند.این علائم در هلو آن قدر ممکن است شدید شود که تمام سرشاخه ها لخت شوند. در باغات سیب کرج نیز این علامت به خوبی مشاهده می شود، در گلابی علائم خفیف تر است . در مرکبات ، برگها کشیده و ابلقی می شوند و سرشاخه ها ممکن است خشک شوند.

خسارت عمده کمبود روی ریختن میوه های درختان دانه دار و هسته دار درطول تکامل آنهاست .

در مرکبات کمبود روی با پوست کلفت شدن و ضخیم شدن سفیده و غیر قابل فروش شدن میوه مشخص می شود.

 

علائم کمبود بر:

 

سیاه شدن جوانه های روینده و بافت های مریستمی و کم شدن رشد و فاصله میان گره ها.

وقتی این کمبود شدید شود زردی رنگ ، خشکی گل ها و بدشکلی میوه و مرگ گیاه مشاهده می شود.

در سیب، جوانه های انتهایی می میرد و بعدا" جوانه های متعددی در قسمت پایین آن می روید و شاخه ها به صورت توده ای و نازک در می آیند. میوه ها قبل از رسیدن می ریزند. گوشت میوه تلخ ، بدمزه و پوک می شود.

در مرکبات ابتدا لکه های آبگز روی برگهای جوان ظاهر می شود که بعدا" قهوه ای یا خشک می شود . رگبرگها ضخیم و شکافدار، میوه ها کوچک و چروکیده شده و ماده صمغ مانندی در داخل آنها جمع می شود و پوست میوه سخت و سفیده ضخیم می شود.

 

علائم کمبود منگنز

 

علامت کمبود منگنز مانند علامت کمبود آهن زردی است که با کمبود آهن دارای این تفاوت است که قسمتی از حاشیه رگبرگها نیز سبز باقی می ماند. رنگ زرد در برگهای سرشاخه ها ظاهر می شود.

 

علائم کمبود مس:

 

کمبود مس در مرکبات باعث مرگ جوانه انتهایی می شود. قبل از مرگ این قسمت جوش های کوچک ، شاداب با برگهای درشت ، شفاف  و تیره از انتهای شاخه ها ظاهر می شود که پس از مدتی خشک شده و تعداد دیگری می روید. رگبرگها چروکیده و خمیده می شوند.روی میوه صمغ ترشح می شود.پوست ممکن است بترکد و صمغ از آن خارج شود.

 

علائم کمبود مولیبدن:

 

کمبود مولیبدن علائمی شبیه کمیود ازت و آهن تولید می کند و در بعضی گیاهان مانند خانواده چلیپاییان لکه های ابلقی زرد در حاشیه پیدا می شود که به تدریج به طرف رگبرگ میانی پیش می رود لکه های پیر معمولا" می خشکند. زیادی مولیبدن ممکن است باعث سمیت گیاه شود

  نظرات ()
بیماری های گیاهان زراعی نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/۱۱

سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew

 

 

 

 

عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .



 
 

یکی از انواع پوسیدگیهای ریشه چغندر که در ایران نیز شیوع دارد پوسیدگی مغزی است که به انگلیسی Black heart و یا Brown heart می‌گویند . این بیماری اولین بار در سال 1931 در آلمان در روی چغندر قند و در سال 1938 در روی چغندر لبوئی در آمریکا گزارش شد .

نشانه‌های بیماری

یکی از بارزترین نشانه‌های کمبود عنصر بر در چغندر فساد و پوسیدگی بافت مغزی ریشه ، مخصوصاً در محل طوقه و جایی که دمبرگ ها به ریشه متصل می شوند می باشند .

در مقطع ریشه ،کمبود بر علامت معروف به مغز قهوه ای را نشان می دهد .بسته به شدت کمبود این علامت ممکن است در چند لکه کوچک مجزا از هم تا یک سطح بزرگ آبدار ،یا حتی یک مرکز گود یا کمرنگ شدن داخلی آن فرق می‌کند .

برخی از انواع خاکها طبیعتاً دچار کمبود بر هستند و در عده‌ای دیگر عنصر بر به صورتی که برای ریشه قابل جذب نمی باشد وجود دارد .معمولا مقدار بسیار کمی از عنصر بر مورد احتیاج گیاه است ولی همین مقدار چنانچه در اختیار نباشد خسارت زیادی حاصل خوا هد شد. کمبود بر معمولا در خاکهای قلیایی و یا در خاکهایی که محتوی کلسیم زیاد هستند شیوع می یابد .

کنترل

بیماری پوسیدگی مغزی چغندر را با استعمال کودهای محتوی بر میتوان بخوبی درمان نمود . براکس و اسیدبوریک از کودهایی هستند که می‌توان برای این منظور استفاده نمود .

برای مصرف می‌توان کود براکس را که پودر سفید رنگی است با کودهای شیمیایی قبل از کاشت بذر روی خاک پاشید و با دیسک آن را زیر خاک نمود و سپس اقدام به کشت کرد از طرفی براکس را می توان مخلوط با قارچ کشها در مزرعه محلولپاشی کرد .برای محلولپاشی در مزرعه مقدار 5 تا 10 کیلو گرم براکس را در 800 لیتر آب حل نموده و در سطح یک هکتار می پاشند و چنانچه بخواهند از طریق کود براکس را در اختیار گیاه بگذرند ، مقدار لازم در هر هکتار 5 الی 30 و بطور متوسط 20 کیلو گرم می باشد .



 
 

رایزومونیای چغندر قند Beet necrotic yellow vein virus

این بیماری با نامهای دیگری به نام زردی نکروتیک رگبرگ و ریشه ریشی نیز می شناسند. بیماری در فارس بسیار شایع است و خسارات زیادی را در حالت اپیدمی به بار می آورد. عامل بیماری ویروسی از گروه Tobamovirus است. ویروس از طریق زئوسپورهای قارچ Polymyxa betae منتقل می شود و پایداری ویروس در اسپورهای استراحتی قارچ می باشد.

در صورت آلودگی چغندر قند به این ویروس برگهای خارجی حالت پژمردگی به خود می گیرند یا بعضی از برگها خشک می شوند. در مقطع ریشه دوایر قهوه ای متحدالمرکز دیده می شود. از دیگر علائم مهم بیماری زردی رگبرگها است. بیماری بروی ریشه هم علائم خاصی ایجاد می کند که در تشخیص بیماری مهم است. ازجمله این علائم وجود تعداد زیادی ریشه فرعی روی ریشه اصلی می باشد. بدین صورت که ریشه اصلی به یکباره باریک شده و ریشه های فرعی زیاد می شوند. بیماری ریشه ریشی شبیه علائم نماتد سیستی بروی ریشه است ولی از وجود سیستها خبری نیست.

کنترل:

با توجه به نوع عامل و شیوه انتقال و پایداری ویروس در خاک باید سعی شود از سیستم پیشگیری استفاده شود.

1. جلوگیری از آلوده شدن مزارع

2. استفاده از ارقام مقاوم

3. شخم عمیق

4. در صورت امکان عدم استفاده از کود حیوانی و آبیاری غرقابی

5. مبارزه بیولوژیک با قارچ ناقل

 

موزائیک چغندر Beet mosaic virus

 

موزائیک چغندر Beet mosaic virus

بیماری موزائیک چغندر یکی از سه بیماری ویروسی مهم چغندر کاری ایران می‌باشد که کم و بیش انتشار دارد . بیماری علاوه بر چغندر قند ، روی چغندر علوفه ای لبوئی و برگی نیز شیوع دارد و خسارت آن روی چغندر قند بذری به مراتب بیشتر است .

نشانه های بیماری

اولین نشانه های بیماری موزائیک چغندر ، روشن شدن رگبرگهاست که متعاقباً در اواخر بهار و ماهای پائیز که هوا گرم نمی‌باشد ظاهر می شود .لکه های تغیر رنگ یافته که به طور نامنظم هستند حالت موزائیکی به برگ داده و در صورت شدت بیماری پهنک برگ چین خوردگی پیدا می‌کند . لبه برگهای جوان به طرف داخل لوله می‌شود و به طور کلی رشد بوته نیز بر اثر حمله بیماری کم شده، کوتاه و کوتوله می‌ماند .

عامل بیماری

عامل بیماری ( Beet mosaic virus ) ویروسی از گروه Potyvirus می‌باشد

ویروس موزائیک چغندر به وسیله بذر منتقل نمی‌شود ولی به وسیله تلقیح عصاره گیاه آلوده و به کمک پودر کربوراندوم و یا مالش شدید به گیاه سالم قابل انتقال است . این ویروس بسهولت توسط شته سبز هلو ( Myzus Persicae )، شته سیاه باقلا ( Aphis fabae ) و بعضی از انواع دیگر شته‌ها منتقل می‌شود .

کنترل

برای کنترل با بیماری باید سعی نمود حشرات ناقل کنترل شوند



 
 

بیماری پیچیدگی و تورم رگبرگهای چغندر که به انگلیسی Curly top گفته می‌شود .

بیماری در چغندر کاری‌های فارس بسیار شایع و در اکثر مزارع تا حدود 90 درصد آلوده می‌باشد.

نشانه‌ها

اولین علائم بیماری عبارتند از لوله شدن برگهای جوان داخل بوته است و به عبارت دیگر برگها در امتداد دمبرگها لوله می‌شود رگبرگهای فرعی شفاف و متورم شده و در سطح زیرین برگها برآمدگی‌هایی بوجود می‌آید و خارهای 1 تا 2 میلیمتری تشکیل می‌گردد و سرانجام رنگ گیاه زرد خواهد شد .

نشانه‌های ظاهری بیماری روی برگهای پیر پس از دو هفته بروز خواهد نمود . با پیشرفت بیماری برگهای زرد ، پژمرده و سرانجام می‌میرند . برگهای چغندر قند برگهای گیاه آلوده قطرات چسبنده ، لزج و شفافی دیده می‌شوند که پس از چندی قهوه‌ای و سپس سیاهرنگ می‌گردند و تشکیل پوسته‌هائی را می‌دهند . این قطره‌ها از دمبرگ ، رگبرگ اصلی و یا رگبرگهای فرعی ترشح می‌گردند. قبل از آنکه بوته چغندر بمیرد به طور غیر طبیعی ریشه‌های کوچکی روی غده به وجود می‌آید و بدین سبب این نشانه را Hairy root و یا Wooly root می‌نامند .

در برش عرضی ریشه چغندر آلوده حلقه‌های متحد المرکزی به رنگ سیاه دیده می‌شود که در فواصل آنها بخشهای روشن قرار دارند . در برش طولی این دوایر به صورت نوارهای طولی دیده می‌شود .

عامل بیماری ویرسی است از تیپ جنس Curtovirus به ابعاد 30*18 نانومتر ، به وسیله عصاره گیاه منتقل نمی‌شود . ویروسی است پایا که در عصاره برگ چغندر برای مدت هفت روز در برگ چغندر خشک برای مدت چهارماه و در بدن زنجره ناقل که خشک شده باشد تا 6 ماه بیماریزایی خود را حفظ میکند .

ویروس عامل بیماری توسط حشرات ناقل منتقل می‌گردد و در ایران زنجره های جنس Neoaliturus به عنوان ناقلین این ویروس شناخته شده اند . این حشرات زمستان را به صورت حشره بالغ در پناه بوته‌های چغندری که در زمین باقی مانده ، همچنین بوته های علفهای هرز مختلف بالاخص شور ، شوره ، عنبر بو ، نان گرگ و درمنه می‌گذرانند .

ویروس به وسیله تخم زنجره و همچنین به وسیله بذر منتقل نمی‌شود .

کنترل

برای کنترل با بیماری باید سعی نمود حشرات ناقل کنترل شوند



 
 

بیماری سفیدک پودری غلات Cereal powdery mildew

سفیدک حقیقی یکی از بیماریهای مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بیماری قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است که یک انگل اجباری است و روی جو بیشتر از سایرغلات خسارت وارد می کند .

علائم بیماری بصورت لکه های سفید رنگ است که توسط توده میسلیومی سفید مایل به خاکستری در سطح برگ و سنبله ها نیز آلوده شوند . اندامهای باردهی قارچ به رنگ خاکستری مایل به زرد تا تیره در سطح میسلیومهای پیر تشکیل می شود . در سطح زیرین برگ ؛ در محل آلودگی ، نقاط زرد ریز با بافت مرده دیده می شود . در سطح میسلیومهای کنیدی برها به وجود می‌آیند که کنیدیهای پودری زیادی تولید می‌کنند .

در اواخر فصل رویش ، اندامهای باردهی جنسی قارچ ( کلیستوتیشیوم ) ، به رنگ تیره در سطح توده میسلیوم ، به صورت پراکنده قابل تشخیص است . میسلیومهای قارچ معمولاً به صورت سطحی توسعه می یابند . و تناه در قسمتهای که هوستوریوم تولید می شود ، میسلیوم به داخل سلولهای اپیدرمی نفوذ می کند . در سطح میسلیوم کنیدی برهای زیادی تشکیل می شود که حامل کنیدی های تخم مرغی ، شفاف و تک سلولی به ابعاد 8- 10* 20-35 میکرون است . اندامهای تولید مثل جنسی (کلیستوتیشیوم ) قارچ کروی ، سیاهرنگ با دیواره سخت و به قطر 150-300 میکرون است . این اندامها برای تولید آسکوسپور رسیده و به شرایط آب و هوایی و یا زمستانگذرانی نیاز دارند و کلیستوتیشیومهایی که روی گیاهان در حال رشد دیده می شود ، معمولاً دارای آسکوسپورهای نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصی بالایی در مقابل میزبان برخوردار است ، به طوری که برای هر یک از میزبانها ، فرمهای اختصاصی مخصوص به آن میزبان وجود دارد. مثلاً ترتیکاله نسبت به فرمهای مربوط به جو و گندم مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . هر یک از فرمهای اختصاصی نیز نژادهای فیزیولوژیک مختلفی را شامل می شود .

عکس العمل ارقام مختلف میزبان متفاوت است وجود لکه های زرد و قهوه ای همراه با رشد توده میسلیوم و اسپور زایی زیاد ، از مختصات ارقام حساس محسوب می‌شود : در حالیکه در ارقام مقام لکه ها روشن بوده ، توده میسلیومی دیده نمی شود .کلیستوتیشیوم قارچ بوفور در روی بافت آلوده میزبن تشکیل می شود ؛ اما آسکوسپور رسیده در آنها بندرت یافت می شود . ظاهراً آسکوسپورها در ایجاد آلودگی اولیه نقش زیادی ندارند . توسعه قارچ بیشتر توسط میسلیومهایی که در روی بقایای گیاهی آلوده یا سایر گیاهان زنده زمستانگذرانی می‌کنند صورت می‌گیرد .

کنترل:

بهترین روش کنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشی اندامهای هوایی گیاه توسط قارچکشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نیز در بعضی از مناطق متداول است

سفیدک کرکی غلات Cereal downy mildew

 

سفیدک کرکی غلات Cereal downy mildew

بیماری سفیدک دروغی معمولاً در مناطق مرطوب و مزارع آبی ، بخصوص قسمتهای آبگیر مزرعه دیده می شود . قارچ عامل بیماری درگندمSclerophthora graminicola ودرگیاه جو عامل قارچ Sclerophthora macrosporaاست.

علائم بیماری اغلب در مراحل اولیه رشد گیاه میزبان به صورت زردی برگها ، کوتولوگی شدید، و پنجه زنی زیاد مشاهده می شود . بسیاری از گیاهانی که آلودگی شدید دارند ، طی مرحله پنجه دوانی تا اوایل مرحله رشد طولی ساقه ، از بین می روند . در بوته هایی که آلودگی کمتری دارند نیز برگهای ضخیم و پیچ خورده می شوند و اغلب تولید خوشه نمی‌کنند .در صورت تشکیل خوشه ، پوشش گل ضخیم ،گوشتی و کشیده و بد شکل(پیچیدگی خوشه) می‌شود . دانه های حاصل از خوشه های آلوده فاقد قوه نامیه هستند . لکه های کرکی که بواسطه توسعه کنیدی برها و کنیدی های قارچ ، در بسیاری از گیاهان دیگر به وجود می آید ، در غلات مشاهده نمی شود .

اندام باردهی جنسی قارچ اُاسپور است که در بخش مزوفیل بافت برگهای پایینی و غلات برگهای آلوده بوفور تشکیل می شود. اُاسپورها کروی با دیواره صاف و قطر 30-60 میکرون هستند . پایداری اُاسپور در بقایای گیاهی آلوده و در خاکهای خشک بیشتر است . درون آب یا خاک مرطوب ، اُاسپورجوانه زده ، اسپورانجیوم تولید می‌کند که حاوی تعداد زیادی زئوسپور است . زئوسپورهای آبزی مسئول ایجاد آلودگی هستند . گیاهچه های جوان نسبت به گیاه بالغ حساسیت بیشتری دارند



 
 

بیماری آنتراکنوز غلات Graminicola anthracnose

تقریباً تمامی غلات دانه ریز ، ذرت ، سورگم وتعداد زیادی از گراسها به این بیماری حساس هستند. علائم بیماری معمولاً روی قسمتهای پایینی گیاه ظاهر می شود ؛ ولی ممکن است برگهای بالایی وحتی خوشه ها نیز آلوده شود . علی رغم گسترش نسبتاً زیاد بیماری ، میزان خسارت و کاهش محصول شدید نیست .

قارچ عاملColletotrichum graminicola در مراحل اولیه آلودگی ، معمولاً هیچ گونه علامتی روی گیاه مشاهده نمی‌شود . با پیشرفت بیماری ،گیاه زردرنگ شده ،حالت رنگ پریدگی در گیاه به چشم می‌خورد و گیاه زودتر از موعد مقرر می‌رسد (رسیدگی زودرس ) .چنین گیاهانی ممکن است با گیاهانی که توسط سایر عوامل مولد پوسیدگی ریشه و ساقه آلوده شده اند ، اشتباه گرفته شود .

اندام باردهی قارچ ( آسروول) که مصادف با مرحله رسیدن گیاه ظاهر می شود ، وسیله خوبی برای تشخیص بیماری و عامل آن است . در بین تعداد بسیار زیادی از زوائد خار مانند ، تعداد بی شماری آسروولهای کوچک سیاهرنگ و تخم مرغی تا دوکی شکل در روی ساقه یا غلاف برگ تشکیل می شوند ؛ به همین سبب ظاهری برجسته دارند . کنیدیهای تک سلولی ، داسی شکل ، شفاف تا خاکستری روشن در درون آسروول به وجود می‌‌ ‌آیند . ابعاد کنیدی حدوداً 4-6*20 –30 میکرون است .قارچ معمولاً به صورت کنیدی یا میسلیوم در روی بقایای گیاهی آلوده زمستانگذرانی می کند. آلودگی اولیه توسط ماده تلقیح خاکزاد روی ریشه ها یا قسمتهای پایینی گیاه صورت می‌گیرد . سایر قسمتهای هوایی گیاه نیز ممکن است توسط کنیدیهای ثانویه آلوده شود . گونه های وحشی غلات اطراف مزارع ممکن است به صورت منابع اولیه وثانویه آلودگی عمل کنند . علی رغم پراکندگی وسیع جغرافیایی ، تاکنون تحقیقات محدودی روی این بیماری صورت گرفته است . علت این قصور احتمالاً عدم مشاهده حالت اپیدمی شدید عامل بیماری بوده است .

کنترل:

بیماری در خاکهایی که از نظر فسفر و پتاس فقیر هستند ، شدید تر است . تناوب زارعی با حبوبات ، در مناطقی که بیماری شایع است ، روش مناسبی برای کنترل عامل بیماری است



 
 

لکه چشمی غلات که بوسیله قارچ pseudocercosporella herpotrichoides ایجاد می شود ، در روی گندم زمستانی اهمیت بیشتری دارد ولی در بسیاری ازمناطق دنیا می‌تواند به غلات بهاره نیز خسارت زیادی وارد کند .این بیماری اغلب قسمتهای پایینی گیاه را مورد حمله قرار می‌دهد . با وجود این علائم بیماری روی ریشه تا حدود 9 سانتیمتر بالی سطح خاک بندرت مشاهده می شود تمامی غلات و بسیاری از گراسها میزبان خوبی برای قارچ هستند . آب وهوای سرد و خنک بیماری را شدت می‌بخشد .علائم بیماری با افزایش سن گیاه بیشتر مشخص می‌شود . زخمهای بیضوی یا چشم مانند روی غلاف برگهای پایینی و همچنین روی پایین ترین میان گره (سطح خاک ) مشهوداست . زخمهای تازه ، قهوه‌ای و مرکز انها کاهی رنگ است . لکه ها ممکن است تمام قسمت پایین را احاطه کند قسمت مرکزی زخمها با افزایش سن گیاه تیره تر می شود . حمله شدید قارچ موجب بروز خوابیدگی (ورس) در بوته‌ها می‌شود . اسپورزایی قارچ در هوای سرد و مرطوب اوایل بهار شدید است و در تابستان کاملاً متوقفمی شود . اسپوردر روی ساقه‌های مسن بسختی تشکیل می شود . کنیدی برها راست ، بدون انشعاب و کوتاه در روی میسلیومهای فشرده شبه استروما ، بوجود می‌آیند . کنیدیها شفاف و کشیده، به طرف نوک باریکتر شده ممکن است کمی خمیدگی داشته باشند. کنیدی دارای ابعاد 1.5-3.5*30-60 میکرون با3-7 دیواره عرضی است . قارچ در روی بقایای گیاهی به صورت میسیلیوم زمستانگذرانی می‌‌کند .آلودگی اولیه ممکن است از کنیدیومهای تشکیل شده روی کاه و کلش آلوده یا از میسلیومها فعال موجود روی غلاف برگهای آلوده پایینی ، شروع شوند . میسلیوم قارچ در عمق وجوانب بافت ساقه گسترش می یابد و در مرکز ساقه که تو خالی است ، میسلیومهای پنبه ای شکل تولید می‌شوند . کنیدیها در مراحل اولیه رشد گیاه بیمار تشکیل شده ، به عنوان منبع ثانویه آلودگی عمل می‌کنند.

کنترل:

تأخیر در تاریخ کاشت پاییزه وتناوب با گیاهانی غیر از غلات ، موجب کاهش میزان ماده تلقیح قارچ می شود و درکنترل بیماری موثراست

  نظرات ()
سفیدک سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٩

سفیدک سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew

سفیدک سطحی سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew
(برای دیدن تصویر در اندازه کامل روی آن کلیک کنید)

هر جا که سیب کشت می شود این بیماری نیز وجود دارد بویژه در خزانه های سیب در سراسر جهان بیماری مهمی محسوب می گردد در ایالات متحده این بیماری با ایجاد شبکه زنگاری (زبر و چوب پنبه ای Russeting) روی پوست میوه موجب کاهش ارزش میوه تا 50% می شود.

علائم:
سفیدک سطحی سیب به قسمتهای مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شکوفه ها و میوه ها حمله می کند.
علائم روی برگها بصورت لکه های خاکستری تا سفید کثیف ظاهر می شوند و اگر برگهای جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شکلی شده و نهایتاً خشک می شوند. شکوفه های درخت بر اثر زمستانگذارانی قارچ در جوانه های زایشی زودتر از بقیه قسمتها آلوده می شوند. در اثر آلودگی شکوفه ها ،‌گلبرگها چروکیده و کاسبرگها گوشتی و کلفت می شوند و توانایی تشکیل میوه را از دست می دهند. کاسبرگها خیلی حساس هستند.میسلیومها کنیدیوفورها و کنیدیهای قارچ روی سرشاخه ها منظره سفید رنگی را ایجاد می کنند رشد این شاخه ها متوقف شده و فواصل میانگره ها کوتاه می ماند و نهایتاً سرشاخه ها خشک می شوند معمولاً روی سرشاخه ها فرم جنسی قارچ (کلیستوتسیوم) تشکیل می شود . میوه ها نیز آلوده شده و حالت شبکه چوب پنبه ای در سطح میوه ها (زنگار میوه) بوجود می آید. در مورد گلابی هم پوشش سفید میوه تا اواسط تابستان روی میوه باقی می ماند و بعد این پوشش محو می شود و اثر آن بصورت لکه زنگاری(Russet) باقی می ماند در خزانه ها قارچ به همه برگهای در حال رشد حمله کرده و موجب کندی رشد قسمت های انتهایی شاخه ها می شود .

عامل بیماری :
روی سیب و گلابی قارچ زیر است:

Te) Podosphaera leucotricha (Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)
An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

سفیدک سطحی سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew
Podosphaera leucotricha
(برای دیدن تصویر در اندازه کامل روی آن کلیک کنید)

کلیستوتس P.leucotricha دارای زوائد دو شاخه ای شکل اند هر چند در این گونه حالت دو شاخه ای به سختی دیده می شود داخل کلیسترتسیوم فقط یک آسک وجود دارد که حاوی 8 آسکوسپور بیضوی است . این قارچ هتروتالیک است.
کنیدیهای O.farinosum شفاف، تک سلولی و دو سر تخت و استوانه ای شکل اند و بصورت زنجیری روی کنیدیوفور تشکیل می شوند.

چرخه بیماری :

سفیدک سطحی(پودری= واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew

ریسه درون جوانه ها مهمترین بخش زمستانگذران قارچ می باشد این قارچ انگل اجباری است . اگر آسکوکارپ تشکیل گردد می تواند موجب بقاء قارچ گردد ولی بنظر نمی رسد کلیستوتسیوم در چرخه زندگی قارچ نقش داشته باشد و آسکوسپورهای P.leucotricha موجب آلودگی نمی شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرایط محیطی ریسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و تولید کنیدیوم می کند کنیدی ها با باد پخش شده و موجب آلودگی اولیه می شوند سپس از زخمها و لکه های جدید نیز کنیدیوفورها تولید کنیدیهای جدید را کرده و موجب انتشار بیماری و آلودگی های ثانویه می گردند. فعالیت قارچ در تابستان شدیداً کاهش می یابد ولی در اواخر تابستان و پائیز مجدداً فعال شده و با انتشارکنیدیها موجب آلودگی های جدید می گردد، نهالهای موجود در خزانه بعلت اینکه تا اواخر پائیز رشد می کنند بسیار مستعد آلودگی هستند. البته برگهای جوان درخت سیب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگی حساس هستند و پس از آن آلودگی فقط در برگهایی دیده می شود که بطور مکانیکی صدمه دیده اند. کنیدیها در سطح برگ وقتی رطوبت نسبی حدود 70% باشد به خوبی تندش می کنند. اوج تولید و آزاد سازی اسپورها در ظهر انجام می شود. قارچ در گستره دمایی0C 32-4 فعالیت می کند ولی بهینه دمای آن 0C20-16 است. این بیماری در مناطق نیمه خشک به فراوانی دیده می شود ولی به ندرت در مناطق خشک ظاهر می شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن کنیدیها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خیلی بیش تر از رطوبت است زیرا میزان آب در داخل کنیدیها بالا بوده و رطوبت تأثیر کمتری در جوانه زنی اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت میسلیوم قارچ در جوانه های آلوده تا بهار سال بعد به حالت رکود باقی می مانند و جوانه های انتهایی مهمترین مکان برای زمستانگذرانی قارچ عامل بیماری هستند.
اگر آلودگی 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحله گلدهی صورت گیرد حالت زنگار روی میوه های سیب و گلابی بوجود می آید.

کنترل :
1- هرس شاخه ها و سرشاخه های آلوده: می تواند موجب کاهش مایه تلقیح اولیه گردد. کاهش مایه تلقیح اولیه و حفاظت برگ، میوه و جوانه از عفونت ثانویه در مبارزه با این بیماری مهم است.
2-ارقام مقاوم: ارقام سیب با حساسیت کمتر عبارتند از : سیب زرد لبنانی ، دلیشز،گلدن دلیشز، واین ساپ ، یورک ایمپریال ، نیتانی، لورد لمبورن.
ارقام گلابی مقاوم به سفیدکهای سطحی عبارتند از :دوآنژو،لوئیزبون Louise Bonne
3-شیمیایی: قارچکشهای علیه سفیدکهای حقیقی عبارتند از : گوگرد ، بنزیمدازول ها، ضد بیوسنتز ارگوسترول
(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپریمات ، پیرازوفوس،تری آدیمفون، دینوکاپ (کاراتان).
قبل از پیدایش گلها ، مصرف سفیدک کشهای بسیار مؤثر مثل تری آدیمفون که به شدت از تولید کنیدی جلوگیری می کنند ضرورت ندارد. در اروپای غربی به علت وجود هوای ملایم در زمستان و شرایط مناسب بیماری در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچکش ها سمپاشی می کنند.

زمان سمپاشی:
الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها که ترجیحاً از سموم سیستمیک استفاده می شود . چون خنکی هوا مانع تسعید گوگرد است و از طرفی دیگر سموم سیستمیک روی آلودگی درون جوانه ها مؤثرند.
ب)نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگها که می توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنین کاراتان و سایر سموم سیستمیک نیز قابل استفاده اند(بعضی ارقام سیب و گلابی به گوگرد حساسند و موجب گیاهسوزی آنها می شود که بایستی دقت نمود).
ج) نوبت سوم : بستگی به شرایط جوی و میزان پیشرفت بیماری دارد بیش از 3 نوبت هم ممکنست لازم به سمپاشی باشد. قارچ کشهای باز دارنده بیوسنتز ارگوسترول زمانیکه بیماری هنوز شدت پیدا نکرده است بسیار موثرند.

  نظرات ()
کاهش تنش شوری نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٩
نقش روی در کاهش تنش شوری
مقدمه
شوری در ایران و بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک جهان عامل محدود کنندة رشد و نمو گیاهان زراعی است. براساس آمار موجود، سطح کلی خاکهای شور در اراضی ایران 33/7 میلیون هکتار برآورد شده است (مؤمنی، 1380). شوری خاک به روشهای متعدد در عملکرد محصول اثر می‌گذارد. از مهم‌ترین آثار شوری می‌توان به کاهش آب قابل استفاده گیاه، ایجاد مسمومیت توسط برخی یونهای سمی، فعالیت اندک در گیاه، ناهنجاریهای تغذیه‌ای، کاهش رشد و کیفیت محصول اشاره نمود. در شرایط شور، غلظت سدیم ) معمولاً بیش از غلظت عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف بوده و این امر موجب می‌شود در گیاهان تحت تنش شوری، عدم تعادل تغذیه‌ای از جهات گوناگون بروز کند. مطالعات انجام شده بیانگر این است که بخش عمدة مشکلات تغذیه‌ای گیاهان در شرایط شور، از طریق تغییر در قابلیت استفاده عناصر غذایی به صورت زیر ایجاد می‌شود (همایی، 1381).
  از طریق ایجاد اختلال در جذب و توزیع عناصر غذایی توسط ریشه‌ها و یا کاهش رشد آنها از طریق ایجاد اختلال در جذب توزیع عناصر غذایی توسط ریشه‌ها و یا کاهش رشد آنها از طریق مختل کردن متابولیسم عناصر غذایی در درون گیاه که به طور عمده مربوط به کاهش جذب آب توسط گیاه است. بدین ترتیب شوری می‌تواند با تأثیر بر شکلهای شیمیایی عنصر غذایی در خاک، انتقال، یا توزیع عناصر غذایی درون گیاه و یا غیر فعال نمودن تأثیرات فیزیولوژیکی عنصر غذایی مصرف شده، منجر به افزایش ذاتی نیاز غذایی گیاه گردد.
   قدم اول در بررسی وضعیت حاصلخیزی خاکها، تخمین صحیح میزان عنصر قابل جذب گیاه است. از آن جایی که روی (Zn) یکی از عناصر ضروری گیاه بوده و کمبود آن معمولاً در اوایل فصل رشد گیاه مشاهده ‌می‌شود، وضعیت عنصر روی قبل از کشت و تعیین مقدار روی مورد نیاز گیاه بسیار مهم است. بدین منظور از روشهای عصاره‌گیری متفاوتی برای استخراج روی استفاده می‌شود. این روشها براساس استفاده از اسیدهای آلی و معدنی یا کمپلکسهای گوناگون برای عصاره‌گیری و سپس اندازه‌گیری عنصر روی در عصاره استوار است. تعیین این که کدام یک از روشهای عصاره‌گیری بهترین همبستگی را با عکس‌العمل گیاه (غلظت جذب عنصر، عملکرد مطلق و عملکرد نسبی) خواهد داشت، بیشترین به ویژگیهای خاک و همچنین گیاه مربوط است؛ در نتیجه سبب خواهد شد که در شرایط خاکی متفاوت، روشهای مختلفی مورد استفاده قرار گیرد (کشاورز، 1375). در بین عوامل مؤثر بر روی (Zn)
قابل استفادة گیاه، اثر شوری به درستی شناخته نشده است و احتمال دارد تفسیر نتایج تجزیه خاک برای روی قابل جذب گیاه در خاکهای شور و غیر شور، یکسان نباشد (حسینی و کریمیان، 1378). از این رو می‌بایست مرزهای جداگانه‌ای برای تفسیر نتایج تجزیه خاک، مخصوص خاکهای شور پایه گذاری کرد (ملکوتی و نفیسی، 1373). قبلاً در برخی مطالعات نشان داده شده است که در خاکهای شور، مصرف مقادیر بالاتر عنصر روی موجب افزایش تحمل گیاه به شوری و عملکرد آن می‌شود. در این ارتباط سؤالات اساسی زیر مطرح است:
   آیا شوری موجب تغییردر نگهداری وتثبیت روی درخاک‌خواهد شد؟ و آیا این موضوع موجب تفاوت در روش استخراج روی از خاک در شرایط شور نسبت به شرایط غیر شور خواهد گردید؟
   آیا شوری موجب اختلال در جذب و یا توزیع روی توسط ریشه‌ها شده و در مورد قابلیت استفاده روی تأثیر می‌گذارد؟
   تا چه اندازه‌ای نقش تغذیه‌ای روی در بهبود شرایط رشد گیاهان در خاکهای شور مؤثر است؟
 قابلیت استفاده روی در شرایط شور
  روی از جمله عناصر ضروری و کم مصرف برای گیاهان است که به صورت کاتیون دو ظرفیتی (Zn)    جذب می‌شود. این عنصر یا به عنوان بخشی از ساختمان آنزیمهای به کار می‌رود و یا به صورت کوفاکتورهای تنظیم کننده در تعداد زیادی از آنزیمها عمل می‌کند. روی در گیاهان حداقل در ساختمان چهار آنزیم کربنیک آنهیدراز، الکل دهیدروناژ، سوپراکسید  دیسموتاز و  پلی‌مزار به کار رفته است. این عنصر برای ساخته شدن ایندول استیک اسید از ترپتوفان ضروری می‌باشد. کمبود ) مانع از سنتز پروتئین و متابولیسم کربوهیدراتها نیز می‌شود. همچنین تراوایی غشائ پلاسمایی در گیاهان مبتلا به کمبود روی، افزایش یافته و منجر به خروج پتاسیم، نیترات و ترکیبات آلی از سلول ریشه می‌گیرد.
   مطالعه شکلهای شیمیایی روی در خاک به منظور ارزیابی قابلیت استفاده آن برای گیاه در کشاورزی و برای تغیین میزان تحرک در خاک حائز اهمیت فراوان است. بر این اساس. مقدار عنصر روی کل خاک به اجزاء متمایز زیر تقسیم می‌شود. این جزءها عبارتند از:
1 ـ یونهای آزاد Zn   ) ) و کمپلکسهای آلی آن در محلول خاک
2 ـ روی جذب سطحی شده و تبادلی در فاز کلوئیدی خاک
3 ـ کانیهای ثانویه و کمپلکسهای نامحلول در فاز جامد خاک    با توجه به خواص فیزیکی و شیمیایی خاک، قابلیت استفاده از روی متفاوت است. در بین عوامل مؤثر بر روی قابل استفاده گیاه، به طور عمده عواملی چون میزان کل روی، ، مواد آلی، کربنات کلسیم، محلهای جذب، فعالیت میکروبی و رژیم رطوبتی خاک نقش مهمی را ایفا می‌کنند، ولی سایر عوامل نظیر شرایط اقلیمی، شوری و اثرات متقابل روی و سایر عناصر کم مصرف و پر مصرف نیز مهم هستند. با این وجود، مطالعات اندکی در رابطه با اثر شوری خاک بر تغذیه گیاهان از جهت عنصر کم مصرف روی انجام شده است. در این ارتباط اثر سمی بور عموماً شناخته شده است ولی رفتار آهن )، منگنز ) و روی Zn) ) در خاکهای شور کاملاً شناخته نشده است.    در شرایط شور قابلیت استفاده عناصر غذایی به غلظت و ترکیب نمک بستگی دارد.    علاوه بر این، با توجه به واکنش نمک PH) )، قدرت یونی و ضریب فعالیت نمک، اثر شوری بر حلّالیت عناصر غذایی متفاوت است. نمکهایی که هیدورلیز شده و سبب تغییر می‌شوند، می‌توانند تغییرات بیشتری را در این شرایط سبب گردند. فعالیت یونی نمک نیز بر حلّالیت کربناتهای خاک و گچ تأثیر می‌گذارد. این موضوع سبب خواهد شد که تغییراتی در اشکال عناصر غذایی در خاک و قابلیت استفادة آن به وجودآید.
   برخی مطالعات نشان داده است که میزان روی قابل استفاده با افزایش شوری (نمک ) زیاد می‌شود. دلیل این موضوع جایگزینی روی Zn) ) قابل تبادل با سدیم Na) ) اعلام شده است. از سوی دیگر طی دو آزمایش جداگانه در خاکهای شور و سدیک، مشاهده شد که حلّالیت عناصر کم مصرف Mn, Cu,Fe,Zn) ) فوق‌العاده کم بوده و کاهش در حلّالیت این عناصر، موجب کمبود آن در گیاهان می‌شود. در این ارتباط، حسینی و کریمیان (1378) طی بررسی خود بر روی اثر شوری در عصار‌ه‌پذیری روی قابل استفاده گیاهی با چهار سطح روی (0 , 10   و 15 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک به صورت Zn- EDTA) ) و پنج سطح شوری (0 , 3/4 6 و 9/7 میلی‌گرم کلرید سدیم در هر کیلو‌گرم خاک) به سه روش عصاره‌گیری  به این نتیجه رسیدند که افزایش میزان شوری خاک موجب عصاره‌پذیری بیشتر روی بومی خاک می‌گردد. ولی عصاره‌پذیری روی مصرفی با افزایش شوری خاک کاهش می‌یابد. این موضوع به ویژه در عصاره‌گیر محسوس‌تر بود. با این وجود، در شرایط شور جذب عناصر غذایی به دلیل کاهش حجم ریشه و خاصیت آنتاگونیسمی بین عناصر غذایی و یونهای سمی کاهش می‌یابد. در این رابطه  و همکاران (2001) اعلام نمودند که با افزایش شوری، نسبت اندام هوایی به ریشه افزایش یافته و حجم ریشه کاهش می‌یابد. علاوه بر این، آنها کاهش جذب عناصر کم مصرف را در شرایط شور، ناشی از جذب بیشتر عناصری چون Ca   ,   Na   , Mg دانسته‌اند. شوری موجب تغییرات ساختمانی در ساقه، ریشه و برگ و گیاهان نیز می‌شود؛ به طوری که گیاهان تحت تنش شوری، دسته‌های آوندی کمتر و با قطر کوچکتری دارند، ولی در مقابل دارای سلولهای پارانشیمی بیشتری هستند. بر این اساس نشان داده شده که مصرف روی در غلظتهای بالا می‌تواند ریشه را (به واسطة افزایش سطح جذب آن) در شرایط شور بهبود بخشیده و تشکیل آوند چوبی را در مقایسه با گیاهان بدون مصرف روی زیاد کند ( ,  1997 ( . غلظتهای بالاتر روی Zn) )
نقش مهمی در افزایش سطح جذب به واسطة طویل شدن ریشه و همچنین تسهیل انتقال آب و عناصر غذایی در گیاه به دلیل افزایش قطر و تعداد آوندها خواهد داشت.
عکس العمل گیاه به روی در شرایط شور
    بررسیها نشان می‌دهد که اثر متقابل مثبتی بین شوری خاک و مصرف روی در افزایش عملکرد گیاهان وجود دارد. در آزمایشی محققین نشان دادند که مصرف روی، سبب رشد و نمو گیاه گوجه فرنگی در سطوح بالای شوری می‌شود، ولی در خاک غیر‌شور، این گیاه هیچ عکس‌العملی به روی نشان نمی‌دهد. این وضعیت در خاکی رخ داد که مقادیر مناسبی از روی به طور طبیعی وجود داشت. در همین ارتباط اعلام شده است که مصرف روی حداکثر تا 10 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک، موجب کاهش غلظت سدیم و افزایش غلظت پتاسیم در رقمهای حساس به شوری برنج می‌شود. ولی در مورد غلظت سدیم و پتاسیم در ارقام مقاوم به شوری، تأثیری ندارد. از این رو به نظر می‌رسد با توجه به مقاومت گیاهان به شوری، تأثیر‌پذیری آنها در اثر استفاده از روی نیز متفاوت است. برای مثال، گزارش شده است که بین سه گونة زراعی جو، چاودار و ذرت (با حساسیتهای مختلف به شوری)، بیشترین جذب نسبی روی ) در شرایط شور از جو به دست آمد که متحمل‌ترین گونه به شوری بود و بعد از آن، به ترتیب چاودار و ذرت قرار گرفتند. البته در جو نیز جذب نسبی روی ) حدود 20 درصد کاهش داشت. در مورد آهن Fe) ) نیز وضع به همین صورت بود. ولی جالب این که جذب دو عنصر کم مصرف منگنز Mn) ) و مس Cu) ) توسط جو در شرایط شور تغییری نیافت و شوری مانع جذب این عنصر نشد. به عبارت دیگر در گونه‌ گیاهی متحمل به شوری (جو) جذب منگنز و مس تفاوتی با جذب آنها در شرایط غیر شور نداشت (ملکوتی و همکاران، 1382). در آزمایش دیگری نیز نشان داده شد که در شرایط شور، مصرف عنصر روی، عملکرد اندام هوایی سویا را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. دردی‌پور و همکاران (1380) همچنین نشان دادند که مصرف پتاسیم و روی بر مبنای آزمون خاک موجب افزایش عملکرد جو می‌شود. خوشگفتارمنش و همکاران (1380) دریافتند که در خاکهای شور مصرف سولفات روی موجب افزایش تحمل گیاه گندم به شوری و در نتیجه افزایش عملکرد آن می‌گردد. آنها اعلام کردند که در خاکهای شور بازده کودهای حاوی املاح پایین بوده و باید با مصرف مقدار بیشتری کود سولفات روی (تا حد 240 کیلوگرم در هکتار) عملکرد گیاه را افزایش داد.
بر همکنش مثبت پتاسیم و روی در مقابله با شوری
    گیاهان حساس به شوری نسبت به مصرف پتاسیم عکس‌العمل مناسب‌تری نشان می‌دهند. با افزایش نسبت پتاسیم به سدیم K/Na) ) در محلول خاک، تحمل گیاه به شوری افزایش می‌یابد. شواهد نشان می‌دهد که تحت شرایط شور، علائم کمبود پتاسیم با وجود بالا بودن غلظت آن در برگهای گندم، همچنان وجود دارد، چون مقداری از پتاسیم جذب شده برای خنثی کردن بار الکتریکی کلر ذخیره شده در واکوئلها تجمع یافته و کمکی به واکنشهای حیاتی نمی‌کند. از این رو در این شرایط با افزایش مقدار مصرف سولفات پتاسیم، می‌توان علاوه بر رفع علائم کمبود، اثرات مسمومیت شوری را نیز کاهش داده و عملکرد را افزایش داد (مهاجر میلانی و همکاران 1378؛ درودی و سیادت، 1378).    با افزایش غلظت پتاسیم در محلول خاک، تحمل گیاهان به تنش شوری زیاد   می‌شود. این در حالی است که وقتی میزان آب قابل دسترسی گیاه کم ‌باشد، افزایش پتاسیم حتی در شوریهای بالا (15 دسی‌زیمنس بر متر) باعث بیشتر شدن تحمل می‌شود. مصرف سولفات پتاسیم در شرایط شور موجب کاهش اثرات سوء تجمع سدیم و کلر در برگهای گندم شده و در نهایت عملکرد را افزایش می‌دهد. همچنین حد بحرانی پتاسیم برای محصولات زراعی مقاوم به شوری مانند پنبه در شرایط شور (250 میلی‌گرم در کیلوگرم) بیش از شرایط غیر‌شور (210 میلی‌گرم در کیلوگرم) است و برای گیاهان نیمه متحمل و یا حساس به شوری، این اختلاف بیشتر خواهد بود.    با افزایش غلظت پتاسیم و روی در شرایط شور، پراکنش و طول ریشه‌ها زیاد می‌شود که در نتیجة آن، سطح جذب عناصر غذایی افزایش می‌یابد. همچنین مصرف سولفات روی در این شرایط تشکیل آوندهای چوبی را در گیاهان تحت تنش شوری در مقایسه با گیاهان بدون مصرف آن بهبود داده و از تخریب آن جلوگیری می‌کند.    از آن جایی که کلر در رقابت بانیترات خاک، جذب ازت را مختل می‌نماید و از سوی دیگر با مصرف پتاسیم، بازیافت ازت افزایش می‌یابد، به طوری که به ازاء افزایش هر واحد شوری (بیش از آستانه کاهش گندم) حدود 25 کیلوگرم اوره و 20 کیلوگرم سولفات پتاسیم و 5 کیلوگرم سولفات روی در هر هکتار بیش از مقدار کود توصیهشده
  نظرات ()
زراعت نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٩

نخود فرنگی (Pisum satium) گیاهی است یکساله دارای ساقه نازک و رونده. برگ نخودفرنگی مرکب از سه برگچه است که برگچه انتهایی اغلب به یک پیچک منتهی می‌شود. علاوه بر این دمبرگ در این جنس اغلب نمو زیاد کرده و کاملا شبیه به یک برگچه می‌شود که دور ساقه می‌پیچید.

 

گل و میوه نخود فرنگی

گل نخود فرنگی شبیه به گل لوبیا است یعنی نسبت به یک سطح متقارن است و از 5 گلبرگ که دو تای آنها بهم چسبیده‌اند تشکیل شده است. دستگاه تولید مثلی گل کامل است. یعنی نخود فرنگی دارای پرچم و مادگی هر دو می‌باشد. میوه این گیاه از نظر شکل شبیه به میوه لوبیا می‌باشد با این تفاوت غلاف که همان میوه است در نخود فرنگی سفت و لیفی و بیشتر از انواع غیر قابل استفاده می‌باشد.

آب و هوایی که نخود فرنگی در آن بهتر رشد می‌کند

نخود فرنگی محصول آب و هوای خنک است و به سرما استقامت زیاد نشان می‌دهد. در نقاطی که دارای هوای مرطوب و گرم می‌باشند مقدار شاخ و برگ زیاد می‌شود و رشد رویش گیاه زیاد است ولی مقدار میوه کم می‌شود. از طرف دیگر خشکی زیاد در خاک نیز باعث کمی رشد و کم محصولی نخود فرنگی می‌گردد. بنابراین زمینی که این محصول در آن کاشته می‌شود بدون اینکه مرطوب باشد باید همیشه خاک اطراف ریشه نمدار و هوای مرطوب شاخ و برگ بوته خنک باشد تا حداکثر محصول بدست آید.

 

اصل و قدمت نخود فرنگی

اصل نخود فرنگی از اروپا و آسیای غربی می‌باشد. قدمت این گیاه به 1500 سال قبل از تولد مسیح می‌رسد. در اروپا این گیاه را قبل از قرون وسطی نیز می‌کاشته‌اند و در قرن یازدهم میلادی نخود فرنگی در انگلستان محصول نسبتا مهمی بوده است.

انواع نخود فرنگی

نخود فرنگی را به سه دسته بزرگ تقسیم می‌کنند که هر کدام در زبانهای خارجی نام خاص دارند. این سه گروه عبارتند از: نخود فرنگی که دانه‌های آن چروک است. نوعی که دانه آن صاف است و نخود فرنگی که دانه و غلاف یا پوست میوه هر دو قابل استفاده می‌باشد.

خاک مطلوب نخود فرنگی

نخود فرنگی را در هر نوع زمین به شرطی که مرطوب نباشد می‌توان کاشت. ولی بهترین و مناسب‌ترین خاک زمینهای لیمونی سبک یعنی رس و شن حاصلخیز می‌باشد. زمینهای کمی اسیدی تا کمی قلیایی یعنی خاکهایی که PH آنها بین 5/6 و 5/7 باشد برای کاشت نخود فرنگی مناسب است. زمینهایی که PH آنها معادل 5/5 باشد باید آنها را حتما بوسیله مقدار کافی آهک تا حد 5/6 یا 7 خنثی کرد.

کود مورد استفاده در نخود فرنگی

در کاشت نخود فرنگی برای تولید دانه خشک کود پتاسی و مخصوصا کودهای فسفردار مقدار محصول را زیاد می‌کند. ولی در پاره‌ای از اراضی ازت کاملا بی‌اثر است و در بعضی دیگر از خاکها به مقدار عملکرد می‌افزاید. بالاخره در برخی از زمینها برداشت محصول به مقدار کافی بدون کود ازت‌دار میسر نیست.

 

کاشت نخود فرنگی نخود فرنگی محصول فصل سرد است بنابراین موقع کاشت نخود فرنگی از اوایل تا اواخر ماه دوم پاییز می‌باشد که محصول آن از اوایل بهار تا آخر ماه دوم یعنی اردیبهشت قابل مصرف می‌باشد. در نواحی کوهستانی که زمستان بسیار سرد و سخت است باید در اواخر زمستان و یا اوایل بهار به محض اینکه شرایط محیط از نظر گرما اجازه دهد اقدام به کاشت نخود فرنگی کرد.

آفات نخودفرنگیپروانه ، مگسها ، سوسکها و شته‌ها. برای مبارزه با این آفات متنوع سموم مختلفی وجود دارد که از جمله آنها امولسیون و یا زیتون 60 درصد است که با استفاده از آن به نسبت یک در هزار نتیجه خوبی حاصل می‌شود.

 آفتابگردان

آفتابگردان گیاهی یک ساله و چندساله، دارای سه نوع ریشه است : نخست، ریشه اصلی که تا 2/4 متر در عمق زمین فرومیرود. دوم ، ریشه های فرعی که در 25 سانتیمتری عمق خاک پراکنده میشوند و مهمترین بخش ریشه را تشکیل میدهند و سوم ، ریشه های سطحی که نزدیک به سطح خاک هستند .

بقیه در ادامه مطالب

 


 

ساقه آفتابگردان اندکی خشن است، قطر آنها2/5 تا7/5 سانتیمتر است و ارتفاعشان تا 4 متر میرسد. برگها به طور متناوب روی ساقه میرویند. این برگها عریض، تخم مرغی یا مثلثی شکل دندانه دار ، کرکدار و زبر هستند. از این روی، گوسفندان، بویژه برهها، از خوردن آن امتناع میکنند. طول برگها به 40 سانتیمتر و عرض آنها به 15 تا 20 سانتیمتر میرسد. برگها رو در روی آفتاب قرار گیرند به طوری که پهنک برگهایی که در معرض نور هستند، همراه با تغییر جهت آفتاب تغییر جهت میدهند و همواره به حالتی تقریباً عمود بر اشعه آفتاب قرار میگیرند. پهنک برگ آفتابگردان، به هنگام طلوع خورشید به سوی مشرق، در غروب به سوی مغرب و در ظهر رو به بالاست. . .

گلهای آفتابگردان در انتهای ساقه میرویند و گل آذین آن به صورت کلاپرگ (کپهای) است. این گلها روی نهنج (طبق) قرار دارند. قطر طبق در حدود 5تا 15 سانتیمتر است. لیکن در پارهای اوقات به 40 سانتیمتر میرسد. طبق دارای 800 تا 1500گل است. گلهای اطراف طبق کاسبرگ و گلبرگ دارند. رنگ گلبرگها معمولاً زرد یا قهوهای مایل به قرمز است و عمر گلها اغلب به 6 هفته میرسد. این گلها اندام زایشی ندارند. از این روی بارور نمیشوند، لیکن حشرات، بویژه زنبور عسل را به سمت طبق هدایت میکنند.گلهای داخل طبق کاسبرگ ندارند اما اندام ماده و نر دارند و بارور میشوند و تولید دانه میکنند. امروزه ثابت شده است که گلهای وسط دیرتر از گلهای کناری میرسند .

طبق گل آفتابگردان از صفحهای به رنگ خرمایی یا تقریباً سیاه که به سمت پایین خم شده تشکیل یافته است. تعداد آنها 1 تا 6 است. در بعضی از واریته ها طبقها هم روی شاخه های فرعی، هم در نوک ساقه اصلی به وجود میآیند، در صورتی که در بیشتر ارقام معمولاً یک طبق در انتهای ساقه اصلی دیده میشود. .

آفتابگردان خود بارور نیست، گرده افشانی آن بیشتر توسط حشرات انجام میگیرد و در بعضی از واریته ها گرده افشانی به طور مستقیم است . .

تعداد کرومـوزوم هـای آن، در ارقام یک سـاله، 17=nاست. در صورتی که این تعداد در ارقام چنـد ساله آن 34=2nو 57n= 3است. میوه آفتابگردان نوعی «فندقه» است که در اینجا با «دانه» مترادف گرفته میشود. دانه ها بر روی طبق آفتابگردان در امتداد دایره های متحدالمرکز و فشرده به هم داخل حجره ها قرار دارند .

نیاز اقلیمی

آفتابگردان گیاهی است مخصوص مناطق نیمه گرمسیر تا گرمسیر . بهترین موقع جوانه زدن این گیاه وقتی است که دمای خاک در حدود 10 درجه سانتیگراد باشد. مجموع درجه حرارت از زمان کاشت تا هنگام برداشت این گیاه 2600 تا2800درجه سانتیگراد است. آفتابگردان در صفر درجه سانتیگراد از بین میرود .

این گیاه در هنگام گل دادن در برابر مدت تابش نور حساسیت زیادی ندارد. از این روی، جزو گیاهان بی تفاوت (خنثی) به شمار می آید. .

آفتابگردان در اوایل کاشت به آب کمتری نیاز دارد. لیکن پس از رشد کافی، یعنی از موقع گلدهی به بعد، مقدار آب مصرفی آن افزایش مییابد، بر طبق آزمایشهای به عمل آمده، این گیاه از زمان کاشت تا هنگام برداشت در هر هکتار به 4 تا 7 هزار متر مکعب آب احتیاج دارد. .

آفتابگردان حساسیت زیادی به خاک ندارد و در هر نوع خاکی می تواند رشد کند. لیکن در زمینهای سفت و سنگین و زهکشی نشده مسلماً محصول خوبی نخواهد داد. این گیاه در خاکهای شنی ـ رسی یا رسی ـ شنی با واکنش 7 معمولاً بهترین محصول را به بار میآورد و در برابر شوری خاک مقاومتی بسیار اندک دارد. .

روش ازدیاد

آفتابگردان از طریق کاشت بذر تکثیر میشود .

بذر آفتابگردان باید عاری از تخم علفهای هرز باشد. شکسته و پوک نباشد و دارای قوه نامیه خوبی باشد .

بهترین زمان کاشت آن در تهران از اواسط فروردین تا اواخر اردیبهشت است. برای کاشت این گیاه، چاله هایی به عمق 3 تا 6 سانتیمتر ایجاد میشود و سپس 2 تا 3 بذر را با هم بطور ردیفی در داخل هر چاله قرار داده و روی آنها را با خاک پرکنند. البته بهتر است که بذرها را چند ساعت پیش از کاشت در آب قرار دهند .

 

خصوصیات گیاهی آفتابگردان با نام علمی Helianthus annuus L . گیاهی است یکساله از تیره مرکبه Compositae که بصورت بوته ای استوار رشد می کند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و کلیه عوامل محیطی از 90تا 150 روز می باشد . آفتابگردان ریشه مستقیم و توسعه یافته ای دارد که پتانسیل نفوذ آن در خاک به سه متر می رسد . پهنک برگهای که در معرض نور است همراه با خورشید تغییر جهت داده و همواره به حالت تقریباً عمود بر اشعه آفتاب قرار می گیرد . پهنک برگ هنگام صبح بسوی شرق ،‌هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا می باشد . گل آذین آفتابگردان طبق یا کپه ای است . لقاح به دلیل اینکه پرچمها زودتر بلوغ می یابد غالباً از نوع دگرگشنی است . میوه آفتابگردان نوعی فندقه است که در اینجا با دانه مترادف گرفته می شود . رنگ دانه از سفید تا سیاه با خاکستری خط دار و بسته به رقم تغییر می کند . هر چه درصد وزنی پوسته کمتر باشد درصد وزنی روغن بیشتر خواهد بود .

 

سازگاری

آفتابگردان از نظر عکس العمل نسبت به طول روز بی تفاوت بشمار می رود ولی به نور فراوان نیاز دارد . آفتابگردان ریشه توسعه یافته ای دارد که گیاه را به خشکی مقاوم می سازد ، مشروط بر آنکه خاک عمیق بوده و تراکم و ساختمان خاک محدود کننده رشد ریشه نباشد . آفتابگردان به شوری خاک نسبتاً مقاوم است و در محدوده ای از اسیدیتیه خنثی رشد خوبی دارد . تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعی مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه ای بعنوان اولین یا دومین محصول وجینی کاشته می شود ، در صورت وجود و گسترش بیماریهای ریشه ای نبایستی با گیاهانی مانند نخود ، چغندر قند و سیب زمینی که بیماریهای ریشه ای مشابه دارد در تناوب قرار گیرد . مثالهایی از تناوب آن در شرایط آبیاری بشرح زیر است . علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آیش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو کود شیمیایی: تولید هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 کیلو ازت ، 15 تا 33 کیلو اکسید فسفر(205( p و 75تا 120 کیلو اکسید پتاسیم (K2o) از خاک می گردد . معمولاً ثلث تا نصب کود از ته را قبل از کاشت و بقیه را همراه با آخرین وجین مکانیزه به خاک اضافه و بلافاصله آبیاری می کنند . تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم برای جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتیگراد در خاک است . معمولاً این حرارتها در خاک با رسیدن میانگین شبانه روزی حرارت هوا به 10 تا15 درجه سانتیگراد تأمین می گردد . کنترل علفهای هرز: کنترل علفهای هرز با استفاده از علف کشها بسیار مطلوبست . از علف کشهایی که بصورت قبل از کاشت جهت کنترل بذر علفهای هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است می توان اپتام (Eptam) و تریفلور الین Ttifluralin را مورد اشاره قرار داد . این علف کشها را می توان قبل از پشته بندی روی خاک پاشید ، با دیسک تا عمق 10 سانتی متری با خاک مخلوط و سپس پشته بندی کرد . میزان مصرف اپتام 4 تا 5 لیتر از مولسیون 75 درصد و میزان مصرف تریفلورالین حدود 1/2 لیتر در خاکهای سبک ، 1/8لیتر در خاکهای متوسط و2/4 لیتر در خاکهای سنگین از امولسین48 درصد می باشد. . آفات و امراض: مهمترین آفت اختصاصی آفتابگردان در ایران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمی Homoeosoma nebulella است . لارو این پروانه به رنگ عمومی شکری و سر قهوه ای رنگ از برگ و گلها تغذیه و سپس به دانه حمله می کند . در هر حال می توان از سموم تیودان و دیازینون در دو نوبت یکی همزمان با تشکیل گلها و دیگری حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقایای گیاهی آلوده از طریق سوزانیدن یا شخم بقایا جهت از بین بردن لاروها و شفیره های زمستان گذران مفید است . مؤثرترین روش مبارزه با این آفت استفاده از ارقام مقاوم است . حشرات دیگری که در ایران به آفتابگردان حمله می کند عبارتند از شب پره زمستانی ، سوسکهای گرده خوار و پروانه کار ادربنا . این آفت اهمیت اقتصادی زیادی ندارد . از بیماریهای مهم آفتابگردان در ایران می توان سفیدک داخلی وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بیماری سفیدک داخلی قارچی است بنام Plasmopora helianthi که بوسیله خاک و بذر آلوده انتقال ،‌از طریق ریشه به نبات سرایت و بحال سیستمیک در می آید . مبارزه با این بیماری انتخاب بذر غیر آلوده ، ضد عفونی بذر با سموم قارچ کش مانند گرانوزان یا مرکوران به میزان 2 در هزار ، تناوب زراعی ، کندن و سوزاندن بقایای گیاهی آلوده و کشت ارقام مقاوم انجام پذیر است . عامل بیماری زنگ آفتابگردان قارچی است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو این قارچ سب پیدایش لکه های برچسته و پراکنده ای به رنگ قهوه ای تیره در پشت برگها می گردد که در نهایت منجر به رد شدن و ریزش برگها می شود . مهمترین راه مقابله با این بیماری استفاده از ارقام مقاوم است . سمپاشی محصول با گل گوگرد یا ترکیبات قارچ کش دیگر در صورت اقتصادی بودن مؤثر است . برداشت

رسیدگی دانه ها بتدریج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه می یابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملکرد و تأخیر در برداشت موجب ریزش و افزایش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشک می گردد . بطور کلی ، برداشت هنگامی انجام می شود که پشت طبق به رنگ زرد مایل به قهوه ای درآمده و برگکهای کناری طبق قهوه ای شده باشد . موارد استفاده: دو مصرف اصلی دانه آفتابگردان بصورت روغن گیری و مصرف آجیلی است .انواع آجیلی دانه درشت تری نسبت به انواع روغنی داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . میزان پروتئین دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است . ظاهراً هر چه دوران رسیدگی دانه با هوای خنک تری روبرو گردد بر درصد اکسید چرب اشباع لینولائیک در روغن اضافه می شود و بر ارزش غذایی آن افزوده می گردد . ساقه آفتابگردان فیبر زیادی داشته و در صنعت کاغذ سازی و تهیه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، کلسیم و پتاسیم نیز غنی است و اضافه کردن آن به خاک موجب افزایش ماده آلی و حاصلخیزی خاک می گردد.

کدو

نام فارسی: کدو تخم کاغذی

نام علمی: Cucurbita pepo conver. Pepo var styriaca

نام انگلیسی: Medicinal Pumpkin

خصوصیات گیاهی

کدو تخم کاغذی گیاهی است علفی، یکساله، متعلق به تیره کدو. ارتفاع ساقه این گیاه متفاوت و بین 4ـ3 متر است. برگها درشت، دارای بریدگی است. گلهای نر و ماده جدا از یکدیگر و لی روی یک گیاه قرار دارند. وزن هزار دانه این گیاه .310ـ200 گرم است.

نیازهای اکولوژیکی:

این گیاه در طول رویش به دمای زیاد نیاز دارد. بطوری که رویش گیاه در 14 درجه سانتی گراد متوقف می‌شود. بذور در دمای بالاتر از 12 درجه سانتی‌گراد جوانه می‌زنند ولی دمای مطلوب برای جوانه زنی27ـ25درجه سانتی گراد است. پیکر رویشی این گیاه به سرما بسیار حساس بوده بطوری که برگها در منفی 5درجه سانتی‌گراد و میوه در منفی 1/5 تا 1 درجه سانتی گراد خشک می‌شوند.

ریشه این گیاه عمیق است و به سهولت قادر است آب را از اعماق زمین جذب کند. از این رو نسبت به خشکی گیاهی مقاوم است.

 

 

مواد وعناصر غذایی

 

 

کدوی تخم کاغذی به خاک خاصی نیاز ندارد. زمین‌های حاوی آهک زمین‌های مناسبی برای کشت این گیاه هستند. خاکهای اسیدی و شرایط غرقابی برای کشت کدو تخم کاغذی مناسب نیست. توصیه می‌شود این گیاه در خاکهای قلیایی کشت شود.

آماده سازی زمینکودهای حیوانی نقش عمده‌ای در افزایش عملکرد این گیاه دارند

. از این رو توصیه می‌شود 40 تن در هکتار کود حیوانی کاملا پوسیده را در فصل پاییز قبل از کشت به زمین اضافه کرد. افزودن 50-30 کیلوگرم ازت، 140ـ100 کیلوگرم فسفر،160ـ120 کیلوگرم اکسید پتاس در هکتار و در فصل پاییز نقش عمده‌ای در افزایش عملکرد دارد. در صورت کاهش ازت خاک توصیه می‌شود 50ـ40 کیلوگرم در هکتار ازت در بهار نیز به خاک افزوده شود. بطور کلی این گیاه نیاز غذایی بالایی دارد در حالی که نیاز آبی آن کم است.

کاشتزمانی که درجه حرارت خاکه به

14ـ13 درجه سانتی‌گراد می‌رسد می‌توان اقدام به کشت بذر نمود. نیمه اول اردیبهشت ماه زمان مناسبی برای کشت بذر است. عمق کاشت بستگی به بافت خاک داشته و بین 6ـ4 سانتیمتر می‌باشد. بذور در ردیف‌هایی به فاصله 100 سانتیمتر طوری کشت می‌شوند که فاصله بوته‌ها روی ردیف 50ـ40 سانتیمتر می‌باشد. بطور کلی در هر هکتار2000 بوته کشت می‌شود و برای هر هکتار زمین به8-6کیلوگرم بذر نیاز است.

آفات و بیماریها:

سفیدک سطحی (پرونوسپورا) و سفیدک دروغی( اریزیف) از بیماری‌های شایع این گیاه هستند. برای مبارزه با این بیماریها زمانی که گیاهان6-4برگی هستند کار مبارزه را شروع می‌کنند. سم دینوکاپ، از سموم مناسب مبارزه با این بیماریها است. سموم سولفوره نیز جهت مباره با بیماری سفیدک سطحی مناسب می‌باشند.

از آنجا که گلهای نر و ماده جدا هستند و گرده افشانی توسط حشرات صورت می‌گیرد قرار دادن کندوی زنبور عسل نقش عمده ای در افزایش عملکرد محصول دارد. برداشت محصول

میوه‌های رسیده زرد رنگ می‌شوند در این زمان برگها شروع به خشک شدن می‌نمایند. اواخر شهریور تا مهر زمان مناسبی برای برداشت میوه‌هاست. در مقیاس کم کشت، جمع آوری بذور از داخل میوه‌ها با دست انجام می‌شود. در حالی که در مقیاس وسیع خارج کردن دانه‌ها از میوه بوسیله دستگاههایی که بدین منظور طراحی و ساخته شده‌اند صورت می‌گیرد. گوشت میوه باید کاملا از بذور جدا شود. پس از جداسازی باید بذور را بلافاصله خشک نمود. دمای مناسب برای خشک کدن 50-40درجه سانتی‌گراد باشد. رطوبت مجاز پس از خشک شدن 12درصد است. میزان بذر‌دهی متفاوت و به شدت بستگی به شرایط اقلیمی و کاشت گیاه بین800-400کیلوگرم می‌باشد.

لوبیا

گیاهی است یکساله ، دارای یک ریشه اصلی راست و ریشه های فرعی فراوان، در روی ریشه های کوچک لوبیا غده های قهوه ای رنگ نامنظم ، تثبیت کننده ازت قرار گرفته است برگهای مرکب که از سه جفت برگچه تشکیل شده اند بادمبرگ طولانی به طور متناوب روی ساقه آن قرار گرفته اند. ممکن است برگچه ها از کرکهای ریز پوشیده شده باشند. برگها لوبیا دارای گشواره هستند گلهای لوبیا به صورت خوشه ای یا منفرد از جوانه های جانبی کنار برگها بوجود می آیند جام گل لوبیا سفید یا ارغوانی میباشد گل لوبیا خودگشن است. براثر تلقیح گل میوه آن که به صورت غلاف یا نیام می باشد، بوجود می آید نیام لوبیا بلند، باریک و گاهی ممکن است خمیده باشد. در هر بنام تعداد 4 تا 12عدد بذر و جود دارد. نیام نارس لوبیا به صورت سبز مصرف می شود و به آن Snap beans می گویند. نیام ممکن است نخ دار و یا بدون نخ باشد. انواع بدون نخ آن ، بخصوص زمانیکه به صورت نارس برداشت می شود، بیشتر مورد توجه است و آنرا Stringless bean می نامند.از نظر طول بوته، لوبیا به دو دسته تقسیم می شود. دسته اول بالا رونده است و به آن Pole beans و یا Runner beans می گویند. طول بوته در انواع بالا رونده ممکن است به 1/5تا 2 متر برسد. دسته دوم غیر بالا رونده و یا کوتاه (Dwarf type) می باشد و به آن Bush beans می گویند طول بوته در انواع پاکوتاه از 40 تا 50 سانتی متر تجاوز نمی کند. انواع بالا رونده احتیاج به قیم دارند و دارای دوره رشد طولانی بوده، از میزان محصول بالایی برخوردار می باشند. در حال حاضر بیش از چند صد رقم لوبیا سبز در دنیا کشت می شود آنها را از نظر عادت رشد رنگ گل، اندازه گل، شکل غلاف ، شکل و رنگ دانه، تقسیم بندی می کنند.

نیاز اکولوژیکی

لوبیا سبز جزء گیاهان فصل گرم محسوب می شود. لوبیا سبز نسبت به سرما و یخبندان کاملاً حساس است. دمای مناسب و مطلوب برای رشد لوبیا بین 15 تا 30 درجه سانتی گراد می باشد. دمای بالا و پائین به بوته آن خسارت وارد می کند اگر دما مناسب باشد بذر آن در مدت 6 روز جوانه می زند. بذر در دمای صفر درجه سانتی گراد و یا بالای 35 درجه سانتی گراد جوانه نمی زند. لوبیا نسبت به طول روز یک گیاه بی تفاوت (Day neutral) می باشد بدین ترتیب تشکیل دانه و نیام آن تحت تاثیر طول روز واقع نمی شود انواع بالا رونده آن نسبت به رطوبت زیاد و بارندگی فراوان مقاوم است ولی ارقام پا کوتاه آن رطوبت زیاد را تحمل نمی کند.

آماده سازی خاک

لوبیا سبز در هر نوع خاک رشد می کند بهترین خاک برای لوبیا سبز، خاکهای رسی شنی می باشد pH بین 5/5تا 6/5را می پسندد. کودهای آلی و شیمیایی برای زمین لوبیا مناسب هستند میزان مصرف کودهای حیوانی برای لوبیا سبز تا 40 تن در هکتار می باشد که قبل از آماده شدن زمین به زمین اضافه می کنند. کودهای شیمیایی که دارای فسفر و پتاسیم باشند برای لوبیا لازم است و آنها باید قبل ازکشت به زمین اضافه شوند. آزمایشهای نشان داده است که لوبیا چندان نیازی به تثبیت ازت ندارد.بنابراین نسبت به اضافه کردن کودهای ازته عکس العمل مثبت نشان می دهد. اگر در زمینی که باید محصول لوبیا در آن کاشته شود قبل از لوبیا کود سبز در آن کاشته باشند باید زمین را در پائیز سال پیش از کاشت لوبیا شخم زد و آنرا تا بهار بعد با کلوخ به حال خود، باقی گذاشت تا کود سبز در خاک بپوسد و زمین آماده برای کاشت لویبا گردد. در غیر اینصورت می توان زمین را در پائیز سال قبل از کاشت و یا در بهار سال کاشت لوبیا شخم کرد. در کل برای لوبیای پاکوتاه با توجه به مقدار مواد غذایی زمین معمولاً حدود 40 کیلوگرم ازت، 60 کیلوگرم فسفات 120 کیلوگرم کودهای پتاسه در هکتار نیاز است برای لوبیای بلند مقدار کود ازته بیشتر بوده (حدود 80 کیلوگرم) و نیز 80 کیلوگرم کود فسفاته و حدود 160 کیلوگرم کود پتاسه بسته به نوع زمین و مواد موجود در آن در هر هکتار در نظر می گیرند مضاماً باید توجه داشت که زمین مورد نظر بایستی از نظر منیزیم نیز غنی باشد.

تاریخ و فواصل کاشت

فاصله دو بوته در ارقام پاکوتاه 10 سانتی متر و فاصله دو خط حدود 90 سانتی متر در نظر گرفته میشود در ارقام پا بلند فاصله دو بوته 40-30 سانتی و فاصله در خط کشت از یکدیگر 90 سانتی متر می باشد.

کاشت

قبل از کاشت زمین را با دیسک کاملاً نرم کرده و پس از آن در صورت لزوم با کولتیواتور کلوخه های حاصل از دیسک را خردتر می کنند به طوریکه زمین موردکاشت کاملاً پوک و نرم گردد. باید توجه داشت که بذرها را قبلاً با مواد شیمیایی ضد عفونی کرده و یا این که از بذرهای ضد عفونی شده استفاده کنند برای جوانه زدن لوبیا نیاز به دمای بیش از 15 درجه سانتی گراد است. لوبیا در بهار بعد از رفع یخبندان زمانیکه دمای خاک حدود 12 تا 16 درجه سانتی گراد می باشد کاشته می شود در مناطق جنوبی کشور مانند خوزستان در اوایل بهار کاشته می شود. کشت آن بصورت ردیفی انجام می گیرد. عمق کاشت بذر آن در حدود 2 تا 3 سانتی متر می باشد. فاصله دو بوته در ارقام پا کوتاه 10 سانتی متر و فاصله دو خط کشت حدود 90 سانتی متر در نظر گرفته می شود. در ارقام پا بلند فاصله دو بوته 30 تا 40 سانتی متر و فاصله دو خط کشت از یکدیگر حدود 90 سانتی متر می باشد ارقام پا کوتاه نیازی به قیم ندارند، ولی برای انواع پابلند و رونده باید قیم در نظر گرفته شود. نصب قیم قبل از گل دهی انجام می گیرد. معمولاً ارقام پاکوتاه نسبت به ارقام پابلند زودتر میوه می دهند و این زمان حدود 50 تا 60 روز از زمان کاشت تا موقع برداشت طول می کشد، ولی دوره میوه دهی آنها کمتر است برای این که برای یک مدت طولانی محصول داشته باشیم کشت آن هر 2 تا3هفته تکرار می شود. کشت لوبیا سبز تا 8 هفته قبل از یخبندان پائیز ادامه دارد. در ارقام پابلند از زمان کاشت تا موقع برداشت محصول 60 تا 70 روز طول می کشد. انواع پابلند لوبیا سبز دوره میوه دهی طولانی تری دارند و تا سرد شدن هوا در پائیز میوه دهی آنها ادامه دارد.

داشت

بلافاصله پس از پاشیدن بذر مبارزه شیمیایی برای از بین بردن علفهای هرز آغاز می شود. باید توجه داشت که هنگام سمپاشی زمین قدری مرطوب باشد بطورکلی در زراعت لوبیای پاکوتاه یک باروجین و یک بار سله شکنی انجام می دهند. در صورتیکه در زراعت لوبیای پا بلند حداقل به 2 تا 3 بار وجین نیاز است در آب و هوای نسبتاً خنک باید برای آبیاری اقدامات لازم صورت گیرد. همچنین باید دانست که لوبیای پا بلند را در اوایل دوره رشد گاهی اوقات با دست روی قیم می پیچانند (برعکس عقربه ساعت) تا کاملاً بتواند روی آن استوار باشد. آفات و بیماریهای لوبیا را می توان با اقداماتی از قبیل، تناوب، استفاده از بذر مرغوب، کاشت انواع مقاوم و ضد عفونی نمودن بذر جلوگیری کرد. بیماری لکه سیاه لوبیا را می توان طبق دستورالعمل فوق از بین برد. شته لوبیا را باید توسط سمپاشی با سموم گیاهی از بین برد.

برداشت

بخش خوراکی لوبیا سبز غلاف نارس آن می باشد زمان برداشت آن وقتی است که بذر در داخل غلاف نارس تشکیل شده باشد و قبل از اینکه رنگ غلاف به سفیدی بگراید، برداشت شوند بعضی معتقدند برداشت آن زمانی است که بذور تشکیل شده در داخل غلاف نارس حدود 25 درصد اندازه واقعی خود را داشته باشند. بطورکلی زمانیکه دانه در داخل غلاف تشکیل شده باشد و طول غلاف یک سوم اندازه واقعی خود رسیده باشد لوبیا سبز قابل برداشت است زمان برداشت آن نیام باید سبز، جوان ، آبدار ، ترد و شکننده باشد اگر غلاف دیر برداشت شود در این صورت حالت شکنندگی و ترد خود را از دست می دهد و حالت فیبری به خود می گیرد و یا نخ دار می شود غلاف لوبیا را به دو دسته تقسیم می کنند نخ دارو بی نخ نوع بی نخ برای مصرف تغذیه مناسب تر می باشد و از ارقام نخ دار برای تهیه کنسرو استفاده می کنند. برداشت لوبیا سبز معمولاً با دست انجام می گیرد. بطورکلی انواع پاکوتاه در 2 تا3مرحله و لوبیای پابلند را 5 تا 6 مرحله برداشت می کنند مقدار محصول برای انواع پاکوتاه حدود 8 تا 13 تن و برای لوبیای پابلند 20 تا 28 تن در هکتار است.بعد از برداشت کیفیت لوبیا سبز شدیداً تحت تاثیر عوامل محیطی بخصوص گرما قرار می گیرد، بنابراین چنانچه کیفیت بالا مورد نظر باشد باید 24 ساعت بعد از برداشت غلاتها بصورت تازه مصرف شوند در غیر اینصورت در دمای صفر درجه سانتی گراد و رطوبت 80 تا 90 درصد نگهداری می‌گردند . کربوهیدرات می باشد و از آنجا که عملکرد آن در هکتار بسیار بالاست مورد توجه زیادی می باشد.

 

سیب زمینی با نام علمی Solanum tuberosum L.

گیاهی است یکساله از تیره گوجه فرنگی (Solanaceae)

غده بندی

هومون لازم برای تحریک و شروع غده بندی در برگه و تحت تأثیر روزهای کوتاه تولید می شود . هر چه رقم دیررس تر باشد نسبت به طول روز حساستر و غده بندی آن در روزهای بلند تر به تاخیر بیشتری می افتد .

سازگاری: سیب زمینی محصولی است سرما دوست که در نواحی گرم در پائیز و در نواحی سرد در بهار کاشته می شود . بهترین رشد سیب زمینی در نواحی حاصل می شود که میانگین حرارت هوائی گرمترین ماه فصل رشد سیب زمینی حدود 25 درجه سانتیگراد یا کمتر باشد . رشد غدد در خاکهای گرمتر از 20 درجه سانتیگراد کند گشته و در حرارت 30 درجه سانتیگراد کاملاً متوقف می گردد .

تولید سیب زمینی در خاکهای نیمه سنگین نیز بشرط وجود ساختمان خوب و بکارگیری روش مناسب کاشت موفقیت آمیز خواهد بود .خاکهای سنگین که به غده می چسبد موجب اشکال در رشد ، برداشت و بازاریابی محصول می گردد .خاکهای عمیق و بارور ، با بافت متوسط و ساختمان عالی ، زهکش خوب و اسیدیته خنثی تا کمی اسیدی بسیار مناسب است .سیب زمینی به خشکی و شوری خاک حساس است .

تناوب زراعی: مثالهایی از تناوب سیب زمینی

یونجه 4 تا 5 سال ) سیب زمینی ـ چغندر قند ـ لوبیا ـ گندم ـ آیشیونجه

(4تا 5 سال ) ـ سیب زمینی ـ ذرت ـ ذرت خوشه ای ـ گندم ـ آیش

کود شیمیایی: تولید هر تن سیب زمینی موجب خروج 5 تا 6/5 کیلو ازت ، 1 تا 1/5کیلو اکسید فسفر و 8 تا 12 کیلو اکسید پتاسیم از خاک می گردد .

تاریخ کاشت: حرارت مناسب خاک برای جوانه زدن غدد سیب زمینی 20 تا 25 درجه سانتی گراد است .

کنترل علفهای هرز: استفاده از علف کش تریفلورالین بصورت بعد از کاشت و اختلاط آن با خاک سطحی بوسیله چنگک گردان یا دندانه سبک یا پاشیدن داکتال بصورت بعد از کاشت در کنترل علفهای هرزی که جوانه می زنند مؤثر است . همچنین چون علفهای هرز سریعتر از سیب زمینی سبز می شود می توان از علف کش گراماکسون نیز تا چند روز قبل از سبز شدن سیب زمینی استفاده و علفهای هرز سبز شده را کنترل کرد.

آفات و امراض: سیب زمینی مورد حمله آفات عمومی زیادی از جمله کرم برگخوار چغندر قند شب پره گاما شب پره زمستانی کرم اگروتیس شته سیاه باقلا مگس لوبیا تریپس توتون کرم سفید ریشه و کرم مفتولی ریشه قرار می گیرد .

پروانه کله مرده با نام علمی Acherontia atropos حشره ای است که به علت وجود نقشی به شکل اسکلت سرانشان پشت سینه آن بدین اسم نامیده شده است . لارو کامل این پروانه حدود 15 سانتی متر طول داشته و به رنگ زرد مایل به سبز می باشد . لارو پروانه کله مرده از برگ سیب زمینی تغذیه و از این طریق به محصول آسیب می رساند . در غالب موارد این حشره توسط پارازیت های طبیعی تحت کنترل قرار داشته و خسارت آن غیر اقتصادی است . در صورت لزوم ممکن است از سموم فسفره برای مبارزه شیمیائی علیه این آفت استفاده بعمل آورد .

از بیماریهای مهم سیب زمینی در ایران می توان به بیماریهای مرگ ریشه ، پوسیدگی خشک ، بوته میری ، سفیدک داخلی و ویروسی سیب زمینی اشاره نمود

بیماری پوسیدگی خشک سیب زمینی از بیماریهای انباری سیب زمینی است که توسط قارچ بنام Fusatium coeruleum ایجاد می شود . این بیماری از طریق زخم بسهولت انتقال می یابد و به غدد بسته بندی شده آسیب بیشتری می رساند . علائم پوسیدگی حدود یک تا دو ماه پس از برداشت تدریجاً ظاهر می گردد ، این علائم بصورت تغییر رنگ در سطح پوست غدد و بدنبال آن پوسیدگی خشک بافت غدد در محل تغییر رنگ است.غده های آلوده در نهایت خشک و چروکیده می گردد .مبارزه با این بیماری از طریق عملیات بهداشتی ضد عفونی غدد با قارچ کش تیمول.ضد عفونی انبار و تأمین شرایط مناسب انباری انجام پذیر می باشد .

بوته میری سیب زمینی توسط قارچی بنام Colletotrichum coccodes ایجاد می شود . بوته مبتلا در حدود دوران گلدهی علائم عمومی بوته میری نشان می دهد . سایر علائم بیماری وجود اسکلرتهای سیاه رنگ روی طوقه ، ریشه اصلی ، استولونها و غدد است . مبارزه با این بیماری از طریق عملیات بهداشتی و استفاده از ارقام مقاوم انجام پذیر است .

ذرت

مقدمه

ذرت با نام علمی Zea mays یکی از غلات گرمسیری و از خانواده گندمیان (گرامینه) متعلق به گیاهان تک لپه می‌باشد. گیاه ذرت ، تنها غله‌ای است که در کشور مکزیک و گواتمالا تکامل یافته است. ذرت پرمحصول‌ترین غله دنیا به حساب می‌آید و از لحاظ مقدار تولید ، پس از گندم و برنج قرار می‌گیرد. امروزه ذرت در تغذیه بسیاری از مردمان دنیا نقش اساسی دارد.

مشخصات گیاه شناسی ذرت گیاه تک لپه‌ای ساقه بلندی است

. برگهای آن بطور متناوب و به صورت افتاده در دو طرف ساقه قرار گرفته‌اند. زاویه بین برگ و ساقه ، درجه می‌باشد. در اوایل رشد گیاه ، بعضی از یاخته‌های موجود در بخش بالایی ساقه اصلی ذرت از شاخه‌های فرعی متمایز می‌شود. در انتهای این شاخه‌ها ، عضوی به نام بلال بوجود می‌آید که در واقع ، گل ماده گیاه ذرت است.

این شاخه‌ها ، میان گره‌های بسیار کوتاهی دارند که از این گره‌ها ، برگهای تغییر شکل یافته‌ای بوجود می‌آید که هم دیگر و بلال را می‌پوشانند. بیرونی‌ترین این برگها ، برگی است کامل که غلاف ، زبانک ، گوشواره و پهنک دارد. اما برگهای زیرین غیر کاملند. موقعی که ارتفاع ساقه ذرت به 80 تا 120 سانتیمتر رسید، کلاله‌های ابریشم مانند یا کاکل ذرت به تعداد دانه‌های ذرت موجود در بلال ، نمایان می‌شوند.

انواع ذرت

ذرت نژادهای متعددی دارد که این گروهها بر اساس ویژگیهای بافت آندوسپرم دانه طبقه بندی می‌شوند.

ذرت بو داده

نوعی ذرت است که احتمالا بر اثر موتاسیون بوجود آمده است. پریکارپ آن نازک است که این صفت برای تولید ذرت شیرین با پوست لطیف مناسب است. در این نوع ذرت ، لایه ضخیمی از آندوسپرم سخت ، آندوسپرم نشاسته‌ای را دربرگرفته است. دانه‌های نشاسته آندوسپرم این نوع ذرت نسبت به انواع دیگر ، رطوبت بیشتری دارند که در موقع حرارت دادن، منبسط شده و تبدیل به بخار می‌شوند

بخار آب حاصل شده درون دانه نمی‌تواند به راحتی از لایه بیرونی سخت آندوسپرم خارج شود. به ناچار فشار زیادی به این لایه وارد می‌آورد و دانه را منفجر نموده و دانه پف می‌کند. این ذرت معمولا برای تهیه پاپ کورن یا ذرت بو داده مورد استفاده قرار می‌گیرد. بهترین میزان رطوبت دانه برای حداکثر پف کردن، 14 درصد می‌باشد.

ذرت سخت تمام آندوسپرم این نوع ذرت که در مرکز دانه می‌باشد، با لایه سختی از آندوسپرم پوشیده شده است

. دانه‌های رسیده این نوع ذرت ، گرد ، صاف و کهربایی هستند. دوره رشد آنها هم 80 تا 120 روز است. بلالهای بدست آمده باریک بوده و تقریبا 8 ردیف دانه دارد.

 

 

ذرت دندان اسبی

 

 

ین نوع ذرت دارای مخلوطی از نشاسته نرم و سخت می‌باشد. آن قسمت آندوسپرم که دارای نشاسته سخت است، پروتئین بیشتری دارد. این نوع ذرت معمولا در نواحی ذرت خیز ایالات متحده آمریکا به عمل می‌آید. بلال ذرت دندان اسبی نسبتا بزرگ بوده و 16 تا 30 ردیف دانه دارد. از خصوصیات ظاهری دانه آن، می‌توان به وجود نقطه‌ای فرو رفته در طرف تاج دانه اشاره نمود که به دلیل خشک شدن آندوسپرم نشاسته‌ای بوجود می‌آید.

دما

ذرت با وجود آن که یک گیاه گرمسیری است، نمی‌تواند آب و هوای بسیار گرم را تحمل کند. مناسب‌ترین محیط برای کشت آن ، ناحیه‌ای است که دمای آن دست کم به مدت 3 تا 4 ماه متوالی ، 21 تا32درجه سانتیگراد باشد. در صورتی که دمای اواسط تابستان ناحیه کشت ذرت ، کمتر از 18 درجه سانتیگراد باشد یا میانگین دمای تابستان کمتر از 13 درجه باشد، میزان رشد گیاه کاهش یافته و در صورت طولانی شدن کاهش دما ، کشت ذرت غیر ممکن خواهد بود.

آب

معمولا در مراحل گسترش برگها ، گرده افشانی و تشکیل دانه که اغلب در ماههای گرم تابستان صورت می‌پذیرد، گیاه ذرت به آب زیادی نیاز دارد. تعداد دفعات آبیاری تحت تأثیر خاک ، آب و هوا و... قرار دارد که بین 2 تا 15 بار متغیر است. زراعت ذرت در مناطقی که بارندگی سالیانه250تا 2500 میلیمتر دارند به صورت دیم هم امکان‌پذیر می‌باشد.

خاک

میزان عملکرد ذرت در خاکهای عمیق ، حاصلخیز و زهکشی شده با بافت متوسط بیشتر است. ذرت نسبت به کمبود اکسیژن که ناشی از رطوبت یا وجود لایه‌های فشرده زیرزمینی می‌باشد، بسیار حساس است. همچنین ذرت قادر است در خاکهایی با PH حدود 5.5 تا

8هم رشد نماید. البته PH مناسب برای آن 6 می‌باشد. PH کمتر از 6 معمولا میزان جذب کلسیم را در گیاه کاهش می‌دهد.

زمان کاشت ذرت

بهترین زمان برای کاشت ذرت ، زمانی است که دمای خاک در عمق 7تا 8 سانتیمتری به مدت 3 تا 4 روز متوالی در فصل بهار ، تقریبا 13درجه سانتیگراد باشد. اگر کشاورز قادر نیست که دمای خاک را اندازه‌گیری نماید، می‌تواند از میانگین دمای هوا در ساعت 7 صبح و 12 ظهر استفاده کند.

کود

کود شیمیایی ، بویژه کودهایی که دارای نیتروژن ، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و همچنین ، منگنز، آهن، روی و مولیبدن باشند برای بالا بردن سطح تولید ذرت بسیار ضروری هستند. مناسب‌ترین زمان برای استفاده از کود ، در بهار و قبل از بذرکاری یا هم زمان با آن است. بهترین روش برای ریختن کود ، به فاصله 5 سانتی از بذر و به عمق 3 تا 5 سانتی متری از بذر می‌باشد.

 

 

 

آفات و بیماریهای ذرت

 

 

از بیماریهای مهم گیاه ذرت ، سیاهک ذرت و سیاهک خوشه ذرت می‌باشد. عامل این دو بیماری به ترتیب ، U.maydis و Sphacelotheca reiliana می‌باشند. بیماری سیاهک معمولی ، برگها و ساقه‌ها را آلوده نموده و سیاهک بلال ذرت ، گل ماده یا بلال را آلوده نموده و توده‌ای از اسپورهای قارچ را جانشین بافتهای سالم گیاه می‌کند. بیماریهای عمده برگ ذرت عبارتند از: زنگ برگ و پژمردگی باکتریایی ، پوسیدگی دانه ، خوشه ، ریشه و ساقه هم از بیماریهای قارچی هستند که بندرت دیده می‌شوند. ضدعفونی نمودن بذر ذرت با تیزام ، ارتوساید و ارازان در کنترل این بیماریها مفیدند. برداشت محصول

برای برداشت محصول ، رطوبت دانه باید بین 20 تا 25 درصد باشد. اگر قرار باشد که محصول برداشت شده را مورد مصرف دام قرار دهند، ذرت را می‌توان با رطوبت 25 تا 28 درصد هم برداشت کرد. امروزه برداشت بلال را با دستگاههای بلال چین و همچنین جدا نمودن دانه‌های ذرت را از بلال ، با دستگاه دانه کن انجام می‌دهند. دستگاه بلال چین ، بلالها را از بوته می‌چیند و غلافهای آن را جدا می‌کند. دستگاه دانه کن هم دانه‌های ذرت را از بلال جدا می‌نماید. برای انبار کردن دانه‌های بلال ، باید رطوبت آنها را به 17 درصد رساند. دمای انبار نباید بیش از 10 درجه سانتیگراد باشد. البته دانه‌های با رطوبت بیش از 17 درصد را می‌توان در دماهای بالاتر هم نگهداری نمود.

دانه ذرت میوه ایست گندمه (Caryopsis) و پوسته آن فقط شامل پوسته میوه (Pericarp) است. ذرت دارای ساقه های راست و مستقیم بوده و ممکن است طول آن در مناطق خشک تا هشت متر هم برسد. جالب است بدانید که برای تشکیل یک کیلوگرم ماده خشک ذرت در حدود 315 تا 415 لیتر آب احتیاج است. بطور متوسط ترکیبات شیمیائی دانه خشک ذرت بشرح زیر می باشد:

77% نشاسته

9% پروتئین

5% روغن

5% پنتوزان

2% قند

2% خاکستر

شرایط لازم برای رشد گیاه

دما

ذرت با وجود آن که یک گیاه گرمسیری است، نمی تواند آب و هوای بسیار گرم را تحمل کند. مناسب ترین محیط برای کشت آن، ناحیه ایست که دمای آن دست کم به مدت 3 تا 4 ماه متوالی، 21 تا32درجه سانتی گراد باشد. در صورتی که دمای اواسط تابستان ناحیه کشت ذرت، کمتر از 18 درجه سانتی گراد باشد یا میانگین دمای تابستان کمتر از 13 درجه باشد، میزان رشد گیاه کاهش یافته و در صورت طولانی شدن کاهش دما، کشت ذرت غیر ممکن خواهد بود.

 

آب

معمولاً در مراحل گسترش برگ ها، گرده افشانی و تشکیل دانه که اغلب در ماه های گرم تابستان صورت می پذیرد، گیاه ذرت به آب زیادی نیاز دارد. تعداد دفعات آبیاری تحت تأثیر خاک، آب و هوا و... قرار دارد که بین 2تا 15ار متغیر است. زراعت ذرت در مناطقی که بارندگی سالیانه 250تا2500لیترصورت دیم هم امکان پذیر می باشد.

خاکمیزان عملکرد ذرت در خاک های عمیق، حاصلخیز و زهکش دار با بافت متوسط بیشتر است

. ذرت نسبت به کمبود اکسیژن که ناشی از رطوبت یا وجود لایه های فشرده زیرزمینی می باشد، بسیار حساس است. همچنین ذرت قادر است در خاک هایی با پ.هاش 5/5تا8شد نماید. البته پ.هاش مناسب برای آن 6می باشد. پ.هاش کمتر از 6معمولاً میزان جذب کلسیم را در گیاه کاهش می دهد. زمان کاشت ذرت بهترین زمان برای کاشت ذرت، زمانی است که دمای خاک در عمق 7تا 8سانتی متری به مدت 3تا4ز متوالی در فصل بهار، تقریباً13 سانتی گراد باشد. اگر کشاورز قادر نیست که دمای خاک را اندازه گیری نماید، می تواند از میانگین دمای هوا در ساعت 7صبح و 12هر استفاده کند .

 

کود

کود شیمیایی، به ویژه کودهایی که دارای نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد و همچنین، منگنز، آهن، روی و مولیبدن باشند برای بالا بردن سطح تولید ذرت بسیار ضروری هستند. مناسب ترین زمان برای استفاده از کود، در بهار و قبل از بذرکاری یا هم زمان با آن است. بهترین روش برای ریختن کود، به فاصله 5سانتی از بذر و به عمق

3تا 5سانتی متری از بذر می باشد .از کودهای نیتروژن دار در افزایش میزان پروتئین دانه ذرت، تأثیر دارد. بیش از حد این نوع کود می تواند سبب دیر رسی، نازک و دراز شدن فوق العاده ی ساقه گیاه و همچنین مصرف زیاد آب توسط گیاه شود. اوره، آمونیوم نیترات، آمونیوم سولفات و آمونویم فسفات، از منابع مختلف کود های نیتروژن دار هستند. از مجموع کل نیتروژن جذب شده توسط گیاه، 50رصد آن در دانه ذخیره می شود. کمبود نیتروژن با کوچکی و ضعیف بودن بوته ها و زردی برگ ها همراه است . کمبود کودهای فسفردار، زمان تولید کلاله های ابریشم مانند و همچنین رسیدن محصول را به تأخیر می اندازند. به علاوه، کمبود این کودها می تواند باعث بنفش رنگ شدن برگ ها و ساقه های جوان گیاه شود و یا سبب شود که اندازه ی دانه های ذرت روی بلال یک نواخت نباشد. در کشت ذرت، بر خلاف دیگر غلات از کود دامی هم استفاده می کنند. البته ذرت تمام عناصر غذایی موجود در کودهای دامی را مصرف نمی کند .

 

 

آفات وبیماریهای ذرت

 

 

از بیماری های مهم گیاه ذرت، سیاهک معمولی ذرت و سیاهک خوشه یا بلال ذرت می باشد. عامل این دو بیماری به ترتیب،U.maydis و Sphacelotheca reiliana می باشند. بیماری سیاهک معمولی، برگ ها و ساقه ها را آلوده نموده و سیاهک بلال ذرت، گل ماده یا بلال را آلوده نموده و توده ای از اسپورهای قارچ را جانشین بافت های سالم گیاه می کند. بیماری های عمده برگ ذرت عبارتند از: زنگ برگ و پژمردگی باکتریایی. پوسیدگی دانه، خوشه، ریشه و ساقه هم از بیماری های قارچی هستند که به ندرت دیده می شوند. ضدعفونی نمودن بذر ذرت با تیزام، ارتوساید و ارازان در کنترل این بیماری ها مفیدند.

 

 

برداشت محصول

 

 

برای برداشت محصول، رطوبت دانه باید بین 20تادرصد باشد. اگر قرار باشد که محصول برداشت شده را مورد مصرف دام قرار دهند، ذرت را می توان با رطوبت 25تا28رصد هم برداشت کرد. امروزه برداشت بلال را با دستگاه های بلال چین و همچنین جدا نمودن دانه های ذرت را از بلال، با دستگاه دانه کن انجام می دهند. دستگاه بلال چین، بلال ها را از بوته می چیند و غلاف های آن را جدا می کند. دستگاه دانه کن هم دانه های ذرت را از بلال جدا می نماید . برای انبار کردن دانه های بلال، باید رطوبت آنها را به 17رصد رساند. دمای انبار نباید بیش از 10رجه سانتی گراد باشد. البته دانه های با رطوبت بیش از 17رصد را می توان در دماهای بالاتر هم نگهداری نمود .

 

 

موارد استفاده از ذرت

 

 

خوراک هایی که با ذرت سفید تهیه می شوند، معمولاً مرغوب ترند.

دانه ذرت دارای سه بخش آندوسپرم، گیاهک و پریکارپ است. بخش آندوسپرم عمدتاً از نشاسته (آمیلوز 78درصد آمیلوپکتین 22) تشکیل شده که علاوه بر مصارف غذایی برای مقاصد دیگر هم استفاده می شود پروتئین موجود در دانه به عوامل مختلفی از جمله محیط، نوع گیاه و شرایط کشت و زراعت بستگی دارد و بین 8تا 15رصد متغیر است. پروتئین عمده ذرت زئین می باشد که دارای اسید آمینه تریپتوفان و لیسین است که نقش مهمی در تغذیه انسان ایفا می کنند. پروتئین ذرت گلوتن نداشته و نمی تواند حالت چسبنده به وجود آورد. بنابراین، نان حاصل از آن از خمیری تهیه می شود که ورنیامده است. میزان روغن دانه ذرت، 4درصد بوده که بیشتر در گیاهک قرار دارد . تفاده های مختلفی می کنند. در تهیه ی غذاهای مخصوص صبحانه، ذرت کنسرو شده و منجمد (معمولاً ذرت شیرین)، شیره ذرت، روغن، سس مایونز، مارگارین و همچنین در ساخت لوازم آرایشی بهداشتی از ذرت استفاده می نمایند. در کشورهای پیشرفته، بخش عمده ذرت تولیدی به عنوان خوراک دام مورد مصرف قرار می گیرد. از آسیاب نمودن دانه ذرت، آرد ذرت تهیه می کنند که خود در تهیه ی غذاهای مختلف به کار می رود.

از ساقه و برگ های ذرت در صنایع کاغذ و مقوا سازی و همچنین تولید کاغذ دیواری استفاده می کنند. از آرد ذرت در تولید چسب، صابون و از نشاسته ی آن در صنایع رنگرزی، دارو سازی، مرکب سازی و پلاستیک سازی و همچنین تولید کاغذ روغنی و انواع کف پوش استفاده می نمایند به منظور بررسی اثرات تراکم های مختلف گیاه بر عملکرد دانه و اجزای آن در سه رقم آفتابگردان روغنی ‌‌٫ آزمایشی در سال ۱۳۸۱ در مزرعه ای آموزشی تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان انجام گردید.آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در ۴ تکرار انجام شد و طی آن سه رقم آفتاب گردان روغنی به نام های یوروفلور٫زاریا و آلزان در سه تراکم کاشت ۵۰۰۰۰٫۷۰۰۰۰٫۱۴۰۰۰۰ بوته در هکتار با فاصله ردیف ۷۰ سانتی متر و فاصله بوته به ترتیب ۱۰٫۲۰و۳۰ سانتی متر مقایسه شدند و صفات تعدادطبق در متر مربع و تعداد دانه در متر مربع در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار مشاهده گردید در حالیکه بیشترین تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه مربوط به تراکم ۵۰ هزار بوته در هکتار بود اثر رقم های مورد آزمون نیز بر اجزاء عملکرد دانه به غیر از تعداد طبق در متر مربع ٫در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود.بیشترین میزان دانه در طبق و تعداد دانه در متر مربع در رقم زاریا مشاهده گردید٫در حالیکه بیشترین وزن هزار دانه مربوط به رقم آلزان بود.اثر متقابل تراکم گیاه و رقم بر تعداد طبق در متر مربع و تعداد دانه در متر مربع معنی دار نبود ولی بر تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود.بیشترین تعداد دانه در طبق مربوط به رقم زاریا در تراکم ۵۱ هزار بوته در هکتار بود.اثر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد دانه در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود.بیشترین عملکرد دانه در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار به میزان ۲۶۸۰ کیلوگرم در هکتار به دست آمده در حالیکه کمترین عملکرد دانه در تراکم ۵۰ هزار بوته در هکتار به میزان ۲۲۶۱ کیلوگرم در هکتار حاصل شد.اثر رقم بر عملکرد دانه در سطح احتمال ۵ درصد معنی دار بود و بیشترین عملکرد دانه مربوط به رقم زاریا به میزان ۲۶۱۹ کیلوگرم در هکتار بود.با توجه به نتایج به دست آمده و تحت شرایط این آزمایش رقم زاریا در تراکم ۱۴۰ هزار بوته در هکتار جهت تولید حداکثر عملکرد دانه در هکتار پیشنهاد می شود .

 

 

 

خیار

که بر اساس تقسیم بندی اقلیم های مناسب صورت می گیرد.مثلا برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد سال بعد می توان برداشت محصول داشت و یا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پیشنهاد می شود که دارای برگ های کوچک و مقاوم به سرما بوده و جهت دوره های طولانی مناسب می باشد ولی در اقلیم های که دو فصل کشت دارند بهتر است از واریته های پرگل که محصول زیادی در زمان کوتاه دارنداستفاده گردد. شایان ذکر است که بسیاری از کشاورزان بدون توجه به نوع واریته و زمان کشت آن و تنها به علت پر گل بودن آن اقدام به کشت در فصولی می نمایند که مناسب حال آن بذر نیست در نتیجه با مشکلاتی مواجه می شوند که برای آنها اندکی ناشناخته و غریب می نماید.کشاورزانی که آشنایی با خواص واریته های مختلف ندارند اشتباه عمده ای را مرتکب می شوند و آن این است که واریته های پر گلی را که برای فصول بهاره کشت نموده اند و محصول خوب و زیادی برداشت کرده اند مجددا برای کشت پائیزه انتخاب می کنند. با شروع فصل سرما و کوتاه شدن طول روز تعداد زیادی میوه های کوچک در هر بوته مشاهده می کنند که به علت ریز ماندن میوه ها بر روی ساقه محصولی برداشت نمی کنند و با تصوراتی که دارند کود و سم را به گیاه تحمیل می کنند در حالی که بذر های تک گل بوده و از آن میوه کمتری مشاهده می کنند اما محصول بیشتری برداشت می شود.

نحوه کشت خیار

پس از انتخاب بذر باید فکر نحوه کشت باشیم به طور کلی در مقابل ما دو راه برای کشت بذر قرار دارد. یکی کشت مستقیم و کشت به صورت خزانه که از این دو راه به خاطر صرفه جویی در استفاده از امکانات گلخانه ای و مراقبت بیشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گیری کرد. برای کشت مستقیم زمین باید رطوبت کافی داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زیر و روی بذر به مقدار مورد نیاز بیته موس ریخته شود.

بهترین خاک برای کشت در گلدانهای نشاء ماده ای طبیعی به نام بیته موس می باشد که در بازار انواع خارجی و ایرانی آن یافت می شود.اگر محل قرار گرفتن سینی نشاء دارای ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافی وجود داشته باشد پس از ۵ تا ۷ روز بذر جوانه می زند و چنانچه شرایط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زنی تاخیر ایجاد می شود و ثانیا در جریان رشد گیاه نیز اختلالاتی پدیدار خواهد شد. توصیه می شود این نوع بذرها را به علت گرانی آنها ۲۴ ساعت قبل از کاشت در زمین و یا گلدان در یک پارچه نخی و یا پنبه ای در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد نگهداری کرد. باید دقت کرد قبل از این کار بذرها ابتدا در آب ولرم خیسانده شوند از طرفی باید مراقبت های لازم را به عمل آورد تا گیاه جوان بدون آفت و بیماری به زمین منتقل شود.

 

انتقال نشاء خیار

وقتی بذرها سبز شدند و رشد کافی نمودند باید آنها را به زمین گلخانه منتقل کنیم.بدین منظور حفره هایی که با فاصله معین و بر اساس تراکم بوته در متر مربع محاسبه شده است بر روی بسترها تعبیه می کنیم که دقیقا به اندازه حجم خاک گلدانهای سینی نشاءمی باشد. آنگاه با احتیاط کامل نشاء را همراه با خاک گلدان از گلدانها جدا کرده و در حفره ها قرار می دهیم.در اینجا باید مراقب باشیم تا به ریشه ها آسیبی وارد نیاید. بعد از انتقال نشاء به زمین آبیاری را شروع می کنیم . به یاد داشته باشیم مدت قرار گرفتن نشاء در گلدان نباید از حد معمول تجاوز کند زیرا در این صورت است که ریشه به علت حجم کم خاک دچار مشکل شده و از رشد طبیعی باز می ماند و در نتیجه گیاه از ابتدا ضعیف خواهد بود و پس از آن هم رشد درستی نخواهد داشت.

تراکم بوته های خیار

به منظور دستیابی به بیشترین برداشت محصول از متر مربع تراکم بوته ها حائز اهمیت است.بعضی از کشاورزان و گلخانه داران بر این باورند که اگر تعداد بوته در واحد سطح بیشتر باشد محصول بیشتری می توانند برداشت کنند.بر اساس تجارب بدست آمده در گلخانه های خاکی برای واریته های موجود تراکمی برابر با ۷/۱ تا ۳ بوته٬ بنابر تجربه شخصی فصل کاشت و نوع واریته از نظر کوچکی و بزرگی برگ در نظر می گیرند که در این مورد می توان از کشاورزان با تجربه و کارشناسان مربوطه کمک گرفت. ناگفته نماند که این کار دلایل فنی و مهمی دارد که از جمله می توان میزان نوردهی و جذب مواد مغذی خاک در فصول سرد را نام برد.پس به خاطر اینکه بوته ها از نور کافی برخوردار بوده و رشد مناسبی داشته باشند باید به گونه ای کاشت شوند که به روی یک دیگر کمتر سایه بیاندازند و به عبارتی دیگر موجب جلوگیری از تابش نور کافی به گیاه نشوند از طرفی در فصول سرد میزان غذا رسانی خاک به ریشه کمتر می شود و اگر تراکم هم در چنین وضعیتی زیاد باشد طبیعی است که به ریشه مواد کافی نخواهد رسید

آبیاری اولیه خیار

برای آبیاری گلخانه بهتر است از سیستم تحت فشار به صورت قطره ای استفاده کنیم.در این روش که بهترین نوع آن استفاده از نوارهای آبیاری است که از حدر رفتن آب جلوگیری می کند. بر اساس برنامه ای منظم به آبیاری گیاه خواهیم پرداخت زیرا آبیاری به صورت سنتی ضمن بالا بردن مصرف آب و همچنین رطوبت گلخانه مواد غذایی در خاک را شسته و دسترسی ریشه را به این مواد کم کرده.شایان ذکر است که آبیاری گیاه بر اساس سن گیاه بافت خاک و زمان مصرف متفاوت است. برای مثال می توان گفت که خاک در زمستان به آب کمتری نیازمند است تا در فصل تابستان ولی در هر صورت باید به طور یکنواخت و دوره های منظم آبیاری کرد و مسلما در خاک های سبک مقدار آبیاری کمتر و فاصله زمانی بین آن نیز کمتر خواهد بود. توصیه می شود در هنگام آبیاری زمین را برای مدت طولانی به حالت اشباع قرار ندهیم و حتما رطوبت ۲۵ درصدی را در فاصله دو آبیاری رعایت نمایید به عبارت دیگر برای تناوب آبیاری٬ زمانی اقدام به آبیاری نمایید که رطوبت خاک به ۲۵٪ رسیده باشد ضمنا این را هم بدانید که گیاه خیار در زمانی که به گلدهی می رسد نیاز بیشتری به آب دارد . برخی از کشاورزان معتقدند بعد از اینکه گیاه جوان ۴ برگ حقیقی خود را کامل کرد باید یک دوره تشنگی به گیاه داد.چون اعتقاد دارند ریشه گیاه در حالت تشنگی به طور طبیعی به دنبال یافتن آب به عمق خاک نفوذ می کند و این حرکت ریشه باعث افزایش حجم ریشه می شود. به هر حال گیاه پس از دوره تشنگی و آبیاری پس از آن رشد سریعی خواهد داشت. در زمان رشد بوته باید نخهای گلخانه را آماده کرده و بر فراز بوته ها به سیم های مهار در فضای سقف گلخانه متصل نمود تا در هنگام رشد سریع بوته ها به طور منظم به دور نخ ها بسته شود برای بستن بوته ها به دور نخ ها روش های مختلفی وجود دارد می توان پائین نخ ها را به سیم مهار در پائین گیاه بست و یا اینکه نخ اضافه را به دور قرقره های سیمی پیچانده و بر روی سیم مهار قرار داد و یا اینکه به وسیله کلیپس های مخصوص که به اندازه قطر ساقه گیاه است و به انتهای نخ ها بسته می شود ارتباط ساقه و نخ را بدون گره زدن به گیاه برقرار نمود شایان ذکر است که نباید در مرحله نخ کشی بی توجهی نمود زیرا غفلت در این کار باعث شکستن ساقه گیاه می شود و سبب آسیب جدی به گیاه خواهد شد.

 

 

 

برداشت محصول خیار

 

 

 

از مواردی که باید در انجام آن دقت بسیاری کرد تا آسیبی به گیاه وارد نشود نحوه چیدن خیار از بوته است که به دلایلی با اهمیت است شیوه اصولی و صحیح چیدن خیار از بوته این است که آن را به سمت بالا کشیده تا بدین وسیله از ساقه جدا شود این عمل باعث می شود که بقایا یا دنباله میوه بر روی ساقه باقی نماند زیرا باقی ماندن این قسمت بر روی ساقه باعث پوسیدگی ساقه می شود و از طرفی دنباله میوه علاوه بر اینکه وزن میوه را سنگین تر می کند باعث جلوگیری از نرم شدن سریع میوه هم می شود امروزه در اکثر گلخانه ها دیده می شود که خیار را به وسیله قیچی از شاخه جدا می کنند این کار زمانی می تواند مشکل آفرین باشد که قیچی آلوده به بیماریهای قارچی و ویروسی خاصی باشد. در این حالت امکان انتقال بیماری از یک بوته به بوته دیگر زیاد است. بد نیست بدانید به تازگی دستگاهی اختراع شده است که به وسیله اشعه می تواند میوه را از ساقه جدا کند.ولی تا زمانی که دسترسی به این وسائل امکان پذیر باشد بهتر است حتاالمقدور میوه با دستکش چیده شود ضمنا از ابزارهایی استفاده کنید که اطمینان داشته باشید آلوده نیستند.

  نظرات ()
مالاتیون Malathion نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

حشره‌کش کنه کش تماسی، گوارشی و کمی خاصیت تدخینی از گروه ارگانوفسفره
فرمولاسیون:
1. مالاتیون Malathion                % 57 و 50          EC
2. مالاتیون Malathion                            % 57                 WP
3. فیفانون Fyfanon                             % 4                       D
4. فیفانون Fyfanon                             % 4/11                 O
تاریخ ثبت: 1/10/47 و در 30/11/50 فرمولاسیون روغنی ثبت شده است .
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: حشره‌کش عصبی،مهارکننده آنزیم کلین استرازدر سیستم عصبی مرکزی حشرات
موارد مصرف در ایران:
آفات غلات، آفات در درختان میوه سردسیری 1 تا2 در هزار(1)، زنجره میوه‌خوار و شپشک در خرما 5/2 تا 3 در هزار(1)، مگس در چغندر و گیلاس، آفات جالیز 1تا 5/1 در هزار(1)،  شپشک و شته‌ها در مرکبات 2تا 5/2در هزار(1)، پسیل در زیتون 5/2 در هزار(1)، ، آفات یونجه 3 در هزار(1)، ملخ آسیایی در نیشکر7/0 تا 5/1 در هزار(1)، شته در رز و کاج 2 در هزار(1)، آفات در غلات و حبوبات انباری
موارد مصرف در سایر کشورها:
شته‌ها در انواع گل‌های زینتی، صحرایی و گلخانه‌ای
راهنمای مصرف:
•سم‌پاشی به محض مشاهده آفت و تکرار سم‌پاشی در صورتی که نیاز باشد (به فاصله 7 تا 14 روز)
•تعداد دفعات سم‌پاشی به صورت عادی برای کنترل سفیدبالک و حشرات در گلخانه انجام گیرد.
•در جاهایی که احتمال مقاومت به مالاتیون است نمی‌تواند نتایج خوبی نشان دهد.
احتیاط‌های لازم:
•مهارکننده آنزیم کولین استراز در سیستم عصبی می باشد، افرادی که براساس توصیه پزشکی از کارکردن با ترکیبات ضدکلین استراز ممنوع شده اند نباید از این حشره‌کش استفاده کنند
•روی گیاهان زینتی مانند Antirrhinmus, Crassula, Ferns, Fuchsias, Gerbra, Pileas, Petunias, Sweet pea, Zinnias ممکن است خسارت دیده شود.
•نباید با سمپاش تراکتوری یا کششی که عمل پاشش را به کمک جریان هوا انجام می دهند عمل سم‌پاشی را انجام داد.
محیط زیست:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): LD50 برای پستانداران5500-775 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LD50  برای پرندگان4320-3500میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها28/0-1/0 میلی‌گرم بر لیتر، EC50  برای دافنی 1 میلی‌گرم بر لیتر
•برای زنبورعسل خطرناک است، در موقع گلدهی محصول و علف‌های هرز که زنبور فعالیت بیشتری دارد نباید سم‌پاشی صورت گیرد.
•برای  ماهی‌ها و موجودات آبزی فوق‌العاده خطرناک است از آلوده شدن آب‌های سطحی و نهرها باید خودداری کرد.

  نظرات ()
متالاکسیل (metalaxyl) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

متالاکسیل
قارچ‌کش سیستمیک با اثر حفاظتی و درمانی از گروه آسیل‌آلانین‌ها
فرمولاسیون:
1. ریدومیل Ridomil        % 5              G
تاریخ ثبت: 21/11/70 ثبت موقت سه سال – تمدید لغایت 86
نحوه اثر: جلوگیری از سنتز RNA
موارد مصرف در ایران:
بوته‌میری جالیز، سفیدک داخلی خیار و مرگ گیاهچه گیاهان زینتی
موارد مصرف در سایر کشورها:
از متالاکسیل می‌توان برای کنترل فیتوفترا، پی‌تیوم، سفیدک‌های داخلی و زنگ سفید خاجیان استفاده کرد. این ترکیب را می‌توان از طریق ضدعفونی بذر، خیساندن خاک، فروبردن ریشه در محلول قارچ‌کش و سم‌پاشی اندام‌های هوایی استفاده نمود.
راهنمای مصرف:
•بوته‌میری جالیز: کاربرد 25-20 کیلوگرم قارچ‌کش در هکتار.
•سفیدک داخلی جالیز: محلول‌پاشی به میزان  25-20  کیلوگرم در هکتار، به محض بروز نشانه‌های بیماری و تکرار آن به فاصله 15 روز.
•کاربرد این قارچ‌کش در خاک‌های غنی از مواد آلی ممکن است نتایج دلخواه را در پی نداشته باشد.
•در مواردی که به صورت خاک کاربرد استفاده می‌شود، بهترین نتیجه زمانی به دست می‌آید که خاک مرطوب باشد.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50):  663 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، 923 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان، 100 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها، 28 میلی‌گرم بر لیتر برای دافنیا و 200 میکروگرم بر وزن زنبور برای زنبور عسل.
•برای ماهی‌ها و سایر آبزیان زیان‌آور است، لذا از آلوده کردن آب‌های سطحی و انهار با این ماده شیمیایی یا ظرف سم اجتناب کنید.

  نظرات ()
سولفور(sulfur) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

قارچ‌کش و کنه‌کش غیرسیستمیک، تماسی و حفاظتی از گروه مواد معدنی
فرمولاسیون:
1. گل گوگرد               %95              WP              
2. الوزال- کوزان    %90-%80           WP              
3. الوزال- کوزان    %80                     DF                              
تاریخ ثبت: 1/10/47 – 8/11/80 ثبت موقت اولیه (3) برای کنترل سفیدک سطحی مو – تمدید لغایت 86
نحوه اثر: گوگرد، چندین نقطه اثر بیوشیمیایی دارد. مهم‌ترین اثر گوگرد اختلال در تنفس سلولی است. گوگرد، در زنجیره انتقال الکترون، مانع از انتقال الکترون بین سیتوکروم‌ها شده و در دریافت الکترون با اکسیژن رقابت می‌کند. علاوه بر این گوگرد ساختمان طبیعی پروتئین‌ها را برهم زده و با فلزات سنگین در داخل سلول قارچ کلات تشکیل می‌دهد.
موارد مصرف در ایران:
سفیدک پودری سیب، هلو، شلیل، انگور،کدوییان، یونجه، اسپرس، چغندرقند، رز، کنه نمدی پسته، کنه دو نقطه ای و سایر کنه‌های تارعنکبوتی در سبزی و جالیز
موارد مصرف در سایر کشورها:
سفیدک پودری در محصولات مختلف از جمله سیب، توت فرنگی، بادمجان، زردک، کلزا، سنبل، چغندرقند، ریحان، برگ‌بو، گاوزبان، بابونه، زیره، پونه، جعفری، تره، شوید، رازیانه، اسطوخودوس، شاه‌پسند، گل‌جعفری، مرزنگوش، نعناع، گل لادن، گزنه،هویج، پیاز، پیازچه، موسیر، گشنیز، خیار، جعفری، بارهنگ، ترخون، آویشن، بنفشه، بومادران، انگور، رازک، انگور فرنگی، لکه‌سیاه سیب و گلابی، کنه‌های گالزا در انگور فرنگی و غیره.
راهنمای مصرف:
•سفیدک پودری انگور: 60 تا 90 کیلوگرم گل گوگرد در هکتار طی سه نوبت، نوبت اول در مرحله‌ی 7-6 برگی شاخساره‌ها به میزان 15-10 کیلوگرم، نوبت دوم پس از ریختن گلبرگ‌ها و بسته شدن دانه به میزان 30-20 کیلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به میزان 40-30 کیلوگرم. در صورت انبوهی تاکستان، این میزان تا 60 کیلوگرم قابل افزایش است. همچنین به نسبت 4-3 در هزار می‌توان جهت  محلول‌پاشی استفاده نمود (2و3).
•سفیدک پودری سیب: محلول‌پاشی با استفاده از فرمولاسیون WP به نسبت 4-3 در هزار
•سفیدک پودری هلو و شلیل: محلول‌پاشی با استفاده از فرمولاسیون WP به نسبت 4-3 در هزار بعد از ریختن گل‌برگ‌ها و تشکیل میوه
•سفیدک پودری کدوییان: 20- 15 کیلوگرم در هکتار گوگرد میکرونیزه یا محلول‌پاشی با استفاده از فرمولاسیون WP به نسبت 3-2 در هزار
•سفیدک پودری یونجه و اسپرس: محلول‌پاشی به نسبت 3-2 در هزار (2و3)      
•سفیدک پودری چغندرقند: 4 کیلوگرم در هکتار
•سفیدک پودری رز: محلول‌پاشی به نسبت 5/1 در هزار (2و3)       
احتیاط‌های لازم:
•گوگرد در دمای پایین‌تر از C˚ 14 تصعید نشده و در دمای بالاتر از C˚ 35 گیاه‌سوزی ایجاد می‌کند. لذا گوگرد باید در دمای ˚C30-16 مصرف شود.
•روی میوه‌های در حال رسیدن، یا روی انگور در حال گلدهی یا نزدیک برداشت و یا روی انگوری که برای تهیه شیره استفاده می‌شود، نباید از گوگرد استفاده کرد.
•از تنفس و تماس با پوست خودداری شود.
•دوره کارنس برای برداشت یونجه خشک و انبار آن 2 هفته و برای چرا در چمنزار 3 هفته می‌باشد.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50):  < 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، < 2000 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان، برای ماهی‌ها غیر سمی، 665 میکروگرم بر لیتر برای دافنیا. این ترکیب برای زنبور عسل غیرسمی است.

  نظرات ()
آبامکتین (abamectin) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

حشره‌کش و کنه‌‌کش انتخابی با خاصیت تماسی، گوارشی، نفوذی از گروه آورمکتین
فرمولاسیون:
1. ورتی مک Vertimec                  % 8/1                       EC
تاریخ ثبت:
 کنه زنگار مرکبات 14/10/77 – مینوز سبزی و صیفی 11/9/81 ثبت موقت اولیه ، تمدید لغایت سال 1391                   ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: آبامکتین روی گیرنده‌های گابا (گاما آمینو بوتریک اسید) در سیستم عصبی اثر می گذارد.
موارد مصرف در ایران:
مگس مینوز برگ در سبـزی و صیفـی  [6/0 در هزار (1)] ؛ کنه زنگار در مرکبات(20 میلی لیتر (1) + 250 میلی لیتر روغن در یکصد لیتر آب)
موارد مصرف در سایر کشورها:
مگس مینوز برگ در گل‌های زینتی گلخانه، گوجه فرنگی گلخانه‌ای، کاهوی گلخانه‌ای، کنه قرمز در فلفل گلخانه‌ای، توت فرنگی گلخانه‌ای، کنه دو نقطه ای در خیار و گوجه فرنگی گلخانه‌ای، گل‌های زینتی گلخانه‌ای، گیاهان زینتی، تریپس غربی در انواع گل‌های پرورشی، گیاهان زینتی، خیار و گوجه فرنگی گلخانه‌ای، کاهوی گلخانه‌ای
راهنمای مصرف:
•سم‌پاشی زمانی که اولین علائم آلودگی مشاهده گردد، تکرار سم‌پاشی ممکن است نیاز باشد.
•برای تأثیر بهتـر لازم است کل سطح گیاه به حشره‌کش آلوده گردد اما باید مواظب بود که محلول حشره‌کش به سطح زمین نریزد.
•آفت هدف بعد از تیمار بی تحرک شده اما سه تا پنج روز بعد از سم‌پاشی، بیشترین تلفات حاصل می‌شود.
•حداکثر دفعات سم‌پاشی برای خیار و گوجه فرنگی گلخانه، شش بار (فقط چهار بار آن در مرحله ای که گل و میوه وجود دارد) ، چهار بار روی کاهوی گلخانه‌ای، برای گلهای پرورشی محدودیتی وجود ندارد اما ضروری است که از حشره‌کش‌ها بصورت متناوب استفاده گردد.
•حداکثر غلظت نباید از 60 میلی لیتر در 100 لیتر آب تجاوز کند.
احتیاط‌های لازم:
•نباید با خیس کننده‌ها، چسباننده‌ها و دیگر مواد همراه مخلوط شود.
•نباید روی واریته‌های مختلف گیاه Adiantum spp  مصرف شود.
•مدارک لازم برای سازگاری این حشره‌کش با برنامه‌های کنترل بیولو‍‍ژیک و کنترل تلفیقی کافی نیست.
•ممنوعیت ورود افراد بدون لباس ایمنی به محیط سم‌پاشی شده تا زمانی که آن محیط خشک شود.
•نشاهای گوجه فرنگی و خیار می‌تواند قبل و بعد از تشکیل گل و میوه سم‌پاشی گردد، اما نباید گوجه فرنگی چری  (Cherry) را هر زمان سم‌پاشی کرد.
•روی بعضی از گیاهان زینتی مانند Begonia, Kalanchoe, Carnation ممکن است بعداز سم‌پاشی لکه‌ها و زنگ‌هایی تشکیل گردد.
•دروه کارنس 14 روز برای کاهوی گلخانه‌ای و سه روز برای محصولات دیگر
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): LD50 برای پستانداران  6 /13-10 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LD50  برای پرندگان 6/84 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها  6/9- 2/3 میکروگرم بر لیتر، EC50  برای دافنی 34/0 میکروگرم بر لیتر
•برای ماهی و دیگر موجودات آبزی فوق‌العاده سمی است.
•برای زنبور عسل خیلی خطرناک (Hr) است، در جاهایی که گل زیاد است و فعالیت زنبور زیاد است نباید مصرف شود.
•در جاهایی که از زنبورهای گرده‌افشان برای گرده افشانی استفاده می‌شود باید آن‌ها را به مدت 24 ساعت از محیط سم‌پاشی شده خارج کرد.
•کاربرد آن در سیستم‌های ارگانیک مجاز است.

  نظرات ()
اکسی کلرو مس (copper oxychloride) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

قارچ‌کش و باکتری‌کش تماسی با اثر حفاظتی از گروه ترکیبات مسی
فرمولاسیون
1. کوپراویت Cupravit           % 35                        WP
نحوه اثر: اختلال عمومی در متابولیسم سلولی.
موارد مصرف در ایران
گموز مرکبات، گموز پسته، پوسیدگی فایتوفترایی طوقه درختان هسته‌دار و دانه‌دار، شانکر سیتوسپورایی درختان میوه، شانکر باکتریایی درختان میوه هسته‌دار، شانکر باکتریایی لیموترش، آتشک درختان میوه دانه‌دار، پیچیدگی برگ هلو، لکه غربالی درختان میوه هسته‌دار، لکه‌آجری بادام، آنتراکنوز گردو، سفیدک داخلی جالیز، لکه زاویه‌ای خیار، بادزدگی سیب‌زمینی، سرخشکیدگی مرکبات (Nattrasia mangiferae) و پوسیدگی گل‌آذین خرما.
موارد مصرف در سایر کشورها
کنترل طیف وسیعی از بیماری‌های قارچی و باکتریایی از جمله بیماری‌های ناشی از ائومیست‌ها شامل سفیدک‌های داخلی(مانند سفیدک داخلی انگور)، بیماری‌های ناشی از پیتیوم و فیتوفترا، شانکر‌های قارچی و باکتریایی، پوسیدگی‌های باکتریایی، سوختگی‌های باکتریایی، پیچیدگی برگ هلو و غیره.  
راهنمای مصرف:
•آتشک درختان میوه دانه‌دار: محلول‌پاشی به نسبت 2 در هزار طی 4 نوبت، نوبت اول در مرحله تورم جوانه، نوبت دوم زمان باز شدن 5 درصد شکوفه‌ها، نوبت سوم زمان باز شدن 50 درصد شکوفه‌ها و نوبت چهارم زمان باز شدن کامل شکوفه‌ها.
•پیچیدگی برگ هلو: محلول‌پاشی به نسبت 5-3 در هزار، در پاییز پس از ریزش برگ‌ها یا در بهار در زمان تورم جوانه‌ها.
•لکه غربالی درختان میوه هسته‌دار: محلول‌پاشی به نسبت 5-3 در هزار، سم‌پاشی پاییزه بعد از ریزش برگ‌ها، زمستانه بعد از تورم جوانه‌ها و تکرار آن بعد از ریزش گلبرگ‌ها و در صورت لزوم تکرار به فاصله 14 روز 
•لکه‌آجری بادام: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار، نوبت اول پس از ریزش گلبرگ‌ها و نوبت‌های بعدی به فاصله 12 روز
•آنتراکنوز گردو: محلول‌پاشی به نسبت 5-3 در هزار، دو نوبت سم‌پاشی زمستانه بعد از ریزش برگ‌ها و دو نوبت سم‌پاشی بهاره بعد از ریزش گلبرگ‌ها
•سفیدک داخلی جالیز محلول‌پاشی به میزان 2-1 کیلوگرم در هکتار، به محض بروز نشانه‌های بیماری و تکرار آن به فاصله 15 روز
•بادزدگی سیب‌زمینی: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار بر اساس پیش‌آگاهی و نظر کارشناس.
•گموز مرکبات: به منظور پیشگیری، در مناطق آلوده، بهتر است در فصل بهار قبل از بارندگی طوقه درختان، ریشه‌های مجاور و تنه درخت تا ارتفاع 70 سانتیمتری با اکسی کلرور مس سم‌پاشی و آغشته گردد. همچنین در درختان آلوده، در صورتی که وسعت محل آلوده کمتر از نصف دور تنه باشد می‌توان جهت معالجه، پوست آلوده را همراه با کمی پوست سالم تراشید و سپس محل آن را ضدعفونی نموده و با چسب باغبانی پوشاند. جهت ضدعفونی کردن محل تراشیده شده می‌توان با 300 گرم اکسی کلرور مس و 8 کیلوگرم خاک رس، خمیری تهیه و محل تراشیده شده را پوشاند یا به محض مشاهده بیماری از دوغاب 1 درصد این قارچ‌کش استفاده کرد
•گموز پسته: حذف قسمت‌های آلوده در قسمت طوقه و پانسمان با دوغاب اکسی‌کلرور مس.
•پوسیدگی فایتوفترایی طوقه درختان هسته‌دار و دانه‌دار: حذف قسمت‌های آلوده در قسمت طوقه و پانسمان با دوغاب اکسی‌کلرور مس
•شانکر سیتوسپورایی درختان میوه: محلول‌پاشی به نسبت 5-3 در هزار، یک نوبت سم‌پاشی در پاییز پس از ریزش برگ‌هاو یک نوبت در اواخر بهار
•شانکر باکتریایی درختان میوه هسته‌دار: محلول‌پاشی به نسبت 2 در هزار، یک نوبت در مرحله تورم جوانه و یک نوبت موقع ریزش برگ‌ها
•شانکر باکتریایی لیموترش: محلول‌پاشی به نسبت 1 در هزار، یک نوبت قبل از گل‌دهی ؛ سرخشکیدگی مرکبات (Nattrasia mangiferae) محلول‌پاشی به نسبت 5 در هزار
•پوسیدگی گل‌آذین خرما: محلول‌پاشی به نسبت 2 در هزار، اوایل بهار قبل از باز شدن گل‌آذین، 3-2 نوبت به فاصله 15 روز.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): 30 میلی‌گرم بر لیتر برای پستانداران، 2/2 میلی‌گرم بر لیتر برای برای ماهی‌ها و 5/3 میکروگرم بر لیتر برای دافنیا
•حداقل به مدت سه هفته، احشام را از نواحی سم‌پاشی شده دور نگه‌دارید.
•برای ماهی‌ها و سایر آبزیان زیان‌آور است، لذا از آلوده کردن آب‌های سطحی و انهار با این ماده شیمیایی یا ظرف سم اجتناب کنید.

  نظرات ()
کاپتان (captan) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

قارچ‌کش حفاظتی و معالج از گروه فتالیمیدها
فرمولاسیون:
1. کاپتان       Captan                       %50   WP                  
2. ارتوساید  Ortocide                      %75   WP                  
تاریخ ثبت: 1/10/47
نحوه اثر: به طور ترجیحی با گروه سولفیدریل آنزیم‌ها واکنش داده، فعالیت این آنزیم‌ها را مختل می‌سازد. علاوه بر این می‌تواند به گروه آمینو در آنزیم‌هایی که فاقد گروه سولفیدریل هستند نیز حمله کند.
موارد مصرف در ایران:
لکه‌سیاه سیب، لب شتری هلو، مومیایی و غربالی درختان میوه هسته‌دار، سفیدک داخلی انگور، سفیدک داخلی چغندر، لکه برگی آلترناریایی پسته، لکه شکلاتی باقلا و ضدعفونی بذر حبوبات
موارد مصرف در سایر کشورها:
کاپتان یکی از قارچ‌کش‌های پرکاربرد حفاظتی با طیف اثر گسترده است که برای کنترل بسیاری از بیماری‌های قارچی درختان میوه، گیاهان زراعی و سبزیجات قابل کاربرد می‌باشد. اما روی سفیدک‌های پودری و زنگ‌ها اثر چندانی ندارد. بیشترین مصرف کاپتان در کنترل بیماری‌های سیب و سایر درختان میوه دانه‌دار و هسته‌دار می‌باشد. سم‌پاشی با کاپتان موجب بهبود رنگ و زیبایی میوه‌ها می‌شود.
راهنمای مصرف:
•لکه‌سیاه سیب: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار، سم‌پاشی اول در زمان تورم جوانه‌های گل، سم‌پاشی دوم پس از ریزش گلیرگ‌ها و سم‌پاشی سوم 10 روز پس از نوبت دوم
•لب شتری هلو: محلول‌پاشی به میزان 5/2 تا 3 در هزار در پاییز پس از ریزش برگ‌ها یا در بهار در زمان تورم جوانه‌ها
•غربالی درختان میوه هسته‌دار: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار، سم‌پاشی پاییزه بعد از ریزش برگ‌ها، زمستانه بعد از تورم جوانه‌ها و تکرار آن بعد از ریزش گلبرگ‌ها و در صورت لزوم تکرار به فاصله 14 روز.
•مومیایی درختان میوه هسته‌دار: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار، قبل از تورم جوانه‌ها و تکرار آن بعد از ریزش گلبرگ‌ها.
•سفیدک داخلی انگور: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار، نوبت اول قبل از گل‌دهی و تکرار آن در صورت لزوم هر 10-7 روز یک بار.
•سفیدک داخلی چغندر: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار به محض بروز نشانه‌های بیماری، 3-2 نوبت به فاصله 10 روز.
•لکه برگی آلترناریایی پسته: محلول‌پاشی به نسبت 3 در هزار به محض بروز نشانه‌های بیماری
•لکه شکلاتی باقلا : محلول‌پاشی به نسبت 2 در هزار ؛
•ضدعفونی بذر حبوبات: به نسبت 2 در هزار
احتیاط‌های لازم:
•فاصله آخرین سم‌پاشی تا برداشت محصول 10 روز
•کاپتان با اکثر حشره‌کش‌ها و قارچ‌کش‌ها قابلیت اختلاط دارد. اما از آنجایی که در PH بالاتر از 7 ناپایدار می‌باشد، نباید با محلول‌های قلیایی مخلوط شود. همچنین قابل اختلاط با روغن‌ها نبوده و قبل یا بعد از کاربرد روغن‌ها نباید به کار رود، زیرا موجب گیاه‌سوزی  می‌شود.
•کاپتان دارای اثر خورندگی در فلزات بوده و در میوه‌جات کمپوت شده باقیمانده آن می‌تواند موجب خوردگی قوطی کمپوت شود. لذا از مصرف این قارچ‌کش در مورد میوه‌هایی که ممکن است جهت تهیه کمپوت به کار روند، باید خودداری شود.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50): < 9000 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، < 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم  برای پرندگان، 072/0 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها، 10- 7 میلی‌گرم بر لیتر برای دافنیا و 91 میکروگرم بر وزن زنبور برای زنبور عسل.
برای ماهی‌ها و سایر آبزیان خطرناک است، لذا از آلوده کردن آب‌های سطحی و انهار با این ماده شیمیایی یا ظرف سم اجتناب کنید.

  نظرات ()
کاربندازیم (carbendazim) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

کاربندازیم

قارچ‌کش سیستمیک با اثر حفاظتی و درمانی از گروه بنزیمیدازول‌ها
فرمولاسیون:
 1. دروزال      (Derosal                   %60-50 WP                                    
 2. باویستین (Bavistin                    %60-50 WP                                    
تاریخ ثبت: 23/2/53 و 20/1/54
نحوه اثر: نقطه اثر کاربندازیم جلوگیری از سنتز بتاتوبولین است که درنتیجه، موجب اختلال در تقسیم هسته می‌شود.
موارد مصرف در ایران:
سیاهک آشکار گندم و جو ، سرکوسپورای چغندرقند، مرگ گیاهچه و پوسیدگی ریشه در گیاهان زینتی
موارد مصرف در سایر کشورها:
ضدعفونی بذر غلات به منظور کنترل Septoria، Fusarium، کنترل سفیدک پودری (Blumeria graminis) و لکه چشمی غلات (Pseudocercosporella)، کنترل Sclerotinia و  Alternaria در کلزا، سفیدک پودری Erysiphe betae)) و لکه‌برگی سرکوسپورایی (Cercospora beticola) در چغندرقند، سفیدک پودری (Uncinula necator) و کپک خاکستری (Botrytis cinerea) در انگور، Cladosporium و Botrytis در گوجه‌فرنگی، سفیدک پودری و لکه سیاه در درختان میوه دانه‌دار، مومیایی درختان میوه هسته‌دار و غیره.
راهنمای مصرف:
•سیاهک آشکار گندم و جو : ضدعفونی بذر قبل از کاشت به نسبت 2 در هزار.
•لکه برگی سرکوسپورایی در چغندرقند: محلول‌پاشی به محض بروز نشانه‌های بیماری. 
•مرگ گیاهچه و پوسیدگی ریشه در گیاهان زینتی: ضدعفونی خاک خزانه یا گلدان با مصرف حدود 10 گرم سم در متر مربع و به هم زدن خاک تا عمق 10 سانتی‌متری به منظور کنترل Fusarium و Rhizoctonia
•کاربندازیم با ترکیبات قلیایی مانند لایم سولفور سازگاری ندارد.
•کاربندازیم از طریق ضدعفونی بذر جهت کنترل سیاهک‌های پنهان و آشکار، فوزاریوم و سپتوریا در غلات و کنترل ریزوکتونیا در پنبه مؤثر است.
احتیاط‌های لازم:
•این قارچ‌کش را در شرایط تنش خشکی بکار نبرید. بارش باران یا آبیاری پس از کاربرد سم ممکن است موجب بهبود کنترل بیماری شود.
•برای به تأخیر انداختن بروز نژادهای مقاوم، باید به طور متناوب از قارچ‌کش‌هایی با نقطه اثر متفاوت استفاده شود.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50):  6400 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، 15595- 5826 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان، 61/0 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها، 22/0- 13/0 میلی‌گرم بر لیتر برای دافنیا و 50 میکروگرم بر وزن زنبور برای زنبور عسل.
•کاربندازیم برای ماهی‌ها و سایر آبزیان زیان‌آور است، لذا از آلوده کردن آب‌های سطحی و انهار با این ماده شیمیایی یا ظرف سم اجتناب کنید.

  نظرات ()
تیرام (thiram) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

قارچ‌کش تماسی با خاصیت حفاظتی از گروه دی‌تیوکاربامات‌ها
فرمولاسیون:
1. پومارسول   Pomarsol       % 80       WP
2. پومارسول   Pomarsol       % 65       WP
تاریخ ثبت: 1/10/47
نحوه اثر: اختلال عمومی در متابولیسم سلولی
موارد مصرف در ایران:
بیماری لکه سیاه سیب و سایر بیماری‌های قارچی در درختان میوه
موارد مصرف در سایر کشورها:
تیرام، قارچ‌کشی با دامنه اثر گسترده است که بیشتر برای ضدعفونی بذر به کار می‌رود. اما علاوه بر این تیرام را می‌توان برای ضدعفونی خاک، سم‌پاشی اندام‌های هوایی و نیز به عنوان دورکننده Repellent به کار برد. این قارچ‌کش برای کنترل بیماری‌های مختلفی از جمله در موارد ذیل کاربرد دارد:
ضدعفونی بذر به منظور کنترل مرگ گیاهچه در باقلا، علف‌های چمنی، ذرت، لوبیا، کلزا، کلم، هویج، گل کلم، تره فرنگی، کاهو، پیاز، نخود، تربچه، شلغم، نخودفرنگی، نخود و غیره؛ بیماری‌های بذرزاد در بسیاری از محصولات از جمله هویج، کرفس، جعفری، چغندر‌قند و چغندر لبویی از طریق خیساندن بذر ؛ کنترل زنگ‌ها در گیاهان زینتی از جمله میخک، داوودی و انگورفرنگی؛ کنترل پوسیدگی میوه ناشی از Botrytis در سیب؛ کنترل کپک خاکستری Botrytis در داوودی، کاهو، گوجه فرنگی، تمشک، توت فرنگی و گیاهان زینتی (به جزء گل ادریس)؛ کنترل سفیدک داخلی کاهو در گلخانه؛ کنترل لکه سیاه سیب و گلابی؛ در باغات میوه برای جلوگیری از صدمه حیوانات جونده مانند خرگوش، می‌توان تیرام را به صورت غلیظ با برس به سطح ساقه نهال‌ها مالیده یا به صورت رقیق محلول‌پاشی کرد. در مورد بذور نیز ضدعفونی با این ترکیب موجب فراری دادن جوندگان می‌شود.
راهنمای مصرف:
•این قارچ‌کش باید قبل از حمله بیماری به کار رود. تکرار سم‌پاشی با توجه به نوع محصول به فواصل 7 تا 14 روز صورت می‌گیرد.
•استفاده از 175 میلی‌لیتر آب به ازای هر 100 کیلو بذر موجب بهبود پوشش‌دهی در هنگام ضدعفونی می‌شود.
• هنگام باران سم‌پاشی نکنید.
•برای استفاده روی لاله، داوودی و میخک باید از آب مقطر استفاده شود..
•ریشه نهال‌های جنگلی را در سم غوطه‌ور نکنید.
•برای ضدعفونی بذر گوجه فرنگی و فلفل استفاده نشود.
•بذرهایی که ضدعفونی می‌شوند باید از کیفیت رضایت بخش برخوردار بوده و رطوبت بذر کافی باشد.
احتیاط‌های لازم:
•از بذرهای ضدعفونی شده برای تهیه غذا یا تغذیه حیوانات استفاده نکنید.
•بذرهای ضدعفونی شده برای حیات وحش مضر است.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50):  2600 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، 673 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان، 04/0 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها، 2/0 میلی‌گرم بر لیتر برای دافنیا و بیش از 2000 میکروگرم بر وزن زنبور برای زنبور عسل.
• تیرام برای ماهی‌ها و سایر آبزیان بسیار خطرناک می‌باشد، لذا باید از آلوده کردن آب‌های سطحی و انهار با این ماده شیمیایی یا ظرف سم اجتناب گردد

  نظرات ()
ایپرودیون + کاربندازیم (iprodione + carbendazim) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

قارچ‌کش مختلط با طیف اثر گسترده متشکل از یک ترکیب سیستمیک(کاربندازیم از گروه بنزیمیدازول) و یک ترکیب تماسی (ایپرودیون از گروه دی‌کربوکسامید‌ها)
فرمولاسیون
1.رورال تی‌اس Rovral TS                       % 5/52  WP        
تاریخ ثبت: 22/7/64 و در 6/12/75 به مدت 3 سال علیه لکه قهوه‌ای نواری جو ؛ 9/12/78 ثبت دائم علیه لکه قهوه‌ای نواری جو
نحوه اثر: نقطه اثر کاربندازیم جلوگیری از سنتز بتا توبولین است که درنتیجه، تقسیم میتوز را مختل می‌سازد. در مورد ایپرودیون، نقطه اثر به درستی مشخص نشده است.
موارد مصرف در ایران
سوختگی غلاف در برنج، خشکیدگی سرشاخه در توت، لکه قهوه‌ای نواری در جو و زردی در نخود و بیماری‌های قارچی پس از برداشت در مرکبات.
موارد مصرف در سایر کشورها
ایپرودیون و کاربندازیم هر دو قارچ‌کش‌هایی با طیف اثر گسترده می‌باشند. ایپرودیون بیشتر خاصیت حفاظتی داشته اما مختصری نیز اثر معالجه‌کننده دارد. این قارچ‌کش در کنترل Botryris، Monilinia، Sclerotinia، Alternaria، Helminthosporium و Rhizoctonia مؤثر است. کاربندازیم نیزمعمولاً برای ضدعفونی بذر غلات و سایر گیاهان به منظور کنترل سیاهک‌ها و بیماری‌های ناشی از Fusarium، Verticillium و غیره استفاده می‌شود. همچنین برای کنترل بسیاری از بیماری‌های شاخ و برگ مانند لکه سیاه سیب و سوختگی غلاف برنج می‌توان از کاربندازیم استفاده کرد. اختلاط این دو قارچ‌کش اثربخشی آن‌ها را افزایش داده و موجب کاهش خطر بروز مقاومت اکتسابی در برابر این ترکیبات می‌شود. رورال تی‌اس در انگلیس، برای کنترل فوزاریوم و آنتراکنوز در چمن توصیه شده است.
راهنمای مصرف:
•سوختگی غلاف برنج: یک کیلوگرم در هکتار از طریق محلول‌پاشی.
•خشکیدگی سرشاخه توت: محلول‌پاشی به نسبت 1 در هزار.
•لکه قهوه‌ای نواری جو: ضدعفونی بذر به میزان 1 در هزار.
•زردی نخود: ضدعفونی بذر به میزان 2 در هزار.
•بیماری‌های پس از برداشت مرکبات: اندود کردن میوه مرکبات با اسفنج آغشته به قارچ‌کش با غلظت یک در هزار.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50): 6/5 میلی‌گرم بر لیتر برای پستانداران، 1/4 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها و 25/0 میلی‌گرم بر لیتر برای دافنیا. این ترکیب برای زنبور عسل غیرسمی است.
•برای ماهی‌ها و سایر آبزیان خطرناک است، لذا باید از آلوده کردن آب‌های سطحی و انهار با این ماده شیمیایی یا ظرف سم اجتناب گردد

  نظرات ()
پروفنفوس (profenofos) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

حشره‌کش نفوذی با اثر تماسی، گوارشی از گروه فسفره آلی
فرمولاسیون:
1. کوآکرون Curacron              %50  EC                                   
2. کوآکرون Curacron         w/v%40 EC              
تاریخ ثبت: 29/5/58 و 30/10/58
ویژگی‌های خاص:
 نحوه اثر: حشره‌کش عصبی و از طریق مهارآنزیم کولین استراز سبب اختلال در سیستم عصبی مرکزی حشره و مرگ آن می شود.
موارد مصرف در ایران:
کرم غوزه پنبه 5/2 لیتر در هکتار (2)
موارد مصرف در سایر کشورها:
حشرات (خصوصاً بال‌پولک‌داران) و کنه‌ها در پنبه، ذرت، چغندرقند، سویا، سیب زمینی، سبزیجات، توتون و دیگر محصولات
راهنمای مصرف:
•بصورت محلول‌پاشی به میزان 5/2 لیتر در هکتار (2)
•مهارکننده آنزیم کولین استراز در سیستم عصبی می باشد، افرادی که براساس توصیه پزشکی از کارکردن با ترکیبات ضدکلین استراز ممنوع شده اند نباید از این حشره‌کش استفاده کنند.
•سبب کندی رشد در پنبه می گردد.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): LD50 برای پستانداران3300 میلی‌گرم بر کیلوگرم،  LD50  برای پرندگان 1000-70 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها 3/0-08/0 میلی‌گرم بر لیتر
•برای پرندگان متوسط سمی است.
•برای  ماهی‌ها و دیگر موجودات آبزی خیلی خطرناک است.
profenofos

  نظرات ()
پرمترین(permethrin) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧


حشره‌کش تماسی، وسیع الطیف از گروه پایرتروئیدها
فرمولاسیون:
1. آمبوش Ambush            w/v% 10         EC
2. آمبوش Ambush            w/v% 25         EC
3. کوپکس Coopex                % 25         WP
 4. کوپکس Coopex               % 5/0        WP
تاریخ ثبت: 20/1/57  و 25/11/58 (1) ، 11/6/58 و 9/2/64 (2) 
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: حشره‌کش عصبی با اثر روی کانالهای سدیم در طناب عصبی.
موارد مصرف در ایران:
پرودینا در چغندرقند1 لیتر در هکتار (2)، مینوز لکه گرد در درختان میوه 5/0 در هزار فقط در سال‌های طغیانی علیه نسل اول یا حداکثر نسل دوم در یک نوبت محلول پاشی(2)، شپش انسانی فرمولاسیون(4)
موارد مصرف در سایر کشورها:
آفات برگی و میوه‌ای از راسته سخت بالپوشان و بال‌پولک‌داران در پنبه (g/ha150-100)، درختان میوه (g/ha 50-25)، سبزیجات (g/ha 70-40)، توتون، انگور و دیگر محصولات (g/ha 200-50)، پارازیتوئیدهای خارجی حیوانات اهلی mg ai (EC)/m2200 یا  mg ai (EC)/m230  برای دیوارها، حافظت از پشم mg/kg200 ، آفات خانگی (سوسری‌ها، مگس‌ها، زنبورها و دیگر حشرات خزنده mg ai (WP)/m2100
راهنمای مصرف:
•برای مینوز لکه گرد درختان میوه محلول‌پاشی به میزان 5/0 در هزار فقط در سال‌های طغیانی علیه نسل اول یا حداکثر نسل دوم ودر یک نوبت ، برای پرودنیای چغندر قند محلول‌پاشی به مقدار یک لیتر در هکتار (1و2)
•در آب وخاک به سرعت تجزیه می‌شود.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50):  LD50برای پستانداران4000-430 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LD50  برای پرندگان3000 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها5/2 میکروگرم بر لیتر، EC50  برای دافنی 6/0 میکروگرم بر لیتر
•برای  ماهی‌ها و موجودات آبزی مضر است، آب‌های سطحی و جویبارها نباید به این ماده آلوده شود.
•برای پرندگان عملاً غیر سمی است.

  نظرات ()
دلتامترین (deltamethrin) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

دلتامترین
حشره‌کش تماسی با پایداری زیاد از گروه پایروتیروئیدها
فرمولاسیون:
1. دسیس Decis                         w/v % 5/2                  EC
2. دسیس Decis                        w/v % 5/2                   Tb
تاریخ ثبت: 30/11/56 – 14/8/80  کنترل سن گندم (ثبت اولیه موقت) تمدید لغایت 85 ، 10/11/84 ثبت موقت قرص دسیس به مدت 3 سال برای کنترل سن گندم
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: حشره کش عصبی ، اختلال در کانال های سدیم در طناب عصبی، با پایداری 4-3 هفته ای برای برگ خوارها و آفات مکنده
موارد مصرف در ایران:
مینوزلکه گرد درختان میوه محلول‌پاشی به نسبت 5 /0 در هزار(1) ؛ پرودینای چغندرقند 1 لیتر در هکتار(1)، پوره سن در گندم [محلول پاشی به نسبت 300میلی لیتر در هکتار برای مبارزه و کنترل پوره سن گندم(1) و15 عددقرص در هکتار برای مبارزه و کنترل سن گندم(1)]
موارد مصرف در سایر کشورها:
مگس مینوز برگ در گیاهان زینتی، سبزیجات، سبزیجات گلخانه‌ای؛ آفات مکنده درخت سیب، ناقلین کوتولگی ویروس زرد جو و گندم زمستانه و بهاره، سرخرطومی بذر کلم درکلزای بهاره و زمستانه، سرخرطومی ساقه در کلزای بهاره و زمستانه، برگ خوارها در گیاهان زینتی، سبزیجات گلخانه‌ای، فضای سبز، درختان میوه دانه دار و هسته دار؛ کرم سیب در درختان سیب، سوسک کلرادو در سیب زمینی، کرم‌های طوقه بر در کاهو، انواع کلم‌ها، انواع سبزیجات برگی؛ شب پره تورتریکس درختان میوه در هسته دارها، آفات حشره ای پیاز، سیر،‌ زنجرک‌ها در سبزیجات برگی، مینوز برگ در گوجه فرنگی،  شپشکهای آردآلود در گیاهان زینتی و محصولات گلخانه‌ای؛ سپردارها در گیاهان زینتی و محصولات گلخانه‌ای؛  سرخرطومی لوبیا و نخود، گرده خوارها در کلزای روغنی، زنبور اره ای در درخت سیب و هسته دارها، تریپس در فضای سبز، محصولات زینتی؛ تریپس غربی در محصولات گلخانه، فضای سبز؛ سفید بالک‌ها در محصولات گلخانه‌ای و زینتی، مگس زرد غلات در گندم، جو و چاودار بهاره و زمستانه
راهنمای مصرف:
•با مشاهده اولین علائم خسارت، سم‌پاشی باید انجام گیرد و سم‌پاشی‌های بعدی به فاصله 14-10 روز بعد بسته به نیاز انجام گیرد، زمان، مقدار و مخلوط کردن آن با سایر آفت‌کش‌ها بسته به نوع محصول و آفت متغیر است.
•وزن هر قرص2 گرم  ودرصد ماده مؤثره 5/2% است.
•محلول سم در اثر بارندگی از سطح گیاه شسته می‌شود.
•در آب و هوای یخبندان بر روی شاخ و برگ یخ زده نباید استفاده شود.
•درجه حرارت بالای 35 درجه ممکن است میزان کارایی و پایداری آن را کاهش دهد.
•همراه چسب تریپس بدون رقیق کردن در روی پلی‌اتیلنی که کف گلخانه را می‌پوشاند استفاده کنید.
•قبل از کاشت خیار در گلخانه‌ها و مزارعی که مشکل تریپس وجود دارد سم‌پاشی ضرورت دارد، هر هشت هفته یک‌بار سم‌پاشی را تکرار کنید.
•حداکثر تعداد دفعات سم‌پاشی براساس نوع آفت و محصول متفاوت است. چهار بار سم‌پاشی برای گندم و جو، در بهار و تابستان فقط یک نوبت می‌باشد.
•در تابستان نباید بیش از یکبار سم‌پاشی علیه شته‌های غلات انجام گیرد.
•گیاهان خسارت دیده ناشی از استرس‌های خشکی و فیزیکی نباید سم‌پاشی گردند.
•فرمولاسیون قرص احتما ل مسمومیت کاربر نسبت به فرمولاسیون امولسیون کمتر است.
احتیاط‌های لازم:
•قبل از سم‌پاشی باید با متخصصین مشاوره شود.
•در صورت عدم استفاده از لباس وعینک در زمان تهیه محلول سم، احتمال ایجاد خارش شدید در اطراف چشم وپوست بدن کاربر زیاد است.
•چنانچه در مزارع غلات بعد از ظهور خوشه عملیات سم‌پاشی با حشره‌کش‌های پایروتروییدی یا دی متوات انجام شده باشد نباید عمل سم‌پاشی با این حشره‌کش انجام گیرد.
•در بهار در سال برداشت، نباید شش متر از حاشیه مزرعه سم‌پاشی شود.
•نباید حجم محلول سم‌پاشی در بهار در سال برداشت کاهش یابد.
•آخرین سم‌پاشی: اوایل (GS83) برای جو، چاودار، گندم، قبل از گلدهی برای خردل و کلزا، قبل از بهار برای محصولات علوفه ای، ترشک
•دوره کارنس برای تره فرنگی، پیاز بهاره سه روز؛ کلم، سبزیجات برگی، کرفس، کلم سالادی 7 روز؛ پامچال، ترشک 14 روز، هویج 21 روز
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): LD50 برای پستانداران5000-135 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LD50  برای پرندگان4640 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها 91/0 میکروگرم بر لیتر، EC50  برای دافنی 5/3 میکروگرم بر لیتر
•اشتعال زا
•خطرناک برای محیط زیست
•سمی برای موجودات آبزی، ممکن است در طولانی مدت اثر سوء برای محیط آبی داشته باشد.
•برای زنبورعسل خیلی خطرناک است در زمانی که زنبور عسل فعال است یا زمان گلدهی مزرعه و علف‌های هرز نباید سم‌پاشی شود.
•درصورتی که مزارع غلات، کلزا، نخود و لوبیا نیاز به سم‌پاشی داشته باشند، باید عملیات سم‌پاشی تحت کنترل باشند.
•برای دشمنان طبیعی خیلی خطرناک است 6 متر از حاشیه مزرعه نباید سم‌پاشی گردد.
•برای  ماهی‌ها بی نهایت خطرناک است نباید رودخانه‌ها و جویبارها به این حشره‌کش آلوده شود.
•از طریق جریان هوا تا 18 متر منتقل می‌شود.

  نظرات ()
دی متوات (dimethoate) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

حشره‌کش و کنه‌کش سیستمیک و تماسی  از گروه فسفره آلی
فرمولاسیون:
1. دی متوات Dimethoate             w/v  %40            EC
2. دی متوات Dimethoate                     %50            EC
3. دی متوات Dimethoate                     %46            EC
4. رکسیون Roxion                             %25             WP 
5. روگور Rogor                                %5                  WP
تاریخ ثبت: 6/8/49
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: این ماده اثر سریع ناک داون داشته و حشره‌کش عصبی و از مهارکننده آنزیم کلین استراز.
موارد مصرف در ایران:
 شته سبز معمولی و شته سمی غلات، آفات پنبه و چغندرقند، شپشک‌های درختـان میوه سردسیری، شته‌ها، تریپس و سایر حشرات مکنده سویا، نماتد ساقه یونجه یک در هزار(1)، مگس های خربزه وجالیز
موارد مصرف در سایر کشورها:
شته‌ها در کلم بروکلی، انواع کلم‌ها، گیاهان زینتی، گندم زمستانه، محصولات غله ای، اسفناج، نخود، سیب زمینی، چاودار، گندم ترتیکاله؛ آفات حشره ای در انواع پیازها و سیرها، انواع کلم‌های گلخانه‌ای، مگس های خربزه وجالیز مگس های میوه
راهنمای مصرف:
•این ماده اثر سریع ناک داون داشته و تا14 روز اثر سیستمیک دارد.
•برای بیشتر آفات زمانی که اولین آفت دیده شد مصرف آن توصیه می‌شود. دفعات سم‌پاشی و زمان سم‌پاشی براساس نوع آفت و محصول متفاوت است.
•زمانی که گیاه به شدت رشد می کند بهترین نتیجه را می دهد و فعالیت سیستمیک آن با استرس‌های خشکی و دیگر استرس‌های گیاه  کاهش پیدا می کند.
•در آب و هوای گرم، در صبح زود و اواخر شب سم‌پاشی توصیه می‌شود.
•در صورت وجود مقاومت کنه و شته به سموم فسفره عملاً‌ کنترل آنها رضایت بخش نخواهد بود و در صورت تکرار سم‌پاشی،‌ سطح کنترل آفت کمتر خواهد بود.
•حداکثر تعداد دفعات سم‌پاشی شش بار برای انواع کلم‌ها، چهار بار برای محصولات غله ای، یک بار برای محصول چغندرقند، سبزیجات برگی مثل شاهی می‌باشد.
احتیاط‌های لازم:
•مهارکننده آنزیم کولین استراز در سیستم عصبی می باشد، افرادی که براساس توصیه پزشکی از کارکردن با ترکیبات ضدکلین استراز ممنوع شده اند نباید از این حشره‌کش استفاده کنند.
•برای محصول چغندرقند با یکبار سم‌پاشی می‌توان مگس مینوز (حداکثر g ai/ha 84) و شته سیاه باقلا (g ai/ha400) را کنترل کرد.
•برای شته سبز هلو مقاوم به دی متوات نباید استفاده کرد.
•در ارقام و واریته‌های جدید حساسیت به دی متوات باید تست شود.
•نباید با مواد قلیایی در مخزن سمپاش مخلوط شود.
•قبل از سم‌پاشی با متخصصین مشاوره شود.
•درصورت سم‌پاشی با پایرتیروئیدها یا دی متوات بعد از ظهور خوشه در غلات (GS51) ،نباید سم‌پاشی با دی متوات تکرار گردد.
•آخرین سم‌پاشی برای چغندر تا پایان مرداد ماه، برای غلات در مرحله گلدهی کامل (GA30)، در پیاز،‌ تره، سیر قبل از شش برگی شدن ، در شاهی قبل از انتقال به بستر کشت می باشد.
•دوره کارنس 21 روز برای محصولات کلمی و غلات، 14 روز برای کاهو،7روز برای پیاز، سیر، موسیر و شاهی
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): LD50 برای پستانداران387-160 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LD50  برای پرندگان 42-14 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها 5/24-6/17 میلی‌گرم بر لیتر، EC50  برای دافنی2 میلی‌گرم بر لیتر
•اشتعال زا
•خطرناک برای پرندگان و حیوانات
•خطرناک برای دامداری، حیوانات اهلی، باید حداقل برای مدت هفت روز از ورود آن‌ها به محیط سم‌پاشی شده، جلوگیری شود.
•احتمالاً برای حشرات مفید خطرناک است.
•برای زنبورعسل خیلی خطرناک است در زمان گلدهی نباید سم‌پاشی کرد.
•بصورت تماسی موجب تلفات زنبورعسل می‌شود.
•خطرناک برای  ماهی‌ها و دیگر موجودات آبزی
•توسط جریان باد تا 18 متر پخش می‌شود.
•بعد از فروردین ماه نباید 6 متر از حاشیه مزرعه سم‌پاشی شود.

  نظرات ()
بنومیل (benomyl) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

فرمولاسیون
بنلیت Benlate               %50       WP
تاریخ ثبت: 23/11/51
نحوه اثر:  بنزیمیدازول‌ها از جمله بنومیل با جلوگیری از سنتز توبولین، تقسیم سلولی را، مختل می‌سازند. در اثر این ترکیبات، رشته‌های دوک بدشکل شده و لذا کروماتیدهای خواهری نمی‌توانند از هم جدا شوند. در نتیجه، سلول، دچار مرگ خواهد شد. نقطه اثر این ترکیبات، پروتئین بتا توبولین است.
موارد مصرف در ایران
پوسیدگی طوقه و ریشه برنج، لکه سیاه سیب، سفیدک پودری سیب، سفیدک پودری هلو و شلیل، سرخشکیدگی سیتوسپورایی درختان میوه هسته‌دار و دانه دار، پوسیدگی سفید ریشه، برق‌زدگی نخود، سفیدک پودری چغندرقند، لکه برگی سرکوسپورایی چغندرقند، سرخشکیدگی توت و غیره.
موارد مصرف در سایر کشورها
بنومیل یکی از شناخته شده‌ترین قارچ‌کش‌های بنزیمیدازول است که برای کنترل طیف وسیعی از بیماری‌های قارچی توصیه شده است. این ترکیب روی سفیدک‌های پودری، لکه سیاه سیب، گونه‌های Fusarium، Verticillium، Colletotrichum، Cercospora، Botrytis، Penicillium، Rhizoctonia، Ceratocystis، Ophiostoma و .... مؤثر است. اما روی ائومیست‌ها مثل Phytophthora ، Pythium و سفیدک‌های داخلی تأثیری ندارد. همچنین روی برخی قارچ‌های ناقص که دارای اسپور تیره چند سلولی هستند مؤثر نیست. بنومیل روی باکتری‌ها و برخی از بازیدیومیست‌ها نیز تأثیری ندارد.
راهنمای مصرف:
•پوسیدگی ریشه و طوقه در برنج: بذرها را باید به مدت 24 ساعت در محلول سمی خیسانده و سپس برای جوانه‌زنی در گرم‌خانه نگهداری نمود. این تیمار در کنترل لکه قهوه‌ای برنج نیز مؤثر خواهد بود. 
•لکه سیاه و سفیدک پودری سیب: محلول‌پاشی اول به نسبت 5/0 در هزار در زمان تورم جوانه‌های گل، محلول‌پاشی دوم پس از ریزش گلبرگ‌ها و مرحله‌ی سوم 10 روز پس از نوبت دوم.
•سفیدک پودری هلو و شلیل: محلول‌پاشی به نسبت 5/0 در هزار پس از ریزش گلبرگ‌ها و تشکیل میوه و در صورت لزوم سم‌پاشی‌های بعدی به فاصله 10 روز.
•خشکیدگی سرشاخه توت: به محض ظهور اندام جنسی قارچ، دو نوبت محلول‌پاشی به نسبت یک در هزار و به فواصل 10-7 روز.
•سرخشکیدگی سیتوسپورایی درختان میوه سردسیری: در کنار سایر اقدامات مدیریتی سه نوبت سم‌پاشی در بهار به نسبت 7/0 در هزار توصیه می‌شود.
•پوسیدگی ریشه درختان میوه سردسیری: در باغات جدیدی که تازه آلوده شده باشند، محلول‌ریزی به شعاع یک متر از محل طوقه و به عمق 30 سانتی متر به نسبت 80- 40 گرم در متر مربع توصیه شده است. نهال‌های آلوده باید معدوم شده و خاک آن‌ها با بنومیل ضدعفونی گردد.
•برق‌زدگی و زردی نخود: ضدعفونی بذر قبل از کاشت به نسبت 2 در هزار و در مورد برق‌زدگی، محلول‌پاشی بوته‌های جوان بلافاصله بعد از هر بارندگی.
•لکه برگی سرکوسپورایی و سفیدک پودری چغندرقند: کاربرد 5/1-1 کیلوگرم در هکتار بنومیل به محض مشاهده اولین نشانه‌های بیماری.
•محلول پاشی باید به صورت کامل و پوششی باشد.
•یک بار محلول پاشی علیه برخی بیماری‌ها مؤثر است؛ درصورت نیاز در مورد سایر بیماری‌ها، در فواصل 4-1 هفته ای محلول‌پاشی نمایید.
•برنامه‌های توصیه شده محلول پاشی بسته به بیماری و محصول متغیر است. جهت کسب اطلاع از جزئیات زمان بندی برچسب سم را به دقت ملاحظه نمایید.
•به منظور به تأخیر انداختن ظهور استرین‌های مقاوم در مورد بیماری‌هایی که به بیش از دوبار سم‌پاشی در یک فصل نیاز دارند، این قارچ‌کش را به صورت متناوب با قارچ‌کش‌های دیگری که نحوه اثر متفاوت دارند، بکار ببرید.
•در صورت نگهداری در شرایط نامناسب، این قارچ‌کش ممکن است در نتیجه جذب رطوبت اثر خود را از دست بدهد.
•هنگام استفاده از این سم احتیاط کامل رعایت شود و از تماس مستقیم آن با بدن خودداری گردد.
•دوره کارنس 3 هفته‌ای باید رعایت گردد.
احتیاط‌های لازم:
•در سال‌های اخیر سرطان‌زا بودن این ترکیب، به اثبات رسیده و مصرف آن در برخی کشورها ممنوع گردیده است. در ایران نیز مصرف این قارچ‌کش محدود شده است.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت ( LD50، LC50 ،EC50):  < 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، < 2000 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان، 27/0 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها، 640 میکروگرم بر لیتر برای دافنیا و 50 میکروگرم بر وزن زنبور برای زنبور عسل.

  نظرات ()
گلیفوسیت (glyphosate) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

علف‌کش سیستمیک، غیر انتخابی، از گروه اسید فسفونیک
فرمولاسیون:
راندآپ Roundup              w/v         %41       SL
تاریخ ثبت:  سال 1356
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: اخلال در سنتز اسیدهای آمینه و فعالیتهای آنزیمی گیاه
نحوه جذب و انتقال درگیاه:  جذب از طریق شاخ و برگ گیاه و قابل انتقال به بخشهای مختلف از طریق سیمپلاست و سپس آپوپلاست. 
علائم تأثیر در گیاه:  کلروز اندام‌های هوایی و به دنبال آن نکروزه این بافتها. علائم ابتدا در بافت‌های جوان و سپس در بافت‌های مسن تر دیده می‌شود. برگ‌های حاصل از رشد مجدد گونه‌های چند ساله تغییر شکل داشته و لکه‌های سفید بر روی آنها مشاهده می‌شود. در برخی موارد نیز از یک گره منفرد چند ساقه رشد می‌کند. اثرات قابل رویت این علف‌کش در گیاهان یکساله 2 تا 4 روز و در گیاهان چند ساله 7 تا 10 روز طول می کشد.
ماندگاری در خاک(نیمه عمر): کمتر از 60 روز
موارد مصرف در ایران:
علف‌های هرز یکساله و دائمی در درختان میوه ] 4 تا 12 لیتر بسته به نوع علف هرز در زمان حداکثر فعالیت علف هرز (گلدهی)[ و مزارع نیشکر]محلول 1 تا 2 درصد بعد از رویش علف‌های هرز بصورت لکه ای[
موارد مصرف در سایر کشورها:
علف‌های دائمی و یکساله در حبوبات، غلات، دانه‌های روغنی، چمن‌زارها، زمین‌های آیش و مناطق غیرزراعی.
راهنمای مصرف:
•مقدار مصرف 4 تا 12 لیتر، بسته به نوع علف هرز و در زمان حداکثر فعالیت علف‌های هرز (مرحله گلدهی) برای باغها و مکانهای غیر زراعی و محلول 1 تا 2 درصد بعد از رویش علف‌های هرز بصورت لکه ای برای نیشکر
•بهترین نتیجه جهت کنترل علف‌های باریک برگ چندساله زمانی بدست می آید که این گونه‌ها حداقل در مرحله 4 تا 5 برگی بوده و ارتفاع آنها حداقل 10 سانتی متر باشد. علاوه بر این تکرار سم‌پاشی برای تخلیه کامل مواد ذخیره ای مستقر در اندام‌های زیرزمینی الزامی است.
•بهترین زمان استفاده برای کنترل پهن‌برگ‌های چند ساله نزدیک مرحله گلدهی این گونه‌ها است. البته عملیات سم‌پاشی نباید تا هنگام شروع پیری به تاخیر بیافتد.
•در زمان کاربرد این علف‌کش باید طول برگ‌های علف‌های هرز باریک برگ یکساله حداقل 5 سانتی متر و یکساله‌های پهن‌برگ حداقل دارای 2 برگ حقیقی که بطور کامل رشد یافته اند، باشند.
•در صورت کاربرد علف‌کش گلیفوسیت با سمپاشهای فتیله ای، باید علف‌های هرز حداقل 10 سانتی‌متر بلندتر از محصول باشند.
•گلیفوسیت در برگ‌ها فعال است و از این جهت هنگامی که به خاک زده می‌شود، اثر آن به حداقل می رسد. از این جهت معمولا بذر گیاهان را می‌توان به طور مستقیم در خاک‌های تیمار شده کاشت.
•در صورت وقوع بارندگی حداقل 6 (و ترجیحاً تا 24 ساعت) پس از سم‌پاشی، باید عملیات سم‌پاشی تکرار شود.
•محلول علف‌کش را نباید با دیگر آفت کشها یا کودها مخلوط کرد. این امر منجر به کاهش تأثیر گلیفوسیت می‌شود. در هر حال، استفاده از مواد همراه برای برخی فرآورده‌ها الزامی است. جهت اطلاعات بیشتر به برچسب علف‌کش توجه شود.
•مزرعه آلوده در زمان بروز خشکی، رطوبت بالا و یا در سرما و دمای بالا سم‌پاشی نشود.
•گلیفوسیت را می‌توان در مزارع برنج و بعد از سفت شدن دانه‌ها و به منظور کنترل علف‌های هرز روئیده در  مرزها و حاشیه کرتها و یا روی لکه‌های آلوده به بندواش مصرف کرد.
•گلیفوسیت را می‌توان در زمان آیش نیز به صورت لکه ای بر علیه علف‌های هرز پهن‌برگ دائمی بکار برد.
•گلیفوسیت برای کنترل علف‌های هرز (به ویژه گونه‌های دائمی) در تاکستآن‌هایی که به روش ایستاده یا داربستی کشت شده باشند نیز به کار می رود. بدین منظور، سم‌پاشی را فقط به صورت هدایت شده روی علف‌های هرز رشد کرده که اکثراً در اوائل مرحله تشکیل گل باشند انجام دهید.
•ممکن است اضافه کردن بعضی مواد (به عنوان مثال سولفات آمونیوم به نسبت 10 کیلوگرم در هکتار) به محلول علف‌کش باعث افزایش تأثیر آن روی بعضی علف‌های هرز دائمی گردد.
•بهتر است قبل از بذرافشانی و کاشت گیاه زراعی جدید، بقایای کشت قبل از بین برده شوند.
•گلیفوسیت را می‌توان از 14 روز تا 24 ساعت قبل از کشت(بسته به نوع محصول و دوز مصرفی سم)، به صورت پیش رویش در محصولات پائیزه و غلات بهاره، و برای چغندرقند، نخودها، شلغم‌ها، پیازها و تره فرنگی تا 72 ساعت قبل از کشت مورد استفاده قرار داد.
احتیاط‌های لازم:
•علف‌کش گلیفوسیت عمومی است. در صورت عدم دقت کاربر، احتمال پاشش آن بر روی محصولات زراعی و درختان و بروز خسارت  در آنها وجود دارد.
•چنانچه ظرف 6 ساعت پس از سم‌پاشی باران ببارد، تأثیر این علف‌کش کاهش می‌یابد.
•گلیفوسیت را در کشت‌های غلات دانه ای  بکار نبرید.
•چنانچه  بلافاصله بعد از سم‌پاشی با گلیفوسیت عملیات نشاکاری انجام شود ممکن است به آنها آسیب وارد شود.
•چرای گیاهان سم خورده موجب بروز مسمومیت می‌شود. از این جهت گیاهانی که به سم آلوده هستند باید قبل از چرا برداشت شوند.
•در چمن‌زارهایی که علوفه آن برای تغذیه حیوانات و یا چراگاه استفاده می‌شود، نباید از گلیفوسیت استفاده کرد.
•گلیفوسیت را در مکانهای سرپوشیده مثل گلخانه یا پوشش‌های پلی اتیلن، بکار نبرید.
•سم‌پاشی مستقیم کناره‌های زمین از کنار پرچین‌ها شروع شود.
•علف‌کش گلیفوسیت را در مخازن استیل و یا گالوانیزه نگهداری نکنید. بهتر است عملیات سم‌پاشی با سمپاشهایی که مخازن آنها از جنس استیل یا گالوانیزه است نیز انجام نشود.
•باقیمانده محلول علف‌کش را به مدت طولانی در مخزن سمپاش نگهداری نکنید.
ملاحظات زیست محیطی:
•این علف‌کش برای موجودات آبزی خطرناک است. از این جهت  نباید آب‌های سطحی یا زیرزمینی با این علف‌کش آلوده شوند.
•میزان سمیت( LD50، LC50،EC50):5000 > میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران و 1000 > میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها 
•نباید ظروف و ضایعات علف‌کش در آبراهها ریخته شود.
•مواظب فرار علف‌کش به مناطق مجاور باشید.
•بوته‌های گیاهان سمی تیمار شده باید قبل از چرا و یا انبار شدن از بین علوفه‌ها جدا شوند.
•از ورود گله به نواحی سم‌پاشی شده جلوگیری شود. ممکن است دامها علوفه تیمار شده با گلیفوسیت را نخورند.

  نظرات ()
بروموپروپیلات(bromopropylate) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

بروموپروپیلات(bromopropylate)

 

 


کنه‌کش غیر سیستمیک و تماسی از گروه بنزیلات
فرمولاسیون:
نئورون Neoron       w/v%25             EC
 تاریخ ثبت: 6/8/49                             
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: کنه‌کش تماسی، ‌غیر سیستمیک
موارد مصرف در ایران:
کنه تار عنکبوتی در چغندر قند[2/1 لیتر در هکتار اوایل تابستان (1)]، کنه زرد شرقی و کنه قرمز در مرکبات [یک درهزار اواخر بهار و اوایل تابستان (1)]
راهنمای مصرف:
•این سم دارای دوام زیاد است و برای کنه‌هایی که در مقابل سموم فسفره مقاوم شده اند در دز بالا مصرف می‌شود.
•با اجتناب از سم‌پاشی زود هنگام، خطراثر سوء برای کنه‌های شکارگر به حداقل می‌رسد.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50): LD50  برای پستانداران 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم،LD50  برای پرندگان 2000-600 میلی‌گرم بر کیلوگرم، LC50  برای ماهی‌ها 4/2- 34/0 میلی‌گرم بر لیتر، EC50  برای دافنی 17/0 میلی‌گرم بر لیتر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بروموکسینیل(bromoxynil)


علف‌کش تماسی(کمی سیستمیک)، انتخابی، از گروه نیتریل‌ها
فرمولاسیون:
1.برومینال (Brominal)           w/v         %5/22        SL
2. پاردنر(Pardner)             w/v       %5/22              SL
تاریخ ثبت:  سال 1365
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر:بازدارنده انتقال الکترون در فتوسیستم 2
نحوه جذب و انتقال درگیاه: جذب توسط اندام‌های هوایی با مقدار انتقال کم در گیاه
علائم تأثیر در گیاه: زردی ودر نهایت از بین رفتن برگ‌ها و کل گیاه
موارد مصرف در ایران:
کنترل علف‌های هرز پهن‌برگ در مزارع گندم  ] 5/2 لیتر در هکتار[  و جو
موارد مصرف در سایر کشورها:
 علف‌های هرز پهن‌برگ در ذرت علوفه ای، کتان، ذرت، ذرت شیرین، جوبهاره، یولاف بهاره، گندم بهاره، جو  پائیزه، یولاف پائیزه، گندم پائیزه
راهنمای مصرف:
•دوز مصرف این علف‌کش 5/2 لیتر در هکتار و زمان کاربرد آن 2 تا 4 برگی علف‌های هرز است.
•محلول پاشی هنگامی انجام شودکه بخش عمده علف‌های هرز جوانه زده و بزرگترین آنها در مرحله 4 برگی باشد.
•کارایی کنترل شیمیایی علف‌های هرز با استفاده از محلول پاشی دو مرحله ای (تقسیم دوز توصیه شده به دو قسمت و کاربرد آن در دو نوبت) افزایش می‌یابد. مرحله اول انجام عملیات سم‌پاشی در مرحله گیاهچه ای یا دو برگ حقیقی علف‌های هرز است. مرحله دوم پیش از زمانی است  که بخش هوایی محصول زمین را پوشش دهد.
•کارایی این علف‌کش در شرایط آفتابی و دمای مناسب و در زمانی که فرایند فتوسنتز در گیاه بخوبی انجام می‌شود بیشتر است.
•قابل اختلاط با سموم باریک برگ کش و در جاهایی که احتمال بادبردگی وجود دارد توصیه می‌شود.
•از 3 برگی تا اواخر مرحله پنجه‌زنی گندم و جو و در مرحله گیاهچه ای علف‌های هرز مصرف شود تا ضمن کنترل بهتر علف‌های هرز محصول بیشتری نیز عاید کشاورز گردد.
•علف‌های هرزی که زمستان را سپری کرده باشند، مقاومت بیشتری در مقابل این علف‌کش از خود نشان می‌دهند. برای جلوگیری از عوارض سوء جانبی و یا اثرات آنتاگونیستی علف‌کش‌های هورمونی (نظیر توفوردی) روی گراس کش‌ها،  می‌تواند به جای علف‌کشهای هورمونی مصرف شود.
•بهتر است سم‌پاشی در ساعات صبح یا عصر انجام شود. این علف‌کش در اختلاط با توفوردی طیف تأثیر علف‌کشی آن وسیع تر و دامنه مصرف آن طولانی تر می‌گردد.
•حداکثر دفعات سم‌پاشی در طول یکسال و در تمامی محصولات زراعی، یک‌بار می‌باشد. حداکثر دوز مطلق معادل یک تیمار با دوز کامل است.
•با روغن‌ها وسایر افزودنی‌ها مورد استفاده قرار نگیرد.
•با تجهیزات دستی یا در غلظت‌های بیشتر از مقادیر توصیه شده مورد استفاده قرار ندهید.
•در شرایط آب و هوای بسیار سرد و یخبندان، خشکسالی، هنگام غرقاب بودن خاک، هنگامی که بارندگی ظرف 4 ساعت مورد انتظار است و همچنین در شرایطی که گیاه زراعی تحت تنش است استفاده نشود.
•روی محصولاتی که تحت تأثیر هر نوع تنش می‌باشند، به کار نرود.
•آخرین مرحله سم‌پاشی در محصولات مختلف متفاوت است. این زمان برای ذرت دانه ای و ذرت شیرین پیش از مرحله  10 برگ کاملاً توسعه یافته و برای کتان پیش از رسیدن طول گیاه به 20 سانتی متری و قبل از مشاهده جوانه گل می‌باشد. در مورد کتان بهاره، از مرحله توسعه کامل برگ اول  تا زمانی که ارتفاع گیاه به 20 سانتیمتر می‌رسد.
•انجام عملیات سم‌پاشی در آب و هوای بسیار گرم یا در مرحله رشد سریع موجب سوختگی حاشیه برگ‌ها می‌شود اما این عارضه به سرعت و بدون تأثیر بر رشد گیاه ناپدید می‌شود.
احتیاط‌های لازم:
•مصرف این علف‌کش تنها برای محصولات توصیه شده مقدور است. در صورت فرار علف‌کش و پخش آن در مزارع ذرت و سویا و سایر محصولات حساس علائم سوختگی در نوک و حاشیه برگ‌ها مشاهده می‌شود.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50 ،EC50):190 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، 50 تا 240  میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان و 063/0 تا 46/0 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها
• قابل اشتعال
•برای  ماهی‌ها و دیگر موجودات آبزی خطرناک است. نباید آب‌های سطحی یا زیرزمینی با مواد شیمیایی و ظروف مصرفی آلوده شوند.
•برای زنبور عسل با احتمال  بالا خطرناک است، روی محصولات کشاورزی در مرحله گلدهی یا روی گیاهانی که زنبور عسل بصورت فعالانه از آنها تغذیه می‌کنند، بکار نرود.
•کاربرد این علف‌کش در مرحله گلدهی علف‌های هرز توصیه نمی‌شود.
•دام‌ها را از مناطق تیمار شده به مدت حداقل 6 هفته بیرون نگه دارید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بروموکسینیل+‌ام‌سی‌پی‌آ (bromoxinil+MCPA)

بروموکسینیل+ ام سی پی ام


علف‌کش انتخابی، شامل 20 درصد بروموکسینیل و 20 درصد ام سی پی أ
فرمولاسیون:
برومایسید ام آ  Bromicide MA               %40       EC
تاریخ ثبت:  سال 1381
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر:بازدارنده فتوسیستم 2 و اکسین مصنوعی
نحوه جذب و انتقال درگیاه: جذب از طریق برگ و ریشه و قابل انتقال در گیاه
علائم تأثیر در گیاه: ظهور نقاط سوخته بر روی برگ‌ها و مرگ گیاه ظرف 2 هفته
موارد مصرف در ایران:
علف‌های هرز پهن‌برگ در مزارع گندم
موارد مصرف در سایر کشورها:
گندم، جو، یولاف و چاودار زراعی، تریتیکاله، بزرک 
 راهنمای مصرف:
•دوز مصرفی برومایسید ام‌آ 5/1 لیتر در هکتار و زمان مصرف آن از زمان 3 برگی تا انتهای پنجه‌زنی گندم است.
•سم‌پاشی در شرایطی صورت گیرد که احتمال وقع یخبندان وجود ندارد.
•در شرایطی که بیماری‌های گیاهی و یا یخبندان به گیاه زراعی آسیب وارد آورده است نباید از این علف‌کش استفاده شود. در غیر این صورت خسارت وارده به گیاه زراعی افزایش می‌یابد.
•بهترین زمان مصرف در مزارع بزرک زمانی است که ارتفاع گیاه 50 تا 150 میلی متر باشد. در این مزارع سم‌پاشی هوایی توصیه نمی‌شود.
•کنترل علف‌های هرز زمانی همراه با موفقیت خواهد بود که سم‌پاشی در زمان رشد فعال علف‌های هرز صورت گیرد.
•در مراحل اولیه بعد از کاربرد این علف‌کش ممکن است پژمردگی موقت در گیاه زراعی مشاهده شود.
•در شرایطی که حداکثر دمای روزانه بیشتر از 20 درجه سانتی گراد است باید عملیات سم‌پاشی متوقف شود. این توصیه برای چند روز پس از سم‌پاشی نیز باید در نظر گرفته شود.
•با توجه به اینکه تأثیر این علف‌کش بر روی گیاهان مختلف متفاوت می‌باشد از این جهت امکان ایجاد مقاومت در گیاهان به حداقل می‌رسد.
احتیاط‌های لازم:
•این علف‌کش نباید در شرایط آب و هوایی که احتمال بارندگی تا 4 ساعت پس از سم‌پاشی وجود دارد استفاده شود.
•درصورتیکه علف‌های هرز به دلیل کمبود آب و یا سرمای هوا پژمرده شده اند،کاربرد برومایسید‌ام‌آ  بی نتیجه خواهد بود.
•ممکن است پس از کاربرد این علف‌کش علائم سوختگی در گیاه زراعی مشاهده شود. این رفتار بخصوص در مزارع یولاف و در زمانی که سم‌پاشی با تاخیر انجام شود، بیشتر مشاهده می‌شود.
•منطقه سم‌پاشی شده نباید تا 56 ساعت بعد از اعمال تیمار مورد چرا قرار گرفته و یا علوفه آن برداشت شود.
ملاحظات زیست محیطی:
•این علف‌کش برای ماهی‌ها و سایر موجودات آبزی و همچنین پستانداران خطرناک است.
•میزان سمیت( LD50، LC50،EC50):892 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران.
•آلوده کننده اکوسیستم‌های آبزی.
•فرار این علف‌کش موجب بروز خسارتهای مختلف می‌شود. به برچسب سم توجه شود.
•این علف‌کش نباید به جز در موارد توصیه شده بکار رود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بن سولفورون متیل(bensulfuron methy)

بن سولفورون متیل


علف‌کش سیستمیک، انتخابی از گروه سولفونیل اوره 
فرمولاسیون:
لونداکس Londax          %60            DF
تاریخ ثبت:  سال 1373
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر: بازدارنده بیوسنتز اسیدهای آمینه‌ی ضروری(ALS , AHAS Inhibitor)، مانع تقسیم سلولی
نحوه جذب و انتقال درگیاه: جذب توسط ریشه و اندام‌های هوایی با سرعت انتقال بالا به سمت مریستم‌های گیاه
علائم تأثیر در گیاه: جلوگیری از رشد، زردی و نکروزه شدن و در نهایت مرگ جوانه‌ها و تغییر رنگ برگ‌ها و ساقه‌ها به زرد و ارغوانی
ماندگاری درخاک(نیمه عمر علف‌کش): 3 تا 4 هفته
موارد مصرف در ایران:
علف‌های هرز پهن‌برگ و جگن‌ها در مزارع برنج ] 50 تا 75 گرم در هکتار[
موارد مصرف در سایر کشورها:
مزارع برنج و جنگل‌ها
راهنمای مصرف:
•این علف‌کش کاربرد پس رویشی دارد. بهترین زمان مصرف 1 تا 3 برگی برنج و تا 3 برگی علف‌هرز.
•دوز توصیه شده لونداکس 50 تا 75 گرم در هکتاراست.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50،EC50):5000 > میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران، 2510 >  تا 5620  میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان و بیشتر از 150 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها

  نظرات ()
پاراکوات (paraquat) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

علف‌کشی غیر انتخابی ، تماسی با اثر جابجایی،‌ از گروه بای پیریدیلیوم‌ها 
فرمولاسیون:
گراماکسون Gramaxon             w/v      % 20       SL 
تاریخ ثبت:  سال 1347
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر:بازدارنده فتوسیستم 1 از طریق انحراف الکترون، آسیب به غشاء سلولی و سیتوپلاسم
نحوه جذب و انتقال درگیاه: این علف‌کش تماسی است و توسط اندام‌های سبز گیاه جذب می‌شود و به مقدار کم در آوند چوب قابل انتقال است.
علائم تأثیر در گیاه: پژمردگی، سوختگی و خشک شدن بافت‌های سم خورده در عرض چند ساعت
ماندگاری درخاک(نیمه عمر علف‌کش): این علف‌کش در تماس با خاک به سرعت بی اثر و غیرفعال می‌شود.
موارد مصرف در ایران:
علف‌های هرز کشیده برگ و  پهن‌برگ با رفتار هدایت شده  در درختان میوه هسته دار، دانه دار، مرکبات] 3 تا 5 لیتر در هکتار وقتی ارتفاع علف‌ها 10 تا 15 سانتی متر[؛  سس در یونجه، شبدر و اسپرس] 3 تا 5 لیتر در هکتار بعد از رویش سس[ ؛  علف‌های هرز یکساله در نیشکر، سیب زمینی ]3 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن علف و قبل از رویش[ و زمین‌های آیش و اراضی غیر زراعی
راهنمای مصرف:
•مقدار مصرف پاراکوات در باغهای میوه3 تا 5 لیتر در هکتار و در زمانی که ارتفاع علف‌های هرز 10 تا 15 سانتی متر باشد.
•مصرف پاراکوات به همراه مویان، درجه تأثیر آنرا افزایش می‌دهد.
•مقدار مصرف پاراکوات جهت کنترل سس نیز 3 تا 5 لیتر در هکتار و بعد از رویش سس می‌باشد.
•3 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن علف‌های هرز و قبل از رویش نیشکر و سیب زمینی جهت کنترل علف‌های هرز در این مزارع
•جهت موفقیت کامل در حذف علف‌های هرز، باید تمام اندام‌های سبز آنها آغشته به علف‌کش شود.
• ترجیحاً زمانی استفاده شود که علف‌های هرز کمتر از 15 سانتی متر طول داشته باشند.
•وقوع  بارندگی ظرف 10 دقیقه بعد از سم‌پاشی ممکن است سبب شسته شدن علف‌کش از سطح گیاه شود.
•دوزهای پائین پاراکوات همراه با خیس کننده استفاده شود.
•موفقیت در کنترل علف‌های هرز چند ساله توسط پاراکوات تنها در صورت تکرار سم‌پاشی تا تخلیه کامل ذخایر غذایی ریشه‌های گیاه امکان پذیر خواهد بود.
•جهت کنترل علف هرز مرغ(Agropyron)  می‌توان پاراکوات را در پائیز و در مرحله دو برگی استفاده کرد. در صورت نیاز باید سم‌پاشی را تکرار نموده و عملیات شخم را تا بعد از آخرین سم‌پاشی به تاخیر انداخت.
•پاراکوات نباید به شاخ و برگ و تنه درختان پاشیده شود. دوز مناسب با توجه به پیشرفت مرحله رویشی علف هرز تعیین شود.
•کاربرد پاراکوات در مناطقی که سابقه سس دارند، مناسب است.
•پاراکوات جهت کنترل علف‌های هرز مزارع سیب زمینی و تا زمانی که 20 درصد غده‌ها سبز شده باشند، قابل توصیه است. در این مرحله از سم‌پاشی خسارت وارده به بوته‌های سیب زمینی جزئی بوده و به سرعت جبران می‌شود. در منطقه دماوند زمان سم‌پاشی معمولاً به بعد از آب دوم موکول می‌گردد.
•در مورد سس یونجه و شبدر، بعد از سبز شدن سس و فقط برای از بین بردن هسته‌های اولیه آلوده به سس به کار می‌رود. از جابجایی یونجه‌های آلوده به سس خودداری شود.
•جهت کنترل سس، محلول 12-10 در هزار پاراکوات بوسیله سمپاش‌های پشتی ساده و صرفا در محل لکه‌های آلوده به سس توصیه می‌شود.
•برای کنترل سایر علف‌های هرز در مزارع یونجه سم‌پاشی در شرایطی انجام شود که یونجه در حال خواب زمستانه بوده ولی علف‌های هرزی مانند خاکشیر و یولاف وحشی در حال رشد باشند. سم‌پاشی در خارج از ساعات یا ایام یخبندان صورت گیرد.
•کاربرد پاراکوات در یونجه در زمانی که محصول به خواب زمستانی رفته است، توصیه می‌شود.
•بهترین زمان مصرف در بیشتر درختان میوه هسته دار ماه فروردین  و مهر ماه می‌باشد.
•برای سم‌پاشی علف‌های هرز موجود در بین ردیف‌های کاشت باید از محافظ بادبردگی استفاده شود.
•کاربرد این علف‌کش بر روی کشمش سیاه، انگور فرنگی، مو، سایر میوه‌ها و تمشک باید با دقت و در زمانی که این گیاهان در خواب زمستانی اند صورت گیرد.
•برای حذف اندام‌های رونده توت فرنگی می‌توان از پاراکوات و در زمانی که این گیاه در مرحله گلدهی و یا ظهور میوه استفاده کرد. در این رفتار باید از سمپاش‌های مجهز به محافظ بادبردگی استفاده کرد.
•در گونه‌های پیاز دار پاراکوات را قبل از ظهور پیازها (حداقل 3 روز قبل از ظهور در خاک‌های شنی) و یا در آخر فصل مصرف نمائید، مشروط بر اینکه روی شاخ و برگ و یا پیازها به خوبی پوشانیده شده باشد.
•محلول پاشی نباید در خاک‌های شنی سبک در فاصله کمتر از 3 روز مانده به رویش پیازها انجام گیرد.
•در خزانه درختان جنگلی،  3  روز قبل از رویش بذرها به کار می‌رود.
•سم‌پاشی در تاکستان به صورت هدایت شده و فقط روی علف‌های هرز رشد کرده انجام شود و از برخورد محلول سم با قسمت‌های سبز تاکستآن‌ها جلوگیری به عمل آید. دوز مصرفی بستگی به میزان رشد و انبوهی علف‌های هرز دارد و این توصیه فقط در سیستم ایستاده و داربستی قابل اجرا است.
•پاراکوات برای کنترل علف‌های هرز یکساله که در حدواسط بین کاشت تا رویش محصول رشد می‌کنند مورد مصرف دارد.
•برای مزارعی که تراکم  علف‌های هرز آنها بیشتر و یا مراحل رویشی آنها پیشرفته‌تر باشد باید از دوز بالاتر استفاده شود.
•در محصولات جالیزی و برای مبارزه با علف‌های هرز یکساله( اعم از پهن‌برگ یا باریک برگ) باید پاراکوات در مرحله 4 تا 6  برگی و بصورت محلول‌پاشی بکار برود. در این رفتار باید بوته‌های جالیز از برخورد با قطرات علف‌کش محافظت شوند.
•از قرار دادن ظروف پلاستیکی یا فلزی علف‌کش و یا برخورد سم با بوته‌های جالیز ممانعت به عمل آید. درصورتی که کشت بصورت ردیفی و فاصله بوته‌های بین خطوط کم باشد، می‌توان از لوله‌های پلیکا که در جهت طولی نصف شده باشد نیز برای جلوگیری از برخورد سم با گیاه اصلی استفاده نمود.
•پاراکوات در خزانه گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان و جهت کنترل علف‌های هرز بذری که زودتر سبز کرده باشند نیز به کار می‌رود. در این تیمار رویش گیاه اصلی در محیط بدون علف هرز امکان پذیر می‌گردد. استفاده از این روش بخصوص در مناطق جنوب کشور برای مبارزه با یولاف وحشی و خونی واش در خزانه گوجه فرنگی متداول می‌باشد.
•از برخورد محلول سمی با پاجوش‌ها و برگ نخیلات جلوگیری نمائید. دوزهای بالاتر برای مراحل پیشرفته تر رشد علف‌های هرز به کار می‌رود. برای کنترل قطعی علف‌های هرز دائمی به جای پاراکوات از گلایفوسیت بصورت سرتاسری یا لکه‌ای استفاده شود.
•بهتر است پاراکوات توسط افراد متخصص و حرفه‌ای مصرف شود. این علف‌کش نباید در ظرف‌های غذا و نوشیدنی قرار گیرد.
•حداکثر دفعات تیمار یک بار در سال برای یونجه، کاهوی مزرعه ای، سبزیجات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی و  3 بار در سال برای نعناع و علف‌های هرز پرشاخ و برگ می‌‌باشد.
•درصورت مصرف علف‌کش در گلخانه‌ها، باید درها و منافذ اطراف گلخانه بسته شوند.
•حداقل 4 ساعت و درصورت ممکن یک شب مزرعه تیمار شده را ترک کنید.
•در سم‌پاشی با حجم کم، به حداکثر غلظت مجاز توجه نمائید.
•دوره کارنس برای نعناع و سبزیجات برگی 8 هفته است.
•در صورت مسمومیت کشاورز در حین سم‌پاشی شستشوی معده توام با تجویز مواد جاذب معدنی مثل کائولین، خاک بنتونیت یا ذغال فعال و تجویز مواد مسهل ضروری است.
احتیاط‌های لازم:
به شاخ و برگ و تنه درختان جوان پاشیده نشود.
•روی کتان در شرایط آب و هوایی خشک و روی سیب زمینی در شرایط گرم و خشک توصیه نمی‌‌شود.
ملاحظات زیست محیطی:
•میزان سمیت( LD50، LC50،EC50):120 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پستانداران،  262 تا 4048 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای پرندگان و 2.5 تا 32 میلی‌گرم بر لیتر برای ماهی‌ها
•پاراکوات برای محیط مضر می‌‌باشد.
•برای موجودات آبزی بسیار سمی می‌‌باشد و ممکن است به مدت طولانی اثرات مضری بر محیطهای آبی داشته باشد. آب‌های سطحی یا نهرها نیز نباید به این علف‌کش آلوده شوند.
•برای چارپایان و خرگوش‌ها خطرناک می‌باشد.
•حداقل تا 24 ساعت پس از سم‌پاشی، چارپایان از مکان سم‌پاشی شده دور نگه داشته شوند.
•جهت جلوگیری از آلودگی محیط باید در ظرف مطمئن و سربسته و در مکان ایمن نگاه داشته شود

  نظرات ()
تری فلورالین (trifluralin) نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٧

علف‌کش انتخابی از گروه دی نیترو آنیلین
فرمولاسیون:
ترفلان Terflan         w/v          %48        EC
تاریخ ثبت:  سال 1348
ویژگی‌های خاص:
نحوه اثر:بازدارنده تقسیم سلول و رشد ریشه
نحوه جذب و انتقال درگیاه: جذب از طریق هیپوکوتیل و بدون انتقال در گیاه
علائم تأثیر در گیاه:  افزایش قطر ریشه، ایجاد تورم در ناحیه مریستمی نوک ریشه، جلوگیری از تولید ریشه‌های جانبی
ماندگاری در خاک(نیمه عمر): 57 تا 126 روز
موارد مصرف در ایران:
علف‌های هرز  پنبه] 2 تا 3 لیتر در هکتار[، چغندرقند]2 تا 5/2 لیتر در هکتار[، آفتابگردان، سویا]5/1 تا 5/2 لیتر در هکتار[
موارد مصرف در سایر کشورها:
علف‌های هرز باریک برگ و پهن‌برگ یکساله در پنبه، چغندرقند، آفتابگردان، سویا ، سیب زمینی، بادام زمینی، گلرنگ، نیشکر، گوجه فرنگی، یونجه مستقر شده، تاکستانها، نعناء، سنبل ختایی، ریحان، گل گاوزبان، بابونه، گردونه، پیاز کوهی، گشنیز، شوید، رازیانه، شنبلیله،  زوفا، اسطوخدوس، کتان، مرزنگوش، نعناع، خزانه درختان میوه و گونه‌های بوته ای، گونه‌های زینتی، جعفری، علف ساعت، گل مریم، مرزه، آفتابگردان، ترخون، آویشن، باقلا، کلم بروکلی، کلم بروکسل، کلم، هویج، گل کلم، لوبیا فرانسوی، کرفس، زردک، تمشک، توت فرنگی، شلغم، جو شیرین، گندم زمستانه، لوبیا سفید، کتان، گوش فیل، کلزای زمستانه و بهاره،  جعفری، چغندرقند، باقلا مازندرانی زمستانه، کتان بهاره و زمستانه، 
راهنمای مصرف:
•کاربرد ترفلان در بیشتر گیاهان به صورت پیش کاشت یا پیش رویش آمیخته با خاک است. در برخی گیاهان مثل چغندرقند، سیب زمینی، گوجه فرنگی، طالبی، خیار و هندوانه، کاربرد پیش کاشت ترفلان موجب بروز خسارت به محصول نیز خواهد شد. در این گیاهان باید ترفلان در مراحل بعد از رویش گیاه و یا بعد از نشاء استفاده شود.
•در مزارع پنبه ، آفتابگردان و سویا قبل از کاشت و در اختلاط با خاک ( در عمق 8 تا 10 سانتی متر) و در مزارع چغندرقند مخلوط با 4 تا 5 لیتر کلریدازون و بعد از انجام عملیات تنک چغندرقند به کار می رود.
•بر روی علف‌های هرز در حال جوانه‌‌زنی به کار می رود و باید پس از مصرف و تا 30 دقیقه بعد از سم‌پاشی تا عمق 5 سانتیمتر خاک مخلوط شود. برای اطلاعات بیشتر به برچسب علف‌کش توجه شود.
•علف‌کش را در طول 2 هفته قبل از کاشت بکار برده و آنرا با خاک مخلوط کنید.
•بهترین نتیجه در روی سطح بستری که بخوبی تهیه شده باشد و دارای دانه بندی محکم باشد و همچنین در شرایط عدم وجود سرما، باقیمانده محصولات قبل و علف‌های هرز پایدار  بدست می‌آید.
•برای افزایش طیف کنترل در غلات زمستانه، ترفلان را به صورت تیمار سطحی و بدون اینکه با سایر علف‌کش‌ها مخلوط شود به کار ببرید.
•حداکثر دفعات سم‌پاشی 1 بار در سال در هر محصول می‌باشد.
•فاصله بین مصرف علف‌کش و کاشت بعدی می‌تواند تا

  نظرات ()
علائم دیداری کمبودموادغذایی درگیاهان نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٦

تنش‌هایی از قبیل شوری، عوامل بیماریزا و آلودگی هوا، مجموعه علایم مشخصة خود را بر علایم دیداری القاء می‌کنند. اغلب، این علایم، شباهت نزدیکی با علایم کمبود مواد غذایی دارند. عوامل بیماریزا اغلب کلروز بین رگبرگی ایجاد می‌کنند و آلودگی هوا و تنش شوری می‌توانند باعث سوختگی نوک برگ شوند. هر چند در ابتدا این علایم ممکن است با علایم عمومی کمبود مواد غذایی شبیه به نظر بیایند، اما در جزئیات و / یا در طرح گسترش سرتاسری‌شان، با هم اختلاف دارند.

علایم پاتولوژیکی اغلب می‌توانند از علایم تغذیه‌ای بوسیلة توزیعشان در جمعیت گیاهان آلوده مجزا شوند. اگر گیاهان تحت تنش غذایی هسند، همة گیاهان مشابه و در یک مرحلة رشدی و در محیط مشابه، در زمان مشابهی، علایمی شبیه به هم خواهند داشت؛ در صورتی که اگر تنش به خاطر پاتوژن باشد، توسعة علایم فقط در گیاهانی که پاتوژن به آنها رسیده بسیار زیاد خواهد بود.



ارتباطات محیطی

گیاهان، مقادیر قابل توجهی از مواد غذایی را از خاک در طول دورة رشد طبیعی‌شان خارج می‌کنند و به این دلیل باعث تغییرات محیطی طولانی مدت بسیار زیادی می‌شوند. اثرات روی خاک، بسیار بیشتر از خارج کردن یا تخلیة عناصر است. باید تعادل سیستم گیاه ـ خاک در طول مدت جذب مواد غذایی، برقرار نگه داشته شود. برقراری تعادل معمولاً‌ به وسیلة دفع پروتون و / یا یون‌های هیدروکسیل توسطگیاه و جذب کاتیون‌ها یا آنیون‌های غذایی اتفاق می‌افتد. برای مثال هنگامی که کود آمونیاک به گیاهان داده می‌شود، آنها بیشتر نیاز خود به نیتروژن را از کاتیون آمونیوم به دست می‌آورند تا آنون نیترات معمولی. چون نیترات تنها آنیونی است که به مقدار زیادی توسط گیاهان استفاده می‌شود، پس در طول جذب طبیعی عناصر، دفع پروتون از دفع یون‌های هیدروکسیل بسیار فراتر می‌رود. در وضعیت رشد شدید گیاهان، مقادیر دفع شدة پروتون‌ها می‌تواند برای کاهش pH خاک به میزان چندین واحد کافی باشد.

تغییرات چنین عظیمی در pH خاک می‌تواند دلالت بر فرآیندهای زیادی روی خاک، مانند ساختار خاک، قابلیت در دسترس بودن عناصر و آبشویی عناصر داشته باشد. اثرات ناگهانی روی خاک، ممکن است برای برخی گیاهان مطلوب باشد مانند گیاهان اسیددوست که این وضعیت باعث در دسترس قرار گیری بیشتر عنصر آهن می‌گردد. هر چند در ادامه، پایین آمدن pH خاک می‌تواند به گیاهان آسیب برساند، زیرا قابلیت در دسترس بودن عناصر تغییر خواهد یافت. خاکی با pH کم، اجازه خواهد داد عناصر ریز مغذّی به آسانی از پروفیل خاک شسته شوند و سرانجام باعث فقدان عناصری از قبیل Cu و Zn می‌شود. در مجموع، هنگامی که pH خاک از 5 پایین‌تر می‌آید، قابلیت انحلال Al و Mn می‌تواند افزایش بیابد و چنین وضعیتی باعث ایجاد حالت سمّی برای رشد گیاهان شود.

گیاهان اغلب به ارتباطات محیطی واکنش نشان داده و از آن تأثیر می‌پذیرند. اگرچه این یک فرضیة معتبر ثابت نیست، بسیاری از گیاهان به این امر گرایش دارند که با مهارت، عناصر معیّنی را به سهولت از محیط اطرافشان جذب کنند. برای مثال، آهن یک عنصر محدود کننده در بسیاری از اراضی کشاورزی است اما به طور متوسط در 3% از خاک‌ها، بیش از نیاز گیاهان در دسترس است. بعضی از گیاهان به طور فعال، پروتون‌های را دفع کرده و باعث کاهش pH خاک و در نتیجه افزایش قابلیت انحلال آهن در محیط اطراف خود می‌شوند. در مجموع، دیگر گیاهان فیتوسیدروفورها را دفع کرده تا کلات خاک، آهنِ اندوخته شده را بیشتر در دسترس گیاه قرار دهد.



خط سیر ظهور علامت

در نگاه اوّل، به نظر می‌رسد که تمایز میان کمبود عناصر غذایی برای 13 عنصر معدنی ضروری، نسبتاً ساده باشد. امّا چنین فرضی نادرست است. در واقع، علایم کمبود کاملاً پیچیده هستند زیرا هر عنصر کارکردهای بیولوژیکی متفاوتی دارد و هر کارکرد ممکن است مجموعة مجزایی از اثرات متقابل با یک محدودة وسیع از پارامترهای محیطی داشته باشد. در مجموع، تعریف این علایم برای شرایط کمبود بحرانی یا مزمن، متفاوت است.

کمبود بحرانی هنگامی اتفاق می‌افتد که یک عنصر برای مدّت کوتاهی در مرحلة رشد گیاه، از دسترس خارج می‌شود. کمبود مزمن هنگامی اتفاق می‌افتد که یک عنصر به طور مداوم محدود شود در حالی که گیاه برای رشد خود به آن نیازمند باشد.

بیشتر علایم کمبود کلاسیک شرح داده شده در کتب درسی، نشان دهندة کمبودهای بحرانی هستند. بیشتر علایم عمومی در کمبودهای مزمن شبیه به هم بوده، شامل برگ‌های سبز تیره و رشد کم و یا آهسته می‌باشد. بیشتر توضیحات تیپیک منتشر شده دربارة علایم کمبود، در نتیجة آزمایشات هدایت شده در گلخانه‌ها یا اتاقک‌های رشد بوده، که در این صورت، گیاه در شرایط هایدروپونیک ( آبکشت ) یا مدیا که در آنها عناصر به طور کامل در دسترس قرار دارند، رشد داده شده است.

در این شرایط، عناصر به آسانی در دسترس هستند. امّا هنگامی که عنصر تقلیل می‌یابد، گیاه به طور ناگهانی با کمبود بحرانی مواجه می‌شود. بنابراین مطالعات آبکشت، به توسعة کمبودهای بحرانی توجه دارند.

در طرح‌های آزمایشی مطالعة علایم کمبود عناصر ریز مغذّی، معمولاً این عناصر از محلول غذایی حذف می‌شوند. عناصر ریز مغذّی اغلب در دانه یا به صورت آلاینده در محیط حضور دارند پس یک گیاه پس از اینکه این مقادیر عناصر ریز مغذّی را به مصرف رساند، آن وقت علایم کمبود بحرانی را نشان می‌دهد.

وقتی که علایم کمبود عناصر پر مصرف جستجو می‌شود، می‌توان روی سرعت رشد و اندازة گیاه متمرکز شد. گیاه را به طور متناوب در مراحلی از رشد می‌توان تحت کاربرد عنصری قرار داد که محدود کنندة رشد است. چون عناصر پر مصرف به طور مداوم به مقدار زیادی برای رشد گیاه مورد نیاز است، عناصر در دسترس به سرعت تقلیل یافته و در نتیجه باعث کمبود بحرانی می‌گردد.

در سیستم‌های طبیعی، گیاهان با تنش‌هایی با انواع و درجات مختلف رو به رو شده و علایم متفاوتی بروز می‌دهند. شاید بیشتر کمبود عناصر عمومی در محیط‌های طبیعی، به خاطر کم شدن عنصری که نقش محدود کننده پیدا کرده، در اثر عوامل فرسایش باشد. در چنین وضعیتی، عنصر محدود کننده باعث ایجاد علایم کمبود مزمن عنصر می‌شود.



اثر انتقال روی ظهور علامت

اثر متقابل بین انتقال عنصر در گیاه و سرعت رشد گیاه، می‌تواند یک فاکتور مهم که نوع و محل علایم کمبود و توسعة آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد به شمار رود. برای بسیاری از عناصر متحرک مانند نیتروژن و پتاسیم، علایم کمبود به طور واضح در برگ‌های پیر و بالغ ظهور می‌یابند. زیرا در مواقع کمبود عنصر، این عناصر از برگ‌های پیر و بالغ به سمت برگ‌های جوان نزدیک مناطق رشد گیاه حرکت می‌کنند.

در واقع، عناصر متحرکی که به تازگی توسط ریشه‌ها جذب می‌شوند، به سمت برگ‌های تازه و مناطق رشد حرکت می‌کنند. بنابراین برگ‌های پیر و بالغ در طول زمان تنش، از عناصر متحرک خالی شده، در حالی که برگ‌های تازه، از مقادیر مطلوب بیشتری از عنصر برخوردار هستند.

تمرکز واضح علایم کمبود عناصر کم حرکت مانند کلسیم، بُر و آهن، بر خلاف عناصر متحرک می‌باشد؛ در اینجا علایم کمبود ابتدا در مناطق رشد و برگ‌های جوان ظاهر می‌شوند در حالی که در برگ‌های پیر، مقادیر مطلوب عنصر باقی می‌ماند. (فرضیه‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه این گیاهان غلظت کافی عنصر شروع به رشد کرده اما برای توسعه یافتن، به مازاد عنصر نیاز دارند). در گیاهانی که خیلی آهسته در طول چند فصل رشد می‌کنند عواملی به غیر از تغذیه (مانند نور کم) اگر به طور طبیعی محدود کننده نباشند حتی در صورت کمبود عناصری تحت این شرایط، گیاه به آرامی به رشد خود ادامه داده حتی بدون اینکه علایم کمبودی ظاهر شوند. این نوع ظهور مشابه آنچه در عناصر کم حرکت اتفاق می‌افتد می‌باشد، زیرا اضافه عناصر در برگ‌های پیر، سرانجام برای تأمین توسعة بافت‌های جدیدتر به سوی آنها منتقل می‌شود. در مقایسه، گیاهی با رشد سریع، از کمبودهای شدید در بافت‌های فعال رشدی از قبیل لبه‌های برگ و منطقة رشد گیاه، بیشتر آسیب می‌بیند. یک مثال کلاسیک از این مورد، کمبود کلسیم در سبزیجاتی مانند کاهو است که ظهور علایم روی حاشیة برگ (سوختگی نوک برگ) و منطقة رشد نزدیک مریستم‌ها می‌باشد. حداکثر رشد کاهو اغلب به وسیلة سرعت جا به جایی درونی کلسیم به بافت‌های در حال رشد، محدود می‌شود تا در نتیجة محدودیت ذخیرة عناصر در خاک.

هنگامی که عناصر متوسط حرکت مانند گوگرد و منیزیم، عناصر محدود کنندة سیستم هستند، علایم کمبود به طور طبیعی در سرتاسر گیاه مشاهده می‌شوند. هر چند سرعت رشد و میزان در دسترس بودن عنصر می‌تواند اختلاف قابل توجهی روی محل بروز علایم ایجاد نماید. اگر کاربرد عنصر به صورت فرعی با میزان رشد مقایسه شود، علایم در بافت‌های پیرتر مشاهده می‌شوند اما اگر کاربرد خیلی کم عنصری با میزان رشد مقایسه گردد، یا عنصر کاملاً تخلیه گردد، ابتدا بافت‌های جوان‌تر ناکارا می‌شوند.



رقابت گیاه و تحریک کمبودها

هنگامی که علایم مشاهده شده مستقیماً در نتیجة کمبود عنصر هستند، همه چیز را به طور صریح به ما می‌گویند. اگر چه علایم اغلب نتیجة اثرات متقابل با دیگر فاکتورهای محدود کنندة محیطی که قابلیت در دسترس بودن عنصر را تحت تأثیر قرار می‌دهند، می‌باشند. نمونة کلاسیک آن، کمبود آهن است که به دلیل افزایش فلزات سنگین در محیط ایجاد می‌شود. انتقال فلزاتی از قبیل Cu ، Zn ، Cr و Ni ، با Fe و دیگر عناصر جذبی گیاه رقابت می‌کنند.

رقابت برای جذب، مخصوص Fe و فلزات سنگین نیست بلکه این امر برای همة ناصر معدنی که از نظر شیمیایی و مکانیزم جذب مشابه می‌باشند، حقیقت دارد. برای مثال، اگر قابلیت در دسترس بودن Ca یا Zn نسبتاً کمتر از آهن است، تمرکز بیش از حدّ برخی دیگر از فلزات مانند Ni یا Cr باعث کمبود بیشتر یکی از این عناصر نسبت به Fe می‌شود. دربارة عناصر پر مصرف، مقادیر بیش از اندازة Mg ، با K برای جذب رقابت کرده و احتمالاً می‌تواند باعث کمبود K شود.

عقیمی خاک‌های سرپنتاین به دلیل چنین رقابتی است. این خاک‌ها با دارا بودن Mg زیاد، باعث کمبود Ca می‌گردند. سمّیت خاکی با pH پایین، مثال دیگری از کمبود عناصر پایه‌ای است. pH پایین، تأثیر روی عناصر خاک دارد: کمک به شستشوی کاتیون‌ها، آنها را از دسترس گیاه خارج کرده و مقادیر نسبتاً زیاد پروتون‌ها در خاک با Ca و دیگر کاتیون‌ها در جذب رقابت می‌کنند. بنابراین کمبود عناصر می‌تواند به دلیل تعداد زیادی از مکانیزم‌ها که قابلیت استفادة عنصر را محدود می‌کنند، به وقوع بپیوندد.



تقاضای عنصر و کارایی استفاده

اگرچه همة گونه‌های مشابه گیاهان، پاسخ‌های مشابهی به تنش غذایی می‌دهند، گیاهان گونه‌های مشابه اغلب اختلاف قابل توجهی در کارایی استفاده از عنصر، از خود نشان می‌دهند. این نتایج، از اختلاف در سرعت رشد، توزیع ریشه، مرحلة رشد و کارایی جذب و مصرف عنصر حاصل می‌شوند. این امر اشارة ضمنی دارد به اینکه گاهی در وضعیتی، گیاهانی از یک گونه دچار کمبود مواد غذایی می‌شوند در حالی که گیاهانی از گونه‌های دیگر در همان شرایط یا شرایط نزدیک به آنها، ممکن است هیچ گونه علایم کمبودی نشان ندهند.

همچنین سرعت رشد از وضعیت عنصر تأثیر می‌پذیرد. هنگامی که ذخیرة عنصر برای رشد گیاه در شرایط محیطی موجود ناکافی باشد، بسیاری از گیاهان سرعت رشدشان را با میزان ذخیرة قابل استفادة عنصر بدون بروز علایم واضح کمبود، تنظیم می‌کنند.

سیستم‌های کشاورزی که در آنها گیاهانی با رشد سریع تحت شرایط کم تنش انتخاب می‌شوند، با سیستم‌های طبیعی اختلاف دارند. این سرعت رشد زیاد یعنی اینکه گیاه تقاضای زیادی برای عناصر دارد که در صورت برطرف نشدن، بروز زیاد علایم کمبود را در پی خواهد داشت، مگر اینکه کودهای تکمیلی به کار برده شوند. این وضعیت غیر عادی نیست که ما گیاهانی زراعی بیابیم که علایم شدیدی از تنش غذایی را نشان می‌دهند، در حالی که گیاهان محلی در همان شرایط، بدون علایم یا با کمترین علایم کمبود، رشد می‌کنند.

در سیستم‌های کشاورزی، علایم کمبود مزمن بیشتر در گیاهان کود داده نشده یا محدود شده از نظر کود دهی رخ می‌دهد. علایم کمبود غذایی بحرانی، اغلب هنگامی اتفاق می‌افتد که محصولات جدیدی با تقاضای غذایی بالا معرفی می‌شوند یا اراضی با حاصلخیزی کم، تحت کشت و کار برای تولید گیاهانی با سرعت رشد نسبتاً زیاد، قرار می‌گیرند.



یکنواختی وضعیت مادة غذایی

تمام بافت‌های گیاه در طول زمان تنش، در وضعیت تغذیه‌ای یکسانی قرار ندارند. برگ‌های روی یک گیاه که در معرض شرایط محیطی متفاوتی ( از قبیل نور ) قرار دارند، یا آنهایی که سن متفاوتی دارند، ممکن است اختلافات قابل توجهی در وضعیت غذایی داشته باشند. عناصر معدنی برای بیشتر قسمت‌های گیاه، توسط ریشه‌ها به دست آمده و در سرتاسر گیاه جابجا می‌شوند. فاصلة هر قسمت از گیاه تا ریشه، قابلیت در دسترس بودن مواد غذایی بویژه در عناصر کم حرکت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در گیاهان بهبود یافته از کمبود غذایی، ابتدا ریشه و بافت‌های هدایت کنندة مواد غذایی، ترمیم می‌شوند. برای مثال، در وضعیت بهبود کمبود Fe ، می‌توان مشاهده کرد که رگبرگ‌ها دوباره سبز شده‌اند در حالی که بافت‌های بین رگبرگی، همچنان کلروتیک و دارای نشانه‌های کمبود Fe هستند. به منظور رشد بهینه و سریع، همة بافت‌های گیاه باید یک وضعیت مطلوب غذایی داشته باشند. اگرچه یک گیاه ممکن است از نظر چند عنصر با کمبود رو به رو باشد، فقط یکی از آن عناصر در زمانِ واحد، موجب محدود کردن رشد خواهد شد. هر چند اگر آن عنصر محدود کننده به کار برده شود، باعث افزایش رشد می‌گردد، این افزایش در رشد یعنی اینکه گیاه عناصر دیگر را طلب خواهد کرد و عنصر بعدی که در سطح پائینی قرار دارد، به عنوان عنصر محدود کننده، در خواهد آمد.



ابزارهای تشخیص دیگر

با اینکه علایم تشخیص دیداری، یکی از با ارزش‌ترین ابزارها برای ارزیابی سریع وضعیت مواد غذایی در گیاه هستند، آنها تنها یکی از ابزارهای قابل استفاده می‌باشند. ابزارهای عمدة دیگر عبارتند از: مطالعات میکروسکوپیک، تجزیة طیفی و تجزیة بافت و خاک. همگی این روش‌ها دارای دقت، سرعت و توانایی زیادی برای پیشگویی وضعیت آیندة مواد غذایی هستند. به خاطر اثر متقابل نزدیک بین رشد گیاه و محیط، همة پیشگویی‌ها دربارة آیندة وضعیت تغذیه‌ای، باید فرضیاتی در مورد اینکه محیط در طول زمان چگونه تغییر خواهد کرد، داشته باشند.

فایدة اصلی علایم تشخیص دیداری این است که آنها به سهولت به دست آمده و ارزیابی سریعی از وضعیت مواد غذایی را میسّر می‌سازند. اشکال عمدة آنها این است که علایم دیداری، تا هنگامی که اثرات سوء زیادی روی عملکرد، رشد و نمو بوجود نیاید، ظهور نمی‌کنند.

تجزیة بافت، مختص مواد غذایی است امّا نسبتاً کم؛ بافت‌ها باید نمونه گیری شده، آزمایش و تجزیه شوند و دربارة وضعیت غذایی، تخمین زده شود. یک تجزیه از عناصر معدنی مشتمل است بر بافت‌های گیاهی انتخاب شده و مقایسة آنها با سطوح مقادیر بحرانی (که برای اغلب گیاهان زراعی در دسترس است) می‌تواند برای ارزیابی وضعیت مواد غذایی گیاه در زمان نمونه گیری با درجة اطمینان نسبتاً بالایی مورد استفاده قرار گرفته و این وضعیت را تا هنگام برداشت محصول، پیش‌بینی نماید.

تجزیة بافت، شبیه تجزیة بافت است با این تفاوت که اینجا به جای ارزیابی وضعیت تغذیه‌ای گیاه، قدرت پتانسیل خاک در این زمینه سنجیده می‌شود.

تجزیة گیاه، اطلاعاتی در مورد آنچه گیاه نیاز دارد تهیه می‌کند در حالی که تجزیة خاک، اطلاعاتی در مورد وضعیت ذخیرة مواد غذایی در خاک به دست می‌دهد.

تجزیة طیفی از وضعیت تغذیه، هنوز در ابتدای راه است و به زودی در فهرست منابع جهانی مطالعات تخصصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مطالعات میکروسکوپیک بیشتر در مورد جنبه‌های فیزیولوژیکی تنش غذایی روی تمام گیاهان یا گیاهان زراعی پایه، اهمیت دارند، تا ارزیابی وضعیت تغذیه‌ای گیاه.



شرح علایم

یافتن یک برگ یا حتی یک گیاه که تمام علایم مشخصة یک نوع کمبود را در خود داشته باشد، امری غیر معمول است. دانستن اینکه تک تک علایم چگونه به نظر می‌رسند، بسیار خوشایند است امّا این امکان وجود ندارد چرا که علایم به صورت ترکیبی با همدیگر در گیاه اتفاق می‌افتند.

بسیاری از عبارات اشاره شده در ذیل در تشریح علایم کمبود، معقولانه و بدیهی به نظر می‌رسند؛ هر چند تعدادی از آنها به معنی واقعی کمبود مواد غذایی در مزرعه به شمار می‌روند. برای مثال، اصطلاح کلروتیک که یک اصطلاح عمومی برای زرد شدن برگ‌ها به خاطر از دست دادن کلروفیل است، نمی‌تواند بدون توصیفات اضافی به کار رود، زیرا اگر کلروز سرتاسری باشد، نشانة کمبود نیتروژن، کلروز بین وریدی به خاطر کمبود آهن یا کلروز حاشیه‌ای به دلیل کمبود کلسیم می‌باشد. اصطلاح دیگری که بارها در تشریح علایم کمبود مواد غذایی به کار می‌رود، نکروتیک است که اصطلاحی عمومی برای بافت‌های قهوه‌ای شده و مرده است. این علامت همچنین می‌تواند با فرم‌های متنوعی ظهور کرده و به عنوان وضعیتی در علایم نکروتیک به شمار رود.

علایم کمبود مواد غذایی برای بسیاری از گیاهان، مشابه است، اما به دلیل تنوّع یافتن زیاد گیاهان و محیط اطرافشان، ناچار به بیان محدوده‌ای جهت علایم هستیم. به خاطر داشتن رگبرگ‌های موازی، علف‌ها و دیگر تک لپه‌ای‌ها، کلروز را به صورت سری خط‌های نواری نشان می‌دهند در صورتی که کلروز در دولپه‌ای‌ها، مشبک و بین رگبرگ‌ها به وقوع می‌پیوندد. اختلاف مهم دیگر اینکه نکروز یا کلروز حاشیه‌ای که در دولپه‌ای‌ها یافت می‌شود، در تک‌لپه‌ای‌ها، اغلب با عنوان سوختگی لبة برگ از آن نام برده می‌شود.



منیزیم

برگ‌های دارای کمبود Mg، کلروز پیش رونده‌ای بین رگبرگ‌ها، همراه با توسعة نکروز در بافت‌های به شدت کلروز شده، نشان می‌دهند. در این شکل پیشرفته، کمبود منیزیم ممکن است ظاهراً به کمبود پتاسیم شباهت داشته باشد. در کمبود منیزیم، علایم معمولاً با مناطق کلروتیک به صورت خال مانند در بافت‌های بین رگبرگ‌ها ظهور می‌یابند. بافت لامینای بین رگبرگ، بیش از دیگر بافت‌های برگ منبسط شده، یک سطح برجستة چروک شده تولید می‌کند که در نوک برجستگی‌ها از حالت کلروتیک به سمت نکروتیک شدن بافت پیش می‌رود. در برخی از گیاهان مانند براسیکا ( خانوادة خردل که مشتمل است بر سبزیجاتی از قبیل کلم بروکلی، بروسل اسپروت، کلم، گل کلم، کلارد، کلم پیچ، کلم قمری، خردل، کلزا، راتاباگا ( نوعی کلم ) و شلغم ) رنگ‌های نارنجی، زرد و ارغوانی نیز ممکن است ظهور کنند.



منگنز

این برگ‌ها یک کلروز کوچک بین رگبرگی تحت شرایط محدودیت کاربرد Mn از خود نشان می‌دهند. مراحل اولیة کلروز که تسط کمبود منگنز ایجاد می‌شود، تا حدّی شبیه به کمبود آهن است. این علایم از یک کلروز خفیف در برگ‌های جوان و مشبک شدن رگبرگ‌ها در برگ‌های بالغ، مخصوصاً هنگامی که زیر نور قرار دارند، شروع می‌شود. همچنانکه تنش افزایش می‌یابد، برگ‌ها به رنگ فلز مانند خاکستریِ تابنده‌ای در آمده و لکه‌های تیره و مناطق نکروتیک در امتداد رگبرگ‌ها پیدا می‌شوند. همچنین یک درخشندگی ( جلوة ) مایل به ارغوانی ممکن است در سطح بالایی برگ‌ها ظاهر شود.

غلاتی از قبیل یولاف، گندم و جو، به کمبود منگنز به شدت حساس هستند. آنها کلروز خفیفی همراه با لکه‌های خاکستری که کشیده شده و به هم می‌پیوندند، نشان داده و سرانجام پژمردگی کامل برگ و مرگ آن فرا می‌رسد.



مولیبدن

این برگ‌ها بعضی لکه‌های خال مانند همراه با کلروز بین رگبرگی نشان می‌دهند. یک علامت ابتدایی برای کمبود مولیبدن، کلروز سرتاسری عمومی است که شبیه به علامت کمبود نیتروژن است با این تفاوت که بدون رنگ مایل به قرمز در سطح پائینی برگ‌ها می‌باشد. این امر از نتایج تقاضا برای مولیبدن در احیاء نیترات، که به کاهیده شدن اولیه در اسیمیلاسیون به وسیلة گیاه نیاز دارد، می‌باشد. بنابراین علایم اولیه کمبود مولیبدن در حقیقت ناشی از کمبود نیتروژن هستند هر چند مولیبدن مأموریت متابولیکی دیگری در گیاه دارد و از این رو علایم کمبود آن حتی هنگامی که نیتروژن احیاء شده در دسترس است، وجود دارد. در مورد گل کلم، لامینای (لایة نازک پهنک) برگ‌های جدید، خم شده و به صورت دم شلاقی به نظر می‌رسد. در بسیاری از گیاهان، امکان ظهور بادکش در برگ‌های بالایی و لکه‌های خال دار در مناطق کلروز شده، تحت شرایط وخیم کمبود، وجود دارد. در غلظت‌های بالا، مولیبدن علامت سمّیت مشخصی دارد و آن رنگ روشن به صورت پرتقالی درخشان می‌باشد.



نیتروژن

علایم نکروتیک نشان داده شده توسط این برگ‌ها، در نتیجة کمبود نیتروژن است. همچنین یک رنگ قرمز روشن به صورت پراکنده ممکن است روی رگبرگ‌ها و دمبرگ‌ها دیده شود. تحت شرایط کمبود نیتروژن، برگ‌های بالغ پیرتر به تدریج از حالت سبز طبیعی تغییر کرده و به صورت سبز رنگ پریده در می‌آیند. همچنانکه کمبود پیشرفت می‌کند، این برگ‌های پیر به طور یکنواخت زرد می‌شوند (کلروتیک). در شرایط حاد کمبود، برگ‌ها به رنگ سفید مایل به زرد در می‌آیند. برگ‌های جوان در بالای گیاه، به رنگ سبز رنگ پریده و در اندازه‌های کوچک باقی می‌مانند.

در گیاهان اسپیندلی (دوک وار) پنجه زنی به علت کمبود نیتروژن کاهش می‌یابد. زرد شدن در کمبود نیتروژن، یکنواخت و در سرتاسر برگ همچنین رگبرگ دیده می‌شود. اگر چه در برخی موارد، نکروز بین رگبرگی به جای کلروز معمولی، در بسیاری از گیاهان دیده می‌شود. در برخی گیاهان، سطح پائینی برگ‌ها و / یا دمبرگ‌ها و رگبرگ‌ها، به صورت مایل به قرمز یا رنگ پریده در می‌آید. در برخی گیاهان، این رنگ‌ها می‌توانند کاملاً روشن باشند. همچنانکه کمبود به پیشرفت خود ادامه می‌دهد، برگ‌های پیرتر به سمت پلاسیده شدن در اثر تنش خفیف آبی پیش رفته و سریعتر از حالت معمولی پیر می‌شوند. بهبود یافتن گیاهان در اثر کاربرد نیتروژن، بلافاصله (ظرف چند روز) و تماشایی خواهد بود.



فسفر

برگ‌های دچار کمبود فسفر برخی نقاط نکروتیک نشان می‌دهند. به عنوان یک اصل کلی، علایم کمبود فسفر، خیلی واضح نیستند و بنابراین تشخیص آن مشکل است. یک علامت دیداری مهم، کوتولگی و کوتاه ماندن گیاهان است. گیاهان دچار کمبود فسفر نسبت به سایر گیاهان در شرایط مشابه اما بدون کمبود فسفر، سرعت رشد بسیار کمتری دارند. گیاهان دچار کمبود فسفر، اغلب با گیاهان جوان اشتباه گرفته می‌شوند. برخی گونه‌ها از قبیل گوجه فرنگی، کاهو، ذرت و خانوادة کلم، ساقه، دمبرگ و سطح زیرین برگ‌ها ارغوانی رنگ می‌شوند. همچنین در شرایط حاد کمبود فسفر، درخشندگی آبی ـ خاکستری در برگ‌ها پیدا می‌شود. در برگ‌های پیرتر تحت شرایط حاد کمبود، ممکن است رگبرگ‌ها به صورت مشبک مانند قهوه‌ای رنگ پریده به چشم بخورند.



گوگرد

این برگ‌ها یک کلروز سرتاسری نشان می‌دهند در حالی که هنوز به رنگ سبز باقی مانده‌اند. رگبرگ‌ها و دمبرگ‌ها، رنگی مایل به قرمز روشن نشان می‌دهند.علایم دیداری کمبود گوگرد، بسیار شبیه به کلروز پیدا شده در اثر کمبود نیتروژن هستند. با این وجود در کمبود گوگرد، زرد شدن به صورت یکنواخت در سرتاسر گیاه حتی در برگ‌های جوان وجود دارد. رنگ مایل به قرمز، اغلب در سطح پائینی برگ‌ها و دمبرگ‌ها به صورت مایل به صورتی در آمده و نسبت به کمبود نیتروژن، کمتر روشن و واضح است. در کمبودهای پیشرفتة گوگرد، آسیب به صورت قهوه‌ای رنگ شده و / یا لکه‌های نکروتیک شده، دمبرگ‌ها و برگ‌ها اغلب عمودی شده و پیچ خورده و شکننده می‌شود.



روی

این برگ‌ها یک مورد نکروز پیشرفتة بین رگبرگی نشان می‌دهند. در مراحل اولیة کمبود روی، برگ‌های جوان‌تر زرد شده و سطح بالایی برگ‌های بالغ، به صورت سوراخ سوراخ در می‌آید. همچنین مخروطی شکل شدن رایج است. همچنانکه کمبود پیشرفت می‌کند، این علایم به صورت نکروز بین رگبرگی شدیدی ظاهر می‌شود اما رگبرگ اصلی مانند مواقع ترمیم کمبود آهن، سبز باقی می‌ماند.

در بسیاری از گیاهان به ویژه درختان، برگ‌ها خیلی کوچک شده، میانگره‌ها کوتاه و شبیه به حالت روزت به نظر می‌رسند.



بُر

برگ‌های دچار کمبود بر یک کلروز عمومی خفیف نشان می‌دهند. تحمّل گیاهان به تغییرات زیاد بر، به اندازه‌ای است که غلظت‌های مورد نیزا برای رشد یاه تا غلظت‌های سمّی آن برای گیاهان حساس به بر، اختلاف اندکی دارند. بر به طور ناچیز در فلوئم بسیاری از گیاهان جا به جا می‌شود، به استثنای گیاهانی که از ترکیبات قندی مانند سوربیتول استفاده می‌کنند. در تحقیقاتی تازه، حرکت بُر در گیاهان تنباکو که برای سنتز سوربیتول تحت نظر گرفته شده بودند، افزایش یافته بود و کمبود بر را در خاک بهتر تحمّل می‌کردند.

در گیاهان با انتقال کم بر، کمبود بر، باعث نکروز بافت‌های مریستمی در مناطق در حال رشد گردیده که منجر به کاهش غالبیت انتهایی شده و نمو یاه به صورت روزت باقی می‌ماند. این علایم کمبود، شبیه به علایم کمبود کلسیم می‌باشند. در گیاهانی که بر به آسانی در فلوئم منتقل می‌شود، علایم کمبود مانند کمبودهای نیتروژن و پتاسیم در بافت‌های بالغ متمرکز می‌شوند. هم مغز و هم اپیدرم ساقه‌ها ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته که اغلب باعث پوک شدن یا زبر شدن ساقه‌ها همراه با نقاط نکروتیک روی میوه می‌شود. پهنک برگ پیچ خورده، تیره شده و اغب همراه با ترشح مواد شیرة گیاهی از آن می‌باشد. برگ‌ها فوق العاده شکننده شده و به آسانی می‌شکنند. همچنین برگ‌های جوان اغلب حتی تحت شرایط مطلوب از نظر تهیة آب، پلاسیده می‌شوند زیرا نقاط قطع شده به خاطر کمبود بر، باعث عدم انتقال آب می‌گردد.



کلسیم

در پایة برگ‌های دچار کمبود کلسیم نکروز نشان داده می‌شود. قابلیت تحرک بسیار کم کلسیم، عمده‌ترین فاکتوری است که برای بیان علایم کمبود کلسیم در گیاه به کار می‌رود. علایم کلاسیم کمبود کلسیم ممکن است شامل پوسیدن میوه‌های انتهایی گوجه فرنگی (سوختن میوه‌های بخش انتهایی گوجه فرنگی)، سوختگی لبة برگ کاهو، قلب سیاه کرفس و مرگ مناطق رشد در بسیاری از گیاهان است. همة این علایم، بافت‌های مردة نکروتیک نرمی را نشان می‌دهند که به سرعت به سمت مناطق رشد پیش می‌رود که این امر بیشتر به جابجایی کم کلسیم در بافت‌ها مربوط است تا ذخیرة کم آن در محیط خارج. گیاهانی که رشد آهسته‌تری دارند و دچار کمبود ذخیرة کلسیم هستند، ممکن است دوباره مقدار مشخصی از کلسیم را از برگ‌های پیرتر برای برقراری رشد جابجا کنند و در آنها فقط کلروز حاشیه‌ای برگ‌ها دیده شود. سرانجام این نتایج در حاشیة برگ‌ها بیشتر از نقاط دیگر برگ‌ها به وقوع می‌پیوندد و باعث تغییر شکل برگ به صورت فنجانی رو به پائین می‌شود. این علامت تا نقاط اتصال برگ به دمبرگ گسترش می‌یابد اما برگ‌ها نمی‌افتند بلکه فقط لکه‌های بافت نکروتیک شده در نوک دمبرگ ایجاد می‌شود. گیاهان تحت کمبود کلسیم مزمن، تحمل بیشتری به پژمردگی نسبت به گیاهان استرس ندیده دارند.



کلرید

این برگ‌ها شکل غیر طبیعی همراه با کلروز بین رگبرگی واضح دارند. گیاهان به غلظت نسبتاً زیادی از کلر در بافت‌هایشان نیاز دارند. کلر در خاک بسیار فراوان بوده و در اراضی شور، تمرکز آن بالاست اما در اراضی با آبشویی بالا، ممکن است کم باشد. عادی‌ترین علایم کمبود کلر، کلروز و پژمردگی برگ‌های جوان است. کلروز در سطح صاف فرو رفتگی‌ها در مناطق بین رگبرگی پهنک برگ اتفاق می‌افتد. در موارد پیشرفته، اغلب یک حالت برنزه شده در طرف بالایی برگ‌های بالغ پدیدار می‌شود. گیاهان معمولاً به کلر مقاوم می‌باشند اما برخی گونه‌ها مانند آووکادو، میوه‌های هسته دار و انگورها به کلر حساس بوده و ممکن است علایم سمّیت را حتی در غلظت‌های کم کلروز در خاک از خود نشان دهند.



مس

برگ‌های دچار کمبود مس پیچیده شده و دمبرگ آنها به سمت پائین خم می‌شود. کمبود مس می‌تواند با کلروز خفیف سرتاسری همراه با فقدان فشار تورگور همیشگی در برگ‌های جوان، بیان شود. برگ‌های به تازگی بالغ شده، مشبک، رگبرگ‌های سبز همراه با مناطق سفید شده تا خاکستری مایل به سفید از خود نشان می‌دهند. برخی برگ‌ها، نقاط تُو خالی کلروتیکی نشان داده و تمایل به خمیدن به سمت پائین دارند. فرم رشدی درختان تحت شرایط کمبود مزمن مس، به صورت روزت می‌باشد. برگ‌ها کوچک و کلروتیک همراه با لکه‌های نکروتیک می‌باشند.



آهن

برگ‌های دچار کمبود آهن کلروز شدیدی در پایة برگ‌ها همراه با شبکة سبز رنگ نشان می‌دهند. عمده‌ترین علامت کمبود آهن، شروع کلروز بین رگبرگی از سمت خارج جوان ترین برگ‌هاست که به سمت داخل پیش می‌رود و در پایان، تمام سطح برگ سفید می‌شود. در مناطق سفید شده اغلب نقاط نکروتیک پدیدار می‌شود. تا وقتی که برگ‌ها هنوز کاملاً سفید نشده‌اند، در صورت کاربرد دوبارة آهن، ترمیم می‌یابند.

در فاز ترمیم، رگبرگ‌ها اولین قسمتی هستند که رنگ سبز روشن خود را به دست می‌آورند. این وضعیت ترمیمی که در مورد کمبود آهن پیش می‌آید، شاید قابل تشخیص‌ترین علامت در بین علایم کلاسیک مواد غذایی باشد. چون آهن قابلیت تحرک کمی دارد، علایم کمبود آن ابتدا در جوان‌‌ترین برگ‌ها ظاهر می‌شود. کمبود آهن، با آهک و شرایط بی هوازی خاک در ارتباط است و این وضعیت اغلب به وسیلة زیادی فلزات سنگین به وجود می‌آید.



پتاسیم

بعضی از این برگ‌ها نکروز حاشیه‌ای نشان می‌دهند (سوختگی نوک برگ). در شرایط پیشرفتة کمبود، نکروز در فضاهای بین رگبرگی رگبرگ اصلی همراه با کلروز بین رگبرگی ایجاد می‌گردد. اینها مشخص‌ترین علایم د ر تشخیص کمبود K هستند.

شروع کمبود پتاسیم معمولاً به وسیلة کلروز حاشیه‌ای به سمت تاول‌های قهوه‌ای و سبز چرمی خشک بر روی برگ‌های تازه بالغ شده، شرح داده می‌شود. این وضعیت به وسیلة افزایش داغدیدگی بین رگبرگ‌ها و / یا پیشرفت نکروز از لبة برگ به رگبرگ در هنگام افزایش تنش، دنبال می‌شود. در مراحل پیشرفتة کمبود، بیشتر منطقة بین رگبرگی نکروتیک شده، رگبرگ‌ها سبز باقی می‌ماند و برگ‌ها پیچیده و دندانه دار می‌شوند. در برخی گیاهان از قبیل حبوبات و سیب زمینی، علایم اولیة کمبود، نقاط سفید یا خالدار شدن پهنک برگ می‌باشند. در مقایسه با کمبود نیتروژن، کمبود پتاسیم بازگشت ناپذیرتر است حتی اگر به گیاهان پتاسیم بدهیم. چون پتاسیم در گیاه بسیار متحرک است، در کمبودهای شدید، علایم فقط روی برگ‌های جوان ظهور می‌یابند. کمبود پتاسیم ممکن است در صورت وجود سدیم، بسیار کم جلوه کند به طوری که با افزودن سدیم، گیاهان دچار کمبود پتاسیم، بسیار شاداب‌تر از گیاهان بدون کمبود ‌شوند. در بعضی گیاهان، بیش از 90 درصد نیاز پتاسیم می‌تواند به وسیلة سدیم جبران شود بدون اینکه هیچ گونه کاهشی در رشد پدید آید.

  نظرات ()
مدیریت تلفیقی آفات IPM نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٦
تعریف مدیریت تلفیقی آفات:
همانند واژه کشاورزی پایدار، حروف اختصاری IPM نیز در شرایط مختلف بطور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. در این بخش، مدیریت تلفیقی آفات به صورت زیر تعریف می شود؛ «استراتژی کنترل آفات که در پی پیشینه سازی عوامل کنترل بیولوژیک و زراعی بوده و از کنترلهای شیمیایی تنها به هنگام ضرورت و با شرط حداقل خسارات محیطی ممکن استفاده می نماید».
 استفاده از ترکیبات آلی فسفردار برای مبارزه با آفات، از قبل از جنگ دوم جهانی مورد توجه قرار گرفت. اولین ترکیب کمپلکس فسفردار که به عنوان داروی حشره کش به مقیاس نسبتاً وسیع به بازار عرضه شد، هگزا اتیل تترا فسفات یا HETP می باشد. از آنجا که از بسیاری آفت کشهای ارگانو کلره (O.C) به دلیل سمیت، دوام و انباشتگی آنها در محیط صرف نظر شده، حشره کش های ارگانو فسفره (O.P) یکی از گروه های مهم حشره کشهاست، که در بسیاری از کاربردهای زراعی، جایگزین ارگانو کلره های ارزان قیمت شده اند. در میان آفت کشه های مورد استفاده در زراعت، آفت کشهای فسفر دار تحت شرایط آب و هوایی معتدل کمترین دوام را در خاک دارند. طول عمر متداول کوتاه آنها در خاک، که ناشی از تلاشی شیمیایی و بیولوژیکی است، منجر به مشکل انباشتگی که در رابطه با آفت کش های O.C با آن مواجهند، نمی شود. به علاوه بسیاری از آفت کشهای O.P تمایل دارند بسرعت جذب خاک شوند، بنابراین با وجود اینکه حلالیت آنها در آب بیشتر از انواع O.C است، تحرک آنها بعد از استعمال محدود می شود. بنابراین انتظار می رود، مقادیر این آفت کش ها که به دنبال کاربرد زراعی در محیط مائی شسته می شوند،‌ در مقایسه با آفت کش های کلردار کمتر باشد. میزان باقیمانده آفت کش های فسفردار معمولاً کم است و در خاک های معدنی انباشته نمی شوند.

 مطالعه بر روی سرعت هیدرولیز آنها در آب با سرعت کند، ممکن است سبب آلودگی تدریجی شود. گذشته از آن، به علت دوره سودمندی نسبتاً کوتاه آنها و ناپایداری ساختمان آفات به ویژه در مناطق کشاورزی تحت کشت متمرکز، مجبور به کاربرد مکّرر آفت کش های O.P می شود که ممکن است منجر به انباشتگی آنها در آب و خاک گردد.

 نظر به کاربردهای وسیع آنها، سمیت شدید برای موجودات آبزی و امکان اثرات نافذ بر روی موجودات آبی که به علت در معرض قرار گرفتن طولانی مدت ایجاد می شود، کنترل آنها به ویژه در مناطقی که زیاد استفاده می شوند، ضروری می باشد و روش تجزیه ای مناسب به ویژه برای تعیین باقیمانده آفت کش های فسفر دار در نمونه های طبیعی ضروری می باشد.

 آفت کش های O.P مستعد فساد ناشی از فرسایش طبیعی بر اثر هوا هستند، مانند نور خورشید (فتوشیمیایی) و اکسیداسیون و هیدرولیز (شیمیایی). در یک سیستم محیطی تغییر پذیری آنها مهمتر از حضورشان در یک سیستم بیولوژیکی است. هم چنین بر هم کنش شرایط محیطی مانند PH، درجه حرارت، ذرات ریز، کولنی های میکروبی مختلف و فعالسازی ها، انواع و غلظت آفت کش O.P موجود و نوع فرمولاسیون آفت کش، همه می توانند سرعت و نوع فساد را تحت تاثیر قرار دهند.

 پایداری آفت کش های ارگانو فسفره در سیستم مائی رفتار عمومی هیدورلیکی آفت کش های O.P به صورت زیر خلاصه می شود:
 1-   بسیاری از O.P ها در PH 1 تا 6 پایدارند.
 2-  O.P ها تحت شرایط قلیایی ناپایدارترند. سرعت هیدرولیز در PH های بالاتر از 8 به سرعت افزایش می یابد. در PH های قلیایی به ازاء هر واحد PH، سرعت 10 برابر افزایش می یابد.
 3-  درجه حرارت بر روی سرعت هیدرولیز تاثیر دارد و به ازاء هر 10 درجه سانتی گراد افزایش، سرعت 75/3 بار افزایش می یابد.
 4-  معمولاً هیدرولیز در اسیدی ترین گروه مولکول اتفاق می افتد، بنابراین پیوند P.O.z شکسته شده و آنیون OZ- را می دهد.
 5-  در PH های قلیایی حمله نوکلئوفیلی OH- در اتم P به کمبود الکترون فسفر بستگی دارد،‌ بنابراین قابلیت هیدرولیز آفت کش با گروه های الکترون کشنده افزایش می یابد.
 6-  پایداری آفت کشهای O.P در محیط مائی توسط فاکتورهای زیادی مانند انواع فعالیت های میکروبی در آب تحت تاثیر قرار می گیرد.

 مسمومیت در انسان علائم مسمومیت توسط دی متوات در انسان شامل این موارد می باشد: بی حسی، احساس سوزش،‌ فقدان هماهنگی حرکتی، سر درد، گیجی، لرزش، حالت تهوع، گرفتگی عضلات شکم، عرق کردن، دید مبهم، به سختی نفس کشیدن یا افت تنفسی و ضربان آهسته قلب. مقادیر بسیار بالای آن می تواند سبب غش کردن، بی اختیاری، تشنج یا مرگ شود. درجه حرارت های محیطی بالا یا قرار گیری در معرض نور مرئی یا UV سمیت آن را افزایش می دهد. در کارگرانی که به طور مکرر در معرض این ماده قرار گرفته اند اثرات دیگری شامل معیوب شدن حافظه و کم شدن تمرکز، کابوس های شدید، راه رفتن در خواب و خواب آلودگی یا بی خوابی و نیز شرایطی مشابه آنفولانزا همراه با سر درد، حالت تهوع، ضعف، کم اشتهایی و بی قراری گزارش شده است. طبق بررسی هایی کهبر روی موش صحرایی و گربه انجام شده، دی متوات در جریان خون ممکن است سبب قطع شدن جفت جنین شود، اما اجرای تولید مثل یا بقاء زاد و ولد را کاهش نمی دهد. هم چنین در مقادیر بالا (دوز 12mg/kg) موجب بروز اثرات تراتوژنیک (نقص جنینی) و موتاژنیک می گردد. اما اثرات سرطان زایی آن در انسان محتمل نمی باشد. اندام های مورد هدف به طوری که از طریق تست حیوان تعیین شده شامل بیضه ها، کلیه ها، کبد و طحال می باشد.

 اثرات اکولوژیکی
دی متوات از نظر شیمیایی ناپایدار است، به این معنی که پس از استفاده مدت زیادی در برابر تجزیه مقاومت نمی کند. بنابراین خطر دراز مدتی وجود ندارا، اما در طی کاربرد آن به اطراف پراکنده شده و مناطق مجاور را آلوده می سازد. دی متوات در آب قابل حل است و می تواند سبب مرگ ماهی ها شود و برای گونه های بی مهره، سمی تر از ماهی ها می باشد. پرندگان مانند حیوانات دیگر قادر به سوخت و ساز سریع دی متوات نیستند، بنابراین در این گونه ها سمی تر بشمار می رود. هم چنین برای زنبور عسل نیز بسیار سمی است، اما برای گیاهان سمی نیست.


احتیاطات ایمنی
  هنگام به کار بردن حشره کش باید از دستکش محافظ (لاستیک سنتزی و نئوپرن) استفاده شود، استفاده از دستکش پارچه ای توصیه نمی گردد. ·       باید آفت کش ها را در محیطی باز و ایمن از باد مخلوط نمود. ·       هرگز نباید ظروف آفت کش ها را مورد استفاده مجدد قرار داد. ·       در حال استفاده از آفت کش باید از سیگار کشیدن و خوردن و آشامیدن خودداری کرد. ·   اگر چشم ها آلوده شده باشند، باید با آب تمیز به مقدار زیاد و به مدت 15 دقیقه شستشو داده شود، باید لباس های آلوده را در آورده و پوست آسیب دیده را با آب و صابون شستشو داد. 


 مدیریت آفات

 تا سال 1962 کنترل آفات کشاورزی تقریباً تماماً بر پایه استفاده از آفت کشها متمرکز بود. تا آن تاریخ تنها تعداد انگشت شماری از حشره شناسان و دانشمندان محیط زیست ضمن اعلام خطر اظهار می داشتند که استفاده از آفت کشها یک راه حل کامل برای رفع مشکل کنترل آفات به شمار نمی آید و تنها سه سال قبل از آن، مقاله ای در مجله هیلگاردیا به چاپ رسید که در آن از آغاز افول دوران طلائی آفت کشها سخن رفته بود. این مقاله "مفاهیم کنترل تلفیقی" نام داشت و بحث جدیدی در مورد کنترل آفات را مطرح می نمود که در آن از اقتصاد و اکولوژی نیز سخن به میان آمده بود. نویسندگان مقاله متخصصین را به ارائه رهیافتی برای کنترل آفات بر پایه شناخت آفت و اکولوژی گیاه فرا خوانده بودند؛ رهیافتی که در آن تلفیقی از انواع کنترلهای بیولو‍ژیک، زراعی و همچنین شیمیایی، یک استراتژی مدیریت آفات همراه با جنبه های اکولوژیک و اقتصادی را در بر دارد. آفت کشها باید مورد استفاده قرار گیرند، اما تنها هنگامی که کاربرد آنها لازم باشد و لزوم آن نیز باید بر پایه مطالعه جمعیت آفت و در نظر گرفتن جنبه اقتصادی آن تعیین شود. این رهیافت بزودی در ایالات متحده آمریکا تحت عنوان «مدیریت تلفیقی آفات» (IPM) شناخته شد؛ در حالیکه در اروپا بیشتر به «کنترل تلفیقی» شهرت یافت. در زمانی کوتاه، برنامه IPM که شامل شناخت اکولوژی یک سیستم، استفاده بیشینه از کنترلهای طبیعی و زراعی و همچنین استفاده از آفت کشها به عنوان آخرین راه حل ممکن بود، به عنوان یک فلسفه مطلوب در محافل علمی پذیرفته شد و دانشکده های کشاورزی برنامه هایی در سطح کارشناسی و تحصیلات تکمیلی برای مدیریت تلفیقی آفات ارائه نمودند. در کمتر از 20 سال تغییر چشمگیری در سطح آگاهی به وجود آمد و نحوه برداشت عموم از اینکه آفات به عنوان موجوداتی که باید کنترل شوند، به قبول اینکه آفات باید به عنوان عضوی از جوامع درون اکوسیستمهای کشاورزی- که لازم است تحت مدیریت قرار گیرند- دگرگون گشت. همراه با تکاملی که در سطح آگاهی به وجود آمد، تکنولو‍ژیهای نوینی به وجود آمد و سیستمهای مدیریت آفات- که بر پایه بهبود اکولوژیکی استوار بود- تقویت شدند. در میان این تکنولوژیها می توان به سیستمهای نمونه برداری از جمعیت آفات، روشهای علامتگذاری با روبیدیوم برای مطالعه پراکندگی حشره، حشره کشهای میکروبی، ادوات شخم پشته ای، مدلهای شبیه سازی کامپیوتری، سیستمهای تخصصی و بسیاری موارد دیگر اشاره نمود.

تعریف مدیریت تلفیقی آفات:همانند واژه کشاورزی پایدار، حروف اختصاری IPM نیز در شرایط مختلف بطور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. در این بخش، مدیریت تلفیقی آفات به صورت زیر تعریف می شود؛ «استراتژی کنترل آفات که در پی پیشینه سازی عوامل کنترل بیولوژیک و زراعی بوده و از کنترلهای شیمیایی تنها به هنگام ضرورت و با شرط حداقل خسارات محیطی ممکن استفاده می نماید». تعریف فوق آشکارا بر اهمیت تاکتیکهای غیر شیمیایی و به حداقل رساندن کاربرد آفت کشها تاکید دارد. در ماهیت IPM تلفیق تاکتیکهای کنترل با روشهای مدیریتی که در آنها اقتصاد و اکولوژی نیز مد نظر باشند، مشاهده می شود. هر چند در بسیاری مواقع در رهیافت IPM سیستمهای کنترلی وجود دارد که هم اهداف اقتصادی و هم زیست محیطی را در بر داشته است، با اینحال غالباً باید بین جنبه های اقتصادی و زیست محیطی، راه حل بینابین را جستجو نود. استفاده بهینه از آفت کشها با زیر نظر گرفتن جمعیت آفات و آستانه اقتصادی کاربرد آنها، متداولترین رهیافت در توسعه برنامه های IPM به شمار می آید. مزارع در طول فصل رشد و در فواصل زمانی معین، توسط خود زارعین و یا کارگزاران تعلیم یافته، تحت نظر قرار می گیرند. تراکم جمعیت آفات با استفاده از برنامه های استاندارد نمونه برداری تخمین زده شده و سپس نتایج به دست آمده با امکان انجام دقیق نمونه برداری از جمعیت آفت و پیش بینی اینکه کاربرد آفت کش از نظر اقتصادی توجیه پذیر است یا نه، از نظر تکنیکی بسیار دشوار است. مبانی آستانه اقتصادی شامل پیش بینی جمعیت آفت و دشمن طبیعی آن در یک مزرعه، خاص رابطه میان آلودگی ناشی از آفت و کیفیت عملکرد گیاه زراعی، میزان خسارت فیزیکی که می توان از طریق کنترل جلوگیری نمود، هزینه های مربوط به کنترل و همچنین ارزش مادی بالقوه گیاه و بالاخره هزینه مربوط به عدم کنترل تکثیر یک آفت، می گردد. بدین ترتیب آستانه اقتصادی متغیر پویائی است که به عوامل متعدد موجود در یک مزرعه خاص و همچنین تاثیر متقابل مولفه های بیولوژیک، زیست محیطی و اقتصادی بستگی دارد.

 کنترل زراعیهدف اصلی استفاده از نمونه برداری و آستانه اقتصادی، بهینه سازی کاربرد آفت کشها می باشد. آستانه اقتصادی با دیگر موارد مورد مقایسه قرار می گیرد تا معلوم گردد که آیا استفاده از آفت کشها از نظر اقتصادی توجیه پذیر هست؟ آستانه اقتصادی را می توان به تراکمی از آفت اطلاق نمود که لازم است با توجه به آن به منظور جلوگیری از افزایش جمعیت آفت و رسیدن آن به سطح خسارت اقتصادی، برنامه های کنترل آغاز شود. سطح خسارت اقتصادی را به نوبه خود می توان به صورت پائینترین جمعیتی که موجب بروز خسارت اقتصادی می شود، تعریف نمود. منظور از خسارت اقتصادی، مقدار خسارتی است که هزینه کنترل غیر طبیعی را توجیه می نماید. راه دیگری که می توان توسط آن به مفهوم آستانه اقتصادی نگریست آن است که درآمد خالص تئوریک را- که از مزارعی که آفت کش در آن بکار برده شده و آن دسته از مزارع که آفت کش در آن مصرف نشده، حاصل می شود- نسبت به تراکم آفت، در یک نمودار ترسیم نمود. آستانه اقتصادی عبارت است از نقطه ای از محور X ها که از محل تلاقی دو منحنی با یکدیگر بدست می آید. مولفه های مهم دیگر در رهیافت IPM عبارتند از روشهای کنترل زراعی و بیولوژیک، کنترل زراعی عبارت است. از کاهش جمعیت یا میزان خسارت آفات از طریق دستکاری در محیط، هر چند در بیشتر موارد کنترل زراعی صرفاً شامل عملیات مکانیکی مانند شخم یا سوزاندن است، اما در هر حال جنبه های متعدد مدیریت گیاه و خاک از جمله تناوبهای زراعی، زمان کاشت و برداشت، کشت گیاهان تله ای و متنوع نمودن سیستم کاشت را نیز در بر می گیرد، عملیات کنترل زراعی ممکن است موجب مرگ و میر مستقیم گونه های آفت شوند، اما این عملیات غالباً به منظور جلوگیری از طغیان آفت به کار گرفته می شوند، نه کنترل آلودگی موجود، اگر چه برخی عملیات کنترل زراعی نظیر تناوب زراعی، یک شیوه فراگیر بوده و بر روی مجموعه ای از آفات تاثیر می گذارد با این حال بسیاری از شیوه های کنترل زراعی تنها به یک آفت خاص مربوط بوده و در نتیجه به شناخت تاریخچه زندگی و عادات آفت مورد نظر نیازمند است. در این شرایط لازم است مرحله یا مراحل حساس چرخه زندگی و عادات آفت مورد نظر نیازمند است. در این شرایط لازم است مرحله یا مراحل حساس چرخه زندگی آفت تعیین گردیده و سپس با تغییرات به عمل آمده در عملیات زراعی از حمله آن جلوگیری نموده و یا آنرا نابود ساخت و یا آنکه آهنگ تکثیر آن را کند کرد. از آنجا که هدف اولیه کنترل زراعی جلوگیری و کاهش طغیان آفت است، نتایج چنین عملیاتی غالباً پنهان مانده و نمی توان آنرا از نظر کمی ارزیابی نمود. هر گاه کنترل زراعی را بتوان به سهولت با سایر عملیات زراعی همراه نمود. در این صورت براحتی توسط زارعین به کار گرفته خواهد شد؛ اما چنانچه این عملیات به انجام تغییرات عمده ای در شیوه زراعی متداول نیاز داشته باشد، مزایا و معایب آن باید بدقت مورد سنجش قرار گیرد. هر چند عملیات زراعی ممکن است بتنهایی نتوانند کنترل قابل قبولی از آفت را ارائه نمایند، اما این شیوه ها در به حداقل رساندن خسارت ناشی از آفتها حائز اهمیت بوده و باید در برنامه کنترل تلفیقی گنجانده شوند.

 تناوب کشت گیاهان زراعیسیستمهای تناوب زراعی- مزایای متعددی از نظر ساختمان خاک، مدیریت حاصلخیزی و فرسایش دارا بوده و همچنین به کنترل گونه های مختلف آفات کمک می نمایند. تناوب در کشت گیاهان به منظور مدیریت آفات شامل الگوی کاشتی است که در آن گیاهان حساس و غیر حساس به تناوب کشت می شوند. فاصله زمانی لازم میان کشت گیاهان حساس بستگی به طول چرخه زندگی آفت، توان بالقوه تکثیر، درجه اختصاصی بودن و مشخصات پراکنش آفت مورد نظر دارد. این رهیافت به ویژه در کنترل گونه های آفات غیر متحرک و خاکزی نظیر کرمهای ریشه یا  Diabrotica sp و همچنین آن دسته از آفات که دامنه میزبان محدود و یا چرخه زندگی کوتاه (یک سال یا بیشتر) دارند مانند کرمهای مفتولی یا Elateridae، موثر است. ارزش «تناوب زراعی» در کنترل آفات بسیار متحرک، اسپورهای بیماری زا و یا بذور علفهای هرز که بسادگی از یک مزرعه به مزرعه دیگر انتقال می یابند، بسیار محدود است. استفاده از تناوب کشت سویا و گیاهان غیر بقولات به منظور کاهش شدت آلودگی نماتد ریشه سویا بسیار متداول است. در ایالت ویرجینیا، بیماری قارچی لکه خاکستری برگی ذرت  (Cercospora zeae- maydis ) به صورت یک مشکل جدی در سیستمهای شخم حداقل، نمایان گشته است. عدم کاشت ذرت حداقل به مدت یک سال در مزرعه آلوده، به عنوان یک روش مناسب برای کاهش بیماری توصیه شده است. تناوب در کشت گیاهان زراعی برای کنترل بسیار از آفات، از جمله کرم ریشه ذرت و کرمهای مفتولی، سودمند است. حشرات بالغ کرم ریشه ذرت (Diabroutica virgifera) در اواخر تابستان در مزرعه تخمگذاری می نمایند. این تخمها پس از پشت سر گذاردن زمستان، در بهار سال بعد تفریخ می شوند. چنانچه در چنین مزرعه ای ذرت کشت شود، لارو کرم ریشه شروع به تغذیه بر روی ریشه های ذرت نموده و گسترش می یابد. از آنجا که لارو کرم ریشه تنها از ذرت تغذیه نموده و حشرات بالغ تنها در مزارع ذرت تخمگذاری می نمایند، کشت متناوب ذرت با هر گیاه زراعی دیگر، کنترل زراعی موثری بر روی کرم ریشه به وجود می آورد.

 تاریخ کاشت و برداشت
 تاریخ کاشت و برداشت برخی گیاهان زراعی را می توان برای کاهش با اجتناب از خسارات ناشی از آفات تغییر داد. به عنوان یک نمونه کلاسیک می توان به تعریق کاشت گندم به عنوان یک روش کنترل پشه جوانه خوار (Mayrtiola destructor) اشاره کرد. کاشت زود هنگام ذرت و سویا از نظر خسارت کرم بلال ذرت، در مقایسه با کاشت دیر هنگام، دارای حساسیت بمراتب کمتری است. کاشت دیر هنگام ذرت همچنین به خسارت ناشی از کرم ساقه خوار اروپایی حساستر است. استقرار گیاهچه های یونجه در کاشت بهاره، نسبت به خسارت زنجره سیب زمینی در مقایسه با کاشت پائیزه، بسیار حساستر است. از آنجا که جمعیت زنجره سیب زمینی معمولاً در نیمه شهریور کاهش می یابد، کاشت اواخر تابستان یا پائیز باعث پشت سرگذاشتن این آفت می شود. با این حال کاشت پائیزه یونجه به ویژه در سیتمهای بدون شخم می تواند به واسطه بیماری قارچیSclerotinia sp. بشدت صدمه ببیند. از آنجا که این بیماری به حضور بقولات وابسته است. باید حتی الامکان از کاشت بدون شخم در مزارعی که حاوی بقایای شبدر و یا بقولات دیگر باشد، اجتناب نمود. برداشت زود هنگام یونجه را غالباً می توان برای کنترل سرخرطومی یونجه و نیز زنجره سیب زمینی به کار برد. عملیات برداشت، به ویژه هنگامیکه گیاه به عنوان علوفه سبز مصرف می شود، باعث نابودی اکثر لاروهای سرخورطومی شده و در مناطق که رشد گیاه و شرایط آب و هوایی مساعد باشند، یک روش کنترل موثر به شمار می آید. با این همه این رهیافت کاملاً تضمین شده نیست، زیرا تحت شرایط معینی، تعدادی لارو از عملیات برداشت جان سالم به در برده و رشد مجدد یونجه را مورد حمله قرار خواهند داد. بنابراین هنگامیکه از برداشت زود هنگام برای کنترل سرخرطومی استفاده می شود، لازم است رشد مجدد آن از نظر احتمالی بروز خسارت در بخش انتهائی اندامهای جدید بدقت مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که تغذیه این آفت موجب انسداد درونی دستجات آوندی گیاه یونجه می گردد، بنابراین به هنگام برداشت، این گونه بافتهای صدمه دیده حذف شده و به گیاه فرصت می دهد که مجدداً رشد خود را از سر گیرد. برداشت، همچنین اکثر آفات برگخوار نابالغ را نابود می سازد.


کنترل بیولوژیکی
 یکی از موفقترین رهیافتهای غیر شیمیایی در مدیریت آفات، کنترل بیولوژیکی آنهاست.موجودات بیشماری در طبیعت وجود دارند که از آفات، مولدین بیماری و علفهای هرز تغذیه نموده و یا موجب آلودگی آنها می شوند. کنترل طبیعی حاصله توسط این موجودات در بسیاری موارد از رسیدن جمعیت گونه های حشرات به سطحی که به عنوان آفت مطرح می شوند، جلوگیری می نماید. اهمیت کنترل طبیعی هنگامی نمایان می شود که از جمعیت این دشمنان طبیعی به واسطه کاربرد حشره کشها کاسته شده و یک حشره بی اهمیت قبلی، از کنترل طبیعی خارج گشته و ناگهان به صورت یک آفت اصلی ظاهر می گردد.  گونه (Hubner) Trichoplusia ni  نمونه ای از این پدیده به شمار می آید. این آفت معمولاً در درون یا پیرامون مزارع پنبه دیده می شود، ولی به ندرت به عنوان یک آفت مطرح است. با این حال در مواردی چند از جمله با کاربرد حشره کشهایی با طیف وسیع، ممکن است موجوداتی که جمعیت این آفت را تنظیم می کنند نابود شده و انفجار جمعیت این آفت حاصل شود. کنترل بیولوژیکی را می توان تحت عنوان دستکاری انگلها، شکارچیان و عوامل بیماریزا تعریف نمود که از طریق آن، جمعیت آفات در زیر سطح خسارت اقتصادی کنترل می شود. از سوی دیگر، کنترل طبیعی به صورت فعالیت این دشمنان طبیعی، بدون آنکه انسان دخالتی داشته باشد. تعریف می گردد. یکی از قدیمی ترین و موفقیت آمیزترین نمونه کنترل بیولوژیک آفات که اکنون بیش از یکصد سال است مورد استفاده قرار می گیرد. معرفی سوک ودالیا برای کنترل شپشک استرالیایی بر روی مرکبات در ایالت کالیفرنیا است. پس از کسب نتایج موفقیت آمیز در این نمونه، حداقل 253 پروژه استفاده از روشهای بیولوژیک کنترل آفات در سراسر جهان به مرحله اجرا گذارده شده است. براساس تخمین به عمل آمده، از هر دلار که برای کنترل بیولوژیکی در ایالت کالیفرنیا سرمایه گذاری شده، بیش از 30 دلار درآمد خالص از طریق کاهش خسارات وارده به گیاهان و نیز کاهش هزینه های کنترل شیمیایی به دست آمده است. علاوه بر اهمیت روشهای کلاسیک کنترل بیولوژیک به کمک دشمنان طبیعی یک آفت، اشکال دیگر کنترل بیولوژیکی برای تنظیم جمعیت بسیاری از گونه های آفات گیاهان زراعی مختلف، بطور موفقیت آمیزی تجربه شده اند. افزایش جمعیت دشمنان طبیعی از طریق مراقبت و پرورش و سپس آزادسازی انبوه آنها جهت کنترل آفات، کاربرد گسترده ای داشته است. آزادسازی دوره ای دشمنان طبیعی نیز به گونه ای گسترده بویژه در اروپا برای کنترل آفات در گلخانه ها مورد استفاده قرار می گیرد. آزادسازی دشمنان طبیعی حتی برای کنترل مگس خانگی در پیرامون تاسیسات دامپروریها به کار گرفته شده است. پرورش و رها کردن دوره ای Ophyra arnescens که شکارچی مگس خانگی است، در کاهش جمعیت این آفت کارساز بوده است. در تحقیقات اخیر که از نماتدهای مولد بیماری در حشرات به عمل آمده، نشان داده شده است که از آنها می توان برای کنترل چندین آفت بویژه انواع خاکزی استفاده نمود. حدود 250 گونه حشره از 10 راسته مختلف به Steinernema feltiae حساسند. علیرغم موفقیتهای بسیار و توانائی بالقوه ای که در کنترل بیولوژیک وجود دارد، سرمایه گذاری، و در سالهای اخیر فعالیتهای تحقیقاتی و ترویجی، رو به کاهش نهاده است. بخشی از این کاهش به سرمایه گذاری بیشتر برای روشهای بیوتکنولوژی کنترل آفات مربوط می شود. بیوتکنولوژی و مدیریت آفات انتخاب و توجه به «به نژادی» گیاهان زراعی، نقش مهمی در تکامل کشاورزی از دوران پیش از تاریخ تاکنون ایفا نموده است. توسعه و استفاده از واریته های مقاوم به آفات، تاثیر شگرفی بر روی تولیدات کشاورزی دنیا داشته است. پیشرفتهای اخیر در مهندسی ژنتیک، امیدهایی را در زمینه شتاب بخشیدن به شیوه های کلاسیک «به نژادی» گیاهان زراعی و همچنین معرفی مکانیسمهای جدید مقاومت به وجود آورده است. یکی از جنبه های مهم مهندسی ژنتیک در ارتباط با مدیریت آفات، توانایی آن برای رفع تنگناهای تاکسونومیک موجود در زمینه منابع ژنی، که می توان به یک گیاه زراعی خاص انتقال داد، می باشد. انتقال موفقیت آمیز ژن تولید کننده سموم از یک باکتری Bacillas thuringiensis به توتون، می تواند چشم انداز جدیدی در تکنولوژی کنترل آفات به وجود آورد. با توجه به تئوری تکامل، باید این نکته را از نظر دور نداشت که ایجاد مقاومت به آفات از طریق مهندسی ژنتیک، ممکن است به واسطه سرعت بخشیدن به سازگاری آفات مورد نظر، سرمنشا مشکلات بالقوه ای باشد. یاد آور می شود که یکی از مولفه های IPM، استفاده از تاکتیکهای اکولوژیکی با کمترین مشکلات ممکن است که می تواند زیان های اقتصادی را محدود کند. در اینجا مشکل آن است که ارقام بسیار مقاوم موجب ایجاد فشار انتخاب برای سازگاری آفت، چه در جمعیت های زیاد و چه کم، خواهد شد. سازگاری برخی آفات جدید نسبت به یک رقم مقاوم که در سطحی وسیع کشت شده باشد، ممکن است حتی قبل از آنکه عامل مقاومت بتواند در کاهش خسارت اقتصادی ناشی از آفت موثر باشد، اتفاق افتد. هنگامیکه به کاربرد مهندسی ژنتیک برای ایجاد مقاومت نسبت به آفات در آینده می نگریم، نباید درسی که در سال 1970 از اپیدمی بیماری بلایت ذرت در ایالات متحده آمریکا گرفته شد را فراموش کرد. در آن زمان تقریباً تمامی واریته های اصلی ذرت آمریکا حاصل منبع ژنی حساسیت نسبت به بلایت برگ بودند و در سال 1970 این بیماری موجب وارد آمدن بزرگترین خسارت اقتصادی تاریخ کشاورزی که در طول سال از سوی یک عامل به یک گیاه وارد آمده بود، شد. این فاجعه نتیجه یک برنامه «به نژادی» با هدف دستیابی به عملکرد بالا، اما بر پایه ژنتیکی بسیار محدود بود. ایجاد مقاومت نسبت به آفات درگیاهان زراعی از طریق مهندسی ژنتیک، می تواند محرک قوی اقتصادی و زیست محیطی برای انتخاب توسط جمع کثیری از زراعین باشد؛ اما در عین حال صحنه را برای وقوع یک فاجعه گسترده، به هنگامی که گونه های آفت مورد نظر مقاومت را در هم می شکنند، باز نگاه می دارد. تلاشهای «به نژادی» مونوژنیک برای ایجاد مقاومت نسبت به آفات تاکنون موجب ایجاد مقاومت نسبت به «زنگ طوقه یولاف» پشه جوانه خوار در گندم، سفیدک پودری جو، بیماری ویروس موزائیک توتون در گوجه فرنگی، نماتد طلایی و بادزدگی سیب زمینی گشته است. ولی در هر یک از موارد فوق، ماندگاری واریته های مقاوم حاصله نسبتاً کوتاه بوده است. مهنسی ژنتیک هنوز دوران نوزدی خود را سپری می کند و سطح انتظارات از آن بسیار بالاست. بدون شک با توجه به منابع چشمگیری که در این زمینه سرمایه گذاری شده، نتایج سودمند متعددی از آن به دست خواهد آمد. با اینهمه پیشرفتهای ماندگارتر در زمینه مدیریت اکولوژیکی آفات و کشاورزی پایدار از مطالعات اگرواکولوژیکی که بر تغییر ساختار و کارکرد اکوسیستمهای کشاورزی متمرکز باشند، حاصل خواهند گشت.


 IPM در سیستمهای کشاورزی پایدار

اجرای برنامه های IPM موجب کاهش قابل ملاحظه ای در کاربرد آفت کشها در گیاهان زراعی متعدد گردیده است. به عنوان نمونه از سال 1971 (هنگامیکه برنامه های IPM در آمریکا آغاز شدند) تا سال 1982، از مصرف آفت کشها در پنبه 46 درصد کاسته شده است. کاهش مشابهی نیز در زمینه گندم، سورگوم و بادام زمینی به دست آمده است. اما علیرغم این موفقیتهای آشکار و مزایای دیگر ناشی از اجرای برنامه های IPM، تنها 8 درصد از زمینهای زراعی ایالت متحده آمریکا از برنامه های IPM پیروی می نمایند؛ از سوی دیگر مصرف آفت کشها در برخی دیگر از گیاهان زراعی از جمله ذرت و سویا،‌ به ترتیب 15 و 16 درصد افزایش نشان می دهد. اکنون تنها در ایالات متحده آمریکا سالیانه 337 میلیون کیلوگرم آفت کش در زمینهای زراعی مصرف می شود که از این میان 195 کیلوگرم آن به علف کشها اختصاص دارد. برنامه های کلاسیک IPM عمدتاً بر استفاده از دیده بانی دقیق و کاربرد آگاهانه علف کشها به هنگام ضرورت متمرکز بوده و می تواند در سیستمهای زراعی متداول بر نهاده تا حد ممکن موجب کاهش استفاده از آفت کشها شود. اما وضعیت IPM در سیستمهای کشاورزی پایدار که در آنها نهاده های «برون مزرعه ای» اندکند چگونه خواهد بود؟ تعقیب جمعیت آفات و آستانه اقتصادی- زیر بنای مفهوم IPM به شمار می آیند اما در دنیای واقعی چیزی که «آستانه اقتصادی » نامیده می شود، در حقیقت «آستانه عمل» است که بر پایه داده های محدود تحقیقاتی به وجود آمده و سپس به نواحی گسترده ای تعمیم داده شده است. ایجاد مدلهای واقعی و پویای تعیین آستانه اقتصادی، بسیار پرهزینه بوده وی نیازمند تحقیقات بلند مدت در شرایط آب و هوایی و خاکهای گوناگون است. متاسفانه تخصیص بودجه کوتاه مدت و استفاده از نیروی تازه کار، غالباً منجر به گردآوری مجموعه محدودی از داده ها گردیده که می باید برنامه های ترویجی IPM را براساس آنها پایه ریزی نمود. از سوی دیگر به محض آنکه برنامه نمونه گیری و آستانه اقتصادی یک آفت خاص در یک محل تعیین می شود، بدون در نظر گرفتن شرایط جغرافیای خاص آن، در مناطق دیگر نیز مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین شکاف قابل ملاحظه ای میان آستانه عمل که در بیشتر برنامه های IPM به کار گرفته می شود و آستانه اقتصادی پویا، وجود دارد. علیرغم فقدان دقت لازم که از عدم اجرای تحقیقات بلند مدت ناشی می شود، برنامه های IPM که بر پایه نمونه گیری و آستانه اقتصادی بنا نهاده شده اند، در هر صورت در سطوح بسیار زیاد و بسیار کم جمعیت آفت سودمندند؛ اما هنگامیکه تراکم آفت در سطحی متوسط قرار داشته باشد، (یعنی به آستانه اقتصادی نزدیک باشد) شک و تردید به وجود می آید. عدم یقین و یا احتمال اشتباده در کنترل آفت را می توان با افزایش پیچیدگی مدل و منظور کردن پارامترهای بیشتر از یک ناحیه خاص و جمع آوری نهاده مزرعه ای بیشتر کاهش داد. به عبارت ساده تر، لازم است نهاده های اطلاعاتی افزایش یابند. در هر صورت افزایش پیچیدگی مدل و جمع آوری داده های بیشتر، مستلزم بالا رفتن هزینه های مربوط خواهد بود. هنگامیکه افزایش هزینه مربوط به جمع آوری اطلاعات، (مثلاً دیده بانی) با هزینه های کنترل شیمیایی برابر باشد، تولید کننده دیگر قادر به تامین مخارج برای دستیابی به اطلاعات لازم جهت اخذ تصمیم صحیح نبوده و در نتیجه معمولاً اقدام به استفاده از آفت کشهای شیمیایی خواهد نمود.

 تجزیه و تحلیل IPM و هزینه های برون مزرعه ای

هزینه های مربوط به استفاده از آفت کشها و IPM بر عهده زارع است. تولید کنندگان در حال حاضر مسئول پرداخت هزینه های برون مزرعه ای مربوط به خسارات زیست محیطی ناشی از استفاده افراطی از آفت کشها نیستند. اینگونه هزینه ها بسیار چشمگیر بوده و در حال حاضر بطور کلی توسط دولت و مالیات دهندگان تامین می شود. بنابراین مزایای اقتصادی خرد که با کاربرد آفت کشها همراه است، گسترش برنامه های IPM را محدود می سازد. هر چند نیروی محرکه اصلی در برنامه های IPM کاهش آلودگیهای زیست محیطی از طریق کاربرد کمتر آفت کشها بوده است، متاسفانه بسیاری از برنامه های IPM با تجزیه و تحلیل اقتصادی که در آنها هزینه های کل ناشی از کاربرد آفت کشها را در نظر نمی گیرند، استفاده بیشتر آفت کشها را توجیه پذیر می نمایند. برنامه های IPM همچنین بیشتر بر پایه کشت تک محصولی نظیر سویا، سیب و غیره متمرکز می باشد، نه بر محور سیستمهای کلی زراعی نظیر سیستمهای تلفیقی کشاورزی- دامپروری. توجیه بسیاری از متخصصین کشاورزی تنها به گیاهان خاصی که در حیطه مسولیتشان می باشد، محدود گشته است؛ در حالیکه لازم است به جای محصولات خاص، به سیستمهای کلی زراعی بذل توجه شود.


 مدیریت آفت یا آفت کش؟
مجموعه IPM بر مبنای درک اکولوژی سیستم گیاه- آفت و یک کاسه کردن تاکتیکهای کنترل، تحت لوای مدیریت آفت بنا نهاده شده، با اینهمه درعمل، IPM در بسیاری موارد به مدیریت آفت کش محدود گشته است. برنامه های IPM اغلب صرفاً شامل زیر نظر داشتن آفت و استفاده از آستانه های اقتصادی به منظور کاربرد بهینه علف کشها بوده و استفاده از سایر تاکتیکها از جمله کنترلهای بیولوژیک و زراعی، در این گونه برنامه ها معمولاً بسیار محدود است. برنامه های کنترل بیولوژیک و برنامه های IPM غالباً به طور مستقل از یکدیگر طرح ریزی می شوند و بدین ترتیب پتانسیل کامل IPM بمراتب از آنچه که باید باشد، دور می ماند. بدیهی است برنامه های IPM در کاهش کاربرد آفت کشها بی اندازه سودمند بوده است، اما از سوی دیگر IPM را می توان به برنامه های آزمایش خاک یعنی انجام آزمایش بر روی خاک و سپس افزودن کود به میزان لازم تشبیه نمود. بدین ترتیب از مصرف بیش از اندازه کود جلوگیری بعمل می آید. اما نکته اینجاست که توصیه های به عمل آمده براساس نتایج آزمایش خاک توسط موسسات آزمایشگاهی، با یکدیگر تفاوت قابل ملاحظه ای دارند. برای مثال برخی آزمایشگاهها 109 کیلوگرم کود ازته را توصیه می نمایند و موسسه دیگری توصیه می کند مصرف کود ازته لازم نیست! در کشاورزی پایدار، صرف انجام آزمایشات خاک به منظور توصیه کود، یک مساله زیر بنایی محسوب نمی شود. نکته اساسی آن است که در وهله اول چگونه می توان نیاز کلی به کودها را کاهش داد؟ تناوب در کشت گیاهان زراعی و استفاده از بقولات به عنوان تثبیت کننده بیولوژیک ازت، موجب کاهش نیاز به کود می شود. به همین ترتیب در خصوص IPM نیز دیده بانی استفاده از آفت کشها تنها به هنگام رسیدن به آستانه اقتصادی مطمئناً از مصرف این مواد شیمیایی می کاهد. با این حال مطلب عمده آن است که چگونه می توان از وابستگی خود به آفت کشها کاست؟ بنابراین لازم است تاکید بیشتری بر اجرای کنترلهای زراعی و بیولوژیکی که جمعیت آفات را کاهش داده و از انفجار جمعیت آنان جلوگیری به عمل می آورند و همچنین نیاز به مواد شیمیایی آفت کش را کاهش می دهند، به عمل آید.

 ضرورت طراحی سیستمهای زراعی

به منظور دستیابی به اهداف چند گانه کشاورزی پایدار (تولیدات سودآور تر دامی و گیاهی سالم در صورتیکه فرسایش خاک و آلودگیهای زیست محیطی به حداقل ممکن برسد) طراحی مجدد سیستمهای زراعی از بالاترین اولویتها برخوردار است. از آنجا که در اکوسیستمهای کشاورزی اثرات پیچیده متقابلی وجود دارد، مجموعه برنامه های IPM از همان آغاز «رهیافت سیستمی» را در دستور کار خود داشته است. عملیات زراعی، بویژه کاربرد مواد شیمیایی مختلف، تاثیر بسزایی بر روی دامنه وسیعی از موجودات غیر مورد نظر، بر جای می گذارد. برای مثال می توان به نمونه های زیر اشاره نمود:
·      استفاده از کودهای ازته موجب تحریک انفجار جمعیت شته در گیاهان خانواده کلم می شود.
 ·       آفت کشها با از بین بردن دشمنان طبیعی علفهای هرز، باعث افزایش جمعیت آنها می گردند.
·       استفاده از حشره کش کاریوفوران، رشد علفهای هرز برگ باریک را به دنبال خواهد داشت.
·       قارچ کشها، قارچهای خاک که بر روی جمعیت نماتدها کنترل طبیعی اعمال می کنند را از میان می برد.
·   حشره کشها و قارچ کشها از جمعیت کرمهای خاکی کاسته و بنابراین حاصلخیزی خاک و سرعت نفوذ آب در خاک را کاهش می دهند.

در حال حاضر نیاز اساسی به مطالعه اکولوژی سیستمهای کشاورزی احساس می شود اما بجای آنکه به مطالعه سیستمهای متعارف پرنهاده ادامه دهیم تا بتوانیم کارآیی آنها را افزایش دهیم، کشاورزی پایدار بر طراحی و توسعه اکوسیستم های کشاورزی جدیدی که در آنها فرآیندهای اکولوژیکی مفید به حداکثر ممکن رسیده و نهاده هایی برون مزرعه ای پرهزینه به حداقل خود می رسند، تاکید دارد. برنامه های IPM اصولاً برای اجرا در سیستمهای استقرار یافته و پرنهاده طراحی شده اند. بنابراین کسب موفقیت در چنین شرایط محدود و نامطمئنی دشوار است. تحت چنین سیستمهایی به کنترل آفات به عنوان یکی از عملیات زراعی نگریسته می شود وسایر فعالیتهای بیولوژیکی، بجز فتوسنتز جامعه گیاهی و جذب عناصر غذایی توسط گیاه، نادیده گرفته می شود. بنابراین کشاورزی پایدار فراتر از یک متدولوژی بوده و یک رهیافت فلسفی متفاوتی را طلب می نماید. هر چند سیستمهای کشاورزی پایدار با استفاده کمتر از نهاده های شیمیایی که اساسشان سوختهای فسیلی است،‌همراه می باشد، اما در عین حال این سیستمها نیازمند افزایش معلومات در خصوص مدیریت فرآیندهای اکولوژیکی می باشند. بنابراین، سیستمهای کشاورزی پایدار را می توان به صورت سیستمهای کم نهاده از نظر مواد و پرنهاده از نظر اطلاعاتی، توصیف کرد. انجام عملیاتی که متضمن استفاده از نهاده های شیمیایی است، فرآیندهای اکولوژیکی موجود در سیستمهای کشاورزی را کمرنگ جلوه می دهد. برای مثال، افزودن مقادیر معتنابهی از کودهای معدنی به سیستمهای زراعی موجب آن می گردد که زارع توجه اندکی به فرآیندهای چرخش عناصر که در آنها ارگانیسمهای خاکزی گوناگونی شرکت دارند و همچنین مکانیسمهای همراه با آن که بر اتلاف عناصر از سیستمهای خاک تاثیر می گذارند، معطوف نماید. به همین ترتیب استفاده از علف کشها موجب حذف علفهای هرز از یک سیستم کشاورزی شده و بنابراین جنبه های مربوط به روابط متقابل میان گیاهان،‌نظیر رقابت و زندگی همزیستی، مفهوم خود را از دست می دهند؛ همچنانکه از نهاده های شیمیایی کشاورزی کاسته می شود، نیاز به درک و مدیریت فرآیندهای اکولوژیکی سیستمهای کشاورزی فزونی می یابد. به عبارت دیگر، لازم است دانش و مدیریت فرآیندهای اکولوژیک را جانشین انرژی و مواد شیمیایی نمود.
  نظرات ()
بیماریهای مهم خیار گلخانه ای نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/٦

کشاورزی که با دانش زمین کاشت .........

 

بیماریهای  مهم خیار گلخانه ای

1- نام بیماری   :   بوته میری خیار یا مرگ گیاهچه
عامل بیماری  : پیتیوم دباریانوم

  علائم :

گروهای مختلف جنس پیتیوم از عاملین مهم مرگ گیاهچه در خزانه بوده که سبب پوسیدگی طوقه و ریشه گیاهچه می شود در گیاه بالغ سبب پوسیدگی نوک ریشه شده ایجاد پژمردگی و در نهایت سبب مرگ بوته می شود در اراضی که برای بار اول خیار کاشته می شود این بیماری کمتر دیده می شود .                                         
بیولوژی بیماری
این قارچ در تکثیر جنسی تولید اووسپور می نماید ودر مرحله غیر جنسی هیفهای ظریف منشعب تشکیل می دهد که در رأس انشعابات حامل زئوسپورانژیوم هستند که حاوی زئوسپر دو تاژکی هستند به کمک تاژکها در قطره های آب روی میزبان شنا کرده تاژکها را از دست داده وبه کیست تبدیل می شود و بعد جوانه زده وارد میزبان شده تولید آلودگی می کند .
کنترل
توصیهای مدیریتی در خصوص تهویه خاک  ، وضعیت رطوبتی و دمای گلخانه برای بوته های خیار ، ضدعفونی خاک و استریل کردن بوسیله متیل بروماید و یا بخار آب و انرژی خورشیدی از اهمیت خاصی برخوردار است . عواملی مثل بستر سرد و مرطوب که باعث طولانی شدن رشد ریشه ها می گردد و تنش آبیاری با آب خیلی سرد در هوای گرم و آسیب ریشه ها بوسیله حشرات خاکزی و یا ابزار کشاورزی باعث آلودگی ریشه ها شده . حذف بوته های آلوده از محیط گلخانه و ضدعفونی محل بوته با تیرام و پرو پاموکارب ، متام سدیم ، برمور متیل .
2- نام بیماری   :   سفیدک دروغی
عامل بیماری : پرونوسپورا
علائم
بیشترین خسارت رت به گلخانه داران وارد می کند و حداقل به مدت یکماه تولید خیار متوقف می شود در بین گلخانه داران به سرخی معروف است در هوای گرم و مرطوب گلخانه چنانچه بوته ها تحت تنش هوای گرم در روز و هوای سرد در شب قرار بگیرند بوته ها ریعاً آلوده می شوند . آلودگی ابتدا روی برگها با ایجاد لکه های چند ضلعی سبز کمرنگ ظاهر می شود و آلودگی توسط تهویه و ابزار و ادوات و کارگران در بین ردیفها انتشار یافته بعد از چند روز لکه ها به زردی گراییده و  قهوه ای و خشک می شود و بوته از حالت رشد و تولید طبیعی خارج می شود در اثر رطوبت بالا و دمای زیاد گلخانه و کم شدن مقاومت گیاه در اثر کمبود عناصر غذایی قارچ ایجاد و گسترش می یابد . در اثر رطوبت در سطح پایینی برگها کپک خاکستری متمایل به بنفش ظاهر شده و سبب سقط گلها و خشک شدن برگها می شود .
بیولوژی بیماری                                                            
در شرایط مناسب محیطی زئوسپرها جوانه زده و وارد روزنه گیاه می شود و پس از گذشتن دوره انکوباسیون از زیر برگها اسپورانژیوم خارج شده که عامل آلودگی ثانویه می باشند به صورت اووسپور در بقایای گیاهی زمستانگذرانی می کند .
کنترل
برای پیشگیری باید بقایای آلوده از گلخانه بیرون شده و منهدم گردد . تقویت بوته ها با کودهای مایع و استفاده از سموم مسی و کلروتالونیل ، کاهش رطوبت و تهویه مناسب ، هرس برگهای آلوده .
3-  نام بیماری  :  سفیدک سطحی
عامل بیماری : اسفاروتکا
علائم
در سطح بالایی برگها لکه های سفید پودری ظاهر می شود و با گذشت زمان بافت آلوده خشک شده و از بین می رود آلودگی در هوای مرطوب و خنک ایجاد می گردد میزبان واسط این بیماری علفهای هرز خانواده آفتابگردان است . بعد از مدتی تمام سطح برگ سفید شده و بتدریج زرد و قهوه ای شده و گیاه پژمرده و پیر می شود و تولید کاهش می یابد .
بیولوژی بیماری
سفیدک سطحی در دمای اپتیمم 18-20 درجه و با رطوبت حدود 75 درصد باعث آلودگی می شود دمای بالای 35 درجه و پایین 10درجه سبب توقف بیماری می شود آلودگی توسط کنیدی ها شروع شده که پس از تماس با میزبان تشکیل میسلیوم و کنیدیوفر و کنیدی می دهد و توسط هوستوریوم کوتیکول بافت میزبان را سوراخ کرده و از شیره سلولی تغذیه می کند زمستانگذرانی توسط میسلیوم و کلیستوتسیوم روی بقایای گیاهان آلوده انجام می گیرد . 
کنترل
با مشاهده اولین علائم تهویه مناسب و سمپاشی با گوگرد و دینوکاپ مؤثر است .

4-  نام بیماری  :  اسکلروتینیای خیار
عامل بیماری  : اسکلروتینیا اسکلروتیوروم
علائم
این قارچ می تواند به برگ ، میوه و ساقه خیار حمله می نماید علائم اولیه بیماری به صورت رویش پنبه مانندی روی قسمتهای بیمار گیاه ظاهر می شود اگر ساقه اصلی گیاه بیمار باشد مغز ساقه پوسیده شده و با پیشرفت بیماری گیاه زرد و پژمرده می شود درداخل کپک سختینه های کوچک کروی در آغاز زرد و بعد سیاه رنگ بوجود می آید این بیماری روی میوه های در انبار مرطوب و بدون تهویه هوا ظاهر می شود . این قارچ در خاک تا سالها به دوام خود ادامه داده رطوبت بالا به مدت طولانی ، آب چکیدن سقف گلخانه ، آبیاری ، شبنم و مه و نیز هوای خنک تا معتدل مناسبترین شرایطی هستند که قارچها می توانند بسرعت رشد و توسعه یابند .
بیولوژی بیماری
پاتوژن به مدت طولانی در خاک پایدار باقی می مانند تولید میسلیوم وآپوتسیوم می کند هر آپوتس حاوی چندین آسک و آسکوسپور است که توسط باد در محیط پراکنده می شوند و در شرایط مناسب سبب آلودگی اولیه می شوند در خزانه های فاقد تهویه و دمای زیر 20 درجه شایع است .
کنترل
کاشت تناوبی ، اقدامات بهداشتی ، شخم عمیق ، دقت در آبیاری ، مدیریت صحیح و استفاده از نایلون مواد یو وی دار و ضدعفونی خاک گلخانه قبل از کاشت کمک مؤثری در کنترل بیماری می کند کاهش رطوبت همراه با استفاده از سموم قارچکش بهترین روش مبارزه است .
5- نام بیماری  :   پژمردگی فوزاریومی
عامل بیماری :  فوزاریوم اکسیاسپوروم
علائم
علائم ظاهری بیماری در مراحل اولیه رشد بوته با زرد شدن برگچه های اولیه و پژمرده شدن آن همراه است ولی در بوته های بالغتر ابتدا برگهای پایینی پژمرده شده و سوخته می شوند آوندها در ساقه قهوه ای شده و صمغ از ساقه خارج می شود در آلودگی شدید بوته پژمرده و گیاه می میرد ودر رطوبت و دمای بالا آلودگی از ریشه نفوذ کرده و موجب سفید و صورتی شدن روی ساقه مرده می گردد .
بیولوژی بیماری
پاتوژن در خاک ، بذر بیش از دو سال زنده مانده و تولید ماکروکنیدی بی رنگ با دیواره عرضی می کند .
کنترل
ضدعفونی خاک با اشعه خورشید و بخار آب داغ و استفاده از سموم قارچ کش ، تیوفانات متیل ، بنومیل مناسب می باشد .
6- نام بیماری  :   ورتیسیلیوم
عامل بیماری : ورتیسیلیوم
علائم
علامت این بیماری پژمردگی برگها است و ابتدا در روز که دما بالا است مشهود ودر شب بوته ها به حالت طبیعی برمی گردد در ادامه نقاط لوزی شکل روی برگها ظاهر که بتدریج زرد و برگها چروکیده می شوند و در برخی موارد گیاه می میرد و برخی از نقاط آوندهای آبکش برنگ زرد تیره دیده می شوند دمای پایین بستر خاک آلودگی ریشه را افزایش میدهد می تواند مدتها در خاک باقی مانده و اطلاع از سوابق آلودگی در منطقه و ضدعفونی آنجا کمک مؤثری در کنترل بیماری می کند .
7- نام بیماری   :   لکه زاویه ای
عامل بیماری : سودوموناس سیرینگه
علائم
نشانه ها در روی برگ ، ساقه ، دمبرگ و میوه دیده می شود . لکه های روی برگ به رگبرگ منتهی می شود و زاویه دار بنظر می رسد لکه ها آبکی و بعد از برگ جدا شده و می افتد و سوراخهایی در برگ ایجاد  می شوند برگهای جوان نسبت به برگهای پیر حساس ترند گلهای ماده و میوه ای آلوده از گیاه جدا شده وروی میوه بافته به رنگ سفید تا خرمایی در آمده و ترک می خورند روی دمبرگ و ساقه لکه های گچی رنگ که سطح ناهمواری دارند دیده می شود .
بیولوژی بیماری
باکتری زمستان را روی بذور گیاهان جالیزی می گذراند باکتری می تواند مدتها در خاک یا بقایای آلوده زندگی کرده با آب آبیاری پخش می شود از طریق زخمها و روزنه ها وارد گیاه شده و به راحتی منتشر می شود بیماری در شرایط رطوبتی بالا شدت می یابد دمای 24 تا 28درجه و رطوبت 95درصد برای رشد مناسب هستند .
کنترل
تهویه مناسب گلخانه رعایت بهداشت و هرس صحیح بوته ها ضدعفونی بذور باسموم مسی و آب داغ از راههای مبارزه با این بیماری است قارچکشهای مانب ، مانکوزب و سموم مسی مناسب است.

8- نام بیماری  :   کپک خاکستری    
عامل بیماری : بوتریتیس
علائم
علائم بیماری با مرگ بافت ساقه ها و با خسارت روی برگها ظاهر می شود که در اثر زخمی شدن بافته و برداشت نامناسب خیار اتفاق می افتد آب گزیدگی و پوسیدگی گلبرگها و خیس شدن میوه ها موجب پخش شدن قارچ می شود که ابتدا قهوه ای  و سپس خاکستری می شوند .
در شرایط رطوبتی بالای 85 درصد و تهویه نامناسب روی میدهد اشعه ماورابنفش که وارد گلخانه می شود باعث بروز بیماری می شود برای کنترل تهویه و کاهش رطوبت داخل گلخانه و استفاده از قارچکشهای دی کربوکسیامید و بندزی میدازول و تناوب کشت از راههای کنترل بیماری است .

9- نام بیماری :  گموز خیار
عامل بیماری : کلادوسپوریوم
علائم
علائم بصورت نقاط قهوه ای رنگ با حاشیه زرد رنگ روی برگها ظاهر می شود سپس این نقاط خشک شده و میریزد و برگ سوراخ سوراخ می شود . بیماری باعث کوتاه شدن فاصله بین بندهای ساقه های انتهایی شده  و حالت روزت پیدا می کند زخمهای نامنظمی روی زوایای نتهای دمبرگ و ساقه ها ایجاد و رنگ آن به سفید و خاکستری تبدیل می شود و ترشحات قهوه ای از زخمها خارج شده و روی میوه ها آبگزیدگی بصورت کچلی ایجاد می شود و بافتها متورم می شود .
درگلخانه های سرد و مرطوب و بدون تهویه توسعه بیماری صورت می گیرد . استفاده از ارقام مقاوم در پیشگیری مناسب است .

10-  نام بیماری :  ویروس موزا­ئیک خیار
عامل بیماری : کوکومبر مورائیک ویروس
علائم
در مرحله گیاهچه ای کوتیلدون ها زرد و پژمرده شده و برگهای تازه در آمده حالت موزائیکی نشان می دهند رشدشان کم و بدشکل می شوند و بندرت میوه تولید می شود و زندگی کوتاهی دارند  برگهای جوان را به حالت برگشته و چروکیده در آورده و فاصله میان گره ها کوتاه و بوته به شکل روزت در می آید میوه ها از حالت طبیعی خارج  و علائم سفید ترش افتادگی روی آن بوجود می آید که لکه های سبز رنگ روی آن دیده می شود .
بیولوژی بیماری
ویروس عامل بیماری زمستان را روی علفهای هرز دائمی و میزبانهای واسط می گذراند انتقال ویروس بوسیله عصاره و حشرات مکنده از جمله شته ها انجام پذیر است و ضمناً افرادی که بوته های بیمار را هرس می کنند و در تعامل با بیماری هستند نیز باعث انتقال بیماری می شوند  ویروس همیشه در خیار تولید آلودگی سیستمیک می کند و انتقال آن از سلولی به سلول دیگر و از آوندهای آبکش انجام می گیرد .
کنترل
استفاده از واریته های مقاوم -  خودداری کاشت گیاه در جوار محصولات یک یا چند ساله آلوده به بیماری ویروسی از بین بردن علفهای هرز اطراف و داخل گلخانه مبارزه با حشرات مکنده مثل شته ، زنجره ، کنه و تریپس انهدام بوته بیمار با ریشه از داخل گلخانه پیشگیری در مورد بیماری های ویروسی عملی تر می باشد . پاشیدن روغن و استفاده از ارقام مقاوم

11-  نام بیماری    :    آنتراکنوز
عامل بیماری  : کولتوتریکوم
علائم
در مرحله گیاهچه ای کوتیلدونها از بین رفته روی ساقه زخمهای قهوه ای رنگ مایل به سیاه دیده شده که بسرعت شکاف برداشته و منجر به مرگ گیاهچه می شود روی برگهای جوان لکه های سبز رنگ پریده بوجود می آید که در مرکز قهوه ای مایل به قرمز هستند پس از مدتی خشک شده و لکه ها دربین رگبرگها زاویه دارند کمکمک سطح برگ را فرا می گیرند ساقه در محل لکه ها می شکند صمغ بیز بیرون می آید روی میوه ها آلودگی بصورت لکه های گود سبز کمرنگ می باشد که در گوشت میوه باعث پوسیدگی آبدار و یا خشک می کند میوهها در انبار و بازار نیز ممکن است در اثر بروز هاگها آلوده شوند .
بیولوژی بیماری
حرارت و دما مهمترین عامل برای رشد و نمو قارچ می باشد دمای 24 تا 27 در جه مناسب برای رشد می باشد هاگها پس از قرار گرفتن روی میزبان مکه هایی خارج می کنند که وارد اپیدرم گیاه شده و بعد از دوره کمون لکه های بیماری ظاهر می شود هاگها بوسیله باد، باران، حشرات و بذور میوه های آلوده منتقل می شوند .
کنترل
تناوب زراعی و استفاده از بذور سالم و یا ضدعفونی بذر با آب گرم 57 درجه به مدت 20 دقیقه استفاده از سموم زینب ، مانب و مانکوزب از راهای مبارزه با این بیماری می باشد .
12-  نام بیماری :  گل جالیز
عامل بیماری : اوروبانچ
علائم
گیاهی که در اوایل رشد مورد حمله گل جالیز قرار می گیرند رشدشان کند و به اندازه کافی نمی رسند ودر اواخر فصل رشد خسارت وارده کم و به کیفیت برگها آسیب میرسد . رنگ عمومی گل جالیز سفید متمایل به زرد ، بنفش و ارغوانی است ارتفاع بوته 15 تا 45 سانتیمتر بطور کپه ای در کنار طوقه هر میزبان می روید برگهایش فلس مانند گل و کپسول های بذر ریز می باشد ساقه گوشتی برنگ سفید وگلها منفرد روی محور اصلی ساقع قرار دارند و تعدادبسیار زیادی بذر تولیدکرده که تا چندین سال با ریشه خیار همزیستی دارند .
بیولوژی بیماری
بذر گل جالیز قوه نامیه خودرا تا 13 سال در خاک حفظ کرده و تاوقتی که با رشد میزبان خود تحریک نشود جوانه نمی زند به محض تماس ریشه میزبان با بذر گل جوانه زده و با گیاه تماس می یابد و در آن محل غده ای ایجاد کرده که با بافت ریشه میزبان جوش خورده که ریشه و ساقه جدیدی از انگل بوجود می آید پس از مدتی که گل از میزبان تغذیه کرد بصورت دسته ای از ساقه های زرد یا ارغوانی از زیر خاک بیرون می آیند و گیاه را ضعیف می کند و روز به روز به تعدادشان افزوده می شود .
کنترل
از بذر بوجاری شده استفاده گردد و از استعمال آب ، کود ، شن و آب آلوده به بذر گل خودداری کنید می توان با دقت ریشه گل جالیز را سوزاند وجین کردن به تعدادزیاد . استفاده از مگس فیتومیزا اوروبانچیا  و قارچ فوزاریوم و علف کش آلیل الکل در کنترل این انگل کمو بیش مؤثر می باشد هرچند که مبارزه با گل جالیز کار بسیار دشواری است .
بیماریهای مهم گوجه فرنگی در گلخانه
1  -  نام بیماری : لکه باکتریایی
عامل بیماری : زانتاموناس کامپستریس
علائم
 علائم بیماری در روی میوه ، برگ و ساقه دیده می شود روی میوه ها لکه های سیاه برجسته که بوسیله حاشیه آبسوخته محصور شده اند مشاهده می شود همزمان با رسیدن میوه ها لکه ها گسترش می یابند علائم روی برگ بسته به میزان رطوبت تحت تأثیر قرار می گیرند که لکه ها کوچک ، سیاه وقدری زاویه دار و روغنی بوده مرکز آنها شفاف و و دارای حاشیه سیاه می باشند تعدادلکه ها روی برگهای جوان بیشتر از برگهای پیر هستند در شرایط رطوبت بالا برگها ظاهری سوخته داشته و سرانجام برگها می میرند در بوته های جوان بیماری سبب بدشکلی و زردی برگها می شود .
بیولوژی بیماری
عامل بیماری در غیاب میزبان ودر روی بذر تا مدتها می تواند زنده بماند ولی باکتری در خاک نمی تواند به مدت طولانی بسر برد  زمستان را در اطراف ریشه های مرده و ساقه های گوجه فرنگی بسر می برد لذا بذور آوده و بقایای گیاهی آلوده و علفهای هرز میزبان به عنوان منبع اولیه آلودگی به حساب می آیند باکتریها از طریق روزنه ها و زخمها نفوذ کرده ودر بافت برگ تکثیر می نماید آلودگی ثانویه توسط باد و آب از سطح گیاه ایجاد می شود این باکتری توسط آبیاری بارانی و بارندگی شدید و شبنم طولانی گسترش می یابد در دمای 20 تا 35 درجه بیماری شدت می یابد و دمای 16 درجه شب و افزایش کود ازته باعث کاهش بیماری می شود .
کنترل
از بین بردن منبع آلودگی کاشت بذور و نشای سالم و ضدعفونی بذور با آب گرم و هیپو کلریت سدیم . خاک بستر بذر را با قارچکش کلروپیکرین و سایر سموم گازی شکل ضدعفونی نمود . عدم آبیاری بارانی ، استفاده از سموم مسی و باکتری کشهایی مانند استروپتومایسین و یا استفاده از سموم مسی همراه با مانب و مانکوزب  - تناوب زراعی و ارقام مقاوم در کنترل بلیماری مؤثر می باشد .
نام بیماری : پوسیدگی میوه یا خال سیاه بوسیله آنتراکنوز  -2
عامل بیماری : کولتوتریکوم
علائم
علائم مربوط به آنتراکنوز در میوه های رسیده یا زیاده رس ظاهر می شود لکه های روی میوه دایره ای و فرو رفته  با قطر 5/1 سانتیمترمی باشد  لایه زیر پوست سفید ، خشک شده و بافت مرکزی برنگ سیاه دیده می شود در شرایط مرطوب اسپورها بصورت توده نازک در آسروول در سطح لکه ها بوجود می آیند که می توانند انتشار یافته و سبب پوسیدگی شدید میوه شوند علائم بیماری روی برگ بندرت دیده می شود اما در صورت رطوبت 100 درصد به مدت 36 ساعت لکه های کوچک دایره ای و نکروتیک با هاله زرد رنگ بوجود می آید . قارچ عامل بیماری در اطراف ریشه نیز وجود دارد که در این صورت به آن بیماری خال سیاه گویند زیرا سختینه سیاه روی ریشه ها ایجاد می شود . پوست اندازی و ریزش ریشه های فرعی در گیاه آلوده از علائم اصلی بیماری است .
بیولوژی بیماری
قارچ عامل بیماری بوسیله بذر گسترش یافته و توسط سختینه زمستان را می گذراند بیماری در روی بقایای گیاهی ساقه ، ریشه و برگ در خاک ، علفهای هرز تا سالها باقی می ماند . سختینه ها جوانه می زنند تولید هیف کرده به داخل بافت ، ریشه و میوه هایدر سطح خاک نفوذ کرده و آلودگی اولیه را بوجود می آورد تولید آسروول و تعداد زیادی کنیدی میکند اسپور ها در رطوبت 100 درصد به مدت 24 ساعت جوانه می زنند و برای نفوذ به داخل برگ و.میوه تولید اپرسوریوم نموده عامل بیماری هنگامی گوجه فرنگی جوان است به کندی رشد می کند اما در هنگام گل بشدت رشد می نماید .
 کنترل
استفاده از بذور سالم ، استریل نمودن خاک ، کاربرد قارچکشهای گازی شکل و تناوب زراعی – استفاده از ارقام مقاوم و نشاهای سالم ، اجتناب از آبیاری بارانی سمپاشی باسموم کلروتالونیل ، مانکوزب ، مانب مفید می باشد . برداشت میوه به محض رسیدن میوه ها . -
3- نام بیماری : لکه موجی
عامل بیماری : آلترناریا سولانی
علائم
همه قسمتهای هوایی گیاه به بیماری آلوده می شود در خزانه مرگ گیاهچه در قبل و بعد از جوانه زنی اتفاق می افتد روی بوته های جوان پوسیدگی طوقه ایجاد میشود گیاهان آلوده کوتاه مانده در بوته های مسن روی برگهای جوان نقاط گرد تا زاویه دار ، قهوه ای تا سیاه که در حاشیه رنگ پریده وزرد هستند ظاهر میشود این لکه ها روی برگها بزرگتر و موجی شکل و به صورت دوایر متحدالمرکز وقهوه ای بطور متناوب مشاهده می گردد این لکه ها از حاشیه شروع شده کم کم بزرگ شده تمام پهنک برگ را می گیرد و سپس خشک می شود . بیماری از برگهای پایین شروع شده و به قسمت بالا سرایت می کند برگها زرد شده می افتند و علائم آفتاب سوختگی روی میوه ها ایجاد می شود خسارت در میوه ها در قسمت دم میوه ها  یا قسمتی که گل از میوه جدا می شود بوجود می آید این بیماری باعث فساد و نابودی میوه ها شده میوه ها ریزش پیدا کرده ، نشاهای جوان و ساقه نیز دچار بیماری شده که در ساقه موجب شکستگی می شود .
بیولوژی بیماری
قارچ عامل بیماری به صورت کلامیدوسپور در شرایط نامساعد روی بقایای گیاهی و یا در خاک می تواند تا مدتها زندگی کند قارچ بوسیله بذر منتقل می شود کلامیدوسپور در شرایط مناسب تولید میسلیوم و کنیدی می کند اسپورها در داخل آب در دمای 5/7 تا 35 درجه جوانه زده از طریق روزنه و یا بطور مستقیم وارد کوتیکول می شود و علائم را از خود بروز داده و آلودگی را بوجود می آورد .
کنترل
حتی الامکان بایستی از خاک و نشا و بذر سالم برای کشت استفاده نمود ضدعفونی خاک بستر ، استفاده از ارقام مقاوم ، تناوب زراعی ، وسموم زینب و مانب ، کلروتالونیل و مانکوزب توصیه می شود گوجه فرنگی را نبایستی بعد از بادمجان ، فلفل و سیب زمینی کاشت انهدام بقایای گیاهی ، تقویت گیاه ، عدم صدمه به گیاه و کاهش مدت زمان رطوبت روی برگ از شدت بیماری می کاهد.-
4- نام بیماری : پژمردگی فوزاریومی
عامل بیماری : فوزاریوم اکسیسپوروم
علائم
بیماری به صورت بی رنگ شدن رگبرگ برگهای جوان نمایان می شود دمبرگهای برگهای مسن به سمت پایین خم شده در مرحله گیاهچه ای گیاه طوقه پوسیده شده و می میرد در گیاهان مسن تر در طوقه گالهایی بوجود می آید که از روی گالها ریشه های نابجا تشکیل می شود . در برخی از بوته ها برگهای یکطرف خشکیده ودر طرف دیگر سبز باقی می مانند برگهای آلوده بتدریج خشک شده و میزبان میوه کم و نارس تولید می کند در صورت شدت بیماری میزبان سریع می میرد . از علائم ویژه این بیماری قهوه ای شدن بافتهای آوندی است گیاه با تولید صمغ سبب بسته شدن آوندهای چوبی می شود و پاتوژن با ترشح مواد سمی سبب انحراف در عمل جذب و دفع آب میزبان می شود . میوه ها بتدریج قه وه ای شده و نرم و چروکیده می شوند و در روی بوته باقی می مانند . 
بیولوژی بیماری
زمستان را بصورت اسپورهای متنوع می گذراند در دمای 27 تا 30 در جه تولید بیماری کرده بذر و گیاهچه آلوده از منابع مهم انتشار است پاتوژن از زخمهای ریشه وارد میزبان شده و توسط آوندها در میزبان انتشار می یابد .
کنترل
ضدعفونی خاک با یکی از سموم متام سدیم ، کلروپیکرین ، دازومت ، برومورمتیل ، بنومیل و تیوفانات متیل
افزایش آهک و کاهش ازت در خاک باعث کاهش بیماری می شود . استفاده از ارقام مقاوم و نشاهای سالم و قارچ بیولوژیک تریکودرما در موقع نشاکاری و تهیه بذر کمک مؤثری در کنترل بیماری دارد .-
5-  نام بیماری : پوسیدگی رایزوکتونیای گوجه فرنگی
عامل بیماری : رایزوکتونیا سولانی
علائم
علائم به صورت لکه های فرورفته مدور روی میوه های سبز ورسیده ظاهر می شود لکه ها قهوه ای روشن و دارای حلقه های متحد المرکزی هستند و بافت مورد حمله حالت پوسیدگی دارد در مواردی شکافهای شعاعی در سطح پوسیده دیده می شود و ریسه قارچ در محل شکافها مشخص است اغلب میوه های با تماس خاک آلوده میشود . 
ریسه ها دارای سلولهای چند هسته ای هستند دمای بیشینه و کمینه این قارچ 35 -34 ، 24-28 ، 7-10 درجه می باشد .
کنترل
کاشت ارقام مقاوم ، استفاده از قیم برای جلوگیری از تماس میوه ها با خاک ، قارچکشهایی مانند کلرو پیکرین مناسب می باشند .
6 نام بیماری : ویروس موزائیک خیار روی گوجه فرنگی
عامل بیماری : کوکومبر موزائیک ویروس
علائم
بوته های گوجه فرنگی در اثر بیماری کوتاه مانده برگها کروی و بدشکل می شوند از نشانه های بارز این بیماری باریک شدن برگها همرا با موزائیک می باشد و انتهای برگ به صورت نخ در می آید که اصطلاحاً بند کفشی گویند سطح برگ به رنگهای متناوب سبز روشن و کمرنگ به صورت موزائیکی در می آیند میوه ها از لحاظ اندازه و تعداد کم می گردند این ویروس در بقایای گیاهان نمی تواند پایدار بماند و بوسیله شته منتقل می شود این ویروس ناپایا است . حذف و خارج ساختن بوته های آلوده از گلخانه ، حذف گیاهان واسط و مبارزه باشته های ناقل از راهای کنترل این بیماری است .
 7 نام بیماری : ویروس موزائیک توتون روی گوجه فرنگی
عامل بیماری : تاباکو موزائیک ویروس
علائم
این بیماری بیشتر در نواحی گرم دیده می شود و علائم به ندرت تا قبل از مرحله بلوغ گیاه مشاهده می شود به برگ ، ساقه ها و میوه ها حمله می کند. شاخه های آلوده کوچک مانده و حالت پژمردگی دارد و برگها پیچیده می شوند  سبزی سطح برگها موزائیکی شده و گیاه کوتوله  می ماند نوارهای بلند قهوه ای بلند روی دمبرگ ، شاخه های بزگ و ساقه ایجاد می شود لکه های روی دمبرگ به قدر ی بزرگ می شود که سبب پژمردگی آن می شود لکه های روی میوه ها نامنظم ، برجسته و قهوه ای روغنی به نظر می رسند لکه ها ممکن است به هم بپیوندد خشک شده و ترک بردارد . 
بیولوژی بیماری
این ویروس دارای قدرت آلوده کنندگی شدیدی است در دمای 18 تا 24 درجه علائم بیماری 1 تا 14 روز بعد از تلقیح ظاهر می گردد در دمای 26 درجه علائم به صورت موزائیک خفیف در گوجه فرنگی دیده می شود .
کنترل
استفاده از ارقام مقاوم ، بذر و نشای سالم ، ضدعفونی نمودن خاک و از بین بردن ناقلین بیماری و حذف بوته های آلوده و رعایت بهداشت در گلخانه توصیه شده است .
8 نام بیماری : پژمردگی باکتریایی گوجه فرنگی
عامل بیماری : رالستومید سولاناسه روم
علائم
-لکه های نکروز ، قهوه ای تا سیاه با کلروز گسترده یا محدود روی برگها ایجاد می شود و موجب مرگ و ریزش آنها می شود بیماری باعث لکه های بیضوی روی دمبرگ و دمگل و ساقه می شود علائم روی میوه با خالهای ریز و سیاه شروع شده و بعد اطراف لکه ها و بدون حاشیه مشخص می شود اما ممکن است هاله کلروتیک نیز ایجاد گردد در شرایط مرطوب گاهی منجر به تولید لکه هایی با تراوش شیرابه فتیله مانند می گردد .در مراحل اولیه بیماری قسمتهای آوندی زرد و قهوه ای شده و در نتیجه گیاه پژمرده می شود .
بیولوژی بیماری
این باکتریها گرم منفی ، هوازی ، کاتالاز مثبت ، میله ای ، تکی یا دوتایی و دارای بیش از یک تاژک قطبی بودند تمامی استرینها روی محیط کشت تولید رنگ فلورسنت می کند .
کنترل
کنترل این بیماری در خاکهای آلوده مشکل است ولی تناوب زراعی با گیاهان غیر حساس مفید است  استفاده از واریته های مقاوم و پرهیز از کاشت در زمینهای آلوده مبارزه با حشرات وکنه ها و ممانعت از انتقال فیزیکی عامل بیماری ، استفاده از ترکیبات مسی و آنتی بیوتیکها از زمان شروع گلها به فاصله یک یا دو هفته  و ترکیبات فنلی و استرینهای غیر بیماریزا و سودوموناسهای آنتاگونیست  از روشهای مناسب جلوگیری از آلودگی با این بیماری است .
9- نام بیماری  : جاروئی شدن گوجه فرنگی
عامل بیماری : اسپونگوسپرا سوبترانا
علائم
عامل آن قارچ خاکزی است که حامل ویروس آلوده کننده می باشد اولین علائم این بیماری لکه های نکروزه شده حلقوی روی برگ بروز می کند برگهای جوان زرد شده و تعداد زیادی جوانه های جانبی ظاهر می گردد که منظره جاروئی شکل به بوته ها می دهد طولی بوته متوقف و گیاه کوتاه باقی می ماند . این بیماری به طرق مختلف مکانیکی به بوته ها منتقل می شود استفاده از ارقام مقاوم و نشاء سالم و حذف بوته های آلوده و گیاهان واسطه می تواند در مبارزه و جلوگیری از توسعه بیماری مؤثر باشد.
10 نام بیماری : کپک خاکستری
عامل بیماری : بوتریتیس سینرا
علائم
علائم این بیماری با مرگ بافت ساقه ها و یا خسارت روی برگها و با قهوه ای شدن میوه های کوچک که به تدریج خاکستری رنگ می شوند ظاهر می شود . بیولوژی این قارچ روی گوجه فرنگی مانند خیار است که آن را تکرار نمی کنیم. ورود اشعه ماوراءببنفش در گلخانه و بالا رفتن دما و رطوبت بیش از 85 درصد در صبحها بعد از طلوع آفتاب این بیماری شدت می یابد لذا متعادل نگه داشتن دما و رطوبت و ممانعت از ورود پرتو فرابنفش یو وی بداخل گلخانه با استفاده از نایلونهای مخصوص در جلوگیری از شیوع بیماری مؤثر است و با محلول پاشی قارچ کشها نیز کنترل می شود .
11 نماتدهای گوجه فرنگی
نماتدهایی که خسارت می زنند ملویدوجین ، پراتایلنکوس، دیتایلنکوس، هترودرا می باشد .
              بیماریهای فلفل در گلخانه 
1-  نام بیماری : بوته میری
عامل بیماری : فیتوفترا
علائم
چون عامل بیماری خاکزی است لذا به ریشه ، طوقه و قسمتی از ساقه که نزدیک به بستر است حمله می کند و پس از ورود به میزبان به اطراف محل نفوذ پیشروی می کند بافت مورد حمله قهوه ای تیره وسیاه شده و اطراف محل بافت را آلوده می کند و پس از مدتی برگهای سبز پژمرده شده و بوته سبز خشم می شود لکه های آلوده روی برگ گرد و سوخته و خشک می شود ، لکه ها ترک برداشته و از قسمت غیر آلوده جدا می گردد در میوه ها آلودگی به صورت سبز تیره و آبسوخته بنظر می رسد خشک و چروکیده و روی بوته باقی می ماند . پیدایش بیماری به دمای محیط وخاک وسن گیاه بستگی دارد عامل بیماری در خاک و بذر باقی می ماند در دمای سرد و گرم تولید اسپورانژهای لیموئی کرده و  در محیط مرطوب اغلب به برگ ومیوه و شاخه های جوان بوته های فلفل حمله می کند  ولی در شرایط خشک روی ریشه باعث پوسیدگی ریشه می شود .
کاشت فلفل در زمینهای زهکش دار ، تناوب ، ضدعفونی  بذر با قارچکش تیرام ، ویتاواکس ، متالاکسیل و ضدعفونی خاک با متیل بروماید از راههای کنترل بیماری بوته میری می باشد .
2- نام بیماری : پوسیدگی فلفل
عامل بیماری : اسکلروتیوروم رولسفی
علائم
این بیماری در اثر قارچ پیتیوم هم بوجود می آید که در این صورت ته فلفل در محل اتصال به دم میوه به صورت لکه های کوچک آب سوخته نمایان می شود قسمتهای آلوده بزرگ ، نرم آبکی و فرورفته می شود در مدت 4تا 5 روز میوه پوسیده شده و پوست میوه ترک بر می دارد و پوششی از میسلیوم قارچ ظاهر می شود ولی بیماری که در قارچ اسکلروتینیا ایجاد می شود پوست میوه را خشک و چروکیده می کند و میوه ها ترک برمی دارد سختینه های کوچک و سیاه در حفره بذر دیده می شود .
کنترل
کاشت بذور عاری از بیماری ، از بین بردن علفهای هرز سولاناسه ، تناوب ، زیر خاک کردن بقایای گیاهی آلوده ، فاصله دار کشت شدن فلفل، تغذیه مناسب و رطوبت کافی ، کنترل حشرات ، جلوگیری از زخمی شدن میوه ها در حین حمل و نقل و برداشت ، خشک نمودن میوه ها بعد از برداشت و نگهداری میوه ها در سردخانه در کاهش خسارت بیماری مؤثر است .
3- نام بیماری : پوسیدگی رایزوکتونیایی طوقه و ریشه
عامل بیماری : رایزوکتونیا سولانی
علائم
نشانه های بیماری عبارت است از تغییر رنگ طوقه و ساقه به قهوه ای که بتدریج در امتداد ساقه پیشرفته ، ریزش تدریجی برگها و سرانجام به مرگ نبات منتهی می شود این علائم با علائم ناشی از بیماری فیتوفترا تفاوت دارد علائم ناشی از قارچ رایزوکتونیا باعث تغییر رنگ نسج آلوده به قهوه ای و سیاه شدن است که در نهایت به سبز خشک بودن بوته می انجامد در حالی که برگها سبز روی بوته باقی می مانند .
بیولوژی بیماری
کلنی قارچ روی محیط کشت در ابتدا بی رنگ ولی با گذشت زمان بتدریج به صورتی و قهوه ای گرایش می یابد ریسه های رویشی مجهز به تقسیمات شاخه ای در مجاورت بندهای انتهایی سلول می باشد سختینه ها در تاریکی و روی کلنی به رنگ قهوه ای مایل به قرمز بوده که پس از سه هفته به قهوه ای تیره و سیاه تبدیل می شود قارچ عامل بیماری بسیار پلی فاژ بوده و می تواند روی گیاهان خانواده بقولات زندگی کند و روی بقایای گیاهان زمستانگذرانی می کند .
کنترل
ضدعفونی خاک ، بذر با ایپرودیون و ویتاواکس ، تناوب کاشت ، واریته مقاوم و سیستم کاشت به صورت جوی و پشته ای در کنترل بیماری بسیار مؤثر است .
4- نام بیماری : ویروس فلفل
عامل بیماری :  ویروس سیب زمینی ، تنباکو ، یونجه و ... روی فلفل
علائم
گاهی این ویروس از راه بذر منتقل می شود که در این صورت از موقع جوانه زدن بیماری قابل رؤیت است و بسیار بارز است زیرا قسمتهایی از برگ به کلی سفید ، باریک ، پیچیده و کوچکتر از حالت عادی می گردند . برگها به رنگ روشن وتیره با نقوش حلقوی یا رگه هایی در طول رگبرگها دیده می شوند . میوه ها ریز با سطحی ناصاف و لکه های رنگ پریده می شوند . ویروس عامل بیماری توسط شته و در اثر انتقال مکانیکی توسط تماس آلوده یا تماس سرشاخه ها منتقل می شوند . ویروس موزائیک خیار ، توتون ، وای سیب زمینی روی فلفل مشاهده شده است . طی تحقیقات به عمل آمده در عصاره برگ فلفل با علائم نقش حلقوی پیکره های ویروس به شکل میله های کوتاه خمش نا پذیر دیده شده است .   
کنترل
منابع آلودگی در مجاورت مزارع فلفل باید از بین برود منابع آلوده مثل خیار و توتون و غیره در نزدیک کشت فلفل بایستی از بین برود کاشت یک نوار لوبیا و آفتابگردان بین لوبیا و فلفل استفاده از سموم شته کش ، استفاده از کاه و کلش ، آویزان کردن کارتهای زرد چسبناک در کنار کرتهای فلفل ، استفاده از ارقام مقاوم به بیماری ویروسی از راههای مبارزه با این بیماری می باشد .
5   نام بیماری : پوسیدگی گلوگاه
پوسیدگی در انتهای میوه در مقابل دم میوه به صورت لکه کوچک آب سوخته شروع شده و سپس لکه بتدریج بزرگتر می شود بطری که قسمت زیادی از میوه را آلوده می سازد مناطق آلوده دارای رنگ قهوه ای روشن تا قهوه ای مایل به سیاه هستند بافت آلوده خشک و بعداً قارچهای ساپروفیت به این قسمتها حمله می کند گاه گاهی پوسیدگی داخلی اتفاق می افتد باکتری مولد پوسیدگی نرم در اثر زخمهایی که توسط سایر عوامل در اینجا ایجاد شده وارد شده و سبب پوسیدگی نرم در فلفل می شود . این بیماری در اثر کمبود کلسیم در میوه های در حال رشد بوجود می آید در بررسیهای گلخانه ای اگر میزان کلسیم کمتر از 18 درصد باشد حدود 25 درصد آنها به پوسیدگی گلگاه دچار می شوند . افزایش زیاد ازت ، رشد سریع گیاه ، رطوبت زیاد در اثر بارانهای شدید ، خشکی و هرس ریشه در هنگام کاشت سبب شدت بیماری می شود.
6- آفتاب سوختگی
علائم
آفناب سوختگی هنگامی بوجود می آیدکه میوه ها در معرض آفتاب مستقیم قرار گیرند و هوا شدیداً گرم باشد . در بوته هایی که برگ آنها در اثر بیماری قارچی مثل پژمردگی فوزاریومی ، ورتیسلیومی و یا ویروس ریخته باشد بیشتر ظاهر می شود مناطق آلوده فرورفته یا چروکیده می شوند در میوه های رسیده لکه ها کرم متمایل به سفید است اما در میوه های جوان رنگ لکه ها قهوه ای روشن است بافت آفتاب سوخته در اثر گرمای هوا بسرعت خشک شده نازک و کاغذی می شود قارچهای ساپروفیت در این قسمتها رشد کرده و منظره کپک مانندی را ایجاد می کند .
بهتر است از ارقام پر برگ برای کاشت استفاده شود تا برگها میوه را بپوشاند ، با بیماریهایی که سبب برگ ریزی می شود باید مبارزه کرد در خلال برداشت دقت شود که بوته ها شکسته نشود و میوه ها در معرض آفتاب قرار مگیرند .
7- نماتدهای فلفل
نماتد پراتایلنکوس ( مولد زخم ) و نماتد دیتایلنکوس ( نماتد ساقه ) روی فلفل مشاهده است .
بیماریهای مهم بادمجان
1- نام بیماری : ساق سیاه
عامل بیماری : فیتوفترا کپسیسی
علائم
در محل آلودگی ابتدا لکه ها به رنگ قهوه ای تیره و یاسیاه پدیدار گشته که کم کم به طرف بالا و پایین و اطراف محل آلودگی پیشروی می کند. پس از چندی عامل بیماری به بافتهای مجاور لکه نفوذ کرده ، مانع از جریان شیره گیاهی می شود . عضو مورد حمله پژمرده و خشک می گردد و در محل آلودگی زخم و حالت پوسیدگی مشاهده می شود در نقاط  مرطوب و بارانی ریشه و طوقه آسیب می بیند . عامل بیماری در خاک و بذر وجود داشته و توسط آبیاری و وسائل کشاورزی به نقاط مختلف منتقل می شود اسپور عامل بیماری توسط باران از خاک به میوه و شاخ وبرگ انتقال می یابد .
کنترل
ضدعفونی خاک خزانه ، انتقال و انهدام شاخ و برگ آلوده ، زیر خاک کردن بقایای گیاهی ، تناوب زراعی ، فاصله دار کاشتن بوته ها و سمپاشی شاخ و برگها در صورت لزوم توصیه شده است .
2- نام بیماری  : سفیدک سطحی
عامل بیماری : ارایزیف و لویلولا
علائم
علائم قارچ ارایزیف بدین صورت است که در روی برگها لکه های سفید کثیف که همان مسیلیوم ها و اسپورهای قارچ هستند بوجود می آید لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده و بعد زاویه دار می شود در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگهای پایینی زودتر مورد حمله قرار می گیرند برگهای سفیدک زده ممکن است زرد شده و بمیرند . قارچ لویلولا در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ بصورت لکه های زرد کمرنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شود در سطح زیرین برگ لکه ها دارای پوشش سفید رنگ بوجود می آید که بهم متصل شده و سپس برگها خشک می شوند ولی نمی افتند .
قارچ لویلولا دارای 4 کنیدیوفر از یک روزنه هستندکه هر کدام فقط یک کنیدی دارند و بعد از مدتی کلیستوتس های کروی از میان رشته های سفید میسلیوم بوجود می آید که حاوی آسکوسپور هستند و می توانند زمستانگذرانی کنند کنیدی بوجود آمده در زیر برگ بوسیله باد گسترش می یابد در رطوبت نسبی 52 تا 75 درصد و دمای 26 درجه جوانه می زنند .
کنترل
استفاده از سموم گوگردی برای کنترل مناسب است .
3- نام بیماری : پژمردگی فوزاریومی
عامل بیماری : فوزاریوم اکسیسپوروم
علائم
رگبرگهای کوچک کم رنگ و روشن و رگبرگهای اصلی سبز باقی می مانند این حالت از برگهای پایینی شروع شده و به سمت بالا رشد می کند پژمردگی و مرگ برگها در این بیماری دیده می شود . در هوای گرم شایع است .                                             انتخاب ارقام مقاوم و ضدعفونی خاک برای کاهش اولیه آلودگی در کنترل آلودگی مؤثر است .
4- نام بیماری : پژمردگی ورتیسلیومی
عامل بیماری : ورتیسلیوم دهلی
علائم
گیاهان در همه مراحل زندگی به این بیماری دچار می شوند علائم از برگهای پایینی شروع می شود تعدادی از برگها پژمرده و زرد می شوند و می میرند ابتدا حاشیه برگ و بعد تمام برگ پیچ می خورد و برگها از گیاهان جدا می شود در مراحل پیشرفته بیماری گیاهان کوتوله وکوچک مانده و پژمرده وزرد می شوند و میوه های کمتری ایجاد می شود نوارهای سیاهی داخل میوه های آلوده ایجاد می شود که آوندها را آسیب مب زند و بافت ساقه های چوبی و ریشه های گیاه قهوه ای می شود . درصد آلودگی بذور بوجود آمده از گیاهان آلوده زیاد می باشد .
کنترل
از کاشت بادمجان بعد از گیاهان حساس به ورتیسلیوم مانند سیب زمینی کدو و گوجه فرنگی خودداری شود ، از بین بردن بقایای گیاهان آلوده ، ضدعفونی خاک با سموم گازی از قبیل کلروپیکریل ، متام سدیم ، بنومیل و کاپتان ، دادن مواد غذای کافی برای رشد گیاه ، مبارزه بیولوژیک با قارچ تریکودرما و استفاده از ارقام مقاوم در کنترل بیماری ورتیسیلیوم مؤثر می باشد .
5- نام بیماری : پوسیدگی اسکلروتینیایی
عامل بیماری : اسکلروتینیا مینور
علائم
علائ روی شاخ های فرعی و ساقه های اصلی گیاه دیده می شود علائم از محل زخم شروع می شود ودر نزدیکی سطح زمین مناطق آب سوخته ای با رنگ قهوه ای روشن یا تیره مشاهده می شود توده میسلیوم سفید با سختینه ها روی ساقه دیده می شود و پوسیدگی نرم را سبب می گردد در مناطق گرم وخشک شانکرهای خشک توسعه یافته سبب ازبین رفتن گیاه می شود .
عامل بیماری بوسیله میسلیوم روی گیاهان زندگی می کنند هر سختینه یک یا چند ساقه ایجاد می کند که در انتها بصورت بشقاب شکل می گیرد روی آن کیسه هایی است که تولید آسکوسپور می کند و بوسیله باد منتقل می شود در بارانهای شدید ومه و آبیاری بارانی خسارت شدید است دمای بهینه رشد قارچ 15 تا 21 درجه سانتیگراد است .
کنترل
عدم آبیارای بارانی ، تناوب بدون کاشت کاهو کلم لوبیا ، ارقام مقاوم ، سمپاشی شاخ و برگ با وینکلوزولین و ایپریدیون و ضدعفونی خاک گلخانه با متام سدیم یا کلروپیکرین و دازومت و یا بخار آب برای مبارزه توصیه شده است .
6- نام بیماری : موزائیک بادمجان
ظهور لکه های موزائیکی و چین خوردگی خفیف ، کوچک ماندن برگ ، ظهور لکه مردگی در برگ ، زرد شدن و نکروز گردیدن و ریختن برگهای پایینی از علائم بیماری ویروسی بادمجان می باشد .
حداقل یک نژاد از ویروس خیار روی بادمجان خسارت وارد می کند که سبب موزائیکی شدن برگها شده و کوچک شدن آنها ، پیچیدگی برگها  ، زرد شدن حاشیه برگ و کم شدن تولید میوه ها می گردد .
7- نماتدهای بادمجان
نماتد مولد غده ، نماتد مولد زخم و نماتد هترودرا روی گیاه بادمجان دیده می شود .
بیماریهای مهم توت فرنگی
1 نام بیماری  : پوسیدگی قهوه ای
عامل بیماری : فیتوفترا کاکتوروم
علائم
از قارچهای چند میزبانه است که صدمات زیادی به توت فرنگی وارد می نماید از علائم اصلی آن در سطح طوقه و ریزوم بویژه در محل یقه خسارت می زند . اولین علائم این بیماری در مناطق گرم روی قسمتهای هوایی ظاهر می شود علائمی نظیر پژمردگی و اپی ناستی ( خم شدن برگ به طرف پایین ) برگها به خصوص برگهای جوان و توقف تدریجی رشد گیاه ظاهر می شود گیاه رنگ سیاه به خود گرفته خشک شده و می میرد و ریزوم رنگ قرمز متمایل به قهوه ای می یابد . 
کنترل
کنترل این بیماری به علت دوام آن در خاک به صورت ساپروفیتی بسیار مشکل است تناوب زراعی ، زهکشی مناسب ، استفاده از گیاهان سالم ، عدم ایجاد زخم روی یقه و جلوگیری از ورود حشرات به گلخانه ، بعد از تشکیل میوه می توان از سموم بروموکارپ ، آلومنیوم ، تیرام ، متالاکسیل اسنفاده نمود .
2- نام بیماری : لکه سفید یا لکه ارغوانی توت فرنگی
عامل بیماری : رامولاریا تولاسمی
علائم
روی برگها لکه های مدور به رنگ سفید مایل به خاکستری و در بخش مرکزی لکه بنفش مایل به قرمز دیده می شود . لکه ها به هم پیوسته و منجر به نکروز پهنک می شود علائم روی دمبرگها و روی ساقه های رونده نیز می توانند ظاهر گردند.
کنترل
به محض مشاهده اولین علائم بیماری می توان از سموم تیرام ، زیرام ، بوردو ، اکسی کلرور مس استفاده نمود ، ممانعت از توقف آب در پای بوته ، تهویه هوای گلخانه ، رعایت فاصله بین گیاهان ، از بین بردن گیاهان خودرو و میزبان آلوده از اهمیت خاصی در کنترل بیماری برخوردار است .
3- نام بیماری:   پوسیدگی آبکی
عامل بیماری : رایزوپوس
علائم
این پاتوژن چند میزبانه است و به خانواده کدوییان ، سیب زمینی سانان و توت فرنگی حمله می کند این عامل روی میوه های رسیده ایجاد لکه های قهوه ای وسیع آبکی می کند پس از مدتی کوتاه لکه ها از کپک سفید و بعد سیاهرنگ پوشیده می شوند آنزیم پلی گالاتلورانازه از جانب پاتوژن سبب تخریب میوه می شود .
کنترل
ممانعت از زخم در ضربان ، تهویه هوای انبار میوه و پایین نگهداشتن دمای انبار میوه .
4- نام بیماری : سفیدک سطحی
عامل بیماری : اسفتئروتئا هونولی
علائم
برگها و دمگلها بوسیله پوشش سفید رنگ پوشیده می شوند پیچیدگی برگ ، جمع شدن لبه برگها به طرف بالا توام با قرمز شدن سطح زیرین برگها از علائم بیماری است میوه ها نیز در صورت شیوع بیماری آلوده شده و نارس باقی می ماند .
کنترل
 سم پاشی مکرر با کاراتان و مورستان و ترکیبات گوگردی وبعد از برداشت نیز باید سمپاشی تکرار گردد.
5-  نام بیماری : پوسیدگی خاکستری
پوسیدگی خاکستری از بیماریهای سریع الرشد انباری در توت فرنگی است که عامل آن قارچ بوتریتیس می باشد این بیماری خیلی سریع انتشار می یابد و میوه ها را آلوده می کند ونیز باعث آلودگی میوه های نارس و فاسد شدن آنها می گردد.استفاده از سموم توپسین ام و کاپتان از بروز این بیماری جلوگیری می کند  .
6 نام بیماری : ویروسها
بیماری ویروسی در کشت توت فرنگی خطر جدی حساب می شود ویروسها به اشکال متنوع بوته ها را مورد حمله قرار می دهند زرد شدن برگها ، کوتوله شدن بوته ها ، شکنندگی دمبرگها ، پیچیدگی برگها ، سبز رنگ شدن رنگ گلبرگها و کاهش شدید عملکرد از علائم بیماری ویروسی در گلخانه ها می باشد . چون هیچ گونه داروئی برای مبارزه با ویروسها کشف نشده پس بایستی از مزارع آلوده توت فرنگی نشاء تهیه نکرد و بلافاصله محل آلوده را از بین برد مبارزه پیگیر با شته های ناقل بیماری از راههای کنترل بیماری است

 

  نظرات ()
زراعت یونجه نویسنده: مهندس علیرضاآقایی میبدی شماره نظام مهندسی 0709024229مسئول فنی گلخانه بامجوز سازمان نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی استان تهران - ۱۳٩۱/٦/۱

کشت یونجه

۱- آماده سازی زمین :
یونجه گیاهی چند ساله است، لذا بازدن شخم عمیق ،دیسک ،لولر بسترکاشت آماده می شود.خاک های خوب وحاصل خیز با کلسیم کافی برای یونجه مناسب( واکنش خاک۵/۷-۵/۶= PH )است.

۲-تناوب زراعی:
عمرمفید واقتصادی یونجه درمواردی ۷-۵ سال است وبعداز برگرداندن یونجه بعلت تثبیت ازت در خاک بوسیله ازتوباکترهای ریشه گیاه کاشت نباتات وجینی مانند سیب زمینی – غلات – یونجه درنظرگرفته می شود.

۳- تاریخ کاشت:
یونجه را می توان دردو فصل پائیز و بهار کاشت نمود .کاشت پائیزه برکاشت بهاره ارجحیت دارد. کاشت پائیزه در مناطق سرد استان اوائل شهریور ماه ودرمناطق سردمعتدل تا اواسط شهریورماه کشت انجام گیرد.کشت بهاره: دربهار معمولا”بعداز رفع سرمای بهاره از نیمه دوم اردیبهشت ماه الی خردادماه انجام داد.

۴- عمق وروش کاشت:
عمق کاشت بذر حدود۲-۱ سانتیمتراست البته باتوجه به نوع خاک،عمق کاشت می تواند تغییریابد. درخاکهای رسی وسنگین کمترودرخاکهای شنی و سبک عمق کاشت میتواندکمی بیشترشود.بذرپاشی یونجه به دوطریق صورت می پذیرد.۱- دستپاش ۲- ماشینهای بذرافشان ازنکات مهم دربذرکاری یونجه ،این است که سعی شود بذر بطوریکنواخت درسطح مزرعه پخش شده وبه اندازه کافی باخاک پوشیده گردد.

۵- مصرف کودهای شیمیایی:
براساس آزمون خاک میزان کود مورد نیاز و روش مصرف کود شیمیایی در زراعت یونجه تعِِیین گردد. کودهای شیمیایی فسفره، پتاسیمی و برخی از کودهای ریزمغذی قبل از کشت مصرف گردند. با توجه به اینکه یونجه از خانواده لگومینوز بوده و قادر به تثبیت ازت هوا توسط باکتریهای موجود در گره های ریشه که عمدتاً از خانواده ریزوبیوم می باشد لذا مصرف ۲۵ کیلوگرم ازت خالص در هکتار (هنگام آماده سازی زمین) قبل ازکاشت توصیه می شود ( به منظور افزایش کارایی جذب ازت هوا توسط این میکروارگانیسم ها حتی المقدور از مصرف کود ازته خودداری گردد). با توجه به اثرات مفید کودهای پتاسیمی بر خصوصیات کمی و کیفی یونجه و برابری نیاز غذایی یونجه به عناصر ازت و پتاسیم، در صورت توصیه کارشناس، مصرف این کود الزامی است. در سال دوم درصورت بروز علایم کمبود عناصر غذایی به منظور بررسی وضعیت تغذیه ای کشت یونجه با مشورت کارشناس تغذیه و با انجام تجزیه برگ و آزمون خاک، کود مورد نیاز تعیین و توصیه می گردد.

۶- میزان و نوع بذر مصرفی و تراکم بوته:
استفاده ازاکوتیپ های یونجه همدانی مانند(قهاوند ، فامنین و کوه زره ) دراستان توصیه می شود.
از ارقام خارجی رقم یونجه دیابلوورده دراستان دارای عملکرد بالایی می باشد.تراکم لازم برای تولید علوفه یونجه، مصرف میزان ۳۰- ۲۵ کیلوگرم بذر و فاصله ردیف کاشت ۵۰ سانتیمتر درهکتاراست.بیشترین عملکرد علوفه از مصرف این مقداربذر وفاصله ردیف کاشت ۱۶ تن علوفه خشک درهکتارحاصل شده است.تراکم لازم برای تولیدبذر، مصرف مقدار ۱۵-۱۰ کیلوگرم بذرموقع کاشت درهکتاربافاصله ردیف کاشت۵۰ سانتیمترمناسب است. که بکاری این تراکم دراستان ، دارای بیشترین عملکرد بذری باتولید ۵۰۰ کیلوگرم بذر درهکتار بوده است.

۷- آبیاری یونجه:
یونجه در اوائل کاشت به ویژه در مرحله جوانه زنی به کم آبی و شوری خاک حساس است .بعد ازآبیاری اول برای جلوگیری از سله بستن بعد از سه روز آبیاری تکرارشود و بعداز سبز مزرعه،بسته به توع بافت خاک، مرحله فیزیولوژیکی رشد و شرایط آب و هوایی محل کشت دور آبیاری بین ۱۲-۷ روز می باشد.

۸- کنترل علفهای هرز:
۱- مبارزه مکانیکی: زدن کولتیواتوربین ردیفهای یونجه .
۲-مبارزه شیمیایی: مصرف علفکش داکتال قبل از سبزشدن علف های هرز به میزان ۱۲- ۸ کیلوگرم درهکتار.
کنترل سس: روش مبارزه با سس یونجه: به دو روش می توان مزرعه را از سس پاک نمود.۱- مبارزه مکانیکی : در صورت مشاهده لکه آلوده به سس، آن قسمت از مزرعه را کاملا” سوزانده وجهت به تأخیر انداختن رشد یونجه روی آن قسمت کاه ریخته شود.۲- مبارزه شیمیایی :استفاده ازسم پاراکوات ۵-۳ لیتردرهکتار درجاهایی که علف هرز سس وجود دارد.
کنترل آفت سرخرطومی برگ یونجه:۱-چراندن مزرعه یونجه پس ازبرداشت چین آخردراواسط آبان ماه توسط دام۲- سوزاندن بقایای یونجه دراواخرزمستان وهم زمان باشروع رشد رویشی یونجه باشعله افکن ۳- سم پاشی مزرعه توسط سمومی نظیرفوزالن،دورسبان ودیازینون درزمانیکه حداکثر جمعیت آفت را لاروهای سن ۲ تشکیل میدهند(بابررسی دقیق ومرتب جوانه های انتهایی گیاه یونجه) ۴- برداشت زودترمحصول یونجه درچین اول.
کنترل بیماری ها:۱-بیماری لکه قهوه ای یونجه که دربعضی ازمزارع استان مشاهده شده است بعدازبرداشت چین اول با قارچکش بنومیل ۵/۲-۲ درهزارسمپاشی گردد۲- بیماری باکتریایی پنتیوم یونجه، دراوائل فصل بهاربه علت رطوبت مشاهده شده است وباگرم شدن هوا ازبین میرود درصورت مبارزه باسم ردومیل(گرانوله) براساس دستورالعمل آن مصرف میشود.

۹- زمان برداشت:
الف- برداشت علوفه چین اول یونجه تازه کشت شده براساس زمان رشد ودرمرحله ۷۵%-۵۰%گلدهی وبیشترانجام میشودولی درچینهای بعدی در مرحله ظهور ۱۵-۱۰% گلهای بنفش در مزرعه بوده زیرا دراین زمان یونجه دارای بیشترین کیفیت علوفه می باشد. توجه گردد در این زمان طول ساقه ها ی جدید یونجه اززمین ۵ وازمحل طوقه ۳-۲ سانتیمترباشد.
ب- برداشت بذر: قطع آبیاری مزرعه بذری یونجه درمرحله شروع به قهوه ای شدن غلاف هاوبرداشت غلافهای بذری درمرحله ۵۰% قهوه ای شدن آنهاانجام میگردد.

۱۰- روش برداشت علوفه:
درزراعت های بزرگ باماشین موورانجام میگردد وسپس با دستگاهی به نام ریک علوفه ردیف شده و بعداز ۷۲-۴۸ ساعت هواخوری با ماشین بسته بندی (بیلر) شده وپس از جمع آوری بسته ها به انبار جهت مصرف حمل میگردد.
برداشت بذر: باکمباین مخصوص برداشت نباتات دانه ریزقابل برداشت میباشد.ومحصول بذری بعدازاستحصال باید بوجاری وسس گیری وکیسه گیری شود.

  نظرات ()
مطالب اخیر پرورش و نگهداری گل شیپوری بیماری ها تولید و پرورش انگور راههای شناسایی کمبودموادغدایی میخک نکاتی در مورد کاشت و نگهداری چمن بیماریهای گوجه فرنگی کلسیم اثر دمای بالا علائم کمبود در گندم و جو و سورگوم
کلمات کلیدی وبلاگ قارچ (۱) گندم (۱) گوجه (۱) گوگرد (۱) لیلیوم (۱) مانکوزب (۱) نماتدبرگی (۱) هیومیک اسید (۱)
دوستان من دوستان تک درخت ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب